
درحالي كه رسيدگي به وضعيت حجاب و عفاف در جامعه و مقابله با هنجارشكنيهاي آشكار در اين زمينه از سطح نيروهاي مذهبي فراتر رفته و به يك مطالبه همگاني تبديل شده است، روزنامه ايران كه توسط يكي از عوامل وابسته به باند انحرافي و قدرت حاشيهنشين دولت اداره ميشود، در ويژهنامه رايگان اين روزنامه به اهانت به پوشش اسلامي زنان و حجاب برتر يعني چادر پرداخت كه در نوع خود بيسابقه و منحصر به فرد است. در اين ويژهنامه در مصاحبه با مشاور رسانهاي معزول رئيسجمهور، حجاب برتر نامتناسب با ويژگي زنان و دختران ايراني و تحميل شده ناصرالدينشاه قاجار با الهام از رنگ پوششي اروپاييان معرفي شده است كه به زعم وي رنگي متكبرانه است.
همچنين اين مشاور هنري- رسانهاي رئيس جمهور در سخني عجيب و اهانتبار مدعي شده كه از لحاظ فلسفه حجاب، قطعاً چادر بدترين پوشش است، چون چهره زن را قاب ميكند!
بالاتر از اين مدير مسئول روزنامه ايران كه بلندگوي باند انحرافي است، قرار دادن حجاب در حوزه امر به معروف و نهي از منكر را اشتباه بزرگ خوانده است.
همزمان با اين حملات عليه حجاب اسلامي و فريضه امر به معروف و نهي از منكر، ليدر اصلي باند انحرافي و قدرتطلب نيز كه مدتها از ظاهر شدن در محافل عمومي و رسانهها غايب بود و در سكوت به سر ميبرد، در يك سخنراني كه به رسانهها كشيده شده با نفي تقسيمبندي و يا بلوكبندي بين اصلاحطلبان و اصولگرايان، قيممأبانه رئيس جمهور را نگران ۱۵ ميليون نفر افرادي دانسته كه در سال ۸۸ به وي رأي ندادهاند. بنا به ادعاي او، اين ۱۵ ميليون نفر كه به اندازه جمعيت ۵ يا ۶ كشور هستند، قدرت و اثر دارند و بايد آنها را جذب كرد. همزماني اين اقدامات ميتواند، اهداف سياسي و انتخاباتي باند انحرافي و قدرتطلب را نشان دهد كه امروز واجبات و فرايض شرعي را هم ابزار نيل به قدرت قرار داده و به زعم باطل خويش، براي جذب ۱۵ ميليون رأي، وقيحانه به حجاب و امر به معروف و نهي از منكر حمله برده و اهانت روا دارند. براساس اين سناريو، مزيتي كه تا پيش از اين موجب جلب رأي مردم به جريان چپ و اعقاب اصلاحطلبان شده بود، عدالت بود كه ديگر از چنگ آنان خارج شده و الان بايد مزيت ديگرشان يعني تفكر ليبرالي و گرايش تساهلي را نيز مصادره و براي جذب بخشي از بدنه اجتماعي و كسب رأي آنان در آينده بهكار گرفت، حال آنكه چنين برداشتي ناشي از يك اشتباه بزرگ است، چرا كه مدعيان اصلاحات نيز براي گم كردن ناكارآمديهاي خويش از حربه تسامح و تساهل نهايت استفاده را برده و با پوشش نجات آزادي در تقابل دين و آزادي، ليبرالترين ژست سياسي و فرهنگي را به خود گرفتند ولي نتوانستند قدرت را براي خويش ماندگار و مستحكم نمايند، زيرا برخلاف تصور آنان:
۱- عموم مردم شريف ايران به ارزشها و هنجارهاي ديني و ملي خويش پايبندند و لذا حيا و عفاف را بر عفافستيزي ترجيح ميدهند.
۲- بلوغ و رشد سياسي جامعه ايراني بدان پايه رسيده است كه به راحتي صداقت در عرصه سياست را كشف كند و استفاده ابزاري از برخي شعارها براي نيل به قدرت و جلب رأي را تشخيص دهد.
۳- يكي از دافعههاي اصلي و مشترك بين مدعيان اصلاحات و باند انحرافي و قدرتطلب، آلودگي به رانت و استفاده رانتي از بيتالمال براي حفظ قدرت است كه اختصاص يك ويژهنامه براي اهداف انتخاباتي و جذب بدنه اجتماعي مصداق آن اشتباه مشترك به حساب ميآيد.
لذا همانگونه كه مدعيان اصلاحات از سوي مردم طرد و منزوي شدهاند، باند انحرافي و آلوده به رانت قدرت و ثروت نيز محكوم به طرد و انزوا است و چنين حركاتي افادهاي براي ماندن در قدرت نخواهد داشت.