
اين كشور پس از تحولات جنگ سرد براي نخستينبار از گاز به عنوان ابزاري سياسي درجهان استفاده كرد كه نابسامانيهاي زمستان ۲۰۰۶ ـ ۲۰۰۵ را به دنبال خود داشت. جنگ انرژي ميان روسيه و اروپا امروز با دو خط لوله جريان جنوبي و شمالي كه قرار است مسيرهاي انتقال گاز را تغيير دهند وارد فاز تازهاي خواهد شد، اما تنها كشورهاي اروپاي باختري و مركزي واردكنندگان نفت و گاز روسي نيستند و در شمال اروپا نيز اين كالاي استراتژيك مشترياني دارد. فنلاند همسايه بزرگ اروپايي روسيه است كه آخرين درگيري جدي ميان دو كشور را ميتوان جنگ زمستاني دانست يكي از خريداران است.
مناسبات انرژي ميان مسكو و هلسينكي در سالهاي گذشته براساس كميسيون انرژي نورديك تعريف شده است. اين كميسيون كه متشكل از كشورهاي حوزه نورديك است با حضور بخش شمال غربي روسيه تشكيل جلسه ميدهد و برنامه اصلي آن كنترل روند سرمايهگذاري و انتقال به منطقه اروپاي شمالي است. كارگروه بالتيك زيرشاخهاي مهم از اين كميسيون به شمار ميرود كه كشورهاي همسايه جنوبي درياي بالتيك را نيز شامل ميشود. نخستين جلسه اين گروه سال ۲۰۰۵ در ريكايويك پايتخت ايسلند تشكيل شد كه توافقنامه سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ اولين مصوبه آن به شمار ميرود.
تنظيم قراردادها براساس پيمان كيوتو و در كنار آن انرژيهاي بيو مانند نفت و گاز از جمله مواردي بود كه در اين قرار داد به همراه انرژي الكتريكي و اتمي اشاره شده بود. فنلاند در سال ۲۰۰۶ ميزبان اجلاس همكاريهاي انرژي روسيه واتحاديه اروپا بود كه پس از بحران گازي ميان كييف و مسكو پيش آمد.
سه كشور استوني، لتوني و ليتواني جمهوريهاي باقي مانده از دوران شوروي در حوزه بالتيك هستند كه به سامانه انتقال انرژي شوروي متصل بوده وآنها راه ديگري براي تامين انرژي مورد نياز خود به غيرمسير روسيه ندارند. اين كشورها تا كنون و طي سالهاي گذشته با توجه به عضويت در اتحاديه اروپا و ناتو توانسته مناسبات متعادلي را با روسيه داشته باشند اما در نهايت طرف روسي تلاش ميكند تا كشورهاي فوق را از مسير انتقال انرژي حذف كند. در همين حال سوئد به پروژه خط لوله شمالي گاز اروپا بسيار اميدوار است كه قرار بود سال ۲۰۱۰ براساس برنامه اجرايي شود كه به سال ۲۰۱۲ موكول شده است. اين پروژه همانند ديگر پروژهاي روسي انتقال انرژي با هدف حذف واسطهها و ارتباط مستقيم با خريداران نهايي شده و خط لوله اروپاي شمالي با حذف اوكراين، لهستان و بلاروس مشتريان را در آلمان، بلژيك، هلند و بريتانيا از گاز روسي بدون واسطه از انرژي بهرهمند ميكند.
اين خط لوله قادر خواهد بود مسيري ميان كشورهاي هلند و بلژيك و آلمان بر قرار كند. به رغم آنكه اين مسيرهاي جديد ميتوانند كاملاً سياسي باشند، اما نبايد فراموش كرد كه روسيه اهداف اقتصادي بزرگي را براساس استراتژي انرژي كه در سال ۲۰۰۳ به تصويب رسيد در سر ميپروراند. اين خط لوله ميتواند فناوري روسي را براي انتقال انرژي به مسيرهاي دور بيازمايد. در عين حال و همانطور كه اشاره شد خط لوله گاز شمال اروپا اين فرصت را به روسيه ميدهد كه با مشتريان خود بدون حضور كشورهاي چون اوكراين كه مشكلات فراواني را براي مصرف كنندگان و توليدكننده انرژي اروپا ايجاد كرد بود، امنيت صادرات گاز را تضمين كند.
در عين حال خط لوله فوق جايگاه كشورهاي حوزه جنوبي بالتيك را به طور چشمگيري كاهش خواهد داد و بسياري از بحرانهاي منطقهاي حل و فصل ميشوند. در منطقه اسكانديناوي فنلاند بزرگترين خريدار انرژي روسيه است. اين كشور به غير از نفت و گاز در تبادلات الكتريسيته نيز جايگاه ويژهاي دارد. با توجه به سياست كلي كه در اروپا وجود دارد كشورهاي خريدار انرژي واردات خود را به انرژي الكتريسته تبديل كرده و وارد شبكه داخلي ميكنند. هلسينكي و مسكو در مبادلات انرژي خود روزهاي روشني را پشت سر گذاشته و تا كنون بحرانهايي ميان آنها رخ نداده است. در حال حاضر، برنامه توسعه دولت روسيه در رشد صنايع در اين كشور با چالشهايي روبهرو شده و تكثر در مسيرهاي انتقال انرژي را ميتوان به عنوان يك هدف اصلي در نظر گرفت.
در همين حال خط لوله كه ساحل اودسا را به لهستان متصل ميكند از برنامههايي است كه قرار است نفت و گاز خزر را به عنوان يك طرح جايگزين براي روسيه منتقل كند كه به نظر نميرسد اين برنامه نيز چندان موفقيت آميز باشد. فضاي كنوني حاكم بر روند انتقال انرژي در اروپا به گونهاي است كه همه چيز به مسكو باز ميگردد زيرا هيچ كدام از تأمينكنندگان منابعي مانند روسيه ندارند.