
يادش بخير، سالها پيش در چنين روزهايي بود كه خود را براي رفتن به مدرسه و بازشدن مدارس آماده ميكرديم. خوب به ياد داريم زماني را كه با دوستان همسن و سال خود برسر دفترچههاي ۱۰۰ برگ كاهي، مدادهاي سياه سوسمار نشان و سر مداديهاي كلاه قرمزي و پسرخاله سرو كله ميزديم و براي داشتن آنها كوتاه نميآمديم.
اما آن دوران گذشت و ما بزرگ و بزرگتر شديم و فرزندان ما اين روزها همان شور و اشتياق گذشته را دارند و براي يك سال تحصيلي آماده ميشوند.
بچههاي امروز روي ميز مدرسه خود، در دستان همكلاسي و حتي روي تخته سياه مدرسه وسايلي را ميبينند كه نه تنها با فرهنگ گذشته وطني ما سنخيتي ندارد، بلكه برنامهريزي و هوشمندي دنياي پيچيده اقتصاد را نشان ميدهد كه حتي به بچههاي مدرسهاي هم رحم نكرده است. بازار لوازمالتحرير هم هدف تجارت پرسود چينيها قرارگرفته و انواع و اقسام لوازم و نوشتافزارهاي چيني در بازار يافت ميشود. انواع مدادها، پاككنها، دفترهاي چيني، آبرنگهاي رنگارنگ، كيفهاي پر زرق و برق و حتي روپوشهاي مدارس چيني در بازار خريد و فروش ميشود.
اما ماجراي لوازمالتحريرهاي چيني به همينجا ختم نميشود و انگارچينيها برنامهريزي دقيق و منسجمتري داشته و دارند. اين روزها تنها كافي است زماني كه با فرزندان خود براي خريد لوازمالتحرير به بازار مراجعه ميكنيد، به آرم، نشان و حتي نقشهايي كه روي وسايل حك شده اندك توجهي داشته باشيد. الهامگيري و كپي برداري از الگوهاي چيني و حتي اسطورههاي كارتوني كشور چين در لوازمالتحريرها موج ميزند!
واقعاً به كجا ميرويم، چند سالي است كه درباره هجمه گسترده و لجامگسيخته وسايل و ابزارهاي چيني به حوزه آموزشي، مقاله مينويسيم و هشدار ميدهيم، اما كو گوش شنوا! آنقدر جدي نگرفتيم و نخواهيم گرفت كه فرزندانمان هم ساخته دست چشم باداميها را به دليل جذابيت، تنوع، كيفيت و قيمتش در مقايسه با لوازم التحرير وطني بيشتر ميپسندند و دوست دارند.
اين روزها لينچان از گروه ليان شانپو، جومونگ و سوسانو از امپراتوري بادها و سوباسا از سريال كارتوني فوتباليستها همراهان فكري و اسطورههاي فرزندانمان در كلاسهاي درس شدهاند. اين اسطورههاي چيني جاي رستم و سهراب ايراني را گرفتهاند.
شايد بازهم متوليان فرهنگي اين مطلب را بخوانند و گله كنند كه چرا محصولات فرهنگي و لوازم التحريرهاي ساخت داخل را معرفي نميكنيد تا فرهنگسازي شود و تنها كمان انتقاد را به سمت ما نشانه رفتهايد؟ در پاسخ به اين دوستان فرهنگيكار بايد گفت كه سرعت حركت قطار چينيها بيشتر از آن است كه مجال تبليغ به ما بدهد. سرعت حركت و فعاليت چينيها به حدي است كه هر روز يك محصول جديد روانه بازار ميكنند، نقطه هدف خود را شناختهاند و هدفگيري كردهاند.
بايد سرعت حركت و فعاليت خود را به سرعت قطار چينيها برسانيم، به راستي تا به حال به غير ازمعرفي عروسكهاي دارا و سارا و شخصيتهاي ايراني چند شخصيت، اسطوره يا محصول وطني را به فرزندانمان معرفي كردهايم؟ فراموش نكنيم، قطارچينيها ترمز ندارد و نكند خداي ناكرده روزي متوليان فرهنگي را هم با خود ببرد!