سایت بسیج هنرمندان، در یادداشتی در خصوص مواضع اخیر خانه سینما آمده است: واقعیتش را بخواهید نوشتن از خانه سینما، برای من یکی شده معضل. یا به عبارت دیگر یک شوخی کاملاً جدی.
خانه سینما به من روزنامهنگار اجازه یک استراحت یک هفتهای هم نمیدهد. آیا این واقعاً انصاف است؟ آیا واقعاً این دموکراسی است؟ خانه سینما چه تعهدی به رعایت حقوق بشر دارد که اجازه نمیدهد یک هفته هم که شده اصحاب رسانه به مسئلهای غیر از خانه سینم بپردازد؟
از وضع زننده میهمانان خانه در جشن خانه سینما تا چند سال جولان ضد انقلاب در سخنرانیهای آن و حالا بیانیه رسمی خانه در مورد متهمان امنیتی و بعد هم توضیح پشت توضیح که ما منظورمان این بود و این نبود!!!
خدا رحمت کند مرحوم حاج شیخ احمد کافی را که در سخنرانیهایش گاه و بیگاه میخواند: زلیخا مرد از حسرت که یوسف گشت زندانی/چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ صمیمانه بگویم، اقدامات نه، بلکه جلب توجههای این روزهای "خانه سینما" مصداق بارز یک عشق زلیخایی است که آخرش میرسد به زندانی کردن یوسف.
ماجرا از این قرار است که در شاهکار جدید آقای توحیدی و عسکرپور و همکارانشان، اظهار نظری درباره یک پرونده امنیتی حساس صورت گرفته و ضمن درخواست بی پایه برای آزادی "همکاران خانه سینما" از بازداشت، این برهان ارائه شده که اگر صدا و سیما مستندهای دوستان ما را میخرید، اینها هم مجبور نمیشدند مستندشان را به دشمنان بفروشند.
این در حالی است که خانه سینما به احتمال قریب به یقین اساساً نمیداند چه چیزهایی به عنوان مستند به دشمن فروخته شده است؟ همچنین خانه سینما به احتمال قریب به یقین اساساً نمیداند اتهام هر یک از متهمین دقیقا چیست؟
باز هم خانه سینما به احتمال قریب به یقین اساساً نمیداند شبکههایی امثال بیبیسی چه فیلم گرفتههایی را به عنوان مستند میخرد و پخش میکند؟ و علی هذا خانه سینما به احتمال قریب به یقین اساساً نمیداند، محتوای راشهای فروخته شده حتی در بیبیسی هم قابل پخش است یا برخی از آن فقط به درد برادران متعهد و دردمند mi۶ میخورد و بس...
و به همین دلیل خانه سینما به احتمال قریب به یقین اساساً نمیداند، فلان فیلم ایرانی که به نام بازار فساد با استفاده از مشابه همین مستندسازی هم اکنون در محافل ضد انقلاب در اروپا پخش میشود هم احتمالاً از میان همین مستندسازی و قاعدتاً همین حمایتهای کورکورانه دشمن شاد کن امثال آقایان در آمده است.
و باز چند سؤال:
۱. اگر فردی که عضو خانه سینماست به اتهام قتل یا اختلاس دستگیر شود آیا خانه سینما از او حمایت میکند؟
۲. آیا در میان هر طبقه شریفی، انسان متخلف و حتی خائن وجود ندارد؟
۳. چه تقدسی و حصار الهی در عضویت و همکاری به خانه سینما است که به استناد آن خانه از هر جنایتی از طرف اعضا خود حمایت میکند؟ یا خانه سینما، سینماگران را انسانهای مقدسی میداند که امکان خطا و اشتباه ندارند؟
۴. اصرار خانه سینما در صنفی و بالتبع آن هنری جلوه دادن برخی اعضای متخلف خانواده سینمای ایران چیست؟
۵. اساساً چه ساز و کاری برای صدور بیانیه و اظهارنظر در خانه سینما وجود دارد که در برخی موارد بسیاری از هیئت مدیره نیز از صدور بیانیه و موضع گیری آن بیخبرند؟
و نکته بسیار مهم پایانی این است که خانه سینما در یک اقدام بسیار قابل توجه، چه در جشنها و چه در نامهها و بیانیهها سعی میکند با جانبداری لفظی از برخی عناوین مقدس مانند راه امام خمینی و انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی برخی از نقائص و مشکلات خود در تحلیل و حرکت را پنهان کند. فارغ از اینکه همان امامی که در بیانیه دشمن شاد کن اخیر از ایشان نام برده شده، بارها فرمودند "اگر دشمن از شما تعریف کرد بدانید که اشتباه میروید".
خانه سینما به عنوان صدق موضعگیریهای عجیب و غریبش - که برای رسانهها بیشتر جلب توجه میکند تا فعالیت – میتواند گزارشی ارائه کند که با توجه به این همه دم زدن از امام و آرمانهای انقلاب اسلامی اقدام عملیاش برای زنده ماندن چنین اهدافی در خانواده بزرگ سینما چه بوده است؟
خانه سینما برای اصلاح وضعیت اسف بار حجاب و مدگرایی بسیاری از خانواده عظیم سینما چه کرده و اگر قرار به دلسوزی این تشکل صنفی به قول خودش انقلابی است، چند بیانیه و خواهش و ارشاد از خانه سینما برای آرمانهای اسلام و انقلاب و همان جانبازهای مظلوم انقلاب از این تشکل به ثبت رسیده است؟ قطعاً زمان، پشت پرده بسیاری از این سؤالات و تأملات را مشخص خواهد کرد.