
دغدغهاي كه سبب تكاپو و رقابتي روبهجلو ميان گروههاي سريالساز براي ارائه هر چه بهتر اثري متفاوت و در عين حال متناسب با حال و هواي رمضان شده است. خانم فرشته سرابندي هنرمند گزيدهكاري كه قريب دو دهه است بازي وي را بيش و كم در آثار متفاوت و البته قابل تأمل سينما و تلويزيون به تماشا نشستهايم امسال در اولين تجربه كار مناسبتي رمضان خود يعني سريال «سيامين روز» از سختيها و دشواريها، بايد و نبايدها و شاخصهها و ويژگيهاي سريال مناسبتي ماه رمضان سخن گفته است. حضور وي درنقش ليا (خاله يوسف) در نسخه سينمايي يوسف پيامبر و صحبتها در باب چند و چون آن كه هم اكنون بر روي پرده سينماها در حال اكران است بهانه ديگر ما براي گفتوگو با ايشان بوده است.
شما امسال در سريال ماه رمضان شبكه دو يعني سيامين روز بازي داشتهايد، با توجه به اينكه سابقه سريالهاي غيرمناسبتي هم كم نداشتهايد، فكر ميكنيد اساساً ميتوان تفاوتي ميان سريالهاي مناسبتي و غيرمناسبتي مخصوصاً ماه رمضان قائل شد؟
اين نوع سريالها چون در زمان خاصي مثل ماه رمضان و يا محرم پخش ميشود طيف زيادي از مردم را دربرميگيرد يعني حجم تماشاچي بالايي دارد و بالطبع تأثير زيادتري هم ميگذارد. مثلاً شايد سريالهاي ديگرمان را نصف اين جمعيت بخواهد ببيند اما سريالهاي ماه رمضان را طيف بيشتري از مردم نگاه ميكنند و اگر ما با تحليل و شناخت بيشتر روي فيلمنامه كار بكنيم ميتوانيم مردم را بيشتر تحت تأثير قرار بدهيم. هر نوع اطلاعرساني، آموزش و هر نوع تأثيري به لحاظ ديني، سياسي و يا هر چيز ديگري ميخواهيم بر روي مردم داشته باشيم ميتوان از قالب ماه رمضان استفاده كرد. چون ماه رمضان اين ويژگيها را دارد كه ما و همه را به سمت نوعي تعالي بكشد. البته اين نكته را بايستي تأكيد كنم شما وقتي ميگوييد كار براي رمضان قبل از هر چيز آن وجه سفارشياش نمود پيدا ميكند، سفارشي به اين معنا كه زمان خاصي به آن تعلق ميگيرد، تايمهاي طلايي به اين كارها تعلق ميگيرد، مردم به دليل فراغت زماني ميتوانند با تمركز بيشتري كار را دنبال كنند به همان اندازه آمار مخاطب بالاست و به همان اندازه به لحاظ رسانهاي حساسيت هم بالاست. يعني مديران به اين فكر ميكنند كه در اين تايم كم بيشترين بهره را ببرند. به لحاظ كاركرد رسانهاي، جنبههاي آموزشي، تربيتي، اين شايد يك تفاوت آن باشد با آثار ساير فصول سال، اما اين نكته را بايد در نظر داشته باشيم در اين مورد نه تنها وجه سفارشي بودن ضعف نيست بلكه همه آثاري كه در ساير فصول ارائه ميشود جنبه سفارشي نبودنشان غالب است، شما وقتي كار رسانه ميكنيد نميتوانيد خارج از چارچوب رسانهاي و اولويتها و مقتضيات آن كار كنيد. بنابراين جنبه سفارشيگونه هميشه در كارها وجود دارد. اين را به خاطر اين گفتم چون برخي اين سفارشي بودن را چماق ميكنند و ميزنند بر سر كارهاي مناسبتي مثل ماه رمضان.
با توجه به توضيحاتي كه داديد فكر ميكنيد تلويزيون در اين چند سالي كه سريالهاي ماه رمضان باب شده توانسته است به منظور نظر و يا به تعبيري خواستههاي رسانهاي خودش دست پيدا كند؟
طبيعتاً مثل هر پديدهاي در گامهاي اول ثمراتي داشته، نقطه ضعفهايي هم داشته، گامهاي مثبتي هم ديده شده است. مهم اين است بعد از ۷، ۸ سالي كه شما گفتيد الان در مقطعي قرار گرفتهايم كه بايد درس بگيريم از كمبودهاي قبلي، الگو بگيريم از آن فعاليتهاي پيشين و براي سالهاي آينده با برنامهاي دقيقتر، آثار به مراتب با كيفيتتري ارائه بدهيم، نكته ديگر اينكه ميخواهم بگويم تيمهاي اجرايي در اين مدت چند سال بابت برخي ضعفها خيلي ضربه خوردند، اينكه مثلاً در يك زمان بسيار فشرده كار ميشود اين فشار زيادي به گروه سازنده وارد ميكند.
پس پاسخ داده است كه هم متوليان رهايش نميكنند و هم مجموعههاي سازنده؟
دليلش داشتن مخاطب است يا به تعبير ديگر جامعه آماري است. شما ميدانيد رسانه با مخاطب زنده است و اين تايمهاي رمضان زمانهايي است كه رسانه ملي به خوبي ميتواند با رقباي خارجياش رقابت كند پس اين جامعه آماري مخاطب است كه به اين مسئله اهميت داده است و اين را هم بگويم كه گروههاي اجرايي نشان دادهاند كه ميتوانند زير فشار كار كنند بهرغم اينكه از آنها خيلي انرژي گرفته شده و خيلي ضربه خوردهاند. به همين دليل در اين مقطع از مديران رسانه تدبير و درايت بيشتري انتظار ميرود براي اينكه در سال بعد بتوانيم در شكل طبيعيتري اين آثار را توليد كنيم كه اولين ثمرهاش ميتواند عمق آثار باشد كه گاه احساس ميكنيم فقط رو بناست مثلاً من به عنوان بازيگر وقتي ميدانم فيلمنامه چيست و با تحليل پيش ميروم، خب جنس بازيام هم فرق خواهد كرد، با فكر بهتر و تمركز بيشتري كار ميكنم، من چه مرحلهاي را طي كنم، مقدمهاي را ميرود بعد يك اوجي دارد، يك فرودي دارد ولي مثلاً وقتي نميدانم قصه چيست و با يك طرح كلي كار ميكني قضيه فرق ميكند.
سريالهاي ماه رمضان عموماً اينطورند؟
بله.
من مثال نقض برايتان ميآورم، معمولاً هر سال كه ۴، ۵ تا سريال مناسبتي رمضان داريم يكي از آنها شاخص ميشود، مثلاً پارسال در مسير زايندهرود اينطور بود.
نه، اين اساساً به خود مديران رسانه مربوط نبود، طرح آن كار را عليرضا نادري با تهيهكنندهاش از۲، ۳ سال قبل پخته بودند. صاحبدلان را نويسندهاش از ۳، ۴ سال پيش به صورت خودجوش نوشته بود.
پس آن كارگردان و تهيهكننده بايد خيلي ريسك كنند كه در اين محدوده كم زماني و با حجم فشار بالا بيايند و آن را كار كنند، چون ممكن است جواب ندهد، بهتر نيست در همان زمان مكفي و بدون دغدغه كار كنند؟
دليل اين ريسكي كه ميفرماييد همان جامعه آماري بالاست. البته اين سريال در مسير زايندهرود را كه شما اشاره كرديد آن هم به صورت آماده نبود من با بازيگرانش در ارتباط بودم، فشار بسيار بالايي را تحمل ميكردند.
به هر حال جريانساز بودهاند.
بله و عرض كردم با وجود تمام فشارها و سختيها براي من بازيگر لذتبخش است كه كارم ديده ميشود. اگر به من دو تا سريال مناسبتي و غيرمناسبتي با ويژگيهاي يكسان و با توجه به شاخصههايي كه خودم براي كار كردن دارم پيشنهاد شود حتماً مناسبتي را انتخاب خواهم كرد. به اين دليل كه مخاطب ميبيند و برايم ارزش دارد كه تعداد زيادي بيننده داشته و با تمركز بيشتري ميبينند البته آن چيزي كه مخاطب نميبيند آن فشاري است كه به گروهها وارد ميشود.
با اين توضيحات معلوم است در سريال سيامين روز هم درگير اين سختيها بودهايد، چگونه كنار آمديد؟
در همين سريال سيامين روز اصلاً قرار بود قصه يك روند ديگري را طي كند و من براساس يك خلاصهاي كه به من گفتند پيش رفتم. من بازيگري بودم كه در ميانه كار وارد شدم، بيشتر كار را انجام داده بودند، از قصه هيچ اطلاعي نداشتم فقط از شخصيت خود من گفتند و اينكه حالا قرار است در آينده فلان كار را هم انجام بدهد يعني اين نقش يك حالت تعليق داشت خب البته اطمينان من به دفتري كه رفتم و تهيهكنندهاش آقاي رضا جودي بود، چون من قبلاً با ايشان كار كرده بودم و با اشتياق هم با اين دفتر همكاري ميكنم چون واقعاً مسلمان ميدانمشان(با خنده) عرض كردم علاقهمنديام به كار مناسبتي با وجود همه سختيها همان جامعه آماري بالا، مشاهده و نقد است. منتها بايد واقعبين هم بود، دوستان منتقد و صاحبنظران كه كار را ميبينند در نقد ضعفهاي ما ايدهآليستي برخورد ميكنند در حالي كه بايد به واقعيتهاي شرايط توليد هم توجه كرد. به همين دليل در اين مقطع از مديران رسانه تدبير و درايت بيشتري انتظار ميرود. اين جان كلام است.
تدبير به چه معنا؟ اينكه مثلاً دو ماه قبل كار را شروع نكنند؟
بله، مديريت زمان، مثلاً فيلمنامهنويس ما هم نميداند آخر كار را بايد چه كار كند. خيلي وقتها كارها طوري شروع ميشود كه بازيگر نميداند شخصيت منفي است يا مثبت و اين به دليل همان شتاب در كار است. در همين سريال سيامين روز ساعت ۱۲ شب به من زنگ زدند، من از هيچ چيز اطلاع ندارم، جزو بازيگراني بودم كه ديرتر به كار پيوستم. چون روند كار همهاش دقيقه نودي بوده، انتخاب بازيگرش هم همينطور بود. ساعت ۱۲ شب به من زنگ زدند تا بروم صحبت كنيم نهايتاً سه نصف شب من برگشتم خانه، حدود ۱۰ قسمت فيلمنامه را به من دادند و وقتي رسيدم خانه، پيامك آمدكه فردا هشت تا سكانس آفيش هستيد، ساعت فلان، يعني من اصلاً وقت نكردم بخوابم. بعد اصلاً نميدانستم اين شخصيت من كي هست؟ چي هست؟ قرار است چه كار بكند؟
همان روز اول هنگام گريم وقتي فيلمنامه را مرور ميكردم مثلاً ميخواندم پاشايي، نميدانستم پاشايي مرد است يا زن، در صحنه به نميگفتند كه مثلاً زن است يا مرد و چنين ويژگيهايي دارد. اصلاً چند قسمتي كه كار كرديم،كار يك مقدار پيچيده شد و شخصيتهايي كه اصلاً نبودند وارد داستان شدند.
مگر قصه را سر صحنه مينوشتند؟
دقيقه ۹۰ ميآوردند. گرچه گروه توليد سعي كردند انسجام و شاكله كلي كار را حفظ كنند، خب گروه، گروه حرفهاي بود و زحمت زيادي كشيدند همچنين شخص آقاي جودي تهيهكننده كار. ولي كار به اين نحو بسيار سخت است و فكر ميكنم اگر كار مناسبتي در شرايط مشابه يعني فشار كار زياد، به من پيشنهاد بشود ديگر نخواهم پذيرفت. من فارغالتحصيل تئاتر هستم و دوست دارم كارم را با تحليل پيش ببرم و محيطي را كه در آن كار ميكنم دوست دارم خودم هم انتخاب كنم و در آن سهمي داشته باشم، دوست دارم با گروهي كه كار ميكنم با هم همدل باشيم، همدلي در سريال سيامين روز بود. به خصوص در دفتر آقاي جودي.
كار در رسانه آن هم به اين حالت براي خود بازيگر هم خطرناك است، چون وقتي نوشتهاي وجود ندارد، بازيگر را دچار تزلزل شخصيت ميكند.
شما روي اين نقش حساب باز ميكنيد، من قرار است اين روند را طي كنم و به اين نقطه برسم ولي وقتي ميرويد در قالب نقشتان اولين پله را ميرويد بالا، پله دومي وجود ندارد، اصلاً نميدانيد قرار است چه كار كنيد، پله دومي هست، پله پنجمي نيست.
يك نوع اضطراب در شخصيت بازيگر ايجاد ميكند.
اصلاً روند بازي شما را تغيير ميدهد، اندازه بازي خودم را نميتوانم مديريت بكنم.
يك نوع تزلزل در نحوه ارائه بازي ايجاد ميكند؟
عرض كردم اينكه روند بازي تغيير ميكند يعني همين، يك جور حالت تعليق كه شايد يكي از بدترين حالاتي است كه ميتواند به بازيگر دست دهد. شما يك نوع اضطراب و دلهرهاي داريد كه اگر اين را با تسلط بر مباني حرفهاي نتواني برطرف كني قطعاً در مسير بازي و ارائه نقش تأثيرات جدي به جا ميگذارد.
شما در ابتدا شاخصهها و ويژگيهايي براي يك سريال مناسبتي ماه رمضان عنوان كرديد، فكر ميكنيد سريال سيامين روز واجد اين شاخصهها بوده است؟ آيا توانسته مانند برخي سريالها كه به نوعي جريانساز شدند، جرياني را ايجاد كند.جريان به اين معني كه مثلاً هر سال بين ۴، ۵ تا سريال يكي شاخص ميشود و محل بحث مخاطبين و منتقدين؟
قطعاً در اين سريال هم تلاش بر اين بود كه از تجارب موفق كارهاي قبلي غفلت نشود. در اين مدتي كه كار پخش شده است اين سريال از سريالهاي شبكههاي ديگر و در برابركارهاي ديگر تلويزيون هيچ كم نداشته و در حد خودش موفق بوده است. به نظر من شاخصههاي كار ماه رمضاني را داشته است. البته قضاوت را بايد گذاشت براي بعد از اتمام سريال اما بازخوردهايي كه من در همين حد در ميان دوستان و آشنايان و كوچه و بازار ديدهام نشان ميدهد در حد خودش موفق بوده و مخاطبش را هم داشته است. شايد اگر زمان پخش مناسبتري در اختيارش ميگذاشتند، موفقتر هم ميبود و تعجب ميكنم بعضاً كارهاي شبكههاي ديگر، كه ويژگي خيلي خاصي نسبت به اين كار ندارند تايم مناسبتري در اختيارشان است.
پس به نظر شما زماني را كه براي پخش سريال در نظر گرفتهاند، قبل از اخبار ساعت ۳۰/۱۹ به كار ضربه زده است؟
البته معتقدم كار خوب مخاطبش را پيدا ميكند اما از نگاه رسانهاي بله، مسئله تايم و زمان، مسئله مهمي است.
سريالهاي ماه رمضاني شبكه دو معمولاً حدود ساعت ۲۱:۴۵ پخش ميشد كه زمان نسبتاً پيك و مناسبي براي پخش سريال است و اين قطعاً يكي از فاكتورهاي به شدت مهم و تأثيرگذار براي جذب مخاطب تلويزيوني هم محسوب ميشود؟
بله، حتماً همين طوراست كه شما ميگوييد حالا من نميدانم چرا مسئولان سيما چنين تصميمي گرفتند كه سريال قبل از افطار آن هم نزيك به اذان كه همه مشغول كارهاي مقدماتي و به نوعي مهيا شدن براي افطار هستند، پخش شود. خب طبعاً ممكن است طيف وسيعي از جامعه آماري مخاطب در اين ساعت به دليل مشغوليتهايشان نتوانند سريال را ببينند مخصوصاً خانمها، اميدوارم يك مقدار بيشتر در تعيين زمان پخش سريالها دقت شود هر چند كه طبق اطلاعاتي كه من به دست آوردهام سريال سي امين روز بيشتر در زمان تكرارش كه آخر شب است بيننده دارد.
خانم سرابندي برويم سراغ يوسف پيامبر در طرح اكران فيلمهاي ماه رمضان، نسخه سينمايي يوسف پيامبر براي اكران در نظر گرفته شده و هماينك هم روي پرده است. شما در يوسف پيامبر نقش ليا خاله يوسف را برعهده داشتيد، كار كردن با آقاي سلحشور چطور است؟
بسيار شيرين و لذتبخش. تجربه خيلي خوبي با ايشان داشتم و اولين كارم هم با ايشان. خب حجم كار وسيع بود و در يك زمان طولاني، من خودم ۵ ماه با ايشان همكاري داشتم در نقش ليا، خواهر راحيل، مادر يوسف، گروه يك گروه حرفهاي بود، تجربهاي بسيار گرانبها، بهرغم دوري راه و سختي كار، در شهرك سينمايي دفاع مقدس، زير آفتاب، باران، بيابان، خستگي در تن من نماند. گروه بسيار همدل و همراه بودند و هيچ مشكلي وجود نداشت، آقاي شورجه به عنوان مشاور كار بودند و از ايشان هم ما كمك ميگرفتيم از آقاي سلحشور هم همين طور. خدا بيامرزد رسول احدي فيلمبردار كار كه ايشان هم كمك خيلي بالايي بودند براي گروه و خصوصاً بازيگران، باعث افتخار من بودكه جلوي دوربين ايشان بودم.
نقش آقاي شورجه را چطور ارزيابي ميكنيد؟
ايشان هم ظاهراً داراي شاخصههاي اخلاق والايي هستند به طوري كه عرض كردم ايشان به عنوان مشاور كار واقعاً راهگشا و راهنماي بسيار كارگشايي بودند،تلاشهاي ايشان واقعاً چشمگير بود مضاف بر اينكه شخصيت اخلاقي و والاي ايشان هم غيرقابل انكار است. صبوري و توكل ايشان هم ماند آقاي سلحشور هم افزا شده و آرامش خاصي به گروه انتقال ميدادند.
شاخصه آقاي سلحشور در كار چيست؟ شما فكر ميكنيد چه تفاوتي ميان كار ايشان و ديگر كارگردانهايي كه كارهاي سنگين تاريخي كردهاند وجود دارد؟
ايشان صبوري و آرامش خاصي دارند. من افتخار همكاري در ديگر پروژههاي تاريخي اينچنيني را نداشتهام و به همين دليل به طور دقيق نميتوانم به سؤال شما پاسخ بدهم اما مشاهدات و تجربياتم از همكاري با آقاي سلحشور نشان از يك آرامش و صبوري خاصي بود كه در ايشان وجود داشت. اين خيلي مهم است كه يك كارگردان در همه لحظات كار آرامش خودش را حفظ كند و از آن مهمتر اين آرامش را به عوامل انتقال بدهد. كار با اين حجم و وسعت، من ۵ ماه كار كردم ولي كل كار حدود ۳ سال طول كشيد، خب با اين تايم صددرصد مشكلاتي وجود خواهد داشت ولي اين آرامش را آنقدر خوب آقاي سلحشور انتقال داده بودند كه اين آرامش بركار حكمفرما بود. شايد براي مديريت چنين پروژه عظيمي مهمترين فاكتور از سوي نفر اول كار، فاكتور صبوري و آرامش باشد كه اين را به تمامي داشتند. ببينيد ايشان هم كارگردان بودند و هم تهيهكننده و هم نويسنده يعني چند سمت مهم و تعيينكننده. ايشان سالها درگير نوشتن فيلمنامه بودند بعد پيشتوليد و دهها و صدها كار ديگر و تازه پروداكشن يعني پستوليد كار كه اين خودش روند خيلي عظيمي است. خودشان كه هميشه ميگفتند كار را خدا پيش ميبرد، من كارهاي نيستم. ايشان بارها گفتهاند حتي در جلسه اكران نسخه سينمايي كار گفتند يوسف پيامبر كار خداست، واقعاً ايشان اين توكل را داشتند و طبق همين توكل هم پيش ميرفتند.
اين اتفاق را ناشي از چه چيزي ميدانيد؟
من فكر ميكنم اينها همهاش پاداش آن خلوص و صبوري تيم اجرا و گروه و در رأس همه خود آقاي سلحشور است. انس ايشان با قرآن و مراجعه مكرر به قرآن مجيد درطول كار براي همه گروه نشاطآور و موجب بركت بود. كار با موضوعيت و محوريت قرآن واقعاً براي من يك خاطره فراموش ناشدني بود. اميدوارم توفيق اين را داشته باشم تا بتوانم دوباره و چند باره در قالبهاي هنري در خدمت كلام خدا باشم.
سر كار يوسف پيامبر حادثه و يا اتفاق خاصي براي شما نيفتاد كه مثلاً تبديل به يك خاطره ماندني و جذاب برايتان بشود؟
من سر اين كار چند تا فصل را تجربه كردم. مثلاً بارانهاي سيلآسا ميباريد ما ميرفتيم توي گل ولي كار اصلاً نميخوابيد. مثلاً آن رودخانهاي كه در شهرك سينمايي بود را ميخواستند به عنوان رود نيل استفاده كنند و در برههاي بايد خشك ميشد و آب آنجا قطع ميشد و اين اتفاق ميافتاد. بعد وضعيت جوي خيلي بد، باران شديد، تگرگ، گل و لاي، سرماي شديد به حدي كه ما چند دست لباس ميپوشيديم كه از سرما در امان باشيم. با وجود همه اينها هيچ وقت كار نخوابيد.
سريال يوسف پيامبر ميان مخاطبينش خيلي جا باز كرد و از لحاظ جامعه آماري واقعاً موفق بود، شما فكر ميكنيد نسخه سينمايي يوسف هم ميتواند موفقيت نسخه تلويزيونياش را در طرح اكران رمضان تكرار كند؟
وقتي يك سريال با آن حجم را شما ميآييد فشرده ميكنيد و يك نسخه ۱۴۰ دقيقهاي از آن تهيه ميكنيد مسلماً كاستيهايي خواهد داشت براي اينكه براي شكل سينمايي ساخته نشده است و من گمان نميكنم خود گروه اجرايي هم چنين ادعايي داشته باشند كه اثر كاملي را ارائه داده باشند. خودشان به اين امر واقفند.
يعني از اول نيت درآوردن نسخه سينمايي وجود نداشته است؟ چرا؟پس حتماً با اين ديد هم حركت كردهاند؟
معمولاً براي اين طور كارها فيلمنامه مستقل مينويسند اما نسخه سينمايي يوسف فيلمنامه مستقل نداشت.
فيلمنامه مستقل خود از اركان يك اثر سينمايي است و نبود آن تأثيرات مخربش را خواهد گذاشت؟
بله، حتماً همين طور است به خاطر همين هم بود كه گفتم خود گروه هم ادعاي ساخت يك نسخه كامل و با فاكتورهاي تعريف شده سينمايي را نداشته و به نظرم اين هم يك نوع اداي دين بوده است.
منظور من مقايسه نسخه سينمايي با سريال نيست چون به نظر من اصلاً نميشود مقايسه كرد، منظور من تبيين و ارزيابي نسخه سينمايي يوسف در طرح اكران ماه رمضان و مقايسه آن با ديگر آثار سينمايي اين طرح است.
ببينيد يك جوري تجديد خاطره است و حضور يك سري مخاطب سمپات كه آمارشان هم بالاست. مضاف بر اينكه لحظات تأثيرگذار و دراماتيك هم در نسخه سينمايي وجود دارد مثل لحظه رسيدن يوسف به يعقوب كه واقعاً براي خود من هم كه در كار بودم خيلي تأثيرگذار بود و آن لحظه جلوي گريه خودم را نميتوانستم بگيرم. نكتهاي كه در نسخه سينمايي مشهود است همان پرداختن به خود شخصيت يوسف است. شخصيتهاي ديگر خيلي كمرنگ هستند.
به نظر ميرسد كه مخاطب عنوان كند كه اين همان سريال است به تعبيري اين هماني يعني اين را ديدهايم و تكراري است.
اتفاقاً به نظر من يوسف يك طيف قوي مخاطب دارد كه در همه حال جذبش ميشوند. اين هم در راستاي بركت همان سريال است. خود من معتقدم خيلي پربركت بوده است و تمامي ندارد.
اگر اشتباه نكنم كار بعديتان مربوط به عيد فطر است.
بله، يك كاري آماده شده براي عيدفطر از شبكه دو و گروه كودك و نوجوان كه اگر اتفاق خاصي نيفتد، در عيد فطر پخش خواهد شد، به نام يك گناه كوچولو.
از اينكه بخشي از وقتتان را به اين مصاحبه اختصاص داديد سپاسگزارم.
مصاحبه خوب و قابل تأملي بود. من هم از شما تشكر ميكنم.