وحيد ماندگاري|نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي درحالي پيش روي گروههاي سياسي قرار دارد كه بيشك بايد آن را يك «فرصت» و «موقعيت» استراتژيك براي جريانهاي سياسي ارزيابيكرد.
انتخابات آتي مجلس در حقيقت يك گام تا رياست جمهوري يازدهم است بنابراين براي جريانهايي كه به تسخير اين كرسي ميانديشند، رجوع به افكار عمومي براي «نقدينگي اعتماد»، نياز و ضرورتي محتوم است.
يك سوي اين ماجرا اصولگرايان قرار دارند كه گفتمان مسلط موجود در اختيار آنان است. گفتمان «خدمت و عدالت» سالياني است كه در دسترس بوده و قابليت استفادهشوندگي خود را ظهور و بروز داده و در چندين انتخابات نيز با اقبال مردمي مواجه شده است و اينكه در آستانه آزموني ديگر جريان اصولگرايي با رويشهاي جديدي كه در بطن اين جريان به وجود آمده به دنبال همافزايي قابليتها و توانهاي موجود اين بدنه و تجهيز آنان براي انتخابات آتي است. بيشك آزمون اصولگرايان در اين عرصه، محكم ساختن و قوام دادن اتحادهايي است كه رنگي از انحصار و سهمخواهي ندارد. امتحاني است از وفاداري به گفتمان اصولگرايي و نشان دادن قابليت اعتماد و سزاواري نمايندگي.
سوي ديگر اين ماجرا اما اصلاحطلبان قرار دارند. جرياني كه در كارنامه خود همراهي و حمايت از فتنه ۸۸ را ثبت و ضبط كرده و به انتخابات به مثابه يك فرصت براي بازگشت به حاكميت مينگرد و بنا بر گفته يكي از سرآمدان خود «ادامه اهداف تنظيم شده را در بازگشت به درون ساختار و مبارزه از درون» تعريف و تفسير ميكند. در همين چارچوب اين جريان ميكوشد تا حضور خود در انتخابات را با «ناز وكرشمه» همراه ساخته و با مهندسي براي فرصتهاي موجود به فرصتهاي تصادفي و محتمل نيز نگاهي داشته باشد.
در همين چارچوب گروههای اصلاحطلب گرچه به شرط و شروطگذاری برای نظام مشغول بوده و بازی نخنما شده آمدن و نیامدن را به نمایش میگذارند ولیکن واضح و مبرهن است که آنان حتی راغبتر از گذشته به دنبال حضور در انتخابات میباشند. در این بين اما پرسش اساسی این است که اصلاحطلبان چه اهدافی را در سر داشته و با کدامین روشها درصدد پیگیری خواستهای خود میباشند.
با نگاهی در این زمینه میتوان گفت:
الف- اصلاحطلبان براین باور هستند عدم حضور آنان در انتخابات با توجه به عدم اقبال عمومی در انتخابات دهم ریاست جمهوری، فراموشی عمومی نسبت به آنان را تسریع خواهد کرد. بنابراين حضور این جریان در انتخابات آتی تلاش برای بودن و حیات است.
ب- دوم خردادیها در حال حاضر با پدیدهای به نام فرقه سبز روبهرو هستند که حداقل خواسته آنها همراهی سران اصلاحطلبان با منش و روش سران فتنه و نیز عدم حضور در انتخابات است. این وضعیت که با منش دستیابی به قدرت اصلاحطلبان در تناقض است شرایط سختی را برای این طیف به وجود آورده که با اما و اگرها بدنه اجتماعی سبزها را در انبان خود داشته باشند.
ج- اصلاحطلبان برای دستیابی به اهداف خود بازی دو چهرهای را تعریف کردهاند. از یک سو آنان میکوشند تا با شرط و شروطگذاری به سر نظام منتی گذاشته و خود را راغب به انتخابات نشان دهند و حتی از هم اکنون بحث سلامت انتخابات را نیز طرح میکنند تا درصورت شکست خود در این عرصه بتوانند بحث مهندسی انتخابات و حضور نظامیان در این ساحت را بهانهای برای توجیه شکست خود تعریف و تفسیر کنند.
این جریان همچنین میکوشد تا در چهرهای دیگر با حمایت از فتنه، توجهات را به سوی خود معطوف کرده تا کریدور تحرک مهرههای سفید به سهولت فراهم شود.
در مجموع با توجه به موارد گفته شده و با نگاهي به مواضع اصلاحطلبان ميتوان محورهاي فوق را در بيانهاي آشكار آنان رصد و مورد مطالعه قرار داد، مواردي كه نشان از عزمي براي حضور دارد؛
۱- راهکارهای خاتمی
۲- شرط تضمین اصول
۳- شرکت در انتخابات آزاد
۴- زود بودن براي اظهار نظر
۵- نحوه تصميمگيري مسئولان در رابطه با حاميان فتنه و. . .
اين اما همه ماجرا نيست. با نگاهي به اظهار نظرهاي اخير اصلاحطلبان درباره فرايند انتخاباتي در جبهه اصولگرايان به وضوح ميتوان دريافت كه دوم خرداديها چرا نسبت به تعاملات و رويشهاي دروني اصولگرايان حساس ميباشند.
طي روزها و هفتههاي اخير شاهد بوديم كه با رويش جبهه پايداري در بدنه اصولگرايان چگونه اصلاحطلبان اعلام موجوديت اين جبهه را تفسير به اختلاف در ميان اصولگرايان كرده و تصريح كردند رقيب سنتي آنان با چالش مواجه شده است! بيشك اگر به گفتههاي اصلاحطلبان مبني بر عدم حضور در انتخابات باور داشته باشيم بايد تأكيد كنيم كه ماجراي تشكيلاتي اصولگرايان چندان براي آنان مهم باشد، مگر اينكه خود قائل به حضور بوده به دنبال مهندسي اختلافات در بدنه اصولگرايان ميباشند.
در مجموع و در پايان براين باورم كه اصلاحطلبان درخصوص انتخابات و اصولگرايان به دنبال پيگيري اهداف ذيل هستند:
- انجام بازي دوگانه بر اساس مدل قديمي «آمدن و نيامدن»
- شرط گذاري براي نظام به عنوان يك ژست سياسي
- طرح مباحث راديكال توسط برخي از لايهها جهت منحرف ساختن اذهان از فعاليتهاي اصلي اين جريان
- ساماندهي مهرههاي سفيد
- ائتلاف پنهان با جريان انحرافي براي گسست در اصولگرايان و رسيدن به يك بلوك قدرت مؤثر براي مجلس آتي
- طراحي واكنشگيري از گروههاي اصولگرا براي القاي اختلافات ميان جريان
- حمله به نهادهاي برگزاركننده انتخابات براي توجيه شكست احتمالي خود و...
در پايان بايد تصريح كرد براي پرداختن دقيقتر معادلات انتخاباتي بايد به وارد ساختن عناصر ديگري همچون جريان انحرافي و شكلگيري ائتلافهاي پيدا و پنهان با بخشهاي از اصلاحطلبان نيز اشاره داشت كه به نظر ميرسد مجال آن در مقالهاي ديگر باشد.