کد خبر: 450812
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
از مديريت تا كادر فني و بازيكن، اينجا همه ايراد دارند
دنيا حيدري
دربي هم تمام شد، مثل شش بازي قبلي كه حاصل تمام آنها، تنها شش امتياز براي پرسپوليس داشته، نه بيشتر، اما باز هم آب از آب تكان نخورد؛ نه حبيب كاشاني كه تصور مي‌كرد با راندن دايي از پرسپوليس و باز كردن پاي رفيق قديمي‌اش به اين تيم برنده است، نه حميد استيلي كه بهتر از هر كسي مي‌دانست نشستن روي نيمكت پرافتخار‌ترين و محبوب‌ترين تيم ايران و آسيا، حقش نبود و نه بازيكناني كه برخي از آنها حتي در قواره توپ جمع‌كن پرسپوليس هم نيستند.

بعد از اولين باخت پرسپوليس در ليگ يازدهم، علي كريمي دست بازيكنان تيم را گرفت و آنها را براي عذرخواهي نزد تماشاگران و هواداران اين تيم در ورزشگاه برد و بعد از آن هم از هواداران اين تيم عذرخواهي كرد. اين كار اما دستاويزي شده براي فرار آقايان از اتفاقات ناخوشايندي كه رخ مي‌دهد، چراكه حال، بعد از هر ناكامي به ظاهر و سرسري عذرخواهي مي‌كنند و تصور مي‌كنند با اين معذرت‌خواهي صوري، همه چيز تمام مي‌شود.
همانطور كه از روز اول پيش‌بيني مي‌شد، استيلي از پس پرسپوليس و هدايت آن برنيامد، اما پس از هفت هفته ناكامي، خبري از حامي اصلي او يعني كاشاني نيست تا درخصوص علت شكست‌ها توضيح دهد و استيلي هم كه انتخابش را به عنوان سرمربي بحق مي‌دانست، جوابي براي اين ناكامي‌ها كه ندارد هيچ، بر اين باور است كه انتقادها از او به ناحق است« نبايد با يك شكست كار را تمام شده بدانيم. متأسفانه در چند روز گذشته برخي افراد با تبر به جان ما افتادند و انتقادهاي تندي به من مي‌كنند. در اروپا آرسنال هشت گل از منچستريونايتد مي‌خورد، اما گوارديولا از ونگر سرمربي آرسنال حمايت مي‌كند. من نمي‌گويم همه از من حمايت كنند، حرفم اين است كه ما نبايد اخلاق را ناديده بگيريم و نبايد همه چيز را در يك شكست خلاصه كنيم. اصحاب رسانه نبايد مانند تماشاگران فكر كنند كه در دربي نتيجه گرفتن مهم‌تر از انجام بازي خوب يا حتي قهرماني است.
ما به دنبال علت‌يابي شكست هستيم و نمي‌دانيم چرا يك تيم كه آنقدر مقابل ذوب‌‌آهن خوب بازي مي‌كند و در تمرينات بسيار بانشاط است در دربي ضعيف ظاهر مي‌شود. درست است كه همه شرايط براي ما فراهم بود، اما من كه ديگر نمي‌توانم در داخل زمين باشم و خودم همه كارها را انجام دهم. آوردن پروين پس از هشت سال سر تمرينات تنها براي نتيجه گرفتن تيم و بالا بردن روحيه بازيكنان بود اما به هرحال در فوتبال اتفاقات زيادي مي‌افتد و گاهي زماني كه همه شرايط براي شما فراهم است نمي‌توانيد نتيجه بگيريد. مشكلات روحي و رواني به همين سادگي حل نمي‌شود بلكه زمان بيشتري مي‌طلبد.»

كاشاني در حالي مهر سكوت بر لب زده و كنار نشسته كه مربي تيمش حتي در چيدن تركيب اصلي هم مشكل دارد و بعد از هفت هفته هنوز نمي‌داند وقتي تيمش هافبك‌هاي قوي براي تغذيه مهاجمان ندارد، نبايد از كريمي در نوك حمله استفاده كند. تيم استيلي به راحتي گل مي‌خورد، اما در دو ۹۰ دقيقه هم نمي‌تواند گل‌هاي خورده را جبران كند. نه اينكه پرسپوليس مدافع نداشته باشد، نه! مدافع دارد، مدافعاني ظاهراً باتجربه هم دارد، اما اين مدافعان در زمان حمله حريف كجا هستند و چه مي‌كنند يا چه تعريفي از جايگيري دارند كه همواره مهاجمان حريف در محوطه جريمه پرسپوليس آزادانه جولان مي‌دهند، سؤالي است كه استيلي بايد پاسخگو باشد، اما نيست! بي‌شك اين مسئله‌اي است كه اعضاي كميته فني نيز به آن تأكيد كرده‌اند، اما اين مربي همواره راه خود را مي‌رود و در اين راستا به حرف كسي توجه نمي‌كند كه اگر مي‌كرد، مايلي‌كهن بعد از اندك مدتي كوتاه به كشك بودنش به عنوان مدير فني تيم پي نمي‌برد و استعفا نمي‌داد! اما اين مربي كه ابتداي فصل تأكيد فراواني داشت كه براساس شايستگي‌هايش انتخاب شده نه رفاقت ديرينه‌اي كه با كاشاني داشته، نه چيزي از داشته‌هايش را در طول اين مدت به نمايش گذاشته و نه حداقل براي جبران كمبودهاي فني تيمش از كسي مشاوره گرفته است! تا علاوه بر منتقدان، حتي پيشكسوتان حاضر در كميته فني تيم نيز از اين مسئله شاكي شوند!

استيلي نه تنها از پس مسائل فني تيم برنيامده كه حواشي پرسپوليس را هم نتوانسته جمع و جور كند. تيم او از همان روزهاي اول قبل از شروع فصل با مشكلات داخلي روبه‌رو بود و او به جاي حل و فصل آنها، مدام در‌پي تكذيب برآمد و انداختن تقصير تمام ناكامي‌هاي پرسپوليس به گردن مطبوعات و دايي و نفوذ او در سكوها و... اما نه استيلي و نه كاشاني متوجه نشدند فرياد هواداران و صدا كردن دايي، نشانه اعتراض آنها به شرايط پرسپوليس است و انتصاب‌هايي كه موافق آن نبودند نه خواستن دايي، اما اعتراض سرمايه‌هاي اين تيم به سوختن ذره‌ذره تيم‌شان، همواره خطي تعبير شد. اما مشكلاتي كه شخص استيلي براي پرسپوليس ايجاد كرده كم از حواشي‌اي نيست كه بازيكنان براي اين تيم ايجاد كرده‌اند. حميد استيلي به عنوان سرمربي پرسپوليس، به جاي ايجاد آرامش در تيم، تمام استرس خود را از كنار زمين به بازيكنانش تزريق مي‌كند؛ استرسي كه در نگاه اول از چهره گلگون استيلي پيداست. در حالي كه او به عنوان سرمربي، از كنار خط بايد داشته‌هاي فني را به شاگردانش تذكر دهد، اما اگر هر از گاهي كريمي كنار خط و نزد استيلي نرود، او شايد به ياد نياورد كه مي‌تواند از كنار خط هم شاگردانش را راهنمايي كند و اين مسئله در بازي حساس برابر استقلال بيش از هر زمان ديگري به چشم آمد، به طوري كه با ديدن چهره استيلي اين تصور ايجاد مي‌شد كه جواني براي اولين‌بار وارد ورزشگاه آزادي شده كه با ديدن خيل عظيم هواداران دو تيم مات و مبهوت باقي مانده است.

مشكل اما بازي استقلال و يك باخت و دو باخت نيست. مشكل خشت اول است كه كج گذاشته شده. روزي كه استيلي انتخاب شد، صداي اعتراض خيلي از منتقدان درآمد اما كاشاني با همان استدلال‌هاي هميشگي، همه را به سكوت و حمايت از پرسپوليس فراخواند و اگر خيلي‌ها دست از انتقاد و اعتراض برداشتند، نه براي آنكه كاشاني و تصميماتش را قبول داشتند كه قصد نداشتند با اعتراض تيم را از روز اول به حاشيه ببرند، اما آقايان اين سكوت را به معنايي ديگر تعبير كردند؛ همانطور كه هر اعتراض و انتقادي را خصمانه و به تحريك ديگران معنا مي‌كردند و آن گونه از آن نتيجه مي‌گرفتند كه خود مي‌خواستند.

امروز اما تمام اميد هوادار اين تيم براي نجات پرسپوليس به وزارت ورزش است و انتخاب هيئت مديره‌اي كه مديرعاملي دلسوز براي اين تيم انتخاب كند، نه مديري كه تنها نگاهش به پرسپوليس، به چشم نردباني باشد براي رسيدن به اهدافي كه هيچ ربطي هم به ورزش ندارد.
امروز شايد بهتر از هر زمان ديگري بتوان معناي حرف‌هاي دايي را كه گفته بود با مديرعامل انتخابي هيئت مديره صحبت مي‌كند فهميد چراكه اگر پرسپوليس هيئت مديره و مديرعامل داشت شايد به اين روز نمي‌افتاد كه مدير موقت آن تا چند روز بعد از باخت در دربي ناچار به پنهان شدن از ديد مردم و رسانه‌ها باشد.

پرسپوليس از هفت بازي، شش امتياز دشت مي‌كند و براي سومين بار دربي را مي‌بازد، اما بدتر از آن اينكه ضعيف‌ترين بازي خود را به نمايش مي‌گذارد اما سرمربي آن بعد بازي مي‌گويد «چه كنم من كه نمي‌توانم خودم داخل زمين بروم. نمي‌دانم چرا مثل بازي با ذوب‌آهن نبوديم» در حالي كه اگر سرمربي از وضعيت تيم و مشكلات آن اظهار بي‌اطلاعي كند، چه كسي مي‌تواند درخصوص آن نظر بدهد؟
استيلي هم درست مثل كاشاني، مدام نتايج اين فصل را با فصل قبل مقايسه مي‌كند. در حالي كه دايي حداقل تا نيمه‌هاي فصل خوب كار كرد و بعد تيمش به ريپ زدن افتاد، اما تيم استيلي، از همان بازي اول به روغن‌سوزي افتاد تا حتي نفرات كميته فني هم به وضعيت نامناسب پي ببرند و عنوان كنند ادامه اين روند حاصلي جز شكست ندارد!
حتي كار به جايي مي‌رسد كه علي پروين كه بعد از هشت سال، براي بالا بردن روحيه بازيكنان راهي تمرين پرسپوليس مي‌شود، اما بعد بازي اعتراف مي‌كند كه «اين بازي سؤال‌برانگيز بود. قبل از بازي پيش‌بيني‌هايي كردم، اما پرسپوليسي‌ در زمين نديدم. با توجه به بازي با ذوب‌آهن گفتم پرسپوليس برنده دربي ۷۱ است، اما اين پرسپوليس نسبت به بازي با ذوب‌آهن زمين تا آسمان فرق مي‌كرد. اصلاً هيچ‌كس در حد و اندازه خودش نبود. فقط اين بنده خدا كريمي تا توانست دويد و خدايي پنالتي خوبي گرفت. هيچ‌كدام آن بازيكني كه بايد باشند، نبودند و اين واقعاً جاي سؤال دارد. اين تيم بايد به زودي تكاني به خودش بدهد.»

اما آنچه مسلم است، كار پرسپوليس با اين تذكرها راه نمي‌افتد و مشكل بزرگ‌تر از اين حرف‌هاست و بالادستي‌ها بايد تفكري جدي براي اين تيم داشته باشند تا شرايط اين تيم از اين بدتر نشده است. پرسپوليس نياز به مديري دارد كه اگر هم ورزشي نيست، حداقل بتواند براي اين تيم وقت بگذارد، نه مديري كه در حساس‌ترين زمان‌ها، در شوراي شهر مشغول رتق و فتق ديگر كارها و مشكلاتش است و تنها وقت بيكاري خود را به پرسپوليس اختصاص مي‌دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار