کد خبر: 451151
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
چرا شان‌بائر و جاش‌فتال پس از آزادي مثل توريست‌هاي ساده لوح حرف نزدند؟!
زینب شریعتی

زینب شریعتی | دو جاسوس امریکایی طبق حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی‌ و بنابرآنچه رأفت اسلامی‌خوانده شد، آزاد شدند و هنوز مهر آزادی‌شان خشک نشده، در یک کنفرانس مطبوعاتی در نیویورک، به رسم سیاست امریکایی‌ها، زبان به دروغ گشودند و از شکنجه شدن‌شان در ایران گفتند و در این غلو امریکایی تا جایی پیش رفتند که زندان‌های جمهوری اسلامی ‌را با گوانتانامو همسان دانستند!

جاسوسان امریکایی دستگیر شده در ایران، البته سه نفر بودند که يکی از آنها به دلیل زن بودن! شهریور سال گذشته و قبل از برگزاری دادگاه توسط جمهوری اسلامی‌ ایران آزاد شده بود. آزادی این جاسوسان، چه آن یکی‌شان در شهریور سال گذشته و چه این دو نفر دیگر در شهریور امسال و اعلام آن توسط رئیس‌جمهور با اعتراضاتی در فضای رسانه‌ای ایران مواجه شد. گرچه امریکایی‌ها طبعاً از آن استقبال کردند.
در این باب چند نکته قابل تأمل است: 

‌اول آنکه هر اهل سیاست و تعقلی می‌داند که نباید از جاسوسان امریکایی توقع دیگری داشته باشد. درست است که دولت امریکا از همان جولای ۲۰۰۹ که ‌شان بائر و جاش فتال و سارا شورد به جرم ورود غیرقانونی به ایران دستگیر شدند، آنان را نه جاسوس که توریست‌های ساده لوحی دانست که برای گردش! به کردستان عراق آمده و راه را گم کرده و وارد مرزهای ایران شده‌اند؛ ولي ما نه هیچ وقت باور کردیم و نه باید متوقع باشیم که جاسوسان امریکایی، وقتی از صدقه سر تدابیر اندیشیده شده در جمهوری اسلامی ‌و براساس مصالح نظام آزاد می‌شوند، بروند در کنفرانس مطبوعاتی‌شان در نیویورک، مثل توریست‌های ساده لوح از پذیرایی و انسان دوستی دستگاه قضائی ایران یا مسئولان زندان اوین تعریف کنند. نباید متوقع باشیم که جاسوس تربیت یافته در سازمان جاسوسی امریکا، در کنفرانس مطبوعاتی‌اش صادقانه از قاضی ایرانی بگوید که دستور داده بود «اگر غذای ایرانی دوست ندارند، از سفارت سوئیس برایشان غذا آورده شود.» 

جاسوسان امریکایی تربیت شده‌اند که گزارش‌ها و اخبار و وقایع را، آنچنان که حاکمان امریکا می‌پسندند، به عنوان گزارشات مستند به خورد افکار عمومی ‌بدهند و اخبار واقعی و گزارشات صادقانه را به لیست محرمانه‌های سی ‌آی ای بفرستند. بدیهی است در تحلیل‌ها و تصمیمات برخاسته از آن تحلیل‌ها، همین گزارشات صادقانه و البته محرمانه، مدنظر قرار می‌گیرند؛ ولی آیا لازم است افکار عمومی‌هم در جریان آنها باشند؟! پاسخ دولتمردان امریکا به این سوال یقیناً «خیر» خواهد بود. 

از قضا، همین دروغ‌های بائر و جاش فتال نشان می‌دهد که آنان توریست‌هایی ساده لوح نیستند. چه آنکه توریست دلیلی بر دروغ گفتن ندارد. گرچه به هر روی باید بابی‌هم بر فشارهای دولت امریکا بر جاسوسان آزاد شده اش باز کرد. جالب آنکه جاسوسان امریکایی ملاک برای انتقاد از وضعیت زندان‌های ایران و بد بودن یک زندان را گوانتانامو می‌دانند؛ یعنی زندانی که خود تحت مدیریت آمریکایی‌هاست! 

نکته دوم آنکه، گرچه رعایت حقوق بشر توسط غرب و نقض آن در ایران، هماره سرفصل ادعاها و رجزخوانی‌های غربی‌ها علیه جمهوری اسلامی ‌بوده، اما آنکه همیشه این حقوق بشر را نقض کرده، خود غربی‌ها بودند و آنکه به سبب آموخته‌های دینی و برخاسته از هویت ملی‌اش، حقوق بشر را، آن هم نه این ورژن مبتذل و سر و ته زده شده و گنجانده شده در ظرف منافع غرب که آن حقوق بشر اصیل اسلامی‌ را رعایت کرده، جمهوری اسلامی‌ایران بوده است. 
شهرزاد میرقلی‌خان بیش از سه سال است که به اتهام واهی خرید عینک دید در شب، در زندان‌های امریکا تحت شکنجه قرار گرفته و دولت امریکا در مورد آن به هیچکس پاسخگو نیست. البته اگر غیر از جمهوری اسلامی‌ و خانواده شهرزاد کسی در این زمینه سوالی از امریکایی‌ها بپرسد!
جمهوری اسلامی‌می‌توانست و این حق را هم داشت که سه جاسوس امریکایی را تا زمان اتمام دوره محکومیت‌شان در ایران نگه دارد و توجهی هم به آنچه که در نظام قدرت‌مدار بین‌الملل، حقوق بشر نامیده می‌شود، نکند. در این صورت، حالا کسی هم از خیل جماعت داخل کشور متعرض نظام نمی‌شد که این چه رأفت اسلامی‌ای است که دو سال پیاپی در آستانه سفر رئیس جمهور به امریکا، به غلیان درآمده و عزت ما را خدشه‌دار کرده و آخرش هم ره به جایی نمی‌برد و کسی هم که ایران را به سبب این مهربانی تحسین نمی‌کند! حالا دلمان هم نمی‌سوخت که جاسوسان امریکایی نمک خوردند و نمکدان شکستند و از این قبیل حرف‌ها! اما آیا میان سیاست اسلامی ‌و سیاست امریکایی نباید تفاوتی باشد؟
شاید گاهی و خصوصاً این روزها و در هفته دفاع مقدس، لازم باشد رفتار رزمندگان‌مان را با اسرای عراقی مرور کنیم... 

نکته سوم آنکه، هر قدر هم غلیان رأفت اسلامی ‌را بپذیریم، نمی‌شود از نظر دور داشت که آزادی این جاسوسان، تدبیری اندیشیده شده توسط مسئولان جمهوری اسلامی‌ بوده که بنابر اعتماد به مسئولان، باید پذیرفت که يقیناً مصلحتی بالاتر بر آن سایه افکنده که نظام را به اتخاذ چنین تصمیمی ‌واداشته است. 

با این وجود، ذکر این انتقاد از مسئولان امر به قوت خود باقی است که اولاً وقتی در چارچوب مصلحت‌های نظام چنین تصمیمی‌ اتخاذ می‌شود، لازم است اعلام عمومی‌آن تصمیم از مراجع ذی‌صلاح صورت گیرد که هم خالی از هر شبهه قهرمان‌سازی و به نام خود تمام کردن دیگران باشد و باب بهره‌برداری‌های شخصی را مسدود کند و هم اینکه این تدبیر به گونه‌ای اندیشیده شود که در جای مناسب و با گرفتن امتیازات لازم از طرف مقابل به مرحله اجرا برسد. به نظر می‌رسد جای آن بود که دو جاسوس امریکایی نه در قبال ۵۰۰ هزار دلاری‌های پادشاه عمان، بلکه در ازای آزادی ایرانیان دربند امریکا یا گرفتن امتیازاتی از این دست آزاد شوند. 
عدم بیان واقعیت به مردم هم، چیزی است که هم در مرحله اول نارضایتی از این تصمیم را موجب می‌شود و هم آنکه در مرحله دوم، مردم را نسبت به اخبار اعلام شده، بی‌اعتماد می‌کند. شاید بهتر آن بود که از ابتدا علت آزادی این دو جاسوس امریکایی، نه فقط رأفت اسلامی‌که در کنار آن، رعایت مصالح نظام بیان شود. 

شاید این طور وقت‌ها که در وقایع بین‌الملل آنچنان که انتظار داریم، نمی‌توانیم قدرتمند ظاهر شویم، به جای غرولند کردن، لازم باشد که کمی‌ به خود آییم و ببینیم چه اتفاقی در داخل افتاده که کمی ‌از آن وجهه ‌قدرتمند بین‌المللی‌مان دور شده‌ایم. توقع نداریم که خارجی‌ها، از آب گل آلود اتفاقات داخلی، ماهی نگیرند؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار