
اين موضوع شايد يكي از مشكلات جدي والدين در بردن فرزندانشان به مدرسه، آن هم در سر وقت باشد. حتماً شما هم ديدهايد كه تعداد زيادي از بچهها در هنگام صبح، پشت در مدرسه ميمانند و انتظار ميكشند كه ناظم در را باز كند و بعد از اينكه اسمشان را نوشت، راهي كلاس درس شان شوند. دير رسيدن فرزندان به مدرسه عوامل مختلفي دارد كه شايد كم و بيش همه ما متوجه اين موضوع بوده باشيم و حال كه خودمان اين موضوع را از سر گذراندهايم، با كودكانمان در اين باره دست به گريبان هستيم.
دكتر عيسي سهيليان، كارشناس خانواده و مشاور تحصيلي در اين باره اظهار ميكند: جدول زماني برنامه ما در صبحها بسيار فشرده است. در واقع براي اين برنامههاي سخت و پيچيده، همواره دچار ضيق وقت هستيم. متأسفانه بيشتر اوقات، سرعت حركت بچهها، در آماده شدن براي رفتن به مدرسه، لاكپشتوار است. آنها به كندي حركت ميكنند و وقت ما را نيز ميگيرند و تلف ميكنند. اما با تمام اين توضيحات، اولين ساعات روز، بهترين زمان براي آموزش مسئوليت به كودكان است. ما براي آموزش مسئوليت، به آنها اجازه ميدهيم تا بيشتر فكر كنند، در ضمن بيشتر كارهايي را كه معمولاً تا پيش از اين، ما برايشان انجام ميداديم، از اين به بعد خودشان انجام دهند. حال با به كار بردن چهار قانون كلي زير صبح براي همه ما دلنشينتر و صميمانهتر خواهد شد.
وي ميافزايد: براي اينكه كودكانتان را به درستي تربيت كنيد تا قدر وقت را بدانند و سر وقت در مدرسه كه مكاني اجتماعي است، حاضر شوند، در ابتدا تصميم بگيريد، كدام كارها، مربوط به والدين و كدام مربوط به بچههاست. يك صحبت و گفت و گوي دوستانه با كودكان به آنها كمك ميكند تا بفهمند و متوجه شوند كه تنظيم زنگ ساعت، بيدار شدن با صداي زنگ ساعت، انتخاب لباس و پوشيدن آن، شستن دست و صورت، نگاه كردن به ساعت و مراقب گذشت زمان بودن، يادآوري پول ناهار و جمعآوري وسايل مدرسه و حتي تصميم بر سر مقدار صبحانهاي كه بايد خورده شود، در حقيقت همه و همه جزو مسئوليتهاي آنها به شمار ميآيد. حال اگر از اين نكات غفلت شود، تنها كساني كه از پيامدهاي اين غفلت و بيتوجهي رنج ميبرند و آسيب ميبينند، خود كودكان هستند. در اينجا مسئوليت ما به عنوان والدين، تنها كمك به عملكرد پيامدهاي تأخير و دير رسيدن به مدرسه است.
به گفته اين كارشناس، والدين به منظور آموزش وقت شناسي كودكان بايد از تذكر و يادآوري كارها جداً خودداري و اجتناب كنند. اين تذكرات فرصت انجام اشتباهات را از بچهها ميگيرد، اشتباهاتي كه به واسطه پيامدها و نتايجشان درس و تجربه لازم را به كودك ميدهند. اگر كودك يك روز دير به مدرسه برسد و پشت در بماند، متوجه اين نكته ميشود كه بايد سر وقت كارهايش را انجام دهد تا توبيخ نشود. اگر شما در هنگام حضور در محل كار يا قرارهاي كاري و خانوادگي، نسبت به وقت بيتوجه هستيد، به طور غيرمستقيم به آموزش اين امر به فرزند خود پرداختهايد و به قول معروف: «رطب خورده منع رطب نتوان كند» و كودك شما با وجود الگويي تمام عيار در طول زندگي، محال است كه به حرفها و نصايح شما در مورد اهميت وقت توجه نشان دهد.
ساعت خواب كودك را تنظيم كنيد
دكتر سهيليان ادامه ميدهد: وقت شناسي در انجام امور شخصي، موضوع ديگري است كه بايد به او آموخته شود. حضور به موقع در مدرسه يا كلاسهاي فوق برنامه، توجه به ساعت خواب يا مطالعه و... از مواردي است كه هر روز كودك با آنها درگير است. شما به عنوان والدين او بايد در مورد برنامهريزي دقيق اين كارها دقت كرده و به او كمك كنيد تا با انجام به موقع كارهاي خود، به وظايف روزانه خود برسد. بعضي از كودكان هميشه دير به مدرسه ميروند و شبها هر ساعتي كه دوست دارند ميخوابند يا گاهي به علت بازيگوشي بيش از حد، انجام تكاليفشان به نيمه شب ميكشد. آموزش وقت شناسي بايد از همين امور به ظاهر ساده آغاز شود. دير خوابيدن كودكان در شبها و بازيگوشي آنها را بايد مديريت كرد و اين موضوع ميتواند با تدبيري بجا از سوي والدين برطرف شود.
وي ميافزايد: گاهي برنامهريزي زماني كارهاي كوچك خانواده را به فرزندتان بسپاريد. بد نيست كه بعضي اوقات برنامههاي زماني كوچك خانواده از قبيل رفتن به پيك نيك، سفرهاي يك روزه، برنامهريزي براي رفتن به سينما، پارك و... را به او بسپاريد تا او زمان را به اطلاع اعضاي خانواده برساند. اين مسئله باعث ميشود كه كودك با توجه به آب و هوا، زمان تاريكي، شروع برنامهها، زمان شام و ناهار و... به برنامهريزي بپردازد و در نتيجه ناچار به زمان بندي از ساعاتي قبل براي اين برنامه تفريحي كوچك خانوادگي ميشود. اين كار به او كمك ميكند كه به تدريج با مشكلات و برنامههاي پيشبيني نشده، آشنا شود و با بزرگتر شدن، آمادگي برنامهريزي جهت انجام كارهاي مهمتر را نيز پيدا كند.
واگذاري مسئوليت به كودكان
به عقيده اين كارشناس، بايد در مورد بدقولي و عدم توجه به وقت، با فرزندان صحبت كرد. صحبت در اين باره سبب ميشود كه او با ناپسندي اين موضوع از جنبه عامه مردم نيز بيشتر آشنا شود، زيرا بسياري از كودكان متوجه نيستند كه وقت نشناسي آنها ميتواند منجر به چه مشكلاتي شود. اهميت اين مسئله را با ذكر مثال هايي از زندگي اطرافيان يا حوادثي كه براي خودتان رخ داده، بيان كنيد تا ارزش وقتشناسي برايش بيشتر آشكار شود.
سهيليان در مورد عدم وقت شناسي فرزندان تأكيد ميكند كه والدين از بيتوجهي به دور باشند. البته اين مسئله به اين صورت نباشد كه با تنبيه بدني يا كلامي تند همراه شود. شما ميتوانيد به آرامي در مورد اينكه بيتوجهي او به وقت موجب ناراحتي شما شده، صحبت كنيد و در صورت تكرار اين مشكل پس از چند بار، او را از انجام برخي از كارهاي مورد علاقهاش براي مدتي كوتاه محروم كنيد. او بايد بفهمد كه بيتوجهي به زمان، گاهي سبب ميشود كه فرصتهاي بسيار خوبي را از دست بدهد و در نتيجه تاوانهاي زيادي را براي آن در زندگي بپردازد. اين سختگيريهاي كوچك شما سبب ميشود كه او با اهميت اين موضوع بيشتر آشنا شده و به تدريج به مبحثي جداييناپذير از زندگي وي تبديل ميگردد.
توبيخ و تنبيه ممنوع
وي در بيان توصيههايي به منظور كاهش اين مشكلات تأكيد ميكند: آشنايي دانشآموز با معلمان و مدرسه قبل از آغاز سال تحصيلي، ياد كردن از معلمان در منزل با لبخند و القاب زيبا مانند معلم مهربان و...، تعريف خاطرات مثبت، شاد و جالب از سوي والدين براي دانشآموزان، همدردي درك و تفاهم به عنوان اساس درمان، تشويق به حضور در جمع مدرسه، تقويت هر نوع رفتار نزديك شدن به مدرسه، محدود نكردن تفريحات دانشآموزان، برگشت به مدرسه بدون فشار و اجبار، اقناع كودك براي حضور در مدرسه، عدم انتقال تجارب منفي والدين به دانشآموزان، عدم ايجاد ترس و رعب از مدرسه و معلم در دانشآموز، عدم ايجاد وابستگي شديد به والدين به خصوص مادر، درمان گروهي، بروز ندادن رفتارهاي تقويتكننده به كودك در منزل هنگام حضور در مدرسه، تأكيد نداشتن و توجه به شكايتهاي بدني كودك، شناساندن اثرات رفتارهاي نادرست مادر به حضور فرزند در مدرسه، عدم تنبيه و توبيخ به واسطه ضعف درسي ميتواند در اين راستا راهگشا باشد.
دكتر سهيليان ادامه ميدهد: يكي از مسئوليتهاي والدين نسبت به كودكان، آموزش و هدايتي است كه در نهايت آنها را قادر ميكند بتوانند در زندگيشان تصميمهاي درستي اتخاذ كنند. البته مسئله مهم اين است كه نقش والدين در آن زمان اينگونه خواهد شد؛ كمك به او در راستاي وفق با موقعيت جديد، آگاهسازي وي از مسائل پيرامون وي و پيشرو، كمك به تأمين آسايش او هنگام نياز، دوست داشتن فرزندان، تأييد، تكريم، تحسين و حمايت از وي، صحبت با او در مورد يافتن راهحلهاي گوناگون، ياري دادن به وي هنگام تصميمگيري، عدم توقع بيش از حد توان آنها و ياري دادن به وي در تعيين هدف، داشتن رابطه انساني و صحيح با فرزندان، حياتيترين مرحله كار و اثربخشترين عامل موفقيت در تعليم و تربيت او محسوب ميشود. رابطه انساني موفق، رابطهاي است اثرگذار كه تغييرات مطلوب را در فرد ايجاد ميكند و بين دو نفر تفاهم لازم را به وجود ميآورد. نخست والدين بايد با فرزند خود رابطه برقرار كنند و سپس تعليم و تربيت او آغاز ميشود.