ايده خط ارتباطي مستقيم بين امريكا و ايران كه در روزهاي اخير در سطوح مختلفي مطرح گرديده،حاكي از احساس نياز دولتمردان امريكايي به داشتن كانال ارتباطي با جمهوري اسلامي ايران با الهام و پيروي از شيوههاي آزمايش شده قبلي است، يعني همانگونه كه در دوران جنگ سرد امريكا براي جلوگيري از به راه افتادن يك جنگ ناخواسته با شوروي سابق داراي يك خط تلفن مستقيم بود يا در عين داشتن پارهاي اختلافات با چينيها، در رابطه با مسائل نظامي داراي ارتباط مستقيم بودند كه امكان شناخت بهتر آنها از يكديگر را افزايش ميداد.
ايده برقراري خط ارتباط مستقيم بين دو كشور امريكا و ايران اولين بار از زبان رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا مطرح شد كه در اظهاراتي از فقدان آن ابراز تأسف كرده و مدعي شده است كه اين مسئله زمينهساز قضاوتهاي اشتباه متعدد و در نتيجه ايجاد مشكل در صورت بروز بحران است.
همچنين روزنامه وال استريت ژورنال نيز اخيراً اعلام كرد كه دولتمردان ايالات متحده به دنبال ايجاد يك راه ارتباطي مستقيم با ايران هستند كه به زعم اين نشريه پس از چندين برخورد نزديك ميان نيروهاي نظامي دو كشور در خليج فارس شكل گرفته است.
در همين حال وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي در پاسخ به سؤالي در اين باره چنين ايدهاي را فاقد موضوعيت دانسته و خروج نيروهاي فرامنطقهاي از خليج فارس و واگذاري امنيت آن به نيروهاي مسلح كشورهاي منطقه را راه حل اساسي جلوگيري از چنين نگرانيهايي دانست.
به نظر ميرسد طرح چنين ايدهاي از سوي امريكاييها كه سابقه درگيري مستقيم نظامي با جمهوري اسلامي را علاوه بر مداخله نظامي در صحراي طبس دارند و هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران را نيز ناجوانمردانه در آسمان خليجفارس هدف موشكهاي ضدهوايي خويش قرار دادهاند، قبل از آنكه به پيشگيري و اجتناب از خطر درگيري نظامي احتمالي در آبهاي خليجفارس مرتبط باشد، ميتواند به اهداف شيطنتآميز ديگري برگردد كه عبارتند از:
۱- تشديد ايرانهراسي و خطر توان نظامي جمهوري اسلامي ايران براي حفظ همپيماني كشورهاي اروپايي و همچنين فروش تسليحات نظامي به كشورهاي منطقه و تأمين منافع شركتهاي توليدكننده تسليحات نظامي خود.
۲- توجيه اقدامات تحريككننده و غيرمنطقي خويش در منطقه، از قبيل اصرار به ادامه حضور نظامي دركشورهاي عراق و افغانستان و استقرار سپر دفاع موشكي در كشور تركيه.
۳- بحراني جلوه دادن شرايط امنيتي در منطقه حساس و راهبردي خليجفارس و معرفي كردن جمهوري اسلامي ايران به عنوان عامل اصلي پديد آمدن چنين شرايطي در راستاي توجيه افكار عمومي در امريكا براي صرف هزينههاي نظامي و حفظ شرايط ايجاد فشار عليه جمهوري اسلامي ايران در سطح جهاني.
۴- جبران خلأ كانالهاي ديپلماتيك يا جايگزين ديپلماسي خط تلفن مستقيم به جاي ديپلماسي رسمي كه تا قبل از اين در قالب تلاش براي برپايي دفتر حفظ منافع امريكا در تهران دنبال ميشد.
و آخر اينكه در حالي كه بيداري اسلامي در كشورهاي اسلامي، شرايط پيچيده و نامعلومي را براي امريكا و متحدان منطقهاياش فراهم آورده و ادامه سلطه امريكا در اين كشورها را به چالش كشانده، چنين ايدهاي تنها در راستاي منافع و اهداف شيطاني امريكاييها مطرح ميشود و فاقد هرگونه حسن نيت است، هرچند به طور ضمني به قدرت مؤثر جمهوري اسلامي اعتراف ميكنند و موقعيت برتر و نقش تعيينكننده كشورمان را به رسميت ميشناسند.