
جريانهايي که خيلي از آنها حتي امروز هم که اين دو کاملاً گارد جنگي برابر هم گرفتهاند، دست از کار نکشيدهاند و به نظر ميرسد بدشان نميآيد اين رابطه خرابتر از ايني که هست بشود!
در اينکه استيلي در حد و اندازههاي نشستن روي نيمکت پرسپوليس نيست و نميتواند اين تيم را جمع و جور کند، هيچ شکي نيست و اين مسئلهاي است که نگارنده بارها به آن پرداخته و کاشاني را بابت اين انتصاب به نقد کشيده است. اما آنچه اين روزها در اطراف پرسپوليس ديده ميشود، نه سوءتفاهمات بين دايي و استيلي، که هيزمي است که عدهاي با هدف خاص به پاي اين آتش ميريزند. هيزمي که جز شعلهورتر کردن آتش اين عداوت، ثمر ديگري ندارد و شعلهورتر شدن اين آتش هم جز سوختن پرسپوليس نيست!
در شرايطي که هجمه انتقادها از کاشاني، استيلي و حتي دايي به اين جهت بود که پرسپوليس در اين ميان در آتش رفاقتهاي کورکورانه نسوزد، امروز اما اين انتقادها شکل و شمايل ديگري به خود گرفته و در راستاي اهدافي جديد در حرکت است. اهدافي که نه در جهت برطرف کردن سوء تفاهمات، که در جهت شعلهور کردن آتش اين عداوت و دشمني پيش ميرود و طرفين دعوا، بيآنکه بدانند، در راهي افتادهاند که جز به ترکستان نميرود.
اعتراضها به کوچک بودن استيلي براي نيمکت پرسپوليس و عدم نتيجهگيري اين تيم به جاي خود. اما امروز برخي انتقادها نه سمت استيلي را ميگيرد و نه رنگ و بوي حمايت از دايي را دارد. بلکه تنها براي پررنگتر کردن سوء تفاهمات و گم شدن سر اين کلاف سر درگم است که مطرح ميشود. استيلي امروز به همان راهي ميرود که دايي اواخر فصل قبل رفت. دل دادن به دوستيهاي خاله خرسه عدهاي که يا در پي منفعت خود هستند يا عداوت خود با طرف مقابل دعوا را از طريق او و با جري کردنش بولد ميکنند تا آتش اين دشمني همچنان ادامه داشته باشد.
عذرخواهي استيلي از دايي در برنامه ۹۰ بعد از آنکه راجع به سرمربي سابق پرسپوليس اظهار نظر کرده بود، اين تصور را به وجود آورد که استيلي زرنگتر و باهوشتر از آن است که به اين سادگيها دم به تله بدهد اما به نظر ميرسد استيلي هم هنوز مثل دايي متوجه جعلي بودن خندههاي برخي نشده و به ماهيت وجودي آنها و دوستي خاله خرسهشان پينبرده!
عدهاي که امروز اطراف دايي هم کم نيستند. عدهاي که در ظاهر سنگ او را به سينه ميزنند اما در واقع اين کاسههاي داغتر از آش، قبل از دايي و استيلي به فکر خود و منافعشان هستند اما براي پيشبرد اهدافشان، بهتر آن ميبينند که از اعتبار دايي و استيلي خرج کنند تا اعتبار خود که ديگر چون حناي بيرنگ است در ديد ملت.
درگيري استيلي با هواداران، نارضايتي سکوها و عدم نتيجهگيري سرخپوشان و فاصلهاي که نيمکت پرسپوليس و يکسري رفيقبازيها و بيعدالتيها بين دايي و استيلي ايجاد کرده، امروز به بازاري براي عدهاي سودجو مبدل شده است و با شرايطي که پرسپوليس با آن درگير است اين گونه زيرو رو کشيدنها ميتواند بحران اين تيم را شديدتر کند. البته انتظار نميرود اين بادمجان دور قاب چينها که بيشک پرسپوليس کمترين اهميتي برايشان ندارد، نگران شديدتر شدن بحران پرسپوليس باشند. اما اگر همچنان با رفتن به همان راه قبل، رل دايه مهربانتر از مادر را براي اين تيم بازي کنند، بايد به طور جدي به آنها تذکر داد بابت هيزم زدن به اين آتش و اينکه اگر نميتوانند براي پرسپوليس دوست باشند، حداقل دشمن هم نباشند. هرچند که اين عده در طول اين مدت ثابت کردهاند که جز به خود نميانديشند و هرگونه توصيه و تذکري در اين راستا در موردشان چون ميخ آهنين و سنگ است! وقتي به راحتي از احساسات پاک هوادار براي پيشبرد اهدافشان سود ميبرند و با قاطي شدن در ابراز احساسات آنها، خواستههاي خود را ديکته ميکنند، ديگر چه توقعي ميتوان داشت که برابر دايي و استيلي اينگونه رفتار نکنند و قيد خرج کردن پرسپوليس را براي رسيدن به خواستههايشان بزنند!
اين روزها عدهاي حتي سؤال پرسيدنهايشان هم در راستاي دشمنتراشي است و خراب کردن هر چه بيشتر اين رابطه که به نظر ميرسد ديگر چيزي از آن باقي نمانده. اما از استيلي و دايي که چندان بيتجربه نيستند انتظار ميرود اگر هم قصد کوتاه آمدن از مواضع خود را ندارند و همچنان به ادامه اين عداوت و دشمني اصرار دارند، حداقل اجازه ندهند عدهاي با سوء استفاده از اين مسئله براي خود دکان و کاسبي باز کنند و اين دشمني را به گونهاي که خود ميخواهند برنامهريزي و طراحي کنند! مدتي است در حرفها و رفتارهاي دو طرف اين دعوا که هر چه بود بايد مدتها قبل به دست فراموشي سپرده ميشد و پايان مييافت، رگههايي ديده ميشود که با کمي دقت ميتوان فهميد که نه از افکار دايي است و نه جزو برنامههاي استيلي. بلکه تفکرات ديگري است که در قالبهاي دوستانه، در کردار و رفتار و سخنان اين دو نمود پيدا کرده و دست آخر هم اين دو را زير سؤال ميبرد نه آناني را که چون دستهاي پشت پرده. اگر چه به وجودشان اطمينان است اما نميتوان به راحتي ديدشان و از گردونه اين ماجرا خارجشان كرد!
پرسپوليس امروز به حمايت و دوستي استيلي و دايي نياز دارد نه عداوت و دشمني آنها که يکسري جريانات معلومالحال باعث آن است. جرياني که با به دست گرفتن احساسات اين دو، در راستاي ضربه زدن به پرسپوليس گام برميدارد و بيشک عامل اين ضربه مهلک فردا روز دايي و استيلي خوانده ميشوند! نه آنهايي كه در پس پرده به اهدافشان رسيدند!