
حدود يکسال پيش بود که با ورود شبکه مستند به جرگه شبکههاي تلويزيوني بارقههايي از اميد براي ديده شدن توليدات مستند داخلي در بين فعالان اين بخش ايجاد شد. اما از آن تاريخ بيشترين آثاري که از اين شبکه تلويزيوني به بينندگان عرضه شد توليدات ديگر شبکههاي بينالمللي بود که با قيمت هر دقيقه ۳۰ الي ۵۰ دلار خريداري شده بودند تا جايي که جاي خالي مستندسازان داخلي به خوبي احساس ميشد. روند پخش مستندهاي خارجي به حدي شدت داشته که بسياري از مستندسازان از نبود فضاي فعاليتي گلايه کردند و از اين موضوع سخن به ميان آوردند که چرا در حالي که سالانه بيش از هزار مستند توسط مستندسازان داخلي توليد ميشود فضا در اختيار توليدات خارجي قرار ميگيرد و محصولات داخلي که معيارهاي بومي، ديني و مردمي را رعايت كردهاند و مطابق با ذائقه بيننده داخلي است، مجالي براي حضور پيدا نميکنند.
براساس تأييد فعالان عرصه مستند اگر نگاهي موشکافانه به مقوله مستندسازي کشور صورت گيرد ميتوان نتيجه گرفت که اين نوع توليد، پروژهاي دست چندم براي مسئولان تلويزيون به حساب ميآيد تا اين رسانه که تنها بستري براي ديده شدن آثار داخلي مستندسازان محسوب ميشود درهاي خود را به روي هنرمندان اين بخش ببندد و باعث زمينگير شدن مستند در داخل کشور شود.
اين روند ادامه داشت تا اينکه مديران شبکه مستند از آمادگي اين شبکه براي جذب توليدات مستند داخلي خبر دادند. اما آنطور که کارشناسان اين عرصه اذعان دارند نميتوان چندان توقع داشت که در آينده نزديک بسترهاي لازم براي پخش آثار توليد شده داخلي فراهم آيد.
از حرف تا عمل فاصله بسيار است
در همين رابطه يک مستندساز با بيان اينکه نگاه دسته چندمي به مستندسازي داخلي باعث زمينگير شدن توليدات داخلي شده به «جوان» گفت: در ظاهر سازمانها و شبکههاي تلويزيوني در اهميت مستندسازي در کشور اتفاق نظر دارند و از تأثيرگذار بودن سينماي حقيقت بر فرهنگ کشور سخن به ميان ميآورند. اما واقعيت چيز ديگري است و تمام حمايتها به همان صحبت کردن خلاصه ميشود.
محسن قيصري در ادامه بيان کرد: بر اساس آماري که از جشنواره سينماي حقيقت به دست آوردهام سالانه ۸۰۰ الي هزار مستند در کشور ساخته ميشود که از اين تعداد ۶۰ الي ۷۰ درصد توليدات به صورت خود جوش و مستقل ساخته ميشوند. وي با اشاره به اينکه مصرف کننده اصلي مستند شبکههاي تلويزيوني هستند و مردم به دنبال ديدن اين فيلمها در سينما نميروند، اظهار داشت: داشتن نگاه دسته پايين به سينماي مستند در بين مديران سيما به يک عادت تبديل شده است. در رده بندي اختصاص بودجه ميتوان اين موضوع را به خوبي ملاحظه کرد، به نحوي که فعاليتهاي مستندسازي در رده « ج» قرار ميگيرند، اين در حالي است در کارهاي ديگري که از بازيگر بهره ميبرند و به عنوان کارهاي نمايشي شناخته ميشوند رتبه الف در نظر گرفته شده و بيشترين دريافتي را به دست ميآورند.
از سوي ديگر مرتضي رزاق کريمي تهيه کننده فيلمهاي مستند بر اين باور است که مستندسازي طي يک دهه اخير روندي رو به رشد را تجربه کرده است.
وي اين رشد صعودي را ناشي از تحولات تکنولوژيک، امکانات و ابزارهاي توليد دانست و گفت: در کنار نسل جديد مستند سازان که با جسارت و خوشفکري اقدام به توليد ميکنند مضامين متنوعي وجود دارد که در پيوند با آنها مستندسازي را به يکي از تأثيرگذارترين فعاليتها تبديل کرده است.
رزاق کريمي بيان داشت: در حالي که پتانسيلهاي بسيار بالايي در مستندسازي ايران وجود دارد و توانسته نسبت به سينماي داستاني طي سه دهه گذشته در جشنوارههاي بينالمللي توفيقات بسياري به دست آورد، اما از نظر ميزان توجه در داخل همچنان مغفول مانده است. مسئولان و به ويژه مديران تلويزيون به اين نکته توجه ندارند که با تمام محدوديتهاي موجود سينماي مستند در سطح دنيا درخشيده است. براي مثال در جشنواره مارسي به عنوان معتبرترين جشنواره فيلم مستند در جهان آقاي لقماني يکي از جوانان مستندساز کشورمان توانست مقام اول را به خود اختصاص دهد.
درآمدهاي ناچيز براي کارهاي بزرگ
بر اساس اطلاعات به دست آمده هزينه اختصاص يافته به فيلمهاي داستاني که در رديف الف توليد قرار ميگيرند مبلغي از ۸۰۰ هزار تا يک ميليون تومان اختصاص مييابد اين در شرايطي است که بودجه اختصاص يافته به توليدات مستند تنها ۲۰۰ هزار تومان به ازاي هر ساعت است. حال سؤال اينجاست با اين سطح درآمدي چگونه ميتوان توقع داشت مستندسازان هم نيازهاي معيشتي خود را تأمين کنند و هم اقدام به توليد فيلمهاي فاخر کنند.
در همين رابطه محسن قيصري با اشاره به اينکه مستندساز از درآمد حاصل از فيلم ساخته شدهاش امرار معاش ميکند و توليدات بعدي را در دستور کار قرار ميدهد، گفت: اين موضوع نميتواند با نگاهي منفي رو به رو باشد. نکته اينجاست که اگر بخواهيم يک موضوع مهم را مورد بررسي قرار دهيم و مستندي شايسته را براي آن بسازيم بايد تحقيق و پژوهشي بسيار قوي در دستور کار قرار دهيم که اين موضوع بسيار زمانبر است. اما متأسفانه صدا و سيما توجه چنداني به اين دوفاکتور مهم نداشته و تنها به دنبال ساخت توليد در سطح انبوه است. اين سازمان علاقهاي به صرف وقت براي يک مستند ۳۰ الي ۶۰ دقيقهاي ندارد. به نظر من از اين طريق نه معاش مستندسازان به شکل مناسبي تأمين خواهد شد و نه با اين نوع نگرش ميتوان اثر فاخري توليد کرد و ماندگاري در اين بخش ايجاد کرد.
قيصري در پاسخ به اين سؤال که با وجود اين شرايط آيا کار فاخري هم توليد شده يا خير گفت: «حقيقت گم شده» کار آقاي فارسي که سفارش سيما فيلم بوده يکي از آن کارهاي فاخري است که حدود يکسال و نيم ساختش به طول انجاميد. متأسفانه اين کارها به دليل وجود نگاه پروژهاي بسيار انگشت شمارند.
مديران نا آشنا با مستند
فقدان مديران آشنا با روند مستندسازي بخش ديگري از علل مهجور ماندن مستند در کشور به حساب ميآيد. بسياري از مستندسازان بر اين باورند تا زماني که مديران بدون تخصص بر جايگاه سياست گذاري اين رشته تکيه زدهاند نميتوان توقع داشت که در آينده نزديک، سينماي مستند در کشور جان بگيرد و خون تازهاي را در رگهاي خود احساس کند.
مرتضي رزاق کريمي تهيه کننده فيلمهاي مستند در اين رابطه و با اشاره به اينکه مديريت يکي از مهمترين و تأثيرگذارترين بخشهاي سينماي حقيقت به حساب ميآيد اذعان داشت: در اين بخش ضعفهاي بسياري مشاهده ميشود و همين موضوع باعث متوقف شدن بسياري از طرحها شده است. اگر نگاهي به نوع اختصاص بودجه، در اختيار قرار دادن آنتن و. . . داشته باشيم به اين نکته خواهيم رسيد که نگاه مديران تنها به فيلمهاي نمايشي معطوف شده اين در حالي است که شبکههاي جهاني توجه ويژهاي به ساخت فيلمهاي مستند دارند و حاضرند براي ساخت اين نوع فيلمها هزينه و وقت بسياري صرف کنند.
محسن قيصري نيز در اين باب حرفهايي براي گفتن دارد. وي بيان داشت: يکي از معضلات ما نبود مديران و تصميمگيران کار آشناست. مديران ما بايد آگاه به امور باشند يا از مشاوراني که در اين راه استخوان ترکاندهاند بهره ببرند. متأسفانه ميبينيم که نبود اين افراد در ساختار تصميمگيري در پارهاي از موارد رشد کار را متوقف ميسازد. اگر سياستگذاران صدا و سيما به اين نکته توجه داشته باشند که بايد نظارت و مديريت به دست مستندکاران و فعالان اين عرصه بيفتد بخش اعظمي از مشکلات پيشرو برطرف خواهد شد.
ضعف در ساخت، سدي ديگر در برابر مستندسازي
در بررسي وضعيت مستندسازي در کشور نميتوان تمام کاستيها را به گردن صدا و سيما و وزارت ارشاد انداخت بلکه بخشي از عدم توفيق سينماي مستند به ضعفهاي موجود در بين برخي از مستندسازان مربوط ميشود.
مرتضي رزاق کريمي با بيان مطلب فوق اظهار داشت: در تحليل يک موضوع بايد تمام جوانب امر را مورد بررسي قرار داد. ما از نظر آماري توليدات بسياري را در طول سال داريم، اما تعداد زيادي از اين آثار فاقد استانداردهاي لازم هستند. ما وقتي فضاي حضور به مستندسازان را ميدهيم در مقابل بايد سيستمي پويا تعريف کنيم تا افراد مستعد و شايسته از کساني که چندان کارهايشان مورد اقبال نيست شناسايي شوند. مديران بايد شرايطي را فراهم آورند که نظام استاندارد توليد بر مستندسازي حاکم شود. به نظر ميرسد بخشي از عدم توفيق سينماي مستند همين کارهاي ضعيفي است که نميتوانند راه به جايي ببرند.
مستندسازي در مرز ريسك
به گفته برخي از مستندسازان نميتوان مستندسازي در ايران را فعاليتي درآمدزا معرفي کرد و شايد به جرأت بتوان گفت که فعاليت در اين بخش همچون بختآزمايي است که وابسته به بردن جايزه در يکي از جشنواره هاست.
مظاهري يکي از مستندسازان در همين رابطه در گفتوگويي اظهار داشت که مستندسازان در ايران به عنوان کارمندان تلويزيون، مرکز گسترش، وزارتخانهها و. . . تلقي ميشوند که در نهايت حتي به مبالغ اوليه قراردادهاي خود با اين سازمانها نيز دست نمييابند.
صحت اين موضوع را قيصري چنين تأييد کرد: سازمانهايي که خودشان پيشنهاد طرح خاصي را ميدهند در اواسط کار فراموش ميکنند که بايد حمايت هايشان را ادامه دهند و تيم مستندساز را ياري كنند. شاهديم که قرار داد بسته ميشود، اما بخشي از مبلغ قرار داد با گذشت ماهها همچنان پرداخت نميشود و مستندساز را با مشکلات عديدهاي رو به رو ميسازد.
وي به شبکه مستند نيز اشاره کرد و اذعان داشت: راهاندازي اين شبکه جاي خوشحالي دارد، اما متأسفانه عدم حمايت در اين حوزه با پخش فيلمهاي خارجي به دليل ارزان بودن و در دسترس بودن در اين شبکه به شدت مشاهده ميشود؛ فيلمهايي که در شبکههاي خارجي با استانداردهاي بالا توليد ميشوند.
اين مستندساز بيان کرد: ارزان بودن کارهاي خارجي از اين باب است که آنها توانايي فروش مستندشان را در چندين کشور دارند، بنابر اين فيلم هايشان را دقيقهاي ۵۰ دلار به فروش ميرسانند. با يک حساب سر انگشتي مديران شبکههاي تلويزيوني به اين نتيجه ميرسند که ميتوانند تنها با يک الي سه ميليون تومان، فيلمي مطابق با استانداردهاي جهاني خريداري و پخش کنند اين در حالي است که اگر بخواهند همان کار را در داخل توليد کنند بايد ۱۰ برابر هزينه پرداخت كنند. مسئولان به جاي اينکه به دنبال پشتيباني از توليدات داخلي باشند تنها به دنبال خريد محصولات خارجي رفتهاند و بيشترين زمان آنتن را در اختيار اين توليدات قرار دادهاند اين در حالي است که موضوع بايد کاملاً برعکس باشد.
سوبسيد فرهنگي پرداخت شود
«مخالف نمايش آثار خارجي در تلويزيون نيستم به شرط اينکه بستر فعاليتي براي توليد کنندگان داخلي فراهم آيد». مرتضي رزاق کريمي با بيان اين مطلب اظهار داشت: مستند تنوع موضوع و ساختار را فراهم ميآورد حال اين فيلم ميخواهد از هر کشوري باشد. فيلم خارجي بايد از شبکههاي ما پخش شد، ولي نبايد پخش اين فيلمها حمايت از توليد داخلي را در بين مسئولان به فراموشي بسپارد. مديران تلويزيون بايد برنامهريزي هايشان را مبتني بر توليدات داخل انجام دهند و نه اينکه اين مهم را در اولويت چندم خود قرار دهند. شايد بخش مهمي از اين موضوع مربوط به کم شدن ارتباط ما با رسانهها باشد.
اين تهيه کننده فيلمهاي مستند ادامه داد: کم شدن ارتباط با رسانهها نقطه ضعفي غير قابل بخشش به حساب ميآيد. ما ميتوانيم با استفاده از ظرفيتهايي که در رسانهها وجود دارد کمبودهاي موجود در مستندسازي کشور را به گوش مسئولان برسانيم و راه را در اين زمينه هموار کنيم. وي بيان داشت: خوشبختانه در آخرين اخبار منتشر شده از شبکه مستند شنيده شد که سياستهاي جديد اين شبکه به استفاده از پتانسيلهاي داخلي گرايش پيدا کرده که اين ميتواند نقطه اميدي براي مستندسازان داخلي به حساب آيد. با روند موجود ميتوان چنين برداشت کرد که صدا و سيما و وزارت ارشاد به اهميت مستندسازي در کشور پي بردهاند. همان طور که صنعت کشور براي حمايت از توليدات داخلي اقدام به بالا بردن تعرفههاي واردات کرده در بخش فيلمهاي مستند نيز بايد چنين سياستي اتخاذ شود و به عبارتي سوبسيد فرهنگي پرداخت شود.
جاي خالي نمايندگان صدا و سيما در جشنوارهها
برگزاري جشنوارههاي مرتبط با فيلم مستند فضايي است مناسب براي کارشناسان سازمان صدا و سيما تا با تحليل فيلمهاي به نمايش گذاشته شده گلچيني از مستندهاي ساخته شده توسط توليد کنندگان داخلي را در اختيار بگيرند و از اين طريق فضا را به سمتي هدايت کنند که توليدات داخلي فرصت ديده شدن را پيدا کنند. اما جاي خالي نمايندگان صدا و سيما در جشنوارهها اين موقعيت را از بين برده و آنها را با علامت سؤالي بزرگ و بيپاسخ رو به رو ساخته است.
در همين رابطه محسن قيصري گفت: در جشنوارههاي داخلي فيلمهاي بسيار خوبي به نمايش گذاشته ميشود اما هيچ کدام از اين فيلمها راه به تلويزيون پيدا نميکنند. در اين بخش ميتوان مشکل را به نوع نگاه صدا و سيما نسبت داد. از آنجايي که برخي از سازمانها بودجه ساخت فيلمها را پرداخت کردهاند صدا و سيما توقع دارد حق پخش را به صورت رايگان به دست آورد که اين از نظر اخلاق حرفهاي بسيار نامناسب است. اين رويه ناصحيح باعث ميشود تا توليدات زمان را از دست بدهند و از تاريخشان بگذرد و به بايگاني سپرده شوند.
وي ادامه داد: سينماتکها و جشنوارهها فرصت مناسبي براي ديده شدن کارها هستند. ما نبايد مخاطبان را به ۳۰۰الي ۴۰۰ نفر خلاصه کنيم؛ چرا که فيلمهاي ما قابليت بازديد ميليوني دارند.