
تحولات دو سه هفته گذشته دولت، نامه مستقیم مقام معظم رهبری به وزیر محترم اطلاعات، دورکاری چندروزه رئیس جمهور و حواشی حقیقی و شایعات پیرامونی آن نگرانی را بر چهره برخی از معتقدین اصیل و عناصر هسته مرکزی یاران انقلاب نمایان کرد. سؤالاتی درباره چرایی رفتارهای مذکور و عدم پاسخیابی برای سؤالات پیرامون آن و نداشتن توانایی ایجاد اجتماع بین رفتارها و گفتارها در ذهن، بسیاری از نیروهای انقلاب اسلامی را در فضایی دایرهشکل قرار داد که حالت دورانی در پیدایش مسیر پیدا کردهاند. در جوانان مسلمان و دانشجو این مسئله از ضریب بالاتر و چراهای بیشتری برخوردار است. آنان احساس میکنند با مسائل بزرگی روبهرو هستند که باید برای مصلحتی بزرگ، کوچک شمرده شود. کارآمدی در عین حواشی انحرافی، دشمن شاد شدن در بین مغرضان و منافقان، از جمله این آشفتگی ذهنی است که آنان را به آستانه «بحران تحلیل» رسانده است. سرگیجه ارزشگرایان در پشت خطوط قرمز انقلاب اسلامی برای آنان معادلهای غیرقابل تحمل گردیده است و برای چراهای خود پاسخ نمییابند. هر آنچه برای چرایی رفتارها و عدم انطباق آن با گفتارها، استدلال میآورند باز هم نمیتوانند چرایی نامه مستقیم رهبری به وزیر را بفهمند و این مباحث همچنان در ذهن به صورت سیال شناور است.
برای پاسخ به این سؤال که چه باید کرد، فقط یادآوری یک نکته لازم است وگرنه راه جدیدی برای پیمودن وجود ندارد. قبله انقلاب اسلامی و قطبنمای آن مشخص و تعریف شده است. بنابراین شاخص معلوم، اصول مشخص و مسیر روشن است، نگرانی برای چیست؟ تجربه انقلاب اسلامی نیز بسان طلایی ذیقیمت در دسترس نیروهای انقلاب اسلامی است.
بنابراین وقتی حافظ هویت حقیقی انقلاب اسلامی پاسدار محتوای آن است، هیچ سؤالی که حاوی این مفهوم باشد که «چه خواهد شد» معنی و مفهوم ندارد. شاخص و شاقول به بلندی قامت ایران و جهان اسلام و تشیع میدرخشد، ریشهها و تیشهها در مقابل ماست بنابراین باید قطبنما و قبلهنمای انقلاب اسلامی را محور حرکت خود بدانیم و بپذیریم که آنچه میبینیم جزو خصایص آدمی است. مگر مشابه آن را در زندگی خصوصی و عمومی خود مشاهده نکردهایم؟ توقف فکر و ذهن نیروهای انقلاب اسلامی در مسائل اخیر جرمی نابخشودنی است چراکه انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هزاران مسئله دارد که نیروهای انقلاب باید به آنها بیندیشند اما آنچه نابخشودنی است این است که چرا باید هم مستمسکی به دست رسانههای صهیونیستی و استکبار بدهیم و هم آنان را به خاطر دمیدن در اشتباه خودمان مورد حمله قرار دهیم. دشمن دشمنی خود را میکند. وقتی ما محور سوژهسازی دشمن میشویم، قبل از اینکه دشمن را شماتت کنیم، باید خود را سرزنش نماییم. بنابراین نیروهای انقلاب با آرامش فکر و روح خود، باید به جهاد اقتصادی و بیداری اسلامی به عنوان دو محور حرکت اساسی کشور در سال جدید بشتابند و در قید و بندهای تصنعی گرفتار نیایند. با تنظیم خود با قبلهنما هیچ نگرانی و آشفتگی به ذهن و دل نخواهد رسید. «من تاب معک» اگر مانند گذشته بجوشد و بخروشد«فاستقم کماامرت» بر صراط مستقیم الهی ایستاده است و به نصرت الهی یقین دارد. با محور اصلی انقلاب راه برویم، نه جلوتر و نه عقبتر اینگونه هم به تکلیف عمل کردهایم هم بسان بنیان مرصوص خواهیم ایستاد.