
يكي از تاكتيكهاي جريانهاي مخالف انقلاب اسلامي براي فرافكني و سرپوش گذاشتن بر تحركات ضد انقلابي خود همين راهكار بوده است. اين گروهها سعي داشتهاند تا با بزرگنمايي اختلافات درون اصولگرايي و همچنين نماياندن اغراقآميز ضعفهاي اين جريان «ناتواني و ناكارآمدي اصولگرايان و در كل نظام» را به جامعه القا كنند. دكترمحمدحسين فرهنگي، عضو هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي تاكتيكهاي كنوني جريانهاي مخالف گفتمان اصولگرايي را درگفتوگو با «جوان» بررسي ميكند.
چه آسيبهايي جريان اصولگرايي را تهديد ميكند و ممكن است به شكست اين جريان درانتخابات منجر شود؟
اين اصولگرايي به طور طبيعي با تهديدهايي مواجه است. برخي تهديدها از طرف مخالفان داخلي و خارجي است كه اين مقابلهها تاكنون كارساز نبودهاند، اما آسيبهاي دروني مهمترند. هر جرياني نياز به آسيبشناسي دارد و عدم ارتباط منظم اجزا و حركت نكردن به سمت تعامل منسجم ميتواند از موانع وحدت ميان جريان اصولگرايي باشد. كم توجهي يا بيتوجهي به اراده ملت، تكثر در سلايق و روشها،عدم وحدت در مباني اساسي،فقدان سلامت مالي و اخلاقي برخي مسئولان،افراط و تفريط وسطحينگري و گرفتار شدن در مسائل فرعي است كه ميتواند ضربات مهلكي به پيكره اصولگرايي وارد كند.
اختلاف سلايق در دل اصولگرايان ميتواند به بروز مشكلات اساسي درآينده تبديل شود؟
به طور طبيعي سياستهاي حذفي در مغايرت كامل با وحدت ميان اصولگرايان و گسترانيدن چتر اصولگرايي است. وجود گرايشها و سلايق مختلف ضرورت دارد و بايد جريان اصولگرا با حفظ چارچوبهاي اصولگرايي زمينه را براي پذيرش تنوع در رويكردها و سلايق فراهم كند. آنچه گاهي به عنوان اختلافات ميان جريان اصولگرايي مطرح ميشود، بيشتر جنبه القايي دارد و واقعي نيست. در بسياري از موارد اين القائات از سوي مخالفان اصولگرايان مطرح ميشود و آن نيز به دليل تفاوتهايي است كه در سلايق اجرايي وجود دارد.
برخي لزوم غربالگري اصولگرايان و خالص شدن اين جريان را مطرح ميسازند. اگر اين غربالگري به معني كنار زدن گرايشهايي است كه با چارچوبهاي اصولگرايي مغايرت دارد، اقدام در اين زمينه «لازم» است اما به طور معمول ما شاهد چنين گرايشهايي نيستيم و غربالگري در درون مجموعه ضرورتي ندارد. اين غربالگري در جريان اصولگرايي با گسترانيدن چتر اصولگرايي منافات دارد.
حذف افراد تنها به موارد مشخصي كه در آن ارزشها و اصول اخلاقي يا معيارهاي اصولگرايي كه قانون و ولايت فقيه است، رعايت نميشود، محدود ميشود بنابراين سياستهاي حذفي با وحدت مغايرت دارد.
خودكامگي و ميل به مطلق انگاري فردي و گروهي نيز ميتواند جريان اصولگرا را به طور اساسي دچار مشكل سازد، رويه مذكور در ضمن، انقلابي كه براي آزادي و رهايي از خودكامگي و با پشتوانه دهها هزار شهيد و مجاهدتهاي فراوان به ثمر رسيده، نبايد و نميتواند مسير اصولگرايان باشد و توسط آنان به رسميت شناخته نميشود؛ فقدان سعه صدر، رويكرد اتهام زني و خود مطلق انگاري باعث ميشود جبهه اصولگرايي با مشكلات جبران ناپذيري مواجه شود.
اختلاط مسائل اصلي و فرعي يكي از نقاط آسيبپذير جامعه اسلامي است و رهبر معظم انقلاب هم در برهههاي مختلف بر آن تأكيد داشتهاند، به عقيده شما موضوع اصلي كشور را ميتوان مواردي نظير اختلاس يا درياچه اروميه دانست يا موارد ديگري بايد در صدر و اين موارد در ذيل آن قرار بگيرد؟
نكتهاي كه اشاره كرديد مبناي عقلي دارد كه در شرايطي كه موضوعات اصلي وجود دارد نبايد به فرعيات پرداخت اما در عين حال جنبه ديني هم دارد و در فرمايشات معصوم (ع) هم همين تأكيدات را هم داريم و ميفرمايند جوامعي كه اصول را رها ميكنند و به فروع ميپردازند جوامعي ناكارآمد و ناموفق هستند. ما هم در داخل و هم در خارج از كشور كساني را داريم كه ميدانند چه ميكنند و اينگونه نيست كه به خاطر ضعف تحليل يا اشتباه در برداشت چنين رويكردهايي را مورد پيگيري قرار ميدهند بلكه اينها كساني هستند كه با چراغي آمدهاند كه گزيدهترين كالاي ما كه همان نظام مقدس جمهوري اسلامي است را تا جايي كه ميتوانند به آن لطمه وارد كنند. بنابراين اين افراد نقش و سهم قابل توجهي دارند. البته در بين اين افراد هم دنياطلباني هستند كه براي دستمالي قيصريهاي را حاضرند به آتش بكشانند و براي رسيدن به جايگاه يا منصب زودگذر دنيايي آمادگي دارند كه مهمترين صدمهها را به كيان كشور و ملت بزنند و در گذشته تاريخ هم نمونههاي آن را داشتهايم. در موضوعات خاصي كه مورد تأكيد شما بود موضوع به مواردي كه گفته شد محدود نميشود و اي كاش موضوعاتي كه بزرگ ميشوند در نزد برخي رسانهها و شخصيتها موضوعاتي شبيه به اختلاس يا درياچه اروميه باشند. اين موارد تا حدودي وزن دارند و بايد در دستور كار مجريان و قانونگذاران قرار بگيرند. مسائل بسيار سطحي وبسيار پيش پا افتاده و ضعيفتر از اينها گاهي دستمايه تخريب قرار ميگيرند. مثلاً بعضي ضعفهايي كه در دولت هست و همه هم آن را قبول دارند كه اين ضعفها وجود دارد. گاهي بعضي از مسائل بيش از حد بها داده ميشود كه وزنشان در آن حد نيست و گاهي بعضي از مسائل كمتر بها داده ميشود در حالي كه مهم و حساس هستند. اما اينها موضوعاتي هستند كه وزن و سطحشان در حدي نيست كه در افكار عمومي بزرگنمايي شده و به موضوع اصلي تبديل ميشوند. مثلاً وجود برخي اشخاص درون دولت كه اينها نه تأثير گسترده اجتماعي دارند و نه پشتوانه و عقبه سياسي قابل توجهي دارند و نه در فرآيند آتي كشور ميتوانند نقشي را ايفا كنند اما ميبينيم در تيترهاي اصلي و اوليه رسانهها قرار ميگيرند آن هم توسط جريانهايي كه در گذشته امتحانهاي خوبي براي ملت ارائه ندادند يا از امتحانهاي مختلف به خوبي عبور نكردهاند. كساني كه در جريان فتنه با دشمن بودند، جريان يا رسانههايي كه در آن مقاطع آتش بيار معركه بودند و نظام با آنها با رأفت برخورد كرده امروز اين افراد و جريانات احساس ميكنند شرايط براي برخي بزرگنماييها آماده است.
مصاديقي كه جريان مذكور براي جايگزيني موضوعات فرعي به جاي اصلي مورد توجه قرار ميدهند، كدام است؟
از جمله موضوعاتي كه مورد توجه اين گروه قرار گرفته است بزرگكردن اختلافات در كشور است. براي آنها مهم نيست كه اين اختلافات، اختلافات بين دستگاههاي اجرايي باشد يا اختلافات بين قواي سه گانه يااختلاف بين شخصيتهاي سياسي ارزشمند ولايي باشد، آنها احساسشان اين است كه از هر جا صدمهاي وارد شود توفيقي به دست آوردهاند. لذا يك تلاش حساب شده و سازمان يافتهاي در راستاي تخريب به معناي واقعي و دقيق كلمه به وجود آمده است. چون در آستانه انتخابات مجلس نهم قرار داريم اين حساسيتها بيشتر شده و گام جدي برداشته است براي روي كار آوردن كساني كه در جريان مجلس ششم كارنامه خوبي از خودشان به جامعه ارائه نكردهاند. اگر ما در مجالس هفتم و هشتم شاهد بوديم گامهاي مناسبي در جهت توسعه عدالت در كشور توسعه عمران، اصلاح قوانين و جايگزيني قوانين روزآمد به جاي قوانين گذشته، حركت در جهت سالمسازي بخشهاي مختلف جامعه، ايجاد حساسيتهاي مناسب و اولويتگذاريهاي مناسب بودهايم.
اما در آن دوره شاهد تنشهاي بيحاصل، درگيريها و تشنجهاي بيخاصيت در سطح قوه مقننه و حتي قوه مجريه بوديم و همان جريان الان به دنبال تخريب چهره است كه براي خدمت در كشور به صورت بيشائبهاي وارد شده است و تلاش ميكند كه آثار مثبت اجتماعي را در كشور به جاي بگذارد.
پرداختن به موضوعات فرعي و قرار دادن آن به جاي موضوعات اصلي با چه هدفي از سوي جريانهاي مخالف گفتمان انقلاب اسلامي صورت ميگيرد؟
اختلاس موضوع بسيار مهمي است و اين را هم نظام جمهوري اسلامي ايران كشف كرده است و دستگاههاي اجرايي قضايي و مقننه به صورت جدي به دنبال جبران هر آنچيزي است كه به بيتالمال آسيبزده است. اما جريان مقابل به جاي پرداختن به اين موضوع سعي ميكند به اعتماد عمومي صدمه وارد كند. اين جريانات به جاي پيگيري متخلفان و برخورد با آنها كه درست و بحق است، به دنبال بياعتبار نشان دادن نهادهاي قانوني در كشور و آسيبرساندن به سلامت و كارآمدي نظام است. كساني بودهاند با استفاده از عناصر خود به دستگاههاي مختلف وارد شدهاند و سوءاستفادههايي را شروع كردهاند. جمعبندي نهايي كه در مجلس تقريباً روشن شد و آشكار شد اين بود كه از مجموع ۳ هزار ميليارد بخشي از آن به بيتالمال بازگردانده شده و حدود هزار و هفت ميليارد در شرف بازگرداندن است و اموال كساني كه بايد آن را برگردانند حدود ۴۵۰۰ ميليارد تومان است. يعني آنچه در اختيار قوه قضائيه است براي استيفاي حقوق ملت حدود سه برابر آن چيزي است كه ما مطالبه داريم. البته ممكن است به جز آن چيزي كه آسيب وارد شده لازم باشد كه جرائمي هم از نظر مالي و غير مالي به متخلفان صورت بگيرد. نظام جمهوري اسلامي ايران اين افتخار را دارد كه هرگونه فسادي را اعم از كوچك و بزرگ به جاي لاپوشاني و مخفيكاري پس بزند و با عاملان و همكاران اين جريان برخورد جدي به عمل بياورد. اين پرونده در عين آنكه جنبههاي منفي دارد ابعاد ديگري دارد مبني بر اينكه نظام جمهوري اسلامي ايران هرگونه انحراف و انعطاف و فسادي را پس ميزند و با آن برخورد ميكند. اما در جريانسازيهاي سياسي تلاش جدي بر اين قرار گرفته است كه همين موضوع خمير مايه بياعتمادي شود و آن را وسيله ميكنند براي ناكارآمدي نظام. در موضوع درياچه اروميه هم وضع به همين شكل است. علت اصلي خشك شدن به خشكسالي برميگردد اما برخي نشريات سعي كردهاند كه باز هم آن را به ناكارآمدي نظام نسبت دهند و نشان دهند كه مسئولان مملكتي قدرت و توان آن را ندارند كه مشكلات اينچنيني را حل كنند و در راستاي آن نارضايتي عمومي را گسترش دهند. نهايتاً آنچه در مورد درياچه اروميه اتفاق ميافتد گامي است براي امكانپذير ساختن و برگرداندن قابليت اين پديده طبيعي در كشور. بنابراين موضوع، موضوع مهمي است.
پس ميتوان گفت كه مخالفان نظام موضوع اختلاس و درياچه اروميه را ابزاري براي ناكارآمد نشان دادن نظام كردهاند؟
بله همينطور است. ما شاهد ترويج برخي مطالب غيرواقعي در كشور هستيم. شاهد هستيم كه اين موضوع بيش از حد بزرگنمايي ميشود كه از جمله آن شاهد مقايسه اين درياچه با درياچهاي از كشورهاي همسايه هستيم كه تفاوتهاي مبنايي فراواني دارند. مثلاً از نظر عمق قابل قياس نيستند، عامل خشك شدن درياچه اروميه را خشكسالي و كم عمق بودن آن نميدانند بلكه دليل آن را عدم توان مسئولان مربوط و نمايندگان مجلس و همچنين ناتوان بودن مسئولان از وضع كردن راهكارهايي كه باعث بهبود وضعيت شود ميدانند. موضوع درياچه اروميه به صورت كارشناسي موضوع مهمي است و بايد همه ابعاد آن ديده شود اما اينكه اين موضوع را ابزاري كنيم عليه نظام را نبايد ساده ببينيم. در حال حاضر شاهد آن هستيم كه مبارزه با فساد ابزاري ميشود عليه نظام، احياي يك پديده طبيعي تبديل ميشود به موضوعي براي تبليغ عليه نظام، كار كارشناسي مسئولان براي حل شدن مشكلات هم تبديل به فضايي ميشود براي بياعتمادي عليه نظام. به يقين در بين اين افراد با چنين رويكردهايي نيتهاي خيرخواهانهاي وجود ندارد.
تاكتيكهايي كه امروز از جريانهاي داخلي مخالف انقلاب اسلامي براي ورود به عرصه انتخابات ميبينيم مسبوق به سابقه بوده است؟
بله، در زماني كه مجلس پنجم روزهاي پاياني خود را سپري ميكرد ما شاهد رويكرد مشابهي از سوي اين جريان بوديم و براي تسخير مجلس ششم كه يكي از تحليلگران آن، آن را به صورت خاكريزي نام گذاشت كه يكي پس از ديگري بايد در اختيار گرفته شود، تلاشي با همين شكل را شاهد بوديم.
بياعتبار كردن مجلس پنجم و زيرسؤال بردن فعاليتهاي آن از طريق رسانهها و القاي آن به جامعه به صورت دقيق و گسترده مورد توجه قرار گرفت. كارهاي زيادي هم براي اين منظور صورت گرفت، برخي نقاط ضعف واقعي را به طور طبيعي توسعه ميدادند و تلاش زيادي در اين جهت صورت گرفت براي آنكه به مردم گفته شود مجلس پنجم مجلس ناكارآمدي است.(من به اين موضوع نميخواهم بپردازم كه موفقيتهاي مجلس پنجم چه بود يا نه).
البته تفاوتي بين اتخاذ تاكتيك مورد نظر از سوي جريان مخالف با امروز وجود دارد و آن اينكه در آن مقطع جريان اصلاحطلب قوه مجريه را در دست داشت و ابزاري مانند نفوذ دادن برخي افراد؛ دخالت و اعمال نفوذ هم وجود داشت و پولهاي كلاني هم هزينه ميكردند و در نهايت موفق شدند صندليهاي قابل توجهي از كرسيهاي مجلس ششم را در اختيار بگيرند. همان فرآيند به صورت مشابه در حال تكرار است اما در ابعاد ديگري و با تلاشهاي ديگري و اگر مردم عزيز ما با دقت و تدبير موضوعات را پيگيري نكنند ممكن است توفيقاتي هم براي آنها به وجود بيايد. بهترين و شايستهترين راه براي خنثي كردن چنين تاكتيكها و نيرنگهايي تدبر و اصلي فرعي كردن موضوعات است.
ميتوان نتيجه گرفت كه بياعتماد كردن مردم نسبت به مسئولان و نظام يكي از مهمترين تاكتيكهاي اردوگاه فتنه براي ورود به عرصه انتخابات و درنهايت جلب آراي مردمي باشد؟
بله، در جريان انتخابات سال ۸۸ اتفاق خاصي در كشور رخ داد و دشمنان جمهوري اسلامي ايران كه در داخل و خارج فكر ميكردند نظام در مسيري قرار گرفته است كه شاهد بياعتمادي مردم نسبت به آن خواهيم بود، به يكباره شاهد استقبال مردم نسبت به انتخابات شدند و اكثريت قريب به اتفاقي كه به هر چهار كانديداي آن روز رأي دادند در واقع به نظام رأي دادند زيرا بحثهايي كه پس از انتخابات مطرح شد قبل از انتخابات مطلقاً مطرح نبود. قبل از برگزاري انتخابات هر چهار كانديدا مسابقه ميدانند براي آنكه بگويند ما بهتر از ديگران قانون اساسي را ميفهميم و حاضريم به آن صورت كامل به آن عمل كنيم. رقابت در آن بود كه كداميك از اين افراد الزام بيشتري به حضرت امام (ره) و راه ايشان دارند و اين از تمام فعاليتهاي آن روز مشخص بود. تبليغات عمدتاً روي اين شاخصهها و اصول پايهگذاري شده بود.
اين اقبال و اعتماد مردم باعث شد كه دشمنان جمهوري اسلامي ايران به شدت نگران شوند و احساس كنند از هر طريقي كه لازم است بايد اعتماد شكسته شود لذا رهبري كه همواره مدبرانه و هوشمندانه عمل كردند در اين مقطع هم راه اصلي و شايسته را نشان دادند. به هر روي دستاورد اصلي انتخابات سال ۸۸ كه همان اعتماد و اطمينان مردم به نظام است بايد حفظ شود البته مسئولان در بخشهاي مختلف براي رسيدن به اين هدف بايد ايفاي نقش كنند و از هرگونه اقدامي كه به اين اعتماد صدمه بزند به شدت اجتناب كنند.
اختلافافكني و ايجاد شكاف در بين جريان اصولگرايي باهدف نرسيدن اين جريان به ليستي واحد براي انتخابات مجلس آتي چه قسمتي از برنامه و اهداف آنان را به خود اختصاص داده است؟
تحليل بنده اين است كه از اين موضوع تقريباً نااميد هستند. هدف اصلي كه آنها تعقيب ميكنند توسعه و توصيه بياعتمادي است كه اين فراگير كردن بياعتمادي ميتواند به كاهش مشاركت مردم در انتخابات و ساير اتفاقات مشابه منجر شود كه دستاوردهاي انتخابات ۸۸ را تحت تأثير قرار دهد. آنها خيلي اميدوار براي كسب كرسيهاي مجلس نهم نيستند چون رويكردي را در جامعه نميبينيم و آنها هم قاعدتاً تخمين خودشان اين نيست كه بتوانند اقبال عمومي را به سمت خودشان جلب كنند بلكه تلاش اصلي آنها بر اين است كه مردم هرچه كمتر در انتخابات شركت كنند و ترجيحاً به كساني رأي دهند كه مورد علاقه آنها هستند و اين بياعتمادي به صورت امواجي استمرار پيدا كند تا اثر روحي و رواني انتخابات سال ۸۸ را تا ميزاني كه ميتوانند بازآفريني كنند.
جريانهاي مخالف اصولگرايي، اختلاف سليقههاي سطحي و روبنايي شخصيتهاي اصولگرايي و گروههاي آن را و همچنين عدم شركت جبهه پايداري در نشستهاي مجموعه ۸+۷ را دستاويزي براي اختلافافكني در اين جريان قرار داده و سعي در القاي آن به جامعه دارند.
دو موضوع را عرض ميكنم. اول آنكه جبهه پايداري براي حاضر شدن در جلسات و يكي شدن نظرات و حل شدن اختلافات ابراز علاقه كرده است و ميخواهد در اين همگرايي نقش ايفا كند و از اين موضوع اجتناب نكرده است. منتها بنده معتقدم رويكرد عمده اصولگرايان در كل كشور رويكردي است كه بايد حتماً توسط جريان هماهنگ كننده مور توجه قرار بگيرد و در اين راستا جبهه پايداري خود را يكي از نمادهاي حضور گسترده مردم در حمايت از آقاي دكتر احمدينژاد در سال ۸۸ ميداند و معتقد است كه بايد به اين اصول و مواضع احترام بيشتري گذاشته شود. موضوع دوم به مخالفان اصولگرا برميگردد. كاملاً درست اشاره كرديد يكي از تاكتيكهاي آنها دراين مسير تأثيرگذاري بر تشديد اختلافات است لذا بيش از واقعيتي كه وجود دارد آنها سعي ميكنند موضوع را بزرگ جلوه دهند و صورت مسئله اين نيست كه بين جريان اصولگرا اختلافات حادي وجود دارد. جريان اصولگرا هم در مجلس هفتم و هشتم نشان داد كه در عين وحدت بر اصول تكثر و تنوع را به رسميت ميشناسد و اين تكثر و تنوع را در قالب فراكسيونهاي مختلف در مجلس نشان داد كه ما در هر دو مجلس اخير اين را داشتيم اما در عين حال در اصول همه اين فراكسيونها متفقالقول و متحد بودند. مشابه همين در كل كشور وجود دارد و اين به صورت موضوعي مستقل قابل مطالعه است. جريان اصلاحطلب به دنبال بزرگ كردن اختلافات و القاي آن به جامعه هستند و در پي آن هستند كه نشان دهند اين اختلافات، لاينحل هستند در حالي كه چنين نيست.
چرا جريان فتنه و انحرافي بيشترين بار حملهها و هجمههاي خود را به سمت جبهه پايداري انقلاب اسلامي ميبرند؟
جبهه پايداري صرفنظر از اينكه ممكن است در درون آن هم برخي تمايل ناصحيح وجود داشته باشد اما در سطح كلان خود جرياني است كه بر همان اصولي كه جريان اصولگرا بر آن پافشاري كرده و باز تعريفي كه از اصولگرايي كرده است و با مفاهيم مشابه در كشورهاي غربي كاملاً متفاوت است (كه بايد به اين نكته هم توجه كرد) جبهه پايداري خود را ملتزم به همه آنها ميداند. به عبارت دقيقتر جبهه پايداري معتقد است جريان اصولگراي موجود در كشور را با جريان راست مطرح و سنتي نبايد اشتباه گرفت. آن جريان جرياني است با بدنه اجتماعي كاملاً محدود اما جبهه اصولگرايي جبههاي است كه بيش از ۲۴ ميليون حامي در سطح كشور دارد. كساني كه در گروههايي مثل ۸+۷ حضور دارند بايد به اين مسئله حتماً دقت كنند.
با توجه به رايزنيها و تعاملاتي كه بين جبهه پايداري وگروه ۸+۷ در حال انجام است، شما همگرايي را در دل اصولگرايان تا چه حد محتمل ميدانيد؟
اين وحدت در واقع در بدنه اجتماعي اصولگرايي وجود دارد و بحثهايي مثل آنچه نزد برخي صاحبنظران كه خودشان جزئي از اين بدنه اجتماعي هستند طبيعتاً تأثير تعيينكننده در جريان اصولگرا نخواهد گذاشت. در اين موضوع توجه به چند نكته ضروري است يكي اينكه اين بحثها عمدتاً در تهران است و مربوط به ليست تهران است و در سطح استانها از اين قبيل موضوعها وجود ندارد و جنس آنها از جنس ديگري است و بحث آنها بيشتر بحثهاي محلي و موضوع عملكردهاست و مقبوليتهايي است كه برخي در طول مدت مسئوليت خودشان توانستهاند آن را تقويت كنند. گاهي در يك شهر اغلب كانديدا از جناح مطرح اصولگرا هستند و متعهد به اصولگرايي هستند و به هر ترتيب اينگونه بحثها بيشتر عمدتاً مربوط به تهران و مركز هستند. پيشبيني ما اين است كه حتي در اين موضوع هم جريان اصولگرا به وحدت خواهند رسيد و اگر هم به صورت شكلي به جمعبندي نرسيدند بدنه اجتماعي چنين رويكردي را جواب خواهد داد همانطور كه در جريان مجلس هفتم اتفاق افتاد. در جريان مجلس هفتم رأس و مرجعي به آن معنا كه امروز ميبينيم وجود نداشت، اگر يك نوع همگرايي در مجمع نيروهاي اصولگرا در سطح شهر تهران به وجود آمد و ليستي كه مورد وفاق همگان بود در تهران رأي آورد.
برخي اعتقاد دارند تفاخر اصولگرا به پيروزيهاي گذشته و كارهاي صورت گرفته از سوي اين جريان ميتواند از نقاط آسيبپذير اين گروه باشد، راهكار به دام نيفتادن در اين دام و استمرار موفقيتها و كسب آراي مردمي كدام است؟
جريان اصولگرا در مجلس آينده به دنبال اين خواهد بود كه وابستگي اقتصاد به نفت را به حداقل برسانند، اصلاحات اقتصادي را به طور جدي تعقيب كنند و مديريتها را در كشور اصلاح كنند، در حوزه فرهنگ، گامهاي واقعبينانه و عملي بردارند و فرهنگ كشور را از مظلوميتي كه در آن گرفتار آمده خارج كنند و مديريتها را در كشور اصلاح كنند، اينها نمونههايي است از ايدهها و برنامههايي كه جريان اصولگرا بايد براي انتخابات آتي برنامهريزي كنند. ما بايد براي اين كار اختلافات سطحي و بياساس را كنار بگذاريم و روي اشتراكات پافشاري كنيم.
گذشته چراغ خوبي است براي پيدا كردن راه آينده. در دو دوره اخير ما پيشينه قابل قبولي داريم، مثلاً حركت به سمت نظام هماهنگ پرداخت و اصلاح روشهاي گزينش در دستگاههاي دولتي، كاستن اعمال سلايق و پارتي بازي، حاكم كردن اصول و مقررات در قانون خدمات كشوري و ايجاد وحدت رويه در نظامهاي دستگاههاي مختلف، تلاش براي توزيع عادلانه خدمات در كشور صورت گرفت (نگاه خاصي به اقشار محروم صورت پذيرفت). برنامهريزي براي آينده كه در برنامه پنجم پيريزي شده است و آن توسعه خدمات درماني به تمامي كساني كه فاقد دفترچه خدمات درماني در سطح كشور هستند. توسعه عمراني و همه جانبه كشور هدف دو دوره اخير بوده است كه ميتوان با بررسي عملكرد و كارهاي صورت گرفته به خوبي نمايان كرد. يكي از كارهايي كه در چند سال اخير و به واسطه روي كار آمدن جريان اصولگرا محقق شد و دولتهاي گذشته عاجز از اجراي آن بودند هدفمندسازي يارانه بود و كارشناسان خارجي و مؤسسات برجسته غربي اين حركت را تحسين كردند. صندوق بينالمللي پول هدفمندسازي يارانهها را به عنوان يك مرجع عالي و معتبر به كشورهايي كه اين روش را اجرا نكردند توصيه كرد. در اين دوره بود كه كشورهاي اسلامي اعتماد قابل قبولي نسبت به كشور ما داشته باشند و كشورهاي غير اسلامي مانند كشورهاي امريكاي لاتين همگرايي بسيار قوي نسبت به ما نشان دادند. به هر حال در حوزههاي متنوع مانند سياست خارجه، سياست داخلي، اقتصاد، فرهنگ و حوزههاي مختلف اجتماعي فعاليتهاي قابل قبولي از سوي جريان اصولگرا صورت گرفته است و براي آينده هم بايد برنامه ارائه داد. صرف اينكه بگويم دشمن يا مخالف ما در حوزه سياسي چه ضعفهايي دارد كافي نيست. بايد افكار عمومي هم در جريان گذشته قرار بگيرند و هم بايد براي آينده بدانند كه ما مثل گذشته شعارهاي شانتاژ سياسي نميدهيم بلكه به دنبال حل مسائل اساسي كشور هستيم.