
در اين راستا انقلابيون مصري بامداد شنبه با تسخير سفارت اين رژيم در قاهره، سفير و ديگر كاركنان آن را مجبور كردند كه سفارت را ترك كنند و با استفاده از يك هواپيماي اختصاصي خود را به تلآويو برسانند.
در تحليل چرايي اين رخداد بايد گفت كه حتي در دوران حسني مبارك هم روابط مصر و رژيم صهيونيستي در سطح مردمي به حالت عادي برنگشت و سفارت اسرائيل در قاهره به يك دژ نظامي شباهت داشت و به دليل ترس از حملات مردمي در طبقه بالاي يك برج قرار داشت. با چنين پيشينهاي از همان ابتدا نيز تصور ميشد كه سقوط رژيم مبارك فضا را براي ابراز خشم انباشت شده مردم در سه دهه گذشته باز كرده و انقلابيون مصري را با اين رژيم درگيركند.
بررسي وقايع چند ماه گذشته نيز نشان ميدهد كه روند تحولات چيزي جز اين نبوده است به گونهاي كه بلافاصله پس از سقوط رژيم مبارك خط لوله انتقال گاز ارزان مصر به اسرائيل مورد حمله قرار گرفت و در نهايت قطع شد و پس از آن لزوم بازنگري در معاهده كمپ ديويد در محافل اين كشور مطرح شد و سپس در پي تعرض مرزي هواپيماهاي اسرائيلي به خاك مصر در صحراي سينا (كه به دنبال تعقيب عاملان حملات ايلات صورت گرفت) كه به كشته شدن پنج مرزبان مصري صورت گرفت اعتراضات عليه رژيم صهيونيستي و درخواست براي قطع رابطه با اين رژيم و اخراج سفير گستره بيشتري يافت و اين احساسات پس از آنكه دولت تركيه در اعتراض به عذرخواهي نكردن اسرائيل سفير اسرائيل را اخراج كرد جريحهدارتر شد و اين انتظار در بين انقلابيون مصري ايجاد شد كه شوراي نظامي حاكم مصر نيز بايد به اقدام مشابه دست بزند، اما قصور آن در پاسخ به توقعات و انتظارات مردم و انقلابيون مصري در نهايت آنها را بر آن داشت كه خود رأساً وارد عمل شوند و به تسخير سفارت و اخراج سفير اقدام كنند.
از اينرو اين اقدام حاوي پيام به شوراي نظامي است كه اگر من بعد درخصوص تأمين خواستهها و مطالبات انقلابيون تعلل كند آنها دست روي دست نخواهند گذاشت و وارد عمل خواهند شد. همچنين به نظر ميرسد اين اقدام انقلابيون مصري هشداري به كشورهاي غربي و ديگر كشورهاي عربي منطقه نيز هست كه در مسير به نتيجه رسيدن انقلاب مانعتراشي كرده و سعي ميكنند آن را از مسير واقعي خود منحرف كنند.
از اينرو هر چند پس از سقوط رژيم مبارك مجموعه اقداماتي عليه رژيم صهيونيستي صورت گرفته بود اما هيچ كدام به اندازه تسخير سفارت اسرائيل مسئولان اين رژيم و حاميان غربي آن را نگران و وحشتزده نكرده بود و همين امر اهميت و حساسيت اين موضوع را ميرساند. در واقع آنچه موجبات چنين وحشتي را براي اين رژيم و حاميان غربي آنها ايجاد كرده است از يكسو به تجربه تلخي برميگردد كه آنها پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و اشغال سفارت امريكا كسب كردهاند و دوم اينكه آنها اين احتمال را ميدهند كه اقدام انقلابيون مصري با استقبال انقلابيون در ديگر كشورهاي انقلاب زده مواجه شود و دولتهاي آنها را نيز مجبور كنند اگر سفير دارند به اخراج سفير و اگر ندارند هر نوع تماس و رابطهشان را با اين رژيم قطع كنند كه به طور مشخص كشورهاي چون اردن و قطر را دربرميگيرد.