کد خبر: 449931
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
بررسي روند تحقق وحدت بين اصولگرايان در گفت‌وگوي «جوان» با حميدرضا ترقي
اين گروه كه امروز دلمردگي و احساس سرخوردگي را در بين حاميان قليل خود احساس مي‌كند در كنار جريان انحرافي راهبرد مورد اشاره را پيگيري مي‌كنند. وجود و تشكيل جبهه پايداري انقلاب اسلامي كه نيروهاي قابل اعتنا و انقلابي را در درون خود دارد، دستاويزي شده كه اين دو جريان انشقاق و تفرقه بين اصولگرايان در انتخابات آتي و وجود ليست‌هاي مختلف در بين اين جريان اصولگرايي را پيش‌بيني كنند. حضور جامعتين، در رأس قرار گرفتن آيت‌الله مهدوي كني و يزدي و حمايت و پشتيباني آيت‌الله مصباح يزدي و خوشوقت عملاً آينده و چشم‌انداز مطلوبي را براي جريان اصولگرايان و جبهه تازه تأسيس پايداري كه از جمله گروه‌هاي مهم اين جريان است را متصور مي‌‌كند. حميدرضا ترقي معاون بين‌الملل حزب مؤتلفه اسلامي در گفت‌وگو با «جوان» چگونگي وحدت اصولگرايان، راه‌هاي تسريع آن و تحركات جريان‌هاي مخالف گفتمان انقلاب اسلامي را براي برهم زدن اين همگرايي مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد.

چه ضرورتي وجود داشت كه حزب مؤتلفه به عنوان يكي از باسابقه‌ترين احزاب سياسي كشور با آقاي هاشمي رفسنجاني در خرداد امسال ديدار داشته باشند؟
البته قبلاً به اين موضوع پرداخته‌ايم. هر ساله با بزرگداشت شهداي ۲۶ خرداد، كه در واقع بزرگداشت شهداي نظامي حزب مؤتلفه است، در ديداري با مسئولان نظام سعي مي‌شود با نظرات اين افراد ياد شهدا و سبقه تاريخي آنها خصوصاً پيشتازي آنها در مقابل رژيم شاه را زنده بداريم. آقاي هاشمي از جمله مسئولاني بودند كه در اين پرونده دخيل بودند و جزو همرزمان اين شهدا بودند، لذا در كنار مسئولان ديگر با ايشان هم جلسه‌اي برگزار شد. اين ديدار بر اساس روال‌هاي معمول برگزار شد اما برداشت‌هايي كه در بيرون از اين ديدار صورت گرفت، برداشت‌هايي بود كه متناسب با اقتضائات زمان و روز بود و تصور بعضي از دوستان كه نقد كرده بودند اين بود كه اين ديدار براي تأييد مواضع آقاي هاشمي در سال ۸۸ يا عدول مؤتلفه از مباني اصولگرايي صورت گرفته است، در حالي كه هيچكدام از اين مسائل موضوعيت نداشت و مؤتلفه هم قصد چنين برداشتي از موضوع نداشت، بيشتر هدف تجليل از آن شهدا و بازگويي خاطرات آن عزيزان بود. البته انجام اين ديدار در داخل مؤتلفه هم مورد اختلاف بود انجام و بعضي از دوستان معتقد بودند ضرورتي به انجام اين ديدار در شرايط كنوني نيست چرا كه فضا مثل سال گذشته فضايي است كه برداشت درستي از اين ديدار صورت نمي‌گيرد، چون با اتفاقات سال ۸۸ ديدار سال گذشته حزب مؤتلفه با مسئولان لغو شد لذا امسال هم نظر بر همين بود اما برخي از دوستان معتقد بودند كه مواضع آقاي هاشمي تغيير كرده و مي‌شود جلسه‌اي را برگزار كرد. مذاكراتي كه در جلسه خصوصي صورت گرفت مذاكراتي بود كه براي مؤتلفه و شناخت درستي كه از آقاي هاشمي بايد داشته باشد، بسيار مهم و مفيد بود و من فكر مي‌كنم تمام موارد جلسه قابل پخش و ذكر نيست ولي براي تجزيه و تحليل مؤتلفه نسبت به شخصيت‌هاي نظام سياسي كشور دستاورد بزرگي داشت. اينكه برخي دوستان مي‌گفتند سياست مؤتلفه حفظ آقاي هاشمي است و اين حزب نمي‌خواهد ايشان به سمت جريان فتنه گرايش پيدا كند اينها توجيهاتي بود كه ضرورتي به طرح آنها نبود چرا كه قصد حزب اين موضوع نبود و قصد استفاده از سبقه تاريخي ايشان بود. بعضي از دوستان هم بدون نظر به محتوا و دستاوردهاي جلسه آن را شديداً محكوم كردند كه اين هم ناشي از عدم اطلاع از محتواي جلسه بوده است ولي در مجموع انتقاداتي كه آقاي هاشمي به مؤتلفه داشته و مؤتلفه نسبت به ايشان داشته به عنوان يك ديالوگ بي‌سابقه قابل استفاده در مستندات تاريخي آينده است.
به نظر شما خروجي اين ديدار به تطهير يا بازسازي چهره آقاي هاشمي (باتوجه به عملكرد دوساله اخير ايشان) منجر نشد. چراكه حزب متبوع شما يكي از با سابقه‌ترين و تأثيرگذارترين گروه‌هاي اصولگراست و فعاليت‌هاي اينگونه مؤتلفه در جامعه بازخورد قابل توجه دارد؟
نه، ما فكر نمي‌كنيم خبرهايي كه از جلسه منعكس شد در چنين سطحي باشد، يا در قبال موضوعات و مطالب و موضع‌گيري‌هايي كه ايشان به صورت مستمر در ديدارهايشان دارند و بر آن مواضع قبلي تأكيد دارند، اين (اين جلسه) ديگر خيلي تأثيرگذار در نفي آن فرد كه آقاي هاشمي باشد ندارد. من برداشتي مبني بر بازسازي چهره آقاي هاشمي را در اين ديدار نمي‌توانم پيدا بكنم.
شما نفس ديدار حزب متبوعتان با آقاي هاشمي را قبول داريد؟
من خودم با برگزاري اين ديدار مخالف بوده‌ام. ما مخالفت خودمان را انجام داده‌ايم اما چون تصميم، تصميم جمعي بوده است و نظرات زيادي در اين جمع بندي مؤثر بوده‌اند و اكثريت بر اين تصميم مصمم بوده‌اند نمي‌شود آن را نفي كرد ولي هزينه‌هاي بي‌جهتي را اين ديدار بر دوش مؤتلفه گذاشت و مي‌توانست اين هزينه‌ها را مؤتلفه نپردازد ولي در هر حال من فكر نمي‌كنم در زمينه بازسازي چهره‌‌ آقاي هاشمي كمكي كرده باشد.
برخي‌ هم معتقد بودند كه يكي از اهداف حزب مؤتلفه از اين ديدار «كاركرد انتخاباتي» آن بوده است؟
اصلاً، هيچ بحثي در مورد انتخابات صورت نگرفت چراكه قرار نبود به چنين موضوعي پرداخته شود چون انتخابات موضوعي است كه بين اصولگرايان مطرح است و در ارتباط با اين مسئله و تصميم‌گيري اصولگرايان، آقاي هاشمي نقشي قطعاً نداشته. موضوع وحدت اصولگرايان و نحوه ورود اصولگرايان به انتخابات منفك از آقاي هاشمي است. در جلسه با آقاي هاشمي بحث‌هاي مفصلي صورت گرفته است هم در رابطه با موضع‌گيري‌هاي ايشان هم عملكردشان در طول دو سال اخير ولي ما در واقع ايشان را بر اساس موضع‌گيري‌هاي رسمي كه انجام داده است تغييري در آنها نمي‌بينيم.
به انتخابات مجلس اشاره كرديد. در طول هفته‌هاي اخير شاهد تحركات جريان اصلاح طلب براي ورود به اين اتفاق مهم هستيم، چشم‌اندازي كه شما براي اين جريان در انتخابات آتي ترسيم مي‌كنيد چيست؟
جريان فتنه يك مبدأ و مقصدي داشت در انتخابات سال ۸۸ كه در آن مقطع به يك سري از اهداف خود توانست برسد. انتخابات حماسي مردم را با بالاترين سطح مشاركت زير سؤال برد و نگذاشتند كه مردم طعم شيرين اين پيروزي و مردم سالاري بي‌نظير را بچشند و يك بهانه به دست مخالفان و دشمنان نظام داد تا به معارضه با نظام به شكل تازه‌اي دست بزنند.
اين تحركات نظام را مشغول به مسائلي كرد كه غير الزامي بود و آرامش را از مسئولان نظام براي خدمت كردن گرفتند.
به هر حال مجموعه اين فتنه توسط رهبر معظم انقلاب مديريت شد و جلوي تبعات و ضررهاي بعدي گرفته شد. اينكه دستگاه قضائي در اين رابطه به وظيفه خودشان عمل كردند يا نه بحث جداگانه‌اي است ولي به طور طبيعي اين جريان با ضربه‌هايي كه در بعد قضائي و سياسي متحمل شد براي مدتي هم عوامل اصلي‌اش و طرفدارانش دچار سياسي شدند كه بازسازي آنها به اين راحتي امكان پذير نيست. بنابر اين مركز ثقل جريان فتنه و اصلاح طلب براي اينكه بتواند از اين بن بست سياسي خودش را خارج بكند و راه برون رفتي را در اين شرايط براي بازگشت به عرصه سياسي بيابد، راه‌هاي مختلفي را دنبال كرده‌اند. وقتي كه ديدند خواسته‌هاي غير قانوني آنها توسط نظام مورد پذيرش واقع نشد و فشارهاي بين‌المللي و حمايت‌هاي اپوزيسيون خارج از كشور فايده‌اي براي آنها نداشت، به سمت استراتژي جديدي رفتند. آنها جريان معتدل در درون اصلاح طلب را از جريان افراطي تفكيك كردند و اين جريان معتدل را به شكلي مديريت مي‌كنند كه بتواند بدون عقب‌نشيني از مواضع قبلي جريان اصلاح طلب و با تكيه بر طرفداران قبلي خودشان به صورت قانوني وارد عرصه مجدد رقابت‌هاي سياسي در كشور بشود. آنها براي اين كار هم از روش عقب‌نشيني برخي چهره‌ها از مواضع قبلي استفاده كردند و هم از روش شروط تعيين كردن براي ورود به انتخابات استفاده كردند، شبيه به سياست چماق و هويج غربي‌ها. روش ديگر آنها براي مساعد كردن فضا براي افزايش زمينه اجتماعي خودشان در جامعه و بستر‌سازي براي آن مورد توجه قرار گرفت. به اختلافات بين اصولگرايان دامن بزنند و اين اختلافات را پررنگ و تشديد بكنند اين موضوع را. هدف آنها از اين استراتژي آن بودكه مردم از اختلاف بين اصولگرايان خسته بشوند و اين خستگي موجب تمايل دوباره جامعه به اصلاح طلبان بشود و آنها را براي نمايندگي خود در مجلس انتخاب كنند.
اصلاح‌طلبان معتدل كه عملكرد مناسب‌تري داشته‌اند وضعيتشان چه مي‌شود؟
در طول ماه‌هاي اخير شاهد تلاش اصلاح طلبان معتدل براي جدايي از فتنه ۸۸ با هدف نجات يافتن از مرگ سياسي هستيم. اصولگرايان از اين جداسازي استقبال مي‌كنند و توجه اصلاح طلبان معتدل به ضرباتي كه از افراط‌گري‌هاي داخلي خود در حركت سياسي خورده‌اند ارزشمند است. تحركات اصلاح طلبان معتدل گام مفيدي در راستاي ايجاد رقابت سالم در عرصه سياسي كشور و طرد جريان‌هاي افراطي مي‌تواند باشد. مرزهاي تفكيك شده اصلاح طلبي و فتنه‌گري با حركت در چارچوب قانون اساسي مشخص مي‌شود و اصلاح طلبي به معناي اصلاح روش‌ها، تنها در صورت عدم آسيب زدن به قواره سياسي نظام و عدم تخلف از قوانين كشور ميسر است. شاخصه‌هاي اصلي تمايز ميان اصلاح طلبي و فتنه‌گري قابل تبيين است. روش‌ها و اقدامات اصلاحي كه مورد تأييد و حمايت دشمنان خارجي قرار گرفته و زمينه را براي سوء استفاده بيگانگان فراهم مي‌‌كند، يك اصلاح‌طلبي فتنه‌گرانه است. ديگر شاخصه‌‌اي كه وجه تمايز اصلاح طلبي و فتنه‌گري به شمار مي‌رود مغايرت حركات فتنه‌گرانه با سياست‌هاي كلي نظام و رهبري است. در همين راستا اقداماتي كه موجب ايجاد دوگانگي و از بين رفتن يكپارچگي در قدرت و همچنين مغايرت با سياست‌هاي كلي نظام است، تفاوت اصلاح طلبي و فتنه‌گري را آشكار مي‌كند.
به عقيده شما پروژه «اختلاف افكني بين اصولگرايان» براي جلب افكار عمومي كه با هدف تصاحب كرسي‌هاي مجلس است، براي اصلاح‌طلبان نتيجه بخش خواهد بود؟
دو جريان در حال حاضر از تفرقه اصولگرايان نفع مي‌برد، يكي جريان انحرافي است كه از تشديد اختلافات بين اصولگرايان مي‌تواند بهره ببرد و ديگري جريان اصلاح‌طلب به عنوان رقيب هميشگي اصولگرايان است. اين دو از يك پتانسيل و يك ظرفيت طبيعي، به نام اختلاف نظر در بين اصولگرايان سعي مي‌كنند استفاده بكنند. ريشه اختلاف در بين اصولگرايان بر مي‌گردد به روش‌هاي اداره كشور، تحليل طيف‌هاي مختلف اصولگرا از شرايط كشور و نكته ديگر اين است كه در استفاده از ظرفيت‌ها و نيروهاي اصولگرا هم اختلاف نظرهايي وجود داشته است. در اين مورد بعضي‌ها موافق استفاده صد‌درصد اصولگرايان هستند. برخي هم معتقد به استفاده از درصدي از اين جريان هستند، بعضي‌ها هم معتقد به استفاده از ظرفيت‌هاي سنتي اصولگرايان هستند. به تبع مشكلات و مسائلي كه در كشور وجود دارد. اينها يك سري اختلاف نظرهاي طبيعي است كه وجود دارد، مضاعف بر اينكه برخلاف اصلاح طلبان، اصولگرايان نقد از خود را مورد توجه قرار مي‌دهند و به نقد درون گفتماني پايبند هستند و اين را جزو ملزومات كار خود مي‌دانند و اينگونه نيست كه قائل به رفتار قبيله‌اي باشند. اين موضوع به طور طبيعي زمينه سوء استفاده مخالفان از اين شرايط را پديد مي‌آورد و مديريت اين شرايط كار بسيار دشواري بوده است و مركز ثقل براي اينكه اين نقد درون گفتماني و اختلاف سليقه و نظرات مختلف براي اداره كشور را بتواند سامان بدهد و نگذارد موجب تعميق اختلاف بشود اين مركز ثقل تا الان بين اصولگرايان وجود نداشته است.
پس مي‌توان فلسفه ورود بي‌پرده جامعتين به عرصه انتخابات را هم در همين جملات پيدا كرد؟
براي از بين بردن اين موضوع جامعتين وارد عرصه شدند و اين تركيب ۸ + ۷ را پديد آوردند و مأموريت اين كميته كه شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان است اين شد كه بتواند اين مسئله را مديريت بكند تا جلوي سوء استفاده از مخالفان را بگيرد. در همين رابطه منشوري سامان دهي شد كه التزام همه اعضا به اين منشور مورد تأكيد همه قرار گرفت. به مرور اصولگرايان به سمتي مي‌روند كه بتوانند اين تفاوت نظرها را كاهش بدهند و به يك وحدت كلمه در همه ابعاد اصولگرايي و تحليل مسائل جاري كشور و نحوه مديريت آينده كشور برسند. اين روند، روند واقعاً دشوار و سختي است و زمان مي‌برد و نياز به تعاملات مستقيم و مستمر بين طيف‌هاي مختلف اصولگرايان دارد. در اين رابطه شنيدن حرف‌ها بايد براساس سعه صدر بالا انجام بگيرد. به هر حال پيچيدگي شرايط كنوني سياسي كشور به گونه‌اي است كه نمي‌شود دستوري عمل كرد، نمي‌شود مثلاً يك نفر از بالا بگويد، همه افراد اينگونه عمل كنند همه اينگونه فكر كنند، بدون اينكه استدلالي پشت سر آن باشد. بنابراين بايد مقوله نظري حركت سياسي اصولگرايان مبتني بر يك قواعد و اصول دقيق سياسي و علمي باشد تا بتواند شرايط كنوني كشور را درست تجزيه و تحليل و مديريت بكند.
آيا در اين راه آسيب‌ها و آفت‌هايي هم وجود دارد؟
يكي از آسيب‌هايي كه هميشه سر راه جريان اصولگرايي بوده و وجود داشته اين بوده است كه علاوه بر آن چيزي كه قرار است در درون خودش براي ايجاد انسجام دنبال بكند بايد حملات و توجهات بيروني براي تشديد، را هم پاسخگو باشد و هم آن را مديريت كند و آثار و تبعات آن را خنثي كند. در همين زمينه چون تعداد عناصري كه در جبهه اصولگرايان صاحب تريبون هستند و اظهارنظر مي‌كنند زياد است بايد اظهارات و موضع‌گيري همه اين افراد مديريت و سمت‌دهي براي آن صورت بگيرد. اظهارات گاه مسئله‌دار برخي از افراد مي‌تواند اين زمينه را براي جناح مخالف به وجود بياورد كه از آن بهره‌برداري بكند و به جريان اصولگرايي بتازد. هميشه سفارش مقام معظم رهبري به همه جريان‌ها خصوصاً نيروهاي انقلاب، حفظ وحدت و انسجام بوده است و روي استراتژي بودن موضوع وحدت تأكيد ويژه داشتند. اينها بعضاً و گاهي اوقات مورد بي‌توجهي برخي افراد قرار مي‌گيرد و زمينه را فراهم مي‌كند كه استراتژي اصلاح‌طلبان و جريان فتنه براي تشديد اختلافات اصولگرايان طولاني بشود و به مسير اختلاف افكني خود همچنان ادامه بدهند، در حالي كه اگر همه پايبند به حفظ وحدت بودند و بهانه‌اي به دست اين دو جريان نمي‌دادند شايد آنها استراتژيشان براي مدت كوتاهي دنبال مي‌شد و بعد به بن‌بست مي‌رسيد. ما فكر مي‌كنيم كه در حال حاضر مجموعه اصولگرايان به اين باور رسيده است كه بايد سريع‌تر به انسجام و وحدت برسند.
با به درازا كشيدن معرفي كامل كميته ۸+۷ و اخبار ضد و نقيض در اين رابطه، شما به تحقق وحدت در بين اصولگرايان اميدواريد؟
در حال حاضر ما معتقديم حداكثر وحدت در بين اصولگرايان محقق شده است،شايد بتوان گفت۹۰ درصد اين خواسته تحقق پذيرفته است، ده درصد باقيمانده هم نياز به يك مقدار تعامل دارد البته ممكن است نتوانيم اين وحدت را به صد درصد برسانيم.
هدف از ايجاد جبهه پايداري، دو نكته مهم است. يكي مقابله با جريان انحرافي كه در درون دولت به وجود آمده و ديگري مقابله با طرفداران آقاي هاشمي در انتخابات آينده است. بنابر اين با اين دو هدف، جبهه پايداري تلاش خواهد كرد از تمايل اصولگرايان به سوي آقاي هاشمي جلوگيري كند و طرفداران آقاي احمدي‌نژاد را از عقبه جريان انحرافي جداكند. تأكيد آيت‌الله مهدوي كني هم اين بوده است كه اگر جبهه پايداري موجب جدا شدن از صف اصولگرايان نشود مشكلي نخواهد داشت و همچنان در راستاي وحدت اصولگرايان ظرفيت خود را به كار خواهد گرفت.
اما اگر جبهه پايداري بخواهد صف خود را جدا كند، ممكن است جبهه اصولگرايان را تضعيف كند.
آيت‌الله مصباح هم تقريباً همين نكته را تأكيد كرد كه هدف از تشكيل جبهه پايداري، انشقاق از صف اصولگرايان نيست و وحدت را حفظ خواهد كرد، منتها سعي‌اش بر اين است كه اين دو گرايش را در انتخابات و در جمع اصولگرايان پررنگ كند.
چه ميزان از اين ده درصد به جبهه پايداري انقلاب اسلامي برمي‌گردد؟
بايد اين موضوع را مورد توجه قرار داد كه وحدت طيف‌هاي گوناگون اصولگرايي با سليقه‌هاي مختلف، كار دشواري است ولي چون همگي معتقد به منشور اصولگرايي و همچنين محوريت و مركزيت جامعتين هستند، اين وحدت اتفاق افتاده است و اصولگرايان هم به دنبال رسيدن به وحدت مطلق هستند و مدل ۸+۷ مي‌تواند به اصولگرايان در گذر از وحدت حداكثري و رسيدن به وحدت مطلق كمك كند (البته اگر تغييراتي هم در اين تركيب صورت بگيرد اصل قضيه به قوت خود باقي است). نكته مهم اين است كه چالش اصلي‌ميان گروه‌هاي اصولگرايان مرحله بعد از رسيدن به وحدت است. مرحله بعد، تفاهم روي مصاديق طيف‌هاي مختلف است كه اين مسئله خود بزرگترين چالش اصولگرايان محسوب مي‌شود.
به هر روي روند مذاكرات و مباحث ۸ +۷ را كاملاً موفقيت آميز مي‌‌دانم و اگر چه اين مدل هنوز كامل نشده است ولي توانسته اكثريت قريب به اتفاق اصولگرايان را جذب كند و پوشش دهد. با وجود اينكه ديدگاه‌هاي متفاوتي در رابطه با كيفيت نمايندگان و طيف‌هاي مختلف مطرح مي‌شود اما اين مدل را تقريباً عادلانه ارزيابي مي‌كنم. طبيعتاً يك مقدار از اين ده درصد به جبهه پايداري انقلاب اسلامي برمي‌گردد و تفاوت تحليلي كه آنها از پايگاه اجتماعي خودشان دارند و اختلاف نظرهايي كه به خود ماهيت جبهه پايداري انقلاب اسلامي برمي‌گردد و تفاوت تحليل آنها از پايگاه اجتماعي اصولگرايان در اين رابطه حدس زده مي‌شود. اين مسئله هنوز نيازمند تعامل بيشتر و تبادل نظر بيشتر است تا بتواند به صورت كامل حل بشود و نگذارد كه استراتژي اصلاح‌طلبان و جريان انحرافي كه همان تشديد اختلافات است همچنان استمرار پيدا كند.
يكي از انتقادات جبهه پايداري به كميته ۸+۷ حضور نمايندگان آقاي قاليباف و لاريجاني است كه در جريان فتنه موضع‌گيري مشخصي نداشته‌اند؟
پاسخ اين موضوع را خود شوراي داوري بايد بدهد و قطعاً تا الان هم به اعضاي جبهه پايداري داده است و تبادل نظرها در اين باره صورت گرفته است. اينها از جمله مسائلي است كه در تبادل نظر و تعاملات بيشتر حل شدني است. استدلال‌هايي جبهه پايداري دارد و استدلال‌هايي هم كميته نظارت و داوري، نمي‌گويم كه اين استدلالات مطرح نشود و نقدهايي كه وجود دارد ابراز نشود بلكه بايد گفته بشود و ما در نهايت مبناي كار را منشور اصولگرايي كه جامعتين منتشر كرده است قرار مي دهيم كه همه هم آن را پذيرفته‌اند. در آن منشور چارچوبي كه براي نمايندگان و طيف‌‌هاي مختلف قرار داده شده است و به گونه‌اي به اين نگاه شده است كه مشكلي براي آينده حركت اصولگرايي پديد نيايد و در چارچوب بتواند حركت كند. حالا ممكن است فردي در مورد موضوعي و آن هم در يك مقطع دچار اشكال تحليلي يا دچار سرگيجه سياسي شده باشد اما به هر حال بعضي از رفتارها قابل اغماض نيست از برخي افراد و شخصيت‌ها. اين را هم شوراي داوري تشخيص مي‌دهد كه آيا اين عدم تشخيص، ضعف تحليل اين فرد در روند جريان فتنه مغاير نظر رهبري بوده است يا نه. اينها به نظر مي‌رسد كه قابل تجزيه و تحليل و حل شدني است ما بايد در بين خود اصولگرايان به خصوص به آنهايي كه به مبناي امام (ره) و انقلاب اعتقاد جدي دارند يك مقدار اغماضمان بيشتر باشد.
شما اعتقاد داريد كه جبهه پايداري انقلاب اسلامي مي‌تواند به وحدت اصولگرايان كمك كند و عملاً ادعاي برخي افراد را كه وجود اين گروه را مانع وحدت مي‌دانند مي‌پذيريد؟
قطعاً وجود جبهه پايداري كمك به وحدت اصولگرايان است. البته برخي از موارد در بيانيه‌هاي اين جبهه وجود دارد كه به مرور و با تعاملات بيشتر حل شدني است و همانطور كه اشاره شد اين هم قابل اغماض است و در روند رسيدن به وحدت بين اصولگرايان بايد از بسياري از خواسته‌هاي گروهي و ناپختگي‌هاي سياسي دست برداشت. تحقق وحدت كنوني اصولگرايان با ساز و كاري كه جامعتين دنبال مي‌كنند بعد از فتنه سال ۸۸ مهم‌ترين عامل در تثبيت فرآيند انقلاب اسلامي در مسيري است كه مورد نظر رهبري معظم نظام است. به همين خاطر اهميت آن بسيار مهم است. دشمنان و مخالفان بر اين باورند كه اگر اين وحدت صورت بگيرد يأسشان براي منحرف كردن مسير انقلاب به حداكثر خواهد رسيد. دوستان هم بر اين باور هستند كه اگر اين وحدت را بتوانند تضمين و محقق بكنند در واقع حركت آينده اصولگرايي را تضمين و تثبيت كرده‌اند و كارايي اصولگرايان را در مديريت خودشان و مديريت كشور توانسته‌اند اثبات كنند. من فكر مي‌كنم تلاش وسيع و گسترده همه اصولگرايان به محوريت جامعتين در تحقق اين وحدت است، اگر به صددرصد نتوانستند برسند قطعاً به حداكثر ممكن آن خواهند رسيد و اين مسئله به رغم همه مشكلات تحقق مي‌پذيرد. البته اين مشكلات هم طبيعي است و مخالفان هم تمام تلاش و انرژي خود را به كار گرفته‌اند كه مانع ايجاد وحدت در بين اصولگرايان باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار