کد خبر: 447828
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۸
وظایف نمایندگی، اجرای قوانین توسط دولت و ارتباط با مجلس و وقایع اخیر دولت در گفت‌وگوی «جوان» با حجت الاسلام موسی قربانی
مریم هدیه‌لو | حجت الاسلام و المسلمین موسی قربانی از نمایندگان پرسابقه درمجلس شورای اسلامی با چهار دوره پیوسته نمایندگی مردم است. نماینده مردم قائنات در مجلس به دلیل سابقه حضور در قوه قضائیه و سازمان تعزیرات حکومتی قبل از دوره نمایندگی، در کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس عضویت دارد. نام وی را در لایحه حمایت از خانواده بارها شنیدیم و انتقادات بسیاری در دوره بررسی این موضوع از سوی جامعه بزرگ زنان به ایشان گسیل شد. با وی به گفت‌و‌گویی 100 دقیقه‌ای در محل روزنامه نشستیم که ماحصل و شاید بهتر بگویم چکیده آن را در فرصت کم صفحه گفت‌وگو می‌خوانید. از تحولات اخیر چه خبر؟ مسئله وزارت اطلاعات گویا کمی ادامه دار شده است و در کنار آن اتفاقات زیادی دیده می‌شود. واقعاً‌ اشکال کجا بود؟رئیس‌‌جمهور معتقد است وزرا باید کسانی باشند که با ایشان هماهنگ باشند و حرف رئیس‌جمهور را گوش کنند و هر جا ناشنوایی باشد سریع برای وزرا ایجاد مشکل می‌کنند. چنین تفکری درست است یا غلط ؟به هر حال شما کلمه ‌اشکال را به کار بردید. به این حد درست نیست؛ زیرا غیر از آنکه وزرا باید تا حدی استقلال داشته باشند، چهار وزارتخانه نیز وجود دارد که درارتباط با وظایف رهبری هستند. این وزارتخانه‌ها شامل خارجه، کشور، دفاع واطلاعات هستند. در واقع این چهار بخش دارای وظایفی هستند که برخی از آنها را قانون اساسی برعهده رهبری گذاشته است. حداقل توقع این است که این چهار وزارتخانه هم در انتخاب اولیه وهم در عزل ثانویه هماهنگ با رهبری باشد. هرچند در موضوع اخیر مسئله بر سر فردی بود که به صورت کامل خود رئیس‌ جمهور وی را آورده بود. آقای مصلحی از همراهان دکتر احمدی‌نژاد بود و نکته مهم در جریان اخیر همین است. مصلحی از طرفداران شدید احمدی‌نژاد بود. ایشان ابتدا در سپاه و سپس در اوقاف بوده و پس از آن به انتخاب شخص احمدی‌نژاد به وزارت اطلاعات رفت. در انتخابات مجلس هشتم که گروهی 11 نفره از سه ضلع اصولگرا تشکیل شد، باز هم مصلحی ازطرف احمدی‌نژاد به عنوان ضلع دولت انتخاب شد که به معنی این است که وی كاملاً نیروی خود احمدی‌نژاد بود. انتقاداتی که به رئیس‌جمهور در هفته‌های اخیر وارد می‌شود از همین ناحیه است. در نهایت هر وزیری به نظر می‌رسد که باید تا حدی نیز مورد اعتماد و استقلال رأی واقع شود. درست است. اصولاً اگر هر فردی اهل کارکردن باشد حتماً از خودش رأی و نظر دارد. منظورم این است که مدیر هر چه قوی‌تر باشد، نظر بیشتری دارد. در گذشته هم مجلس از وزیر اطلاعات دفاع کرده بود؟آنچه همه را حساس می‌کند، مظلومیت است که برای برخی وزرا پدید می‌آید‌. یعنی کسی که قدری درموضع مظلومیت قرار می‌گیرد به خودی خود از وی دفاع می‌شود، از این رو در قضیه وزیر اطلاعات قبلی(محسنی اژه‌ای) خود من برای جمع‌آوری دویست و خرده‌ای امضا اقدام کردم. چون عزل وزیر در آن شرایط غیر قابل توجیه بود. مدت بسیار کمی به پایان دولت مانده بود و اگر مسئله‌ای هم باشد بهتر است به پایان دولت که کمتر از یک ماه بود موکول می‌شد. شرایط آن روزها شبیه این است که معلم در روزآخر، دانش‌آموزی را از مدرسه اخراج کند که حکمت درستی در پی ندارد. نکته جالب در این قضایا این است که چهار وزارتخانه‌ای که هماهنگی آنها با رهبری لازم است بیشتر دچارعزل و نصب بوده‌اند. این روزها دائماً شایعات زیادی در زمینه اظهار نظر رئیس‌جمهور و اطرافیان ایشان درباره آرای انتخاباتی وجود دارد که بیان آنها از دکتر احمدی‌نژاد كاملاً بعید است. نظر شما در خصوص این شایعه‌سازی‌ها چیست؟آنچه می‌خواهم بیان کنم تنها به احمدی‌نژاد مربوط نیست و در کشور جنبه عمومی دارد. هرفردی سه رقم رأی دارد. اول رأی خودش که بر اساس رفاقت است، دوم رأیی که براساس ضوابط و بر اساس ارزش‌هاست. برای مثال خود شخص را نمی‌شناسند ولی می‌گویند این فرد اصلاح‌طلب و دیگری اصولگراست. سوم رأی مخالفان رقیب است که وقتی رقیب را نمی‌خواهند به او رأی می‌دهند. احمدی‌نژاد هم سه دسته رأی داشت که كاملاً قابل تفکیک است. صحنه شورانگیز مراسم تنفیذ سال 84 که در برابرهمه دوربین‌ها، آقای احمدی‌نژاد خم شد و دست آقا را بوسید، شورو شوقی در حزب اللهی‌ها ایجاد کرد زیرا مردم روی این طور چیزها حساب زیادی می‌کنند. آیت‌الله خامنه‌ای و شهید رجایی نیز موقع تنفیذ، دست امام را بوسیدند اما بنی صدر این کار را انجام نداد. آیت الله‌هاشمی نیز حالتی داشت که این کارها را نمی‌کرد و خاتمی هم به همین شکل هستند. آقای احمدی‌نژاد که در این شرایط وارد شد و این نوع عملکرد وی برای مردم بسیار حساس و مهم بود. اما در دوره دوم این اتفاق نیفتاد. بله در دور دوم که ایشان آمد، گفته شد که سرما خورده‌اند یا سرماخوردگی بود که به نظر من می‌ارزید این سرماخوردگی به رهبری انتقال پیدا کند ولی این باورحزب الله از بین نرود. خود دکتر احمدی‌نژاد در این زمینه صحبتی نکردند و بیشتر طرفداران نزدیک ایشان به این مسئله و توجیه اصرار داشته و این مسئله را به رسانه‌ها کشاندند. دلیل بر عدم التزام رئیس‌جمهور به رهبری وجود ندارد و مراسم تنفیذ نیز همینطور. البته ماهم دلیلی برای عدم التزام ایشان نداشته و نداریم و احمدی‌نژاد را ملتزم به ولایت فقیه می‌دانیم. البته در یکی دو مقطع ‌تردیدهایی ایجاد شد که این‌تردید‌ها پاسخ داشت که یکی در قصه سازمان حج و دیگری درانتساب مشایی به عنوان معاون اول پیش آمد.که این بحث بسیار هم گسترده شد.دلیل گستردگی هردو، نامه رهبری بود. درمورد سازمان حج در نهایت، رهبری مستقیماً نامه دادند که شما کار خودتان را انجام دهید و در مورد آقای مشایی نیز نامه دادند که این کار به مصلحت شما نیست که البته با تأخیر اجرا شد. ارتباط این دو موضوع با مسئله اخیر در وزارت اطلاعات چه بود که می‌گویید محل‌ تردید شد؟در دو موضوع اول با وجودی که شرایط خاصی بود اما ‌تردیدی ایجاد نکرد. حرف کلی این است که رئیس‌جمهور حق دارد وقتی از رهبری پیامی حتی به صورت مکتوب می‌رسد، به محضر ایشان برود و توضیحاتش را ارائه دهد، اگر رهبر پذیرفت، حرفی نیست آن وقت تأخیر در اجرا توسط رئیس‌‌جمهوری حمل بر انتظار برای ملاقات‌های هفتگی دوشنبه‌ها با رهبری در جهت ارائه توضیح گذاشته می‌شود. اتفاقی که در مورد اخیر رخ داد این است که از حد ملاقات هم عبورکرد، یعنی نامه آمد، بعد از نامه، ملاقات با رهبری هم صورت گرفت، خیرخواهان نظام نیز رفتند و با آقای احمدی‌نژاد صحبت کردند و بازهم مدتی طول کشید تا شرایط تغییر کرد و با اتفاقاتی که در نهایت افتاد و مصلحی به جلسه هیئت دولت رفت مسئله حل شد و احمدی‌نژاد پیروی خود را از رهبری نشان داد. معمولاً آقای احمدی‌نژاد در این زمینه‌ها توضیح خاصی نمی‌دهند که به قول شما روشنگر ابعاد ماجرا باشد، البته تا حدی هم درست است. قبلاً که موضوع پیروی از رهبری مطرح می‌شد، می‌گفتند که ما هزار بار گوش کرده‌ایم و شما از مواردی که رهبری به ما در جلسات گفته‌اند و ما موافق نبوده ایم خبر ندارید در حالی که ما به فرموده ایشان عمل کردیم. نامه‌ای در مجلس درباره رئیس‌ جمهور به دلیل این جریان جمع شد، شایعات زیادی در مورد آن منتشر شد، نامه چه بود؟نه، هیچ‌کدام ازاین بحث‌ها نبود. نامه‌ای ارسال نشده فقط بحث بود که توصیه‌هایی به رئیس‌جمهور بشود و در واقع یک سری یادآوری به ایشان درباره اتفاقات اخیر، حمایت‌های رهبری، حمایت‌های مجلس و یادآوری مواردی از فرمان حکومتی که مقام رهبری به دولت یا قوه قضائیه یا مجلس داده‌اند، بوده است. درآن موارد نیز مجلس و دستگاه قضائی از نظرات خودش عدول کرده و نظر رهبری را نصب العین قرار داده است. می‌توانید مثال‌های بیشتری در مورد این مسئله بزنید؟بله، موارد زیادی بوده است. مثلاً برخی از نمایندگان می‌خواستند به برخی از وزرا رأی اعتماد ندهند، وقتی دیدند از سوی رهبری یک‌ اشاره‌ای شد، آمدند و با اکثریت رأی دادند یا در بسیاری موارد قرار بود، استیضاحی صورت بگیرد اما نگرفته است یا در هدفمند کردن یارانه‌ها اختلافی بین دولت و مجلس درباره 20 هزار میلیارد تومان و اجرای آن درنیمی از سال بود که در طول سال 40 هزار میلیارد تومان می‌شود. مجلس در مورد این مسئله بسیارکوتاه آمد. فکر می‌کنید شرایطی که به دولت گذشت چنین مسئله‌ای بود که برخی از این کلمه «عدم کفایت» حتی در حضور خود رئیس‌جمهور هم استفاده کردند؟فکرنمی‌کنم، چون به هرحال آقای احمدی‌نژاد اگراین نقص جزئی را برطرف کند که بحمدالله برطرف کرد مشکل دیگری وجود ندارد زیرا ازجهت توانمندی، تلاش و اعتقاد به عدالت‌محوری، گام‌هایی را در این مملکت برداشته که قبلاً سابقه نداشته است. این نوع اعتماد و حمایت ویژه از رئیس‌‌جمهور نیز دو دلیل دارد. یکی به خاطر خصلت‌هایی است که در خود احمدی‌نژاد وجود دارد و شامل مواردی مانند دوندگی و پرکاری وی می‌شود و دیگری نیز به خاطراین است که تا حدی دولت ایشان بیشتر مورد تهاجم قرار داشته است. طبیعتاً برای اینکه نوعی تعادل صورت بگیرد، رهبری بیشتر از ایشان حمایت می‌کند تا این کفه حمایت از ایشان برابر با مخالفت‌ها شود. مقام معظم رهبری حمایت‌های بی‌دریغی از ایشان در مدت زمان گذشته از تصدی ریاست جمهوری داشته‌اند. بله، دلیل این مسئله نیزبه نفس شعارهایی برمی‌گردد که احمدی‌نژاد برآنها پافشاری کرده است. عدالت محوری، ارزش‌های انقلابی، استکبارستیزی و شجاعت است که همیشه رهبری نیز به دنبال آن بوده‌اند. به همین علت رهبری رسماً در سال 88 اعلام فرمودند که نظرات احمدی‌نژاد به من نسبت به نظرات آقای ‌هاشمی نزدیکتر است. نظارت برکارهای مجلس یکی از طرح‌های بسیار جنجالی بود که در صحن علنی مجلس هم بازتاب خوبی نداشت‌. قرار است در روزهای آینده این مسئله اولین موضوعی باشد که مورد بررسی قرار می‌گیرد. دلیل اینکه نماینده‌ها نظارت بر خودشان را قبول نکردند چه بود؟مخالفت با این طرح از جانب دو گروه بود وجالب است که این دو گروه خودشان ضد هم هستند. یک گروه کسانی هستند که به یک مصونیت بی‌قید وشرط برای نمایندگان اعتقاد دارند که بیشتر خارج نشینان اینگونه فکرمی کردند و تصور می‌کردند قرار است برای نماینده‌ها در برابر ایفای وظایفشان نسبت به نظام محدودیت‌هایی ایجاد شود که تصوری كاملاً‌ اشتباه بود. گروهی نیز در درون مجلس فکر می‌کردند که نمایندگان قرار است تحت کنترل و شنود و بازجویی قرار بگیرند که این تصور نیز‌ اشتباه بود. نمایندگان مخالف تصور می‌کردند از سوی چه نهادی قرار است کنترل شوند؟ از سمت خود نمایندگان؟ طرح اولیه این موضوع در کجا و به چه شکلی طراحی شد؟طرح اولیه درکمیسیون اصل 90 انجام شد که سمت و سوی آن تغییراتی را تجربه کرد. بنابر این فاقد ‌اشکال است که خود نمایندگان بر کار همکارانشان نظارت کنند. البته درست است که از سمت و ناحیه خود نمایندگان برخودشان نظارت صورت می‌گیرد اما به هر حال این دغدغه وجود دارد که ممکن است کسانی بیایند این مسئولیت را برعهده بگیرند که ممکن است نمایندگان پذیرای آنها نباشند. این همه دغدغه در حالی است که در همه سیستم‌های پارلمانی دنیا چنین نظارتی وجود دارد. اگر نماینده‌ای عمل خلافی را انجام داد هیچ کس انکار نمی‌کند که باید رسیدگی شود. مثلاً چه نوع تخلفاتی؟مثلاً رشوه! اگرنماینده‌ای برای هزینه انتخاباتی رشوه گرفت که جزو تخلفات انتخاباتی است یا مسئله مالیات که درکشورهای خارجی تعصب بیشتری روی آن وجود دارد و ممکن است نماینده‌ای با نفوذ اداری، مالیات خود را پرداخت نکند که خوشبختانه این موضوع مالیات در کشور ما وجود ندارد چون نمایندگان مالی ندارند، بنابراین جمع‌بندی‌ها به این نتیجه رسید، هیئتی به انتخاب خود نمایندگان تشکیل شود که بعضی دارای شخصیت حقوقی و برجسته بوده و مورد قبول نمایندگان باشند. به هر حال رأی آوردن دراین قبیل موارد در مجلس فضای مخصوصی دارد و افرادی که می‌خواهند عضو هیئت نظارت شوند باید واجد شرایط خاصی باشند. چه شرایطی برای این دسته از افراد پیش‌بینی شده است؟سه شخصیت حقوقی شامل رئیس کمیسیون اصل 90، رئیس‌ کمیسیون قضائی و یک نفر از هیئت رئیسه عضو این هیئت هستند. ازاین سه شخصیت حقوقی دونفرشان را نمایندگان انتخاب کرده‌اند زیرا رئیس‌ کمیسیون اصل 90 و اعضای هیئت رئیسه مجلس در صحن علنی انتخاب می‌شوند. در واقع فقط رئیس‌ کمیسیون قضائی است که بازهم خود نمایندگان داخل کمیسیون وی را انتخاب می‌کنند. این سه نفر ترکیبی است که ما آن را پیشنهاد کرده‌ایم و قرار شد دارای جایگاهی باشند که وزن بالاتری از یک کمیسیون داشته باشد. هیئت رئیسه کمیسیون نظارت بر نمایندگان مجلس شامل یک عضوهیئت رئیسه، رئیس‌ کمیسیون اصل 90 و رئیس‌ کمیسیون حقوقی و قضائی و اعضایش نیز جزو اعضای برجسته مجلس خواهند بود. به نظر شما تشکیل چنین بخشی در مجلس تا چه حد برای افزایش کارایی نمایندگان مؤثر است؟به اعتقاد من در حال حاضر نیز با وجود نبود چنین جایگاهی در مجلس، نمایندگانی که مستحق برخورد بودند در این هشت دوره مجلس به هشت نفرهم نمی‌رسند. بنابراین، قرار نیست این کمیسیون هر روز یکی را بگیرد و محاکمه کند. البته منکر تخلفات جزئی نیستم اما وقتی این سازوکار پیش‌بینی شود، همین میزان تخلف نیز اتفاق نخواهد افتاد. موضوعی مثل بی‌توجهی نمایندگان به حضور در صحن علنی مجلس وتذکرات متعدد رئیس جلسه که از رسانه ملی به کرات پخش می‌شود و یا عدم حضور برخی از نمایندگان در مجلس و حضور دائم در میان خبرنگاران هنگام دستور جلسه، به عنوان بخش‌هایی از این طرح نظارت مورد توجه قرار می‌گیرد یا خیر؟برخی از اینها مانند بی نظمی نظارت‌بردار نیستند. فرض کنید که همه نمایندگان آمدند و نشستند و رأی هم دادند و دقت هم نکردند. این مسئله را به چه صورت می‌توان پیگیری و نظارت کرد. نمی‌توان هیچ نماینده‌ای را ملزم کرد که بیاید بنشیند و رأی هم بدهد. این مشکلی را حل نمی‌کند. اینها سازوکار دیگری می‌خواهد که انتخابات درست و شرایط نمایندگان و بیداری مردم تعیین‌کننده آن است. نظام انتخاباتی کشور در حال خارج شدن از ریل است که باید این مسئله را درست كرد. به هر حال ساز و کاری را طراحی کردیم که اگر نماینده‌ای جرمی را مرتکب شد، مجازاتی را در دادگستری برای وی در نظر بگیرند زیرا وقتی نماینده‌ای جرمی را مرتکب می‌شود به حیثیتی در نظام لطمه وارد می‌کند. بنابراین یک سری از مسائل به خودی خود جرم است و برخی دیگر خلاف شئون نمایندگی است که باید از این جهت هم به آنها رسیدگی شود. این مسائل ممکن جزو جرائم مطرح نباشد اما رفتاری وجود داشته باشد که بر خلاف شئون نمایندگی است. مصداق این رفتار‌هایی که با شئون نمایندگی سازگار نیست را مثال می‌زنید؟فرض کنید که نماینده‌ای برای سفری بلیت گرفته و دیر کرده و بعد زنگ می‌زند که من درحال رسیدن هستم، همه مسافران هم در هواپیما نشسته‌اند و معطل این نماینده می‌شوند زیرا وی با استفاده از نفوذ یا احترامی که به هر حال برای وی قائل هستند یا حتی با توسل به زور، کاری کرده که آنجا عده‌ای از مردم به خاطر وی کارشان به تعویق بیفتد که این خلاف شئون نمایندگی است. یعنی به علت اینکه توقعی در میان مردم در مورد این قشر وجود دارد باید مسائلی هم در این حوزه‌ها رعایت شود. خوب اینهایی که شما صحبت می‌کنید خیلی خوب است، پس چرا نمایندگان‌ با آن مخالف بودند؟از خودشان بپرسید حالا که به کلیات رأی دادند. قدری از مسائل را هم نمی‌توان بیان کرد. به نظر شما طرح نظارت بر نمایندگان جزو قوانین ثابت مجلس باقی خواهد ماند؟این طرح درنهایت در دست خود نمایندگان است و نمایندگان باید برای اجرای آن همکاری کنند و از آنها رأی گرفته شود. با درنظر گرفتن این مسئله طرح تقریباً جمع و جوری نوشته‌ایم اما طبیعی است که نمایندگان در هر دوره‌ای هر زمان می‌بینند این مسائل ممکن است اذیتشان کند می‌توانند آن را تغییردهند. چنین مسائلی در نهایت موجب وهن مجلس نمی‌شود؟به هر حال مردم مسئله را دنبال می‌کنند و نسبت به آن آگاه هستند.اگربخواهیم موارد وهن مجلس را برشماریم موارد زیادی می‌بینیم. مثلاً چرت زدن، روزنامه خواندن و بی‌توجهی به صحن علنی، صحبت کردن هنگام نطق‌ها و بی‌توجهی کردن به جلسه و از همه مهم‌تر ارائه طرح‌ها و گزارش‌های بدون دقت و نظر کافی به صحن علنی همه مصداق‌های وهن مجلس هستند. چقدر هم عکس از این دست مسائل در مجلس توسط رسانه‌ها منتشر می‌شود ![با خنده] بله، چون خبرنگاران ازبالای صحن كاملاً بر نمایندگان و رفتار‌های آنها تسلط دارند. خود ما از کسی که در صحن خواب بود در حال عکاسی بودیم که روز بعد دیدیم عکاس‌ها از آن بالا از هر دوی ما عکس گرفته‌اند و زیر آن هم نوشته بودند شکارچی که خودش شکار شد!طرح عفاف وحجاب در مجلس و دولت بارها مورد بحث قرار گرفته و مدتی وارد رسانه‌ها می‌شود و جنجال‌هایی درست می‌شود. بعد ازمدتی هم حال و هوای آن از میان می‌رود. دلیل این مسئله چیست؟رئیس‌ اداره ‌ترویج حجاب و عفاف وزارت کشورگفته می‌خواهیم طرح تبلیغ چهره به چهره را بیاوریم. به این شکل که باز هم تنها اسم طرح عوض شده به نظر شما چرا طرح‌های عفاف و حجاب در کشورما به سرانجامی که باید نمی‌رسد‌؟یک گرفتاری به نام شخصی‌نگری درکشور داریم. یعنی قانون مصوب بسیار راحت به اجرا گذاشته نمی‌شود و نسبت به آن بی‌توجهی صورت می‌گیرد. این بحث که در ماه‌های اخیر هم به صورت جدی در کشور دیده می‌شود که قانونی مصوب می‌شود اما ابلاغ نمی‌گردد. خوشبختانه قانون مدنی راهکارهای مناسبی برای این امر دیده که اگر قانونی توسط هر رئیس‌‌جمهور ابلاغ نشود، رئیس‌ مجلس شخصاً می‌تواند آن را ابلاغ نماید. این قبیل قوانین چقدر ضمانت اجرایی دارند؟ضمانت اجرایی دارد. اما گاهی به نحوی ضمانت اجرای آن نیز دردست خود دولت باقی می‌ماند. این شخصی‌نگری‌ها و تفسیر به رأی قوانین در کشور ما در ادوار مختلف وجود داشته است. همین بحث ابلاغ قانون از گذشته و از زمان بنی صدر وجود داشته و تا به حال شدت و ضعف‌های زیادی را تجربه کرده است و به همین دلیل نیز قانون را بارها اصلاح کرده‌اند. برخی از قوانین مصوب مجلس نیز كاملاً تحت تأثیر فضای حوزه انتخابیه است که از انواع آن می‌توان به همین قانون تمدید بازنشستگی پیش از موعد‌ اشاره کرد. که گفته هم شد به هیچ وجه این بازنشستگی پیش از موعد درست نیست و برای نظام اداری کشور هزینه زیادی دارد. دقیقاً درست است. از این دست مسائل بسیار وجود دارد. یکی دیگر از این دست مسائل بالابردن دائمی سطح تحصیلات نمایندگان است که بازهم مسئله‌ای بر مبنای شخصی نگری است. البته شورای نگهبان هم فوق‌لیسانس را تأیید کرد. این مسائل هم در نظام قانونگذاری و هم در بعد اجرا و قوه مجریه كاملاً قابل مشاهده است. به نظر برخی از کارشناسان چنین نحوه برخوردی با قوانین، موجب ایجاد فساد اداری جدیدی می‌شود. همین‌طور است. اما ساز و کاری که در مجلس بر این مبنا ایجاد شد می‌تواند برخی از مشکلات احتمالی را مرتفع کند. در مجلس دو معاونت تشکیل شده است. معاونت نظارت، بر کارهای دولت نظارت می‌کند تا قوانین به این شکل بلاتکلیف باقی نمانند. معاونت بعدی نیز معاونت قوانین است که بیشتر هم در مرحله تصویب قوانین فعالیت می‌کند. اعتقاد من براین است که ما باید به جایی برسیم که یا قانونی در کشور نباشد و حذفش کنیم یا اگر قانونی هست باید لزوماً اجرایی شود. بنابراین قوانین و مصوبات مربوط به طرح‌های عفاف و حجاب نیز به همین سرنوشت دچار شده‌اند؟بله، قانون حجاب و عفاف، ماهواره‌ها یا ممنوعیت دخانیات در مجامع عمومی و مسائلی از این دست دقیقاً به سرنوشتی که گفتم، دچار شده‌اند. به نظر من یا باید قانونی وضع نشود یا اگر وضع شد اجرایی شود. اگر هم قرار بر اجرای آن نیست یا مصلحت اجرا وجود ندارد با یک ماده واحده این قانون را لغو کنیم تا مردم نسبت به قوانین مصوب بی‌تفاوت نشوند. در مجلس چه بازخوردی برای اینگونه مسائل وجود دارد‌؟مشخصاً بازخورد مناسبی ندارد. بسیاری مواقع پرسیده می‌شود که چرا فلان قانون مصوب مجلس اجرایی نمی‌شود و این اصولاً برای شأن مجلس خوب نیست. مثلاً یک نماینده در حین بررسی بودجه و هنگام سخنرانی با ناراحتی «انا لله و انا الیه راجعون» را به کار برد که اوج عصبانیت وی از یک مسئله به زعم آن نماینده غیرکارشناسی را نشان می‌داد. من یادم است در مجلس پنجم در مورد موضوعی مرحوم آقای فاکر ناراحت شد و با حالتی همراه با لرز می‌گفت چرا مسئله‌ای را به صورت خلاف شرع تصویب می‌کنید. نماینده‌ای كه اعتقادات وی را قبول نداشت همان زمان گفت که از این حرکت آقای فاکر خوشش آمده که با تمام وجود در صحن مجلس به دنبال ابراز نظرش بوده و تا این حد برای وظایف نمایندگی‌اش انگیزه داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار