فاصله ميان مرگ و زندگي، خوشبختي و تيرهروزي فقط به اندازه عرض يك خيابان است يا شايد هم به ارتفاع يك پل عابرپياده. پل عابرپياده كه جزئي از مبلمان شهري محسوب ميشوند؛ امروزه در مديريت شهري، سازهاي براي عبور از موانع فيزيكي قلمداد ميشود تا علاوه بر استفاده از فضا بتوان عبور و مرور را تسهيل كرد.پلهاي عابر پياده كه صرفاً براي تضمين امنيت شهروندان در مناطق مختلف شهر تهران احداث شده است چندان مورد استقبال قرار نميگيرد. اين در حالي است كه آمارها نشان ميدهد سالانه بيش از يكهزار عابر پياده بر اثر تصادف رانندگي جان خود را از دست ميدهند و حدود ۴۵ درصد از تلفات تصادفات درونشهري و۴۰ درصد تصادف جادهاي را عابران پياده تشكيل ميدهند در حالي كه در كشورهاي اروپايي ميزان عابران كشته شده به علت تصادف درونشهري تنها ۲۰ درصد از كل كشتههاست اما آنچه تأسفبرانگيزتر است رشد مرگ عابران پياده در تهران است كه به گفته پليس راهنمايي و رانندگي بيشترين كشتهشدگان در زير پلهاي عابر پياده اتفاق افتاده است.
جانمايي نامناسب پلهاي عابر پياده
برخي از شهروندان معتقدند تعداد پلها يا محل نصب آنها مناسب با حال همه نيست به طوري كه اگر كسي كاري در فاصله از يك پل داشته باشد، ترجيح ميدهد به جاي طي كردن مسافتي براي رسيدن به پل براي گذشتن از عرض خيابان از همان روش معمول يعني عبور از وسط خيابان استفاده كند. متأسفانه اين امر در برخي از پلهاي مكانيزه صدق ميكند و جدا از بحث كم بودن تعداد آنها جانمايي نامناسب پل موضوعي است كه همواره به عنوان دلايل بيتوجهي شهروندان در استفاده از آن مطرح ميكنند. اين در حالي است كه مسئولان شهري نصب پلهاي هوايي را مناسب با ميزان تردد عابران پياده عنوان ميكنند. به گفته آنها امكان احداث پل در برخي از مناطق به دليل مسائلي همچون معارض يا عرض كم پيادهرو و همچنين خطوط برق فشارقوي امكانپذير نيست و بدين لحاظ پلها با فاصله نصب شده است البته هزينه سنگين نصب و همچنين نگهداري پلها از ديگر دلايل اين فاصلههاست. خبر جمعآوري پلهاي زائد عابر پياده پايتخت را كه چندي پيش توسط مسئولان شهري اعلام شد نيز شايد بتوان گواهي بر نامناسب بودن جانمايي پلها برشمرد، چنانچه مديرعامل سازمان زيباسازي شهرداري تهران با بيان اينكه درحال حاضر تعداد پلهاي مكانيزه و غيرمكانيزه سطح شهر ۷۵۰ دستگاه است، اذعان داشته به اين نتيجه رسيدهايم كه برخي از اين پلها اضافي است و يك طرح مطالعاتي در اين زمينه درحال انجام است تا بتوانيم با يك تصميم صحيح نسبت به جمع آوري پلهاي اضافي عابر پياده اقدام كنيم. البته به اعتقاد اين مسئول شهري تعداد زياد پلهاي عابر پياده تهران و الزام جمعآوري آنها بيانگر اين موضوع است كه در زمينه عبور عابرپياده و خودروها فرهنگسازي لازم صورت نگرفته است و بايد در اين خصوص برنامهريزي شود. مديران شهري، مكانيزه شدن بخش عمده پلهاي عابر پياده را نيز غيرممكن ميدانند و بر اين باورند كه مكانيزه شدن راهحل مشكل بيتوجهي شهروندان به استفاده از پل در گذر از عرض خيابان نيست بلكه مشكل ريشه در فرهنگ شهروندي وضع قانون دارد. برخي از كارشناسان شهري نيز پلهاي عابر پياده سطح شهرتهران را مغاير با استاندارد ميدانند و چندي پيش رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران نيز با تأييد موضوع اعلام كرده است برخي از پلها استانداردهاي لازم را ندارند و برخي شهروندان هنگام استفاده از پلها دچار مشكل ميشوند و طوري طراحي شدهاند كه تردد براي كساني كه مشكل جسمي و حركتي دارند، دشوار است كه اين موارد به مسئولان ذيربط اعلام شده است.
پلها، محل امن براي دستفروشان، كارتنخوابها و متكديان
پلهاي عابر پياده كه ماهيت وجودي آنها تضمين ايمني شهروندان است امروزه گويا فقط براي دستفروشان، كارتنخوابها و متكديان ساخته شده است و عملاً استفاده ديگري ندارند و گاهي تعدادي از شهروندان مزاحمتهاي آنها را دليلي براي استفاده نكردن از پلها عنوان ميكنند و معتقدند كه برخي از پلها به دليل نصب بيلبورد و تابلوهاي تبليغاتي امنيت خود را از دست دادهاند و به آسايشگاهي براي كارتنخوابها تبديل شده است البته اين ناامني تنها به اين مسئله خلاصه نميشود و با محصورشدن پلها، فضاي مناسبي براي باجگيري و فروش موادمخدر در ساعات كمتردد فراهم شده است. ضعف فرهنگ ترافيك، عادت نداشتن و عجله داشتن، ناتواني جسمي مواردي است كه اكثر شهروندان علت عدم استفاده از پلها بيان ميكنند، اما به نظر ميآيد بخش عمده اين دلايل به مشكلات فرهنگي باز ميگردد چنانچه برخي استفاده از پلها را كاري لوكس و تشريفاتي ميدانند به طوري كه با بازشدن پاي پلهاي مكانيزه به شهر و پلههايي كه به مدد برق شهروندان را از اين سمت خيابان به سمت ديگر ميرسانند هم دردي را دوا نكرده يا حداقل مرهمي موقت محسوب ميشود. بسياري از اين پلها كه با هزينهاي هنگفت احداث ميشوند در بيشتر ساعات روز تفاوتي با انواع پلهاي غيرمكانيزه ندارند و مشاهده ميشود كه شهروندان تردد از لابهلاي ماشين هايي كه با سرعت تردد ميكنند را بر پلهاي مكانيزه ترجيح ميدهند. جامعهشناسان معتقدند كساني كه داراي فرهنگ اجتماعي بالاتري هستند، سابقه شهرنشيني بيشتري دارند، هويت شهري را درك ميكنند، نسبت به رفتارهاي شهروندي وفادارتر و در استفاده از مبلمان شهري كوشاترند. آنها عبور از پل عابر پياده را يكي از نشانههاي توسعهيافتگي شهري برشمرده و آن را در رديف فرهنگ شهرنشيني ميدانند كه متأسفانه با رشد و توسعه شهرنشيني اين توسعهيافتگي در بينش و عملكرد برخي از شهروندان نمايان نيست و دروني نشده است.
استفاده نيمي از شهروندان از پلهاي عابر پياده
نتايج نظرسنجي از شهروندان تهراني كه توسط يك مركز پژوهشي انجام شده نشان ميدهد، نيمي از تهرانيها از پل عابر پياده استفاده ميكنندكه ۴/۳۶ درصد از آنها احساس امنيت جاني را مهمترين دليل استفاده از پل عنوان كردند. از بين افرادي كه اعلام كردند از پل عابر استفاده نميكنند ۶/۳۲ درصد مجهز نبودن اين پلها به پله برقي و نامناسب بودن مكان پلها را دليل عدم استفاده نام بردهاند. به گفته مسئولان شهري در بسياري از كشورهاي دنيا عدم استفاده از پل عابر پياده نوعي قانونگريزي محسوب ميشود و با آن برخورد ميشود و اين موضوع بيانگر اين مطلب است كه پليس نيز بايد به عابر پيادهاي كه به خود اجازه ميدهد بدون توجه به قوانين به هر شكلي و از هر كجايي عبور كند با عنوان يك فرد متخلف برخورد كند. البته رئيس پليس راهنمايي و رانندگي نيز كه عابران و موتوسيكلتها را اصليترين عامل حوادث رانندگي در شهر تهران اعلام ميكند به مشكل فقر قانوني براي برخورد با تخلفات عابران پياده اشاره كرده و ميگويد: بايد بسترهاي لازم براي برخورد قانوني با عابرين پياده متخلف فراهم شود كه صدور كارت ملي الكترونيك يكي از بسترهاي مورد نياز اعمال قانون است و پليس مدتهاست پيگير اجرايي شدن قوانين براي عابران پياده است. رشد تعداد مرگ عابران پياده در شهر تهران، زنگ خطري است كه به نظر ميرسد همراه با تدوين ضوابط قانوني بايد به فرهنگ ترافيك توجه ويژهاي داشت و براي نهادينه كردن فرهنگ استفاده از پلهاي هوايي بايد به تغيير نگرش افراد جامعه پرداخت و اين ميسر نخواهد شد مگر با آموزش دانشآموزان در مدارس، پخش فيلمهاي انيميشن كوتاه و حتي اعمال زور و اجبار.