
در اين انقلاب مبارزه هدف نيست، بلكه وسيلهاي است براي عينيت بخشيدن و به تحقق رساندن ارزشهاي ديني در ميدان عمل و اجرا. در اين ميان روحانيت جايگاه معنوي ويژهاي دارد كه با حضور خود در مراكز فرهنگي و اجرايي، مقابله با جبهه ضدانقلاب، مستكبرين، ناهنجاريهاي اجتماعي، تصويب قوانين و اصول عزتآفرين، توجه دادن مردم به فرهنگ خودي و خويشتنباوري، مبارزه با سرمايهداران و ثروتاندوزان، دفاع قهرمانانه از مرزهاي جغرافيايي كشور، شركت فعال و قهرمانانه در هشت سال دفاع مقدس، حضور قوي در مجامع بينالمللي، تبيين و تشريح اسلام و برنامههاي نظام در تثبيت انقلاب اسلامي و استقلال و عزتمندي كشور ايران و اعتلاي كلمه حق، نقش محوري و غيرقابل انكاري داشته است، بر اين مبنا ضروري است محققان و پژوهشگران و علاقهمندان به تاريخ انقلاب اسلامي در ثبت و ضبط اين اوراق زرين و پرافتخار، به جد جهد برخيزند و نگذارند تحريفگران، با قلمهاي آلوده و سينههاي پر از كينه و بغض خود، حماسهاي كه روحانيت به بركت اسلام و پشتوانه مردمي آفريد، از جلوه بيندازند.
در روزهاي اخير ضرب و شتم و مجروح شدن سه نفر از روحانيون هنگام امربه معروف و نهي از منكر، نقش اين قشر مؤثر در كاركردهاي فرهنگي و روابط اجتماعي را بيشتر نمايان كرد و اين نكته را جلوهگر ساخت كه روحانيت در تمامي عرصهها ميتواند پيشتاز و پيشگام باشد. در ادامه گفتوگوي «جوان» را با حجتالاسلام صفرعلي مرادي، مسئول امور روحانيون نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران كه به بررسي نقش و عملكرد روحانيت در دفاع مقدس، مقطع پس از آن و چرايي حمله سلطهگران و حاكمان جور به روحانيت ميپردازد، ميخوانيد.
آقاي مرادي در ابتدا از چرايي حضور روحانيون در سپاه پاسداران برايمان بگوييد.
چرايي حضور روحانيت در سپاه به تشكيل سپاه در آغاز انقلاب اسلامي باز ميگردد، يعني وجود نيروهاي روحاني در سپاه با دلايل و سبب شكلگيري و تأسيس سپاه گره خورده است. در ابتداي انقلاب اسلامي براساس ضرورتها حضرت امام خميني (ره) تدبير كردند كه براي حفظ كيان انقلاب و اصول و ارزشهاي آن و همچنين مقابله با هجمهها، تهديدها و توطئههاي دشمنان خارجي و داخلي نهاد سپاه تأسيس شود. همزمان با تأسيس اين نهاد مقدس، روحانيت به عنوان صنفي رسالت به دوش و جمعيتي كه در تمامي عرصهها حضور دارد بر حسب نياز كشور خودش را نشان داده است.
روحانيون علاوه بر ترويج معارف الهي و همچنين در زمينه معرفي بايدها و نبايدهاي شرعي و ديني، مسئوليتهايي چون فرماندهي و مديريت مراكز سپاه در مناطق، نواحي و معاونتها را نيز بر عهده داشتند و به نحو مطلوبي مأموريتها را انجام دادند.
حضور روحانيت در دوران دفاع مقدس را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بر همگان روشن است كه دفاع مقدس ما با تمامي جنگهاي عالم كه ميان كشورها، ملتها و جمعيتها وجود داشته، متفاوت است. آنچه دفاع مقدس را با ساير جنگها متمايز ميكند، وجود معنويت و هدف الهي ميان رزمندگان ايراني است. در جنگ عاملي كه ماشه سلاح رزمنده را ميچكاند، باورها و اعتقادات بود؛ باوري كه مبتني بر عزت شيعه و هيهات منالذله است.
دفاع مقدس ما از اين جنس بود و مسلماً در چنين فضايي افرادي كه مروج مسائل معنوي هستند در جايگاهي مهم و اصلي قرار ميگيرند، بنابراين حضور روحانيون از همان روزهاي اول دفاع مقدس از اهميتي ويژه برخوردار بوده است. كمتر دسته، گروهان،گردان، تيپ و لشكري ميتوانيم پيدا كنيم كه در ميان نيروهايش، فرد روحاني حضور نداشته باشد. روحانيون در تمام سطوح نقش مروج و تعميقدهنده مسائل معنوي را بر عهده داشتند.
چه عواملي باعث ضرورت حضور روحانيون در جبههها شد؟
دين يكي از اركان اصلي پيروزيهاي ما در دوران دفاع مقدس بود، حتي در شبهاي عمليات، كوران جنگ و نبرد نماز جماعت رزمندگان ترك نميشد.
فرماندهان ما هميشه اذعان ميكردند كه اگر ما امكانات و تجهيزات براي پشتيباني نيروها نداشته باشيم، ميتوانيم آنها را نسبت به كمبودها توجيه كنيم، اما نسبت به نبود روحاني نميتوانيم پاسخگو باشيم. ميگفتند وجود روحاني ميان نيروها ضروري است، چرا كه وقتي يك روحاني در ميان نيروها بود، بسياري از مشكلات فرمانده مرتفع ميشد.
آيا روحانيون فقط مسائل فرهنگي و تبليغي را در جبهه ترويج ميكردند؟
روحانيون در جبهه دو شأن تبليغي و رزمي را توأمان داشتند، يعني اگر لازم بود به عنوان يك فرد نظامي، يك تيرانداز و آرپيجي زن قرار ميگرفتند يا اگر تخصص داشتند به واحدهاي مهندسي، توپخانه و... ميرفتند، حتي به عنوان نيروي اطلاعات عمليات در خطوط دشمن نفوذ ميكردند و نقاط ضعف و قدرت دشمن را ميسنجيدند. ما روحاني فرمانده قرارگاه، فرمانده لشكر، فرمانده مناطق سپاه، تيپ و گردان داشتيم. شهيد مصطفي ردانيپور و شهيد عبدالله ميثمي از جمله روحانيوني بودند كه چندين لشكر نيرو، زير نظر آنها فرماندهي ميشد.
وجود بيش از چهار هزار و ۵۰۰ شهيد روحاني در سراسر كشور كه نسبت جمعيت اين قشر چندين برابر ساير اقشار جامعه است، دليل و سندي بر حضور پررنگ، فعال و تأثيرگذار روحانيون در دفاع مقدس است.
چرا با وجود چهار هزار و ۵۰۰ شهيد روحاني پس از جنگ تحميلي به آن كم پرداخته شده است و چرا آمار دقيقي از تعداد شهداي روحاني نداريم؟
مسئول گردآوري اطلاعات شهداي هر استاني در كشور، بنياد شهيد آن استان است. ما در خصوص آمار و تعداد شهداي روحاني مشكلاتي داشته و داريم چرا كه بسياري از روحانيون ما در دوران دفاع مقدس حتي در سطح فرماندهي و جانشيني بودند اما به عنوان يك روحاني شناخته نميشدند. گاهي بعد از شهادت آنها هويت روحاني بودنشان مشخص ميشد گاهي هم معلوم نميشد.
بسياري از طلبهها كه از قم يا ديگر شهرها اعزام ميشدند به عنوان بسيجي ساده ثبتنام ميكردند، در جبهه نيز به گونهاي عمل ميكردند و جوهره وجوديشان بروز و ظهور پيدا ميكرد كه فرمانده تيپ و گردان ميشدند.
بعد از شهادت آنها خانوادهشان عكسها، مدرك حوزوي و... را ميآوردند و مشخص ميشد كه آنها روحاني بودند.
يكي از دلايل تفاوت آماري ما همين موضوع است كه بسياري از شهدا با هويت روحاني ثبت نشدند. دوم پراكندگي محل اعزام روحانيون از اقصي نقاط كشور است، البته قبول دارم كه در جمعآوري اطلاعات اين شهدا غفلت شده است و بايد بيشتر كار شود. اكنون با همت افرادي كه خودشان در دفاع مقدس زحمات بسيار كشيدند، كنگره شهداي روحاني در چند استان برگزار شده است و زماني نه چندان دور كنگره سراسري شهداي روحاني برگزار خواهد شد.
در حال حاضر روحانيون در سپاه پاسداران چه وظايفي را بر عهده دارند؟
روحانيون شاغل در سپاه افرادي متعهد و وظيفهشناس بوده و هستند و در جبهه سخت و نرم خود را نشان دادهاند. آنها با بالاترين تراز علمي و معنوي و با بيشترين عيار ولايتمداري سعي كردهاند به بهترين نحو در مجموعه سپاه انجام وظيفه كنند.
از وظايف اصلي آنها ميتوان به ترويج دانش و معارف الهي اشاره كرد كه هم به عنوان مربي در شبكه مربيان عقيدتي- سياسي انجام وظيفه ميكنند، هم به عنوان مبلغ در شبكه مبلغان اعزامي به اقصي نقاط كشور ميروند و هم به عنوان پژوهشگر به آسيبشناسي مسائل پرداخته و براساس نيازسنجي عمل كردهاند، همچنين متناسب با آن به توليد متن و محتواي علمي براي مراكز مختلف سپاه ميپردازند و از سويي ديگر به عنوان استاد در دانشگاههاي تربيت پاسداري خدمت ميكنند.
در مجموع در تمام عرصهها روحانيون فاضل، عالم و وظيفهشناس حضور فعال دارند، البته در ايام ماه رمضان، محرم و صفر كه فرصت خوبي براي كارهاي تبليغي است نيز براي مردم جامعه برنامههاي فرهنگي را انجام ميدهند.
نحوه جذب روحانيون در سپاه پاسداران چگونه است؟
حوزههاي علميه از قديمالايام منابع و گنجينههاي بسيار غني و ارزشمندي براي جامعه اسلامي بودند. قبل از انقلاب اسلامي همين حوزههاي علميه سرچشمههايي بودند كه همه مردم مسلمان نيازمند را سيراب ميكردند. هماكنون حوزههاي علميه پاسخگوي نيازهاي تمامي ارگانهاي دولتي و غيردولتي، مراكز علمي و دانشگاهي كشور هستند. مجموعه سپاه پاسداران نيز از همان سرچشمه بهره ميگيرد و روحانيون توانمند، ولايتمدار، باسواد و علاقهمند را در راستاي حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي جذب ميكند. روحانيون نسل اول سپاه بنا به ضرورت و نياز دفاع مقدس همگام با ساير رزمندگان وارد اين عرصه شدند، نسل كنوني نيز با همان روحيه بسيجي، داراي ذوق و سليقه، علاقهمند، باانگيزه و بانشاط كه شرايط جسماني و مقطع سني مناسبي داشته و حداقل دروس سطح ۲ حوزوي را طي كرده باشند، از طريق مراجعه به مراكز گزينش سپاه و همچنين از طريق نواحي بسيج مستضعفين در سراسر كشور وارد اين نهاد ميشوند.
سپاه چه آموزشهايي براي آنها و اعزم روحاني به سراسر كشور دارد؟
طبق آموزههاي ما، عالمان ديني وارثان پيامبران هستند و ما ميبينيم در زندگاني پيامبران عمده مراحل انجام رسالت آنها در هجرتشان بوده است، مانند پزشك و طبيبي كه داروهايش را برميدارد و ميان مردم ميرود و هركجا لازم باشد اقدام به علاج ميكند. نقش روحانيت نيز همان طبيبدوار است كه در جامعه و ميان مردم ميرود، نيازسنجي كرده و برمبناي نياز جامعه انجام وظيفه ميكند. روحانيون ما نيز در راستاي همين رسالت هميشه در هجرت بوده و هستند و اكثراً هم به مناطق دور از شهر خود و مناطق محروم ميروند.
آموزشهاي سپاه براي روحانيون پاسدار چه مواردي را شامل ميشود؟
كسي كه از حوزه علميه و از آن منبع و سرچشمه غني علمي جدا ميشود، احتياج به تغذيه و نشاط علمي دارد و اين طراوت علمي را بايد درسپاه حفظ كنيم. الحمدالله با ابزار و امكانات مجازي و آموزشي كه اكنون در جامعه فراهم است، ضمن اينكه آموزشهاي حضوري براي روحانيون داريم، با همكاري حوزه علميه قم و ساير حوزههاي علميه نيز آموزشهاي غيرحضوري براي روحانيون در هجرت برقرار است. علاوه بر اينها آموزشهاي تخصصي و مهارتي نيز داريم كه در مراكز دانشگاهي نيروهاي مسلح مانند ساير كاركنان آموزشهايي مانند مديريت فرهنگي، رشتههاي فقه و مباني حقوق و رشتههاي قرآن و حديث را پشت سر ميگذارند، همچنين آموزش مهارت مشاوره كه يكي از مهارتهاي مورد نياز در سطوح مختلف سپاه است از طريق جزوات، كتب و نشريات براي آنها ارسال و به اين ترتيب ارتباطشان حفظ ميشود، اما از آنجا كه براي هر نيرويي كه در مجموعه نيروهاي مسلح حضور دارد، داشتن مهارتهاي رزمي در حد عمومي لازم است و همانطور كه در زمان دفاع مقدس روحاني رزمي - تبليغي داشتيم اكنون نيز اين عزيزان چنين آموزشهايي را پشت سر ميگذارند تا آمادگي لازم را داشته باشند.
با توجه به به روز شدن دستورالعملها، نشريات و فعاليتهاي سپاه آيا در سپاه مانند قوانين مجلس شوراي اسلامي كه توسط شوراي نگهبان كنترل ميشود، از لحاظ احكام دين و قانون اساسي كشور كنترل ميشود؟
در نظام جمهوري اسلامي اصل بر اين است كه همه امورات بر مبناي موازين شرعي باشد. در سپاه يقيناً اين اولويت و اهميت بايد بيشتر رعايت شود. روحانيون نيز به عنوان شاخص و نمادي كه تعيينكننده مرز بايدها و نبايدها از منظر شرع مقدس اسلام هستند، بيشترين نقش را دارند و نظارت ميكنند، به ساير نيروها تعليم ميدهند، مغايرت و عدممغايرت دستورالعملها و ساير امورات در سپاه پاسداران با موازين شرعي و انطباق آنها را روحانيون انجام ميدهند، خصوصاً نمايندگيهاي ولي فقيه كه در سپاههاي استاني و همه ردههاي سپاه يكي از نقشها و وظايف اصليشان همين موارد است.
با توجه به فتنه سال ۸۸، نقش روحانيون در بصيرتافزايي ميان كاركنان و خانوادههاي پاسداران را چطور ارزيابي ميكنيد؟
روحانيون سپاه از عيار ولايتمداري بالايي برخوردارند و همين دانش و علم وعيار اقتضا ميكند كه در همه سنگرها و خاكريزها پيشگام و پيشقدم باشند. در واقع هر كجا كه انقلاب اسلامي مورد تهديد قرار ميگيرد، آنجا سنگر ماست.
چنانچه در مسائل جنگ نرم و فتنههاي داخلي ديديم روحانيون سپاه به خوبي وارد عمل شده و به موقع در سنگر دفاع قرار گرفتند و با شناخت كامل وارد شدند. در مبحث بصيرت هم كه شاهكليد حل فتنههاست و مقام معظم رهبري بارها و بارها بر آن تأكيد كردند و گفتند كه اگر انسان داراي بصيرت باشد، لغزش و انحراف به سراغش نميآيد، روحانيون همواره نشان دادهاند علاوه بر اينكه از بصيرت، بينش و آگاهي خوبي برخوردار هستند، لغزشي ميان آنها نبوده است.
روحانيون در سپاه همواره در بصيرتافزايي، آگاهيبخشي و تعميق معنويت نقش اصلي را بر عهده داشتهاند. پاسداران و بسيجيان ولايتمدار ما نيز با اعتمادي كه بين آنها و روحانيت وجود دارد بيشترين و بهترين نقش را در ميدان جنگ نرم ايفا كردهاند. سرچشمه اصلي در بصيرتافزايي مقام معظم رهبري است كه همه آحاد جامعه ما از نقطهنظرات و رهنمودهاي ايشان بهرهمند ميشوند. روحانيون ما نيز اساسيترين مبناي بصيرتشان پيروي از آن رهنمودها بوده است.
اما در تبيين، تشريح و بيان آنها براي نيروها و جمعيتهاي مخاطب، روحانيون با اندوختههاي علمي كه داشته و دارند و با تعهدي كه در وجودشان است، همان رهنمودهاي آقا را با تجزيه و تحليل و تبيين به نيروها منتقل ميكنند و آيات، روايات و منابع ديني ما در كنار رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب تأثير زيادي را در مورد دستمايههاي روحانيون در موضوع بصيرتافزايي داشته است، بنابراين ميتوان گفت روحانيت در سپاه در موضوع اهداف معنوي جزو موفقترينها و در تراز بالايي از موفقيت قرار دارد. فرماندهان بزرگ ما نيز همواره اين معنا را مورد عنايت قرار دادهاند و به نقش و اهميت حضور روحانيت در سپاه كاملاً واقف بودهاند.
اهداف بلند مدت و راهبردي سپاه با توجه به نقش و حضور روحانيون براي آينده چيست؟
اساس و مبناي كار حفظ ارزشها و اصول انقلاب اسلامي است؛ همان هدفي كه امام راحل به عنوان امانت و ديعه به اين امت سپرد. حفظ آن و آنچه راهبرد اصلي است و مقام معظم رهبري تعيينكنندهاش به شمار ميروند، همان محوري است كه روحانيون، پاسداران و بسيجيان حول آن حركت ميكنند. در واقع شاخص اصلي ما، راهبردهاي ولايت است كه براساس آن حركت كرده و بدون ترديد هيچگاه چيزي نميتواند جايگزين آن شود.
برنامههاي امور روحانيون براي نيروهاي روحاني حاضر در سپاه چيست؟
يكي از كارهاي امور روحانيون رصد كردن نيازهاي روحانيون است، به خصوص مهارتهايي كه در مقابل جريانشناسي، موضوع قوميتها، موضوع ابزارها و انواع تهاجماتي كه دشمن در شيوه كار خودش دارد؛ تجهيز روحانيون به برنامههاي نرمافزاري، جزوات و كتب مورد نياز آنها، همچنين ارتباط با اساتيد صاحب فن و گزينش روحانيون حائز شرايط و مستعد اين مسير و تقويت بيشتر آنها در اين راه.
موضع و عكسالعمل جامعه روحانيون و سپاه نسبت به حمله به روحانيون امر به معروف چيست؟
ترويج و تبليغ دين هميشه آميخته و توأم با سختيها و دشواريها از نوع توهين و استهزا بوده است زيرا جبهه باطل و اهل انحراف هيچ حد و مرزي براي خودشان قائل نبوده و نيستند و هيچگاه صلح و مماشات بين حق و باطل و نور و ظلمت وجود نداشته و اينها قابل جمع هم نيستند، بنابراين عالمان ديني به عنوان وارثان انبيا كه نمادهاي محور حق ميباشند، هيچ زماني از دست و زبان و تهاجم اهل منكر مصون نبوده و نيستند و از زماني كه پا به اين عرصه و قدم در حوزههاي علميه ميگذارند و لباس عزتمند روحانيت و لباس ترويج احكام و معارف الهي را به تن ميكنند، مهياي هرگونه بلا و سختي ميشوند، همچنان كه تاريخ روحانيت گواه اين مسئله است كه همواره حكام سلطهطلب و لاابالي كه هميشه مرزهاي بايدها و نبايدهاي دين را مانع اميال و هوسهاي خودشان ميدانستند، هتك حرمت روحانيت را در دستور كار خود داشتهاند و مصداق بارزشان شيوه و رفتارهاي رضاخاني و امثال آن بوده است كه با پشتيباني استعمار بيشترين تلاش را براي كمرنگ كردن و حذف اين نمادها داشتهاند اما به خاطر ايستادگي، حلم و بردباري روحانيت و پشتيباني جامعه دينمدار و ديندار، آنها هيچگاه موفق نشدند، فقط در حد كارهاي ايذايي گاه چنين مواردي مانند ضرب و شتم، توهينهاي كوچه خياباني را شاهد هستيم، البته چنين كارهايي آثار مثبت و رويشي و زاينده فراواني را در اذهان و افكار عمومي در پي دارد و اثر منفي آن ناچيز است چرا كه عزيزان روحاني و طلبه كه در اين مسير آسيب جسمي ديدهاند و خانوادههايشان اذيت شدهاند. اكنون محكمتر از گذشته، محبوبتر و مقبولتر از هميشه در دلهاي انسانهاي اهل كمال جاي دارند. روحانيت و عالمان ديني با اقتدا به انبيا(ع) و به ويژه اولياي معصوم هميشه آمادگي مواجهه با چنين مسائلي را داشته و دارند زيرا مدل و الگوي صبر و بردباري در راه دين خدا را از معصومين(ع) گرفتهاند، نمونه اعلاي اين امر حضرت علي(ع) است كه با اينكه مرد علم و شمشير بود و در ركاب پيامبر گرامي اسلام(ص) به عنوان قهرمان جهاد و مبارزه مطرح بود ولي در زمان خاص خودش در مقابل جريانات انحرافي آن زمان با وضعيتي خاص دشواريهاي كوچههاي مدينه را تحمل ميكند، در حالي كه در هم شكستن و ايستادگي در مقابل آنها براي حضرتش بسيار آسان بود ولي بنا به مصلحت اسلام حلم و صبر و سكوت مقدس او صورت ميگيرد و به همه پيروانش اين پيام را دارد كه گاهي در عين قدرت و اقتدار بايد به خاطر شريعت الهي آزار و اذيتها را به جان خريد و آنها را مظلومانه تحمل كرد. همچنين آمران به معروف و ناهيان از منكر كه روحانيت نقش پيشرو و جلودار در اين عرصه را دارد، با اقتدار به حضرت سيدالشهدا (ع) در اين راه آمادگي شهادت، جانبازي و هرگونه از خودگذشتگي را دارند.
در اين برهه از زمان الحمدلله به بركت انقلاب اسلامي روحانيون و طلاب جوان و با انگيزه ارتباط و پيوند صميمانهاي با جوانان جامعه دارند و اين ارتباط بسيار اثربخش است و توانستهاند در تمام عرصهها جلوه كنند؛ هم پاسخ به شبهات ديني جوانان و ترويج و تبليغ معارف الهي را داشته باشند و هم چه به صورت حضوري و چه در سايتهاي فعال و پرطرفدار ايفاي نقش كنند. اين براي مخالفان و افراد لاابالي نگرانكننده است، به همين دليل هر از چند گاهي شاهد اينگونه ناهنجاريها هستيم ولي همانطور كه مشاهده كرديم عامه و پيكره جامعه اعم از زن و مرد و پير و جوان با تمام وجودشان اين پديده ناخوشايند و نازيبا را محكوم كردند و با زبان و قلم خود افراد ضارب را محكوم و از روحانيون جوان حمايت كردند. يقيناً جامعه روحانيت و بسيجيان و نيروهاي سپاه در كنار تمام آحاد جامعه اين پديده نازيبا را محكوم ميكنند و همواره در كنار روحانيت و در كنار روحانيون جوان ايستادهاند.
روحانيون، پاسداران و افراد فرهيخته چه گامهايي در عرصه مقابله با تهاجم فرهنگي بايد بردارند تا ديگر شاهد چنين ناهنجاريهاي اجتماعي نباشيم؟
با توجه به پيشينه چنين پديدهاي، نميتوانيم فرض كنيم كه ديگر در آينده شاهد چنين مسائلي نباشيم چرا كه هميشه تقابل دو جريان حق و باطل وجود دارد و اين ريشه چند هزار ساله دارد.
اما انتظار جامعه از دولتمردان، مسئولان و از ضابطان قوه قضائيه اين است كه نگذارند عرصه تاخت و تاز براي بزهكاري و رفتارهاي ناهنجار به گونهاي باشد كه لازم باشد روحانيت كه نوعاً احساس وظيفه ميكند پا به اين عرصه بگذارد و اين اتفاق برايش بيفتد، بايد فضاي جامعه را به گونهاي تلطيف كنند كه اساساً شاهد چنين وقايعي نباشيم.
بدون شك همان كساني كه در جبهه سخت در مقابل ترفندهاي استكبار جهاني ايستادگي و مقاومت نشان دادند، بايد امروز مجهز به ابزار، تجهيزات و دانش لازم براي مقابله منطقي با مهارتهاي لازم آن در عرصه و جبهه جنگ نرم باشند.