
پزشکان متعهد کم نیستند اما زیرمیزی، ارتباطات پنهانی با کمپانیهای بزرگ تجهیزات پزشکی و دارویی، کم گذاشتن از حق و حقوق بیمار در زمان معاینه، فعالیت و سرمایهگذاری در عرصه فعالیتهای کلان اقتصادی با سرمایه حاصل از طبابت، دریافت هزینههای فراتر از تعرفههای مصوب، افزایش خطا به دلیل کاهش دقت و تعهد و دهها مورد دیگری که اگر پای درد دل بیماران و خانوادههای آنان بنشینیم در کنار تقدسی که از پزشکان به تصویر میکشند، این نقطههای کور و مبهم را نیز برایمان بازگو میکنند و از میان سفیدیها و سیاهیها منعکس شده در کلامشان پی میبریم دیگر مانند گذشته مردم پزشک معالج خود را حکیمینمیبینند که نه فقط بر زخمهای جسمیشان مرهمیمیگذاشت، بلکه آلام روحیشان را نیز با جادوی تعهد و دلسوزی التیام میبخشید. بیشک نمیتوان کتمان کرد رفتار برخی پزشکان این ذهنیت را در اذهان بیماران شکل داده است. نامگذاری روز میلاد حکیم و پزشک شهیر ایرانی بوعلی سینا شاید بهانهای شود تا پزشکان با سیری در زندگی و احوال این دانشمند بزرگ در برخوردهای خود با بیماران تجدیدنظری داشته و با یادآوری تعهد وجدانی و انسانی خویش به اصالت وجودی طبابت و طبیب و سوگندی که با انسانیتشان گره خورده است، باز گردند. اما این تمام ماجرا نیست.
با مراجعهای منصفانه به آمار و ارقام در مییابیم فقط ۵ درصد از پزشکان دستی در تخلفات ذکر شده دارند، گرچه عملاً شاهرگ درمان تخصصی کشور بر عهده همین پنج درصد است و از زاویهای دیگر میتوان گفت از ۳۰هزار پزشک متخصص کشورمان حدود ۲۰ درصدشان اهل تخلفند یعنی از هر ۵ نفر یکی. اما ما به جز ۳۰هزار پزشک متخصص ۸۰ هزار پزشک عمومی هم داریم، اکثریت زحمتکشی که عملاً بخش عمدهای از مسئولیت سلامت جامعه را، به خصوص در بخش کمهزینه و پر اهمیت پیشگیری بر عهده دارند و با چالشهای متعددی در حرفه خود مواجهند، اگرچه در بسیاری موارد آنان نیز بیگناه در مظان انتقادها از اقلیلت متخلف قرار میگیرند.
بدون شک یکی از اصلیترین انگیزههای تخلفات تکراری در آزمون دستیاری پزشکی مهمترین چالش پزشکان عمومی است؛ تفاوت چند ده برابری درآمد این پزشکان و پزشکان متخصص جامعه زیربنای هجوم این گروه به سمت کنکور دستیاری و فراهم آمدن آب گل آلودی برای صید غرض از سوی برخی سودجویان است. پزشکان عمومی در جامعه ما جایگاه تعریفشدهای ندارند و متوسط درآمد این افراد، چیزی حدود ۵۰۰ هزار تومان است، ضمن آنکه کارانه آنها اغلب با ۱۲ تا ۱۵ ماه تأخیر پرداخت میشود؛ موضوعی که سبب شده تا پزشکان عمومی درصدی از بیکاران جامعه را به خود اختصاص دهند.
اگرچه مسئولین وزارت بهداشت قول دادهاند با اجرای طرح پزشک خانواده و برقراری نظام ارجاع دیگر هیچ یک از پزشکان عمومی بیکار نمانند، اما با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت به کارگیری یک پزشک به ازای هر ۲۵۰۰ نفر جمعیت میتواند فقط ۳۰تا ۴۰ هزار نفر از پزشکان عمومی را سامان دهد و بیش از نیمی از این افراد با وجود تحصیلات و تخصص از نظام ارجاع باز میمانند. نگاهی به وضعیت کشورهای توسعه یافته نشان میدهد پزشکان عمومی از وضعیت معیشتی و درآمد مناسبی برخوردارند.
پزشکان عمومی با نقشآفرینی در نخستین سطح خدمات بهداشتی درمانی میتوانند مانع از پیشرفت بسیاری مشکلات و بیماریها شده و در نتیجه از هزینههای کلان و افزایش پرداخت از جیب مردم بکاهند و بیتوجهی مسئولین کشور به این مهم سبب شده تا از یک سو این سفیدپوشان بیتکلف در عرصه سلامت غریب بمانند و از سوی دیگر برای رسیدن به ایدهآلها ناگزیر شوند به هر قیمتی که شده به دوره تخصص راه یابند ؛حتی به قیمت خرید سؤالات کنکور دستیاری.