
آنان كه در شرايط بسيار حساس با تحمل مشكلات ايستادگى كردند و با سلاح علم و عمل در دفاع از حق، از هيچ چيز دريغ ننمودند. هرچند كه گاه معاندان معنويت به مخلصين درگاه ولايت اجازه ندادند آزادانه مفسر و مبين حقايق باشند، لكن آنان با استفاده از فرصتهاى محدود پيش آمده، به هر نحو ممكن به دنبال متوجه كردن افراد بودند. آنان چون پدرانى مهربان و دلسوز، پا به ميدان گذاشتند و با قاطعيت، هرچه را كه در توان داشتند، خالصانه در طبق وجود گذاشتند. آنان به دنبال مزد و پاداش نبودند، بلكه مىخواستند به وظيفه خود عمل كنند و توانستند با مواقف شجاعانه، نقشههاى شومي را كه مسير حق را تغيير ميدادند، نقش بر آب كنند.
اين سؤال باقى است كه چرا بعضى خود را، از ما (پيروان مكتب اهل بيت) مىدانند، لكن در گودال منحرفان افتادهاند و هر چند بار، بانگ نامردى سرمىدهند، پس سجده شكر به جاى آريم كه خداوند به ما اين توفيق را داده كه حقيقت را بيابيم و به دور از القائات شيطان، حافظ شعائر الهى باشيم.
آنان كه به شعائر الهى هجوم ميبرند و هر چند گاه شبههاى مىافكنند و با طرح شبهات واهى، روزى مىگويند در زمان حضرت صديقه شهيده(س)، خانه در نداشته كه واقعهدار ثابت شود، بلكه پرده بوده است. روز ديگر زيارت عاشورا را زير سؤال مىبرند و روزى به حديث كساء هجوم مىبرند و... اينان از رحمت الهى به دورند و عمق اين فاجعه را درك نمىكنند، زيرا به محبت واقعى اهل بيت(ع) نرسيدهاند و با كلام و برداشت ناقص خود مىخواهند، ديگران را از اين نعمت الهى محروم سازند، لكن غافلند كه «للكعبه رب يحميه.»
يكى از كسانى كه تحول عظيمي در حوزه ايجاد و شاگردانى فاضل و متدين تربيت كرد و در جهت تقويت مذهب و دفاع از كيان تشيع و شعائر الهى، بخصوص اثبات مصايب صديقه شهيده، فاطمه زهرا (س) تلاش فراوان كرد و تمام مشكلات و مصايب را تحمل كرد، مرحوم فقيه مقدس، ميرزا جواد تبريزى(قدس سره) است. آن پير ولاء كه تمام هستى خود را در اين راه فدا كرد و در طول حيات پربركت خود اجازه نداد عدهاى با برداشت غلط، عقايد باطل خود را در جامعه منتشر سازند.
آن شخصيت عظيمالشأن كه با تلاش فراوان ابتدا نيمه شب در ساحت پروردگار سجده بندگى به جا ميآورد و بعد در حرم كريمه اهل بيت، فاطمه معصومه(س) حاضر مىشد و عرض ادب مىكرد و در آن مكان شريف به راز و نياز مىپرداخت و از اهل بيت(ع) مدد مىجست، بارها مىفرمود: «من طلبهاى بيش نيستم.» آنگاه بر كرسى درس و استفتا قرار مىگرفت و هر آنچه در تقويت مذهب و حوزه علميه و كيان تشيع ممكن بود، انجام مىداد و خالصانه از معتقدات و ضروريات مذهب دفاع مىكرد. هنگامى كه قلم به دست مىگرفت، جز رضاى پروردگار و اهل بيت(ع) چيز ديگرى را مدنظر نداشت. هر آنچه را براي تقويت مذهب صلاح مىديد، بر كاغذ مىآورد و شبهه را در دم خفه مىكرد و هنگامى كه مشاهده مىكرد به بعضى از مسلمات هجوم شده، شجاعانه وارد ميدان مىشد. همان تلاشها موجب پرورش فضلا و تحول فاطميه شد و فاطميه را به عاشوراى ديگري تبديل كرد.
اهتمام به مسائل اعتقادى
مرحوم ميرزا (قدس سره) به مسائل اعتقادى اهميت خاصى مىداد، بخصوص وقتى كه هجمه و تشكيكات شروع شد. ايشان هر سؤالى را كه احساس مىكرد لازم است جواب داده شود تا جلوى القاى شبهات گرفته شود، پاسخ مىداد و مىفرمود: «در اين زمان بايد به عقايد اهميت خاصي داد. مسائل اعتقادى نيز بايد با دقت جواب داده شوند. زمان، زمان فتنه است و عدهاى با هجمه به معتقدات مىخواهند، آنها را كمرنگ نشان دهند». ايشان به مسائل اعتقادى بهاى خاصى مىداد و سعى داشت هيچ سؤال حساسى را بى پاسخ نگذارد. ثمره آن همه تلاش و پاسخگويى، كتب عقايدى همچون «الأنوار الالهيه»، «ظلامات فاطمه الزهرا(ع)»، «الشعائر الحسينيه»، «اميرالمؤمنين علىبنابىطالب(ع)»، «بضعه المصطفى فاطمه الزهرا(س)»، «نفى السهو عن النبى»، «النصوص الصحيحه على الائمه اثنى عشريه»، «لبس السواد»، «زياره عاشورا فوق الشبهات» ، «فدك» و... هستند. كثرت استفتائات عقايدى ايشان در رد شبهات، سند محكمى است براى دفاع از مبانى بر حق تشيع كه گرهگشاى بسيارى از شبهات مطرح شده در جامعه است.
توسل به اهل بيت (ع)
يكى از صفات فقيه مقدس ميرزاى تبريزى (قدس سره) اين بود كه ايشان سعى مىكرد در تمام حركات و سكنات خود پيامى را به سايرين، بخصوص طلاب جوان برساند. در كارهايى كه در انظار مردم انجام مىداد، بسيار حساب شده و جهتدار عمل مىكرد. قبل از شروع درس در «مسجد اعظم» قم، بعد از ورود به مسجد دو ركعت نماز مىخواند و سپس دستهاى خود را به سوى آسمان بلند و دعا مىكرد، آنگاه براي درس به طرف منبر حركت مىكرد. اين كار در روحيه طلاب بسيار اثر ميكرد و مشاهده مىكردند كه اين مرجع با آن علم سرشار و موقعيت خاص، قبل از درس در مقابل پروردگار خود چنين تواضع و تضرع مىكند. اين رفتار كه نهايت بندگى را در آستان قدس ربوبى متجلى مىسازد، اسباب تقرب به بارگاه سرمدى را در وجود آدمى فراهم مىآورد تا گوى سبقت از ملائك بربايد و پاى به لامكانى نهد كه «قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»(۲۸) باشد. از اين رو خداوند رحمان، تواضع را سكوى عروج آدمى از فرش به عرش تلقى فرموده و امام صادق(ع) فرمودند: «فِيمَا أَوْحَى اللهُ عَز وَ جَل إِلَى دَاوُدَ عليه السلام يَا دَاوُدُ كَمَا أَن أَقْرَبَ الناسِ مِنَ اللهِ الْمُتَوَاضِعُونَ كَذَلِكَ أَبْعَدُ الناسِ مِنَ اللهِ الْمُتَكَبرُون»
ميرزاي تبريزي به اين وسيله مىخواست به همه بفهماند هركس مىخواهند، باشند، يك انسان متدين بايد در تمام كارها متواضع باشد، به خدا پناه ببرد، به اهل بيت(ع) متوسل شود و از آنان مدد بجويد.
لزوم توجه به عقايد شيعه
بسيارى از جوانان مؤمن و متدين خارج از كشور، بخصوص حوزه خليجفارس، در مناسبتهاى مختلف، به ديدار مرحوم ميرزا (قدسسره) مىآمدند و طلب نصيحت مىكردند. آن فقيه راحل در اين ديدارها آنان را به اهميت دادن به تكاليف شرعى توصيه مىفرمود و به ثابت قدم بودن در عقايد حقه تشيع فرامىخواند و مىفرمود: «امروز تشيع مورد هجمه قرار گرفته و عدهاى مىخواهند با سست نشان دادن معتقدات شيعه، جوانان را منحرف سازند و با استفاده از هر ابزارى، مخصوصاً به وسيله افراد بىسواد، جوانان را نسبت به مذهب سست كنند. شما بايد با مراجعه به علماى ولايى و فضلاى متدين، عقايد خود را محكم سازيد و در مقابل شبهاتى كه مطرح مىشوند، ايستادگى كنيد و از معتقدات شيعه كه دين به واسطه آنها زنده است، پاسدارى كنيد! شما جوانان موظف هستيد كه با رجوع به علماى متدين و مؤمن كه فقط براى رضاى خدا و اهل بيت(ع) گام برمىدارند، معتقدات صحيح را از آنان جويا شويد و اجازه ندهيد بعضى از افراد كه معلوم نيست با چه غرض دنيوى، القاى شبهه مىكنند، در اجتماع جاى باز كنند.»
مواضع شجاعانه در رد شبهات
مرحوم ميرزا به عنايت مولانا و مقتدانا ولى عصر(عج)، براى رد شبهات و دفاع از كيان تشيع در هر لحظه و مكان آمادگى داشت و هر آنچه كه در توان داشت، به كار مىبرد و هيچ چيز مانع ايشان نمىشد. اين مواقف و ايستادگىها در جامعه نتايج پربارى داشت، به طورى كه حركت ايشان، بيدارى مؤمنين و طلاب حوزه را به دنبال داشت. افكار غلط مطرح شده مىرفت تا در ذهنها جاى گيرد و زمزمه تشكيكات گسترش پيدا كند، لكن مرحوم ميرزا با موضعگيرىهاي شجاعانه و رد شبهات، مشككين را سر جاى خود مىنشاند و حقايق را بر مؤمنين روشن مىكرد. اين ايستادگىها موجب شد تا صدها كتاب در موضوعات مختلف، بخصوص ماجراى شهادت حضرت فاطمه(س) به رشته تحرير درآيد و اهل منبر با طرح شبهات، در رد كلمه باطل و تثبيت كلمه حق سخن بگويند و آنگونه عمل كنند كه جامعه در حفظ شعائر از ايشان الگو بگيرد.
تأثير حركت مرحوم ميرزا به حدى بود كه ايام فاطميه كه در اكثر مكانها كمرنگ برگزار مىشد، به يك عاشوراى ديگر تبديل شد. موضعگيرى مرحوم ميرزا تحول عجيبى را در قلوب طلاب ايجاد كرد. شايد مسائل اعتقادى بدان صورت كه توقع مىرفت، در حوزه مورد توجه قرار نمىگرفتند و يا طلاب به رد شبهات اهميت نمىدادند، لكن موضعگيرى مرحوم ميرزا در مقابل منحرفين از خط ولايت، سبب شد كه احساسات طلاب تحريك شود و احساس كنند علاوه بر درس كه بايد بدان توجه خاصى داشته باشند، دفاع از حريم ولايت وظيفه سنگين ديگرى است كه به دوش دارند. امروز هزاران طلبه جوان با الهامگيرى از آن مدرسه ولاء، شب و روز در محبت اهلبيت(ع) و تقويت مذهب تلاش مىكنند و در نهايت اين عظمت، يادگار آن مرجع عظيمالشأن است و به يقين توفيقى كه به تلاش مرحوم ميرزا حاصل شد، جز با عنايت و توجه ولى عصر(عج) ميسر نمىگرديد.
در نهايت اين توفيق بدان منجر شد كه در قرن اخير يكى از بارزترين پرچمداران مدافع خط راستين اهل بيت(ع) فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى است. آن فقيه فرزانه با دل و جان به فاطمه زهرا (س) عشق مىورزيد و مىگفت: «با تأسى به سيره فاطمه زهرا(س)، راه بندگى و تهذيب نفس را بياموزيد كه بى ولاى فاطمه، راه رفتن بر روى زمين، غاصبانه است.
از پيامبر(ص) سؤال كردند، مهر فاطمه را در دنيا دانستيم، صداق او در سماء چيست؟ فرمود:«كَانَ مَهْرُهَا فِي السمَاءِ خُمُسَ الْأَرْضِ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُغْضَباً لَهَا وَ لِوُلْدِهَا مَشَى عَلَيْهَا حَرَاماً إِلَى أَنْ تَقُومَ الساعَه«
دفاع از حريم ولايت
يكى از صفات مرحوم ميرزا جواد تبريزى، صراحت و قاطعيت در عقايد و شجاعت در ابراز آنها بود. بارها اتفاق افتاد بعضى از اشخاصى كه انحراف اعتقادى داشتند، درخواست ملاقات مىكردند. مرحوم ميرزا مىفرمود: «اين شخص حق ندارد بيايد. اول بايد عقيده خود را اصلاح كند، بعد اگر حرفى دارد، بيايد.» و به ندرت قبول مىكرد كه اينگونه افراد خدمتش برسند. اگر هم آنها را به خدمت مىپذيرفت، اشتباهاتشان را تذكر مىداد. به ايشان به واسطه استفتا، جواب شبهات را مىداد و موضعى را مىگرفت كه بقيه متوجه و مواظب كار و حرفهاى خود باشند.
به مرحوم آقا خبر دادند شخصى به زيارت عاشورا اشكال وارد كرده و متأسفانه طلبه هم هست. آقا فرمود: «او طلبه نيست، مىخواهد با لباس روحانيت شهرت كسب كند و فكر مىكند با طرح اين افكار بزرگ مىشود، حال آنكه اين اشخاص عاقبت خوشى ندارند و چوب نادانى خود را خواهند خورد. خداوند به تمام عزيزانى كه در راه دفاع از عقايد شيعه و دفاع از مسلمات تلاش مىكنند، توفيق دهد. تا افراد متدين و فاضل وجود دارند، اين گونه افراد موفق به القاى شبهه نخواهند شد، زيرا طلاب متدين اجازه نخواهند داد. بر همه تكليف است كه از عقايد حقه مذهب دفاع كنند. به حرف اين اشخاص گوش ندهيد، اكنون زمان فتنه است و آشوب، پس بر طلاب است كه كلمات نورانى امير سخن(ع) را سرمشق قرار دهند كه فرمود: «مَنْ صَرحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التقْوَى عَنْ تَقَحمِ الشبُهَاتِ أَلَا وَ إِن بَلِيتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللهُ نَبِيهُ (ص) وَ الذِي بَعَثَهُ بِالْحَق لَتُبَلْبَلُن بَلْبَلَه وَ لَتُغَرْبَلُن غَرْبَلَه وَ لَتُسَاطُن سَوْطَ الْقِدْرِ حَتى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ وَ لَيَسْبِقَن سَابِقُونَ كَانُوا قَصرُوا وَ لَيُقَصرَن سَباقُونَ كَانُوا سَبَقُوا: كسى كه عبرتها براى او آشكار شود و از عذاب آن پند گيرد، تقوا و خويشتندارى، او را از سقوط در شبهات نگه مىدارد. آگاه باشيد، تيرهروزىها و آزمايشها، همانند زمان پيامبر(ص) بار ديگر به شما رو آوردهاند. سوگند به خدايى كه پيامبر را بحق مبعوث كرد، سخت آزمايش مىشويد، چون دانهاى كه در غربال ريزند يا غذايى كه در ديگ گذارند، به هم خواهيد ريخت و زير و رو خواهيد شد تا آنكه پايين به بالا و بالا به پايين رود، آنان كه سابقهاى در اسلام داشتند و تاكنون منزوى بودند، بر سر كار مىآيند و آنهايي كه به ناحق پيشى گرفتند، عقب خواهند رفت».
اكنون كه بار ديگر آتش فتنه از طرف عدهاى جهال با شبههافكنى شعلهور گشته است، سعى كنيد با حفظ عقايد و دفاع از حقايق، جز سربازان امام موعود(عج) باشيد كه آن حضرت پاسدار مذهب بر حق شيعه است. اميد است با رفتار و كردار خودمان، كارى كنيم كه قلب امام زمان از ما راضى و خشنود باشد. ان شاء الله «اللهُم اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِه.»
رد شبهات
طرح تشكيكات از سوى يكي از متلبسين به لباس روحانيت و پخش نوار سخنرانىهاى وى، موجب موضعگيرى شجاعانه ميرزا جواد تبريزى شد. ايشان فرمود: «چطور اين شخص جرئت كرده اين گونه به ساحت مقدس بىبى دو عالم جسارت كند و منكر بعضى قضايا شود؟ حضرت كم مصيبت كشيد كه اينها اينگونه در حق او ظلم مىكنند و همسو با ظالمين، منكر بعضى فضايل يا مصايب حضرت مىشوند؟».
مرحوم ميرزا مىفرمود: «آن قدر حضرت فاطمه زهرا(س) را مورد ظلم قرار دادند كه اميرالمؤمنين(ع) در هنگام ايشان دفن فرمودند: «... قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَه وَ أُخِذَتِ الرهِينَه وَ أُخْلِسَتِ الزهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وآله أَما حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَما لَيْلِي فَمُسَهدٌ وَ هَم لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللهُ لِي دَارَكَ التِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيحٌ وَ هَم مُهَيجٌ سَرْعَانَ مَا فَرقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللهِ أَشْكُو وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ؛ سَلَامَ مُوَدعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَه وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَن بِمَا وَعَدَ اللهُ الصابِرِينَ.
وَآهَ وَاهاً وَ الصبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَه الْمُسْتَوْلِينَ لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ وَ اللبْثَ لِزَاماً مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرزِيه فَبِعَيْنِ اللهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِراً وَ تُهْضَمُ حَقهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ يَتَبَاعَدِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ الذكْرُ وَ إِلَى اللهِ يَا رَسُولَ اللهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ يَا رَسُولَ اللهِ أَحْسَنُ الْعَزَاءِ صَلى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا السلَامُ وَ الرضْوَان: امانت بازگردانده و گرو تحويل داده و زهرا از دستم رهانيده شد، اى رسول خدا! چقدر اين آسمان نيلگون و زمين تيره، در نظرم زشت جلوه مىكند. راجع به اندوهم چه بگويم كه هميشگى است و شبم كه به بيدارى مىگذرد و غم از دلم رخت نمىبندد تا خداوند خانهاى را كه تو در آن اقامت دارى، برايم برگزيند. غصهاى دارم جگرسوز و اندوهى شورانگيز. چه زود ميان ما جدايى افتاد و تنها به خدا شكايت مىبرم. به زودى دخترت تو را خبر مىدهد از همدست شدن امتت عليه من، پس به اصرار از او بپرس و احوال را از او جويا شو كه چه بسا سوزها داشت كه در سينهاش مىجوشيد و راهى براى شرح و بيرون ريختن آن نداشت و اكنون خواهد گفت و خدا داورى خواهد كرد كه او بهترين داوران است.
سلام بر شما، سلام وداعكنندهاى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ كه اگر بازگردم از روى دلتنگى نيست و اگر بمانم از بدگمانى نيست به آنچه خداوند به صابران وعده داده است. آه آه! باز هم شكيبايى مباركتر و زيباتر است كه اگر بيم غلبه چيرهشوندگان نمىبود، براى هميشه در اينجا مىماندم و درنگ مىنمودم و بر اين مصيبت بزرگ چونان زنان عزيزمرده شيون مىكردم، زيرا همچنان كه خداوند نظاره مىفرمايد، دخترت پنهانى و دور از چشم بيگانگان به خاك سپرده مىشود و اما آشكارا در پيش چشم همگان، حقش پايمال و از ارثش ممنوع مىشود با آنكه دير زمانى نگذشته و هنوز ياد تو كهنه نگشته است. اى رسول خدا، شكايت نزد خداوند بلند مرتبه برده مىشود و بهترين صبر و دلدارى و عزادارى درباره توست. درود و رحمت و بركات خداوند يكتا و آفريدگار جهانيان بر تو و او باد».
مرحوم ميرزا به همه تكليف مىكرد كه از مظلوميت حضرت فاطمه زهرا (س) دفاع كنند و به مشككين اجازه ندهند حرفهاى واهى را به جامعه القا كنند و عوام را فريب دهند. مرحوم ميرزا وقتى شنيد فلان شخص درباره قضيه هجوم به خانه دختر رسول خدا(ص) و سوزاندن در خانه تشكيكاتى به راه انداخته است، در درس خارج فقه در مسجد اعظم، خطبه آتشينى ايراد فرمود و با صراحت كامل گفتار منحرفين از مظلوميت حضرت فاطمه زهرا(س) را رد كرد. جملات مرحوم ميرزا بهقدري سوزاننده بود كه صداى گريه طلاب در مسجد اعظم پيچيد. ايشان با تمام وجود از بىبى(س) دفاع كرد و گفت: «اگر همه چيز من در راه دفاع از حضرت از بين برود، باكى ندارم».
خطبه مرحوم ميرزا آنچنان صريح و مؤثر بود كه موجب حركت فضلا و طلاب شد، به طورى كه ضمن بر هم خوردن دعوت آن شخص كذايى به ايران، تا زمان حيات مرحوم ميرزا، آن شخص و اطرافيانش جرئت نكردند به ايران سفر كنند. موضعگيرى مرحوم ميرزا موجب شد كه در سراسر جهان، اتباع آن شخص مفتضح شوند، به طورى كه جرئت نمىكردند در مجلس عام حاضر شوند، چون مورد اعتراض مردم قرار مىگرفتند. مرحوم ميرزا با عملكرد خود، نسلي فاطمى را پرورش داد و تا زنده بودند كمتر كسى جرئت مىكرد كه در محافل مؤمنين درباره عقايد، شبههاى مطرح كند. ايشان هر جا كه صلاح مىديد، شجاعانه ايستادگى مىكرد و جوى معنوى و ولايى را در حوزه قم ايجاد كرد و نسلى ولايى و فانى در اهل بيت(ع) پرورش داد كه امروز حوزه به وجود آنان افتخار مىكند.
روح ولاء، پاسخ به شبهات و دفاع از كيان تشيع
فاضل محترم سيد محمود غريفى بحرانى مىگويد: «با بررسى قرون مختلف پى مىبريم كه در قرن اخير با مواقف شجاعانه ميرزا جواد تبريزى در دفاع از عقايد بر حق تشيع و رد شبهات و بر ملا كردن غرض مشككين، عده زيادى از شيعيان غيور صاحب قلم و گفتار در دفاع از كيان تشيع به حركت درآمدند، به طورى كه در اين قرن، خطبا و قلم به دستان، مقالهها، جزوهها و كتابها تدوين و سعى كردند به هر شبههاى پاسخ دهند. اين همه بركات، مرهون مواقف شجاعانه و منحصر به فرد مرحوم ميرزاست كه قوت قلبى به ولائيان داد، آنان را آگاه كرد، موجب تحريك احساسات مخلصين درگاه ولايت شد و با اين حركت الهى صدها كتاب با عناوين مختلف به چاپ رسيد كه اكثر آنها حاوى روح ولاء و پاسخ به شبهات و دفاع از كيان تشيع است.
براى نمونه مىتوان به كتب تدوين شده در خصوص صديقه شهيده، فاطمه زهرا(س) اشاره كرد. قبل از مواقف مرحوم ميرزا جواد تبريزى در اين خصوص، كتب موجود بسيار محدود بودند و شايد به بيش از ۴۰ عنوان كتاب نمىرسيدند، لكن امروزه بعد از مواقف الهى مرحوم ميرزا، كتب تحت عنوان فاطمه زهرا(ع) به صدها جلد رسيد و اين به بركت آن مدافع راستين فاطمى است كه همه چيز خود را با اخلاص تمام در دفاع از كيان تشيع صرف كرد و لحظهاى درنگ را جايز نشمرد و تا آخرين لحظه بر مواقف شجاعانه خود اصرار داشت».
حجتالاسلام شيخ عبدالعزيز سليم قطيفى مىگويد: «يكى از طلاب توجه خاصى به شخص شبههافكن داشت و مرتباً از مواقف مرحوم ميرزا انتقاد مىكرد و مىگفت كه داعى ندارد اين گونه برخورد شود. اين شخص مىگويد روزي يكى از طلبهها مبلغى بابت شهريه مرحوم ميرزا برايم آورد و به محض اينكه گفت اين شهريه ميرزاست، من به وي دشنام دادم. شب هنگام در عالم خواب ديدم كه ضريح مقدس كريمه اهل بيت، حضرت معصومه(س) را با شدت تمام و هفت بار با سنگ مورد هجوم قرار دادم. از خواب بيدار شدم. بسيار ناراحت بودم و آرامش نداشتم. به دوستانم زنگ زدم كه به فريادم برسيد، در حال ديوانه شدن هستم. اين خواب مرا اذيت مىكند.
مرا نزد يكى از معبرين بردند. بعد از تعريف خواب، معبر گفت: «تو اخيراً به عالمى اهانت كردهاى. تعبير خواب تو اين است كه به مرجع و فقيهى كه تحت عنايت اهل بيت(ع) است، اهانت كردهاى. فكر كن، ببين چه گفتهاى! كلمهاى كه به كار بردى از هفت حرف تشكيل شده است.» فكر كردم و يادم افتاد كه من با كلمهاى هفت حرفى به ميرزا اهانت كردهام. اينجا بود كه به جلالت و مقام مرحوم ميرزا پى بردم. روزها از درگاه خدا استغفار مىطلبيدم كه چرا من از اين شخصيت غافل بودم و چگونه اين عالم بزرگ تحت عنايت اهل بيت(ع) بوده و تمام وجود خود را صرف دفاع از مبانى حقه اهل بيت(ع) بخصوص صديقه شهيده(س) كرده است.