کد خبر: 449935
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
روند تحول نگاه امريكا به فعاليت‌هاي هسته‌اي پاكستان
رضا مهرعطا
 امريكايي‌ها هيچ‌گاه فكر نمي‌كردند سياست موازنه آنها كه موجب دستيابي اسلام‌آباد به تسليحات هسته‌اي شد، زماني به يكي از مهم‌ترين چالش‌ها تبديل شود.
چشم‌انداز
از زمان استقلال پاكستان تاكنون، موضوع امنيت قلب سياست خارجي پاكستان به شمار مي‌رود و در افكارعمومي پاكستان توان نظامي و بازدارندگي هسته‌اي در برابر همسايه شرقي خود يعني هند، موضوع امنيت اين كشور است.
پس از به قدرت رسيدن ژنرال محمد ايوب‌خان در سال ۱۹۵۸ در پاكستان، ارتش در جامعه نيمه سنتي پاكستان، به دليل تعارض و مقابله با همسايه خود يعني هند توانست مشروعيت و مقبوليت را كسب كند. ايوب‌خان در همان سال ذوالفقار علي بوتو را به عنوان وزير نيرو و انرژي و رئيس سازمان انرژي اتمي برگزيد و وي از ايوب‌خان خواست كه پاكستان فعاليت‌هاي اتمي خود را آغاز كند تا از همسايه شرقي خود يعني هندوستان عقب نيفتد و برتري استراتژيك را از هند گرفته و به يك بازدارندگي هسته‌اي برسد بنابراين ارتش در پاكستان به دنبال اين بود كه با هسته‌اي شدن پاكستان احساسات داخلي مردم را جريحه‌دار نكرده و وجهه ملي ارتش و دولتمردان پاكستاني با اين اقدام بالا برود.
جنگ سال ۱۹۶۵ پاكستان با هند كه منجر به شكست پاكستان شد، به اتمي شدن پاكستان سرعت داد و پاكستان جهت تحقق اين امر به همسايه شمالي خود يعني چين متمايل گرديد و دولت چين نيز در اواسط دهه ۱۹۶۰ علاوه بر منابع عظيم تسليحات متعارف به طور محرمانه و مخفيانه مذاكرات هسته‌اي در جهت روند هسته‌اي شدن پاكستان، با چين را از سر گرفت.
در سال ۱۹۶۶ ذوالفقار علي بوتو اظهارات جالبي را در مورد هسته‌اي شدن پاكستان عنوان داشت. وي چنين گفت: «اگر هندوستان به بمب اتمي دست يابد حتي اگر پاكستاني‌ها مجبور به خوردن علف باشند، بمب اتمي مي‌سازند.»
بنابراين پاكستان در اين سال‌ها دو رويه را پيش گرفت ابتدا اينكه از امضاي معاهده منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT) سر باز زد و ثانياً به طور محرمانه با چين رآكتورهاي هسته‌اي خود را فعال كرد اما روند شكست‌هاي نظامي از هند در سال ۱۹۷۱ و استقلال بنگلادش (بخش شرقي پاكستان) با حمايت هندوستان، اتمي شدن پاكستان را تسريع كرد. از طرفي با كم شدن جبهه نظاميان در پاكستان، ذوالفقار علي بوتو به نخست‌وزيري پاكستان كه يك فعال سياسي از حزب ‌P. P. P‌ بود، منصوب شد و بوتو با استفاده از ظرفيت‌هاي دروني پاكستان (ارتش و مردم) و روحيه ضدامپرياليستي و ضدهندي كه در پاكستان تقويت شده بود از سال ۱۹۷۲ برنامه اتمي اين كشور آغاز شد تا برتري استراتژيك هند در منطقه از بين برود.
با كمك مهندسان چيني و دانشمندان پاكستاني از جمله عبدالقادرخان پس از انفجار بمب اتمي هند در سال ۱۹۷۴، اين كشور در سال ۱۹۷۷ در آستانه دستيابي كامل توانايي اتمي قرار گرفت. پروژه‌اي كه به كمك ارتش و دانشمندان اتمي پاكستان و شخص بوتو به عنوان نخست‌وزير پاكستان به نتيجه رسيد، اما با كودتاي ۱۹۷۷ ارتش عليه بوتو كه ژنرال ضياءالحق به قدرت رسيده بود، وقفه‌اي در اتمي شدن پاكستان افتاد و درگيري‌هاي داخلي بر سر قدرت و تسويه حساب‌هاي سياسي، عامل مؤثري در ايجاد اين وقفه در روند هسته‌اي شدن بود، اما ژنرال ضياءالحق مجدداً بزرگ‌نمايي تهديد هند را آغاز و با روند اسلامي شدن دولت و ارتش پاكستان مشروعيت داخلي خود را افزايش داد و روابط خود را با هلند و آلمان جهت كسب دانش فني اتمي افزايش داد و عبدالقادرخان كه در شركت اروپايي يورنكو هلند مشغول به كار بود در سرقت طرح‌هاي غني‌سازي اورانيوم به روش سانتريفوژ نقش مؤثري ايفا كرد.
اتفاقي كه در منطقه سبب شد تا امريكا نسبت به اتمي شدن پاكستان نرمش بيشتري نشان دهد، زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي بود كه پاكستان نقش جديدي در منطقه پيدا كرد و آن كمك به شورشيان جهادي افغانستان در جنگ عليه ارتش سرخ شوروي بود. بنابراين در دوره رونالد ريگان امريكا كمك‌هاي نظامي و اقتصادي خود را به پاكستان بيشتر كرد و از تحريم‌ها نيز چشم‌پوشي نمود و پاكستان از اين فرصت براي هسته‌اي شدن خود استفاده و سلاح‌هاي هسته‌اي خود را كامل كرد.
تلاش‌هاي ضياءالحق حتي با كشته شدن او در حادثه سقوط هواپيما، فعاليت اتمي اين كشور را تداوم بيشتري بخشيد و طبق نظر ميرزا اسلام‌بيگ، فرمانده ارتش پاكستان، اين كشور توانايي ساخت يك بمب اتمي تا سال ۱۹۸۸ را به دست آورده بود و برنامه توليد موشك‌هاي بالستيك را با كمك چين با برد كوتاه و متوسط كه قادر به حمل كلاهك اتمي باشند را گسترش داد و در سال ۱۹۸۹ موشك‌هاي بالستيك هاتف ۱ و ۲ با برد كوتاه و متوسط مورد آزمايش و بهره‌برداري قرار گرفت.
ارتش در واقع با بزرگ‌نمايي تهديد هند و مشروعيت داخلي هم اركان قدرت سياسي را در اختيار داشت و هم برنامه‌هاي نظامي و هسته‌اي خود را پيش مي‌برد، اما اتفاق ديگري به طور خزنده در اركان سياسي و نظامي پاكستان رخ داد و آن نفوذ عناصر مذهبي افراطي در بدنه ارتش و حكومت پاكستان بود كه عقبه آنان به پشتون‌هاي سلفي برمي‌گردد كه در جنگ با ارتش سرخ شوروي در افغانستان و پاكستان بانفوذ شده بودند.
پاكستان همچون هند، تعداد سلاح‌‌هاي هسته‌اي خود را اعلام نكرده بود ولي در دهه ۱۹۹۰ پس از دوران جنگ سرد، روزنامه اينديپندنت چاپ لندن تعداد ۶ بمب اتمي را براي پاكستان اعلام كرد و ارتشبد پرويز مشرف كه از سال ۱۹۹۸ قدرت را در پاكستان طي يك كودتا به دست گرفته بود، اعلام كرد كه پاكستان امروز يك قدرت هسته‌اي است و اولين آزمايش هسته‌اي پاكستان نيز در همين سال انجام شد تا پاكستان پس از تلاش سه دهه (۷۰، ۸۰ و ۹۰) به بازدارندگي استراتژيك در منطقه دست پيدا كند و به دغدغه رهبران و مردم پاكستان جهت مقابله با برتري‌طلبي هند در منطقه پايان دهد.
قدرت‌گيري طالبان
تلاش بيش از سه دهه پاكستان براي هسته‌اي شدن را بايد ناشي از همت و پشتكار ارتش و دانشمندان اتمي، حمايت مردمي و چراغ سبز قدرت‌هاي بزرگ خصوصاً ايالات متحده امريكا دانست كه راه را براي هسته‌اي شدن پاكستان هموار كردند.
پاكستان از شرايط جنگ سرد و اشغال افغانستان توسط شوروي در طول دهه ۱۹۸۰، نهايت استفاده را برد و با حمايت امريكا توانست گام به سوي هسته‌اي شدن بردارد، اما رشد بنيادگرايي سلفي، كه با سياست‌هاي ضياءالحق در پاكستان، محقق شده بود، تبديل به پاشنه آشيل براي حكومت پاكستان شد.
رشد بنيادگرايي در پاكستان را بايد به دوران ژنرال ضياءالحق نسبت داد. ضياءالحق با پيوند عقيدتي- سياسي با عربستان‌سعودي زمينه براي رشد گرايشات سلفي‌گري و وهابي كه بسيار نزديك به گرايش مذهبي حنفي دارند، را ايجاد كرد. اين پيوند سبب شد تا ضياءالحق با بودجه دولتي مدارس متعدد مذهبي و مساجد براي آموزش عقيدتي جوانان پاكستاني و افغاني و حتي عرب و بلوچ ايجاد كند تا آنان پس از آموزش نظامي به جبهه افغانستان جهت آن چيزي كه جهاد نام گرفت اعزام شوند. آن چيزي كه مدتي بعد عايد پاكستان شد اندوخته استراتژيك از اين افراط‌گرايان بود كه پس از گذشت يك دهه و با خروج ارتش سرخ از پاكستان، اين گروه پشتون با گرايشات سلفي‌گري به طالبان مشهور شدند و در اوايل دهه ۹۰ با كمك ارتش و آي‌اس‌اي پاكستان توانستند دوسوم خاك افغانستان را اشغال كرده و حكومت طالبان را در سال ۱۹۹۶ در اين كشور اعلام كنند.
طالبان؛ اين بار رو در ‌روي امريكا
پس از به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان، كه با كمك‌هاي اطلاعاتي، نظامي و امنيتي پاكستان محقق شده بود، اين كشور به اين نتيجه رسيده بود كه حكومت طالبان به عنوان يك متحد استراتژيك در منطقه عمل مي‌كند و مي‌تواند توازن قوا را در منطقه به نفع اين كشور در برابر همسايه شرقي خود يعني هند تغيير دهد.
اما سياست‌هاي ضدامريكايي اين گروه به سركردگي بن‌لادن، شرايط را براي پاكستان تغيير داد و تحولات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نقطه عطفي در اين تحولات بود كه طالبان را رو در روي حكومت و دولت پاكستان قرار داد.
با اشغال افغانستان توسط نيروهاي ناتو و امريكا، طالبان افغانستان به مناطق قبايلي (سرحد و وزيرستان شمالي) پاكستان پناه آورده و از آن مناطق خود را مجدداً تجهيز و احيا كردند و اين پشتيباني طالبان محلي پاكستان سبب نفوذ و تقويت آنان در جامعه سياسي پاكستان نيز شد.
از طرفي نيز طبق توافق مشرف با امريكايي‌ها، ارتش پاكستان از اواسط دهه ۲۰۰۰ ميلادي (۲۰۰۵) مأموريت يافت تا شبه‌نظاميان طالبان در مناطق قبيله‌نشين مجاور افغانستان را سركوب كند، اما حمايت مردمي از اين گروه و تقويت آنان در جبهه افغانستان سبب شد تا ارتش نتواند آنان را به طور كامل سركوب كند و اوج اين درگيري و رويارويي را بايد در واقعه مسجد لعل در جولاي ۲۰۰۷ ديد كه طالبان محلي با ارتش در يك نزاع واقعي قرار مي‌گيرند.
استفاده از روش‌هاي ناهمگون و چريكي و عمليات‌هاي غافلگيرانه تروريستي سبب برتري طالبان محلي پاكستان در برابر ارتش و حكومت پاكستان شده و ترور بي‌نظير بوتو از جمله مداخلات اين گروه افراطي در سياست پاكستان است كه آينده اين كشور را در هاله‌اي از ابهام فرو برده است.
از طرف ديگر با روي كار آمدن اوباما، رئيس‌جمهور دموكرات امريكا، كانون خطر تروريسم از عراق به افغانستان منتقل شد و با افزايش اعزام نيروهاي امريكايي به افغانستان، خطر پرورش كانون تروريسم در پاكستان نيز مطرح شد و در حال حاضر امريكا تمركز نيروهاي خود را در افغانستان به پاكستان تغيير داده و بيم آن مي‌رود در آينده درگيري طالبان با امريكا و ناتو به كشور پاكستان انتقال يابد و همين امر سبب شده كه طالبان محلي پاكستان تلاش بيشتري براي به دست آوردن حكومت در پاكستان نشان دهند.
پيامدهاي اين اتفاقات مي‌تواند دستيابي سلفي‌هاي افراطي در وهله اول تسلط بر حكومت و سپس به توان هسته‌اي پاكستان باشد كه اين امر براي امريكا و ناتو بسيار نگران‌كننده است. هيلاري كلينتون، وزير خارجه امريكا در همين چارچوب گفته است كه طالبان هسته‌اي در پاكستان را امريكا در منطقه به هيچ‌وجه تحمل نخواهد كرد و اين نقل نشان از نگراني توسعه و نفوذ طالبان در بدنه حكومت پاكستان است و با توجه به هسته‌اي بودن پاكستان، اين نگراني وجود دارد كه در آينده در صورت تسلط بر حكومت پاكستان، طالبان در اين كشور به سلاح‌هاي هسته‌اي تجهيز شوند و اين امر خطر گسترش جنگ نامتعارف را در كل منطقه در بر خواهد داشت و همچنين ممكن است امنيت، يكپارچگي و تماميت ارضي پاكستان را به مخاطره اندازد و پاكستان به افغانستاني دوم تبديل شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار