
امین خرمی | وقتی بهمن دری اخوی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد و رئیس بیستوچهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، در مراسم افتتاحیه این رویداد بزرگ فرهنگی جملههای خود را با دعای «یا مقلب القلوب والابصار، یا محول الحول و الاحوال. . . » آغاز کرد و در پایان این دعای آشنا، آغاز سال نوی کتاب را اعلام کرد! همه حضار در این مراسم به رسم بزرگی شأن و مقام کتاب در فرهنگ ایرانی با خود عهد کردند تا در سر زدن به نمایشگاهی که میزبان کتاب، این بزرگ آشنای قافله فرهنگ است از همه پیشی بگیرند و به رسم ادب، ارادتشان را به ساحت عظیمالشأن این یار مهربان و دوستداران فرهنگ مطالعه تقدیم کنند. بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب با اما و اگرهای همیشگیاش در طی پنج سال اخیر که از مکان قبلی خود (محل دائمی نمایشگاه بینالمللی تهران در خیابان سئول) به مصلی به عنوان مکان موقت جدید (شما بخوانید ثابت جدید) نقل مکان کرد هر سال شاهد آسیبهای متنوع، ثابت و ادامه داری بوده که مسئولان برگزاری و متولیان فرهنگ در توجیه وقوع این آسیبها، همواره عنوان داشتهاند که به دلیل عدم هماهنگی و تناسب فضای مصلی برای میزبانی از رویداد فرهنگی مانند نمایشگاه کتاب وقوع چنین مشکلات و اتفاقاتی طبیعی است. اما وقتی شروع این مانور فرهنگی عظیم امسال با خلاقیت معاون فرهنگی ارشاد همراه بود و وزیر محترم ارشاد نیز در مراسم افتتاحیه خبر از برگزاری متفاوت و برجسته نمایشگاه را داد بر آن شدیم تا صحت این ادعاها را از نزدیک به نظاره بنشینیم. پس با هزار امید و آرزو به نمایشگاه رفتیم برای ندیدن آسیبهای همواره جاری و قرار شد یک دل سیر از حضور در یک محل تماماً فرهنگی لذت ببریم! بر آن شدیم به نمایشگاه برویم و برای یک بار هم که شده طی 5 سال اخیر بتوانیم با آرامش، کتابهای مدنظرمان را تهیه کنیم و در پناه وعدههای مسئولان دیگر شاهد نارضایتی ناشران، اعتراض دانشجویان و افراد حاضر در نمایشگاه، مبنی بر بیبرنامه بودن، نبود اطلاع رسانی صحیح، فقر امکانات رفاهی مناسب و در شأن این رویداد بزرگ فرهنگی و. . . نباشیم. فروش بامبو، بستنی و کمی هم کتاباینکه نمایشگاه کتاب در همین آغازین روزهای خود به مناسبت قرا گرفتن چند روز تعطیل در کنار هم تا این حد با استقبال گسترده جمعیت روبهرو بوده چندان نکته عجیبی نیست، چرا که طبق آمارهای سال گذشته این نمایشگاه طی 10 روز برگزاری خود میزبان بیش از 5 میلیون نفر از مشتاقان و علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی بوده و گمان میرود امسال نیز مانند سنوات پیشین باز هم رکورد مخاطبان خود را بشکند! اما اینکه چرا برخی از همشهریان فهیم و فرهنگی ما در راه رسیدن به نمایشگاه کتاب به عنوان مهمترین نمایشگاه فرهنگی کشور به هنگام سوار و پیاده شدن از مترو، وارد شدن به پله برقیها و هجوم به معدود «ون»های رایگان نقل و انتقال مسافر از ایستگاه مترو به نمایشگاه، کوچکترین رفتار فرهنگی از خود بروز نمیدهند واقعاً نکته عجیبی است! به هر حال با وجود صف طویل منتظران خودروهای ون و درگیریهای گاه و بیگاه افراد در این آوردگاه انتظار، تصمیم میگیریم مسیر متروی شهید بهشتی تا محل اصلی نمایشگاه را پیاده برویم! بهبه، چه نمایشگاه کتابی! در همین مدخل ورودی غرفه فروش گلهای «بامبو» با 50 درصد تخفیف خودنمایی میکند! غرفه بعدی هم بسیار عالی است، فروش بستنیهای چوبی و قیفی و یخی! لحظهای این تصور محال از ذهن میگذرد که نکند آدرس را به اشتباه آمده باشیم اما با یک چشم بر هم زدن آن خیال واهی را از خاطر به در میکنیم و با خود زمزمه میکنیم که نمایشگاه کمی جلوتر است! خلاصه بعد از گذشتن از خیل غرفههای مختلف و دستفروشان به نزدیکی در ورودی شبستان اصلی مصلی که میزبان غرفههای ناشران داخلی است میرسیم! با توجه به اینکه در طول رسیدن به این مکان سراسر فرهنگی، شاهد اتفاقات و رفتارهای گوناگون غیرفرهنگی بودیم. دیگر از وجود انبوه زبالهها و کاغذهای تبلیغاتی پخش شده بر کف فضای خارجی مصلی و شبستان آن چندان متعجب نمیشویم و خود را با این جمله آرام میکنیم که حتماً آن دسته از افرادی که بهداشت و نظافت این نمایشگاه را رعایت نمیکنند، بیشک انسانهای با فرهنگی هستند که تمام فرهنگشان را در داخل شبستان اصلی و در کنار غرفهها، در راه خرید انواع و اقسام کتابهای مورد علاقه خود مصرف کردهاند و این شعار زیبای فرهنگی – شهر ما خانه ما – را به محض ورود مجدد به حیاط مصلی از یاد بردهاند! به هر حال دوستان کارگر و زحمتکشان بخش خدمات بی وقفه در راه پاکسازی، نظافت و مرتب کردن محیط این نمایشگاه فرهنگی از هیچ کوششی فروگذار نیستند اما تعداد محدود آنها در برابر حضور حداقل 500 هزار نفری مخاطبان در طول یک روز در این نمایشگاه نمیتواند چندان کارگشا باشد! اما هر چه تلاش میکنیم که این صحنه زشت را نبینیم یا فراموش کنیم نمیتوانیم به این جمله گهربار نیندیشیم که «پاکیزگی نشانه ایمان است». نکتهای که برگزارکنندگان یک بار باید امتحان کنند، برگزاری نمایشگاه بدون ساندویچ و بستنی و حاشیههای اینچنینی است تا هر کس وقت مشخصی را برای بازدید و خرید کتاب اختصاص دهد و نمایشگاه تبدیل به یک تفرجگاه نشود. اینجا که بیابان نیست، تهران است و هر کس گرسنه شد، میتواند به خانه بازگردد!
آسیبهایی که آشنا هستند!هدف از حضور در ایستگاه بیست و چهارم بهار کتاب، مقایسه این دوره از نمایشگاه با دورههای پیشین خود بود و رسیدن به این نکته که آیا آسیبهای گذشته در دوره جدید برطرف شدهاند یا هنوز هم ادامه دارند. در ابتدا به یک شمای کلی از آسیبهای دوره پیش نیاز بود که برای این کار لزومی به تلاش مضاعف نبود، چرا که طی 4 سال گذشته که نمایشگاه کتاب در مصلای تهران برپا میشود مشکلاتی از قبیل: 1) نارضایتی ناشران از فضای محدود در اختیار قرار گرفته آنها جهت معرفی و عرضه آثارشان 2) عدم اطلاع رسانی صحیح در مورد غرفهها و نشستهای متعدد برگزار شده در نمایشگاه
3) نبود فضای مناسب و معین شده جهت استراحت بازدیدکنندگان در فضای بیرونی شبستان مصلی و نظارت محدود بر غرفههای فروش اغذیه 4) نحوه چینش و آرایش غرفهها بر اساس حروف الفبا که همیشه نارضایتی ناشرانی که با حروف «م، ن، و، ه، ی»، نام انتشاراتی شان آغاز میشد را به همراه داشت 5) محدود بودن یارانههای پرداختی به دانشجویان برای خرید کتابهای داخلی و خارجی مورد نیاز تحصیلشان 6) نبود تبلیغات محیطی مناسب برای انتشاراتیهای غیر درسی و انحصاری شدن فضای تبلیغاتی و رادیویی نمایشگاه توسط ناشران دانشگاهی و ضایع شدن حق سایر ناشران 7) جمع آوری کتابهای عرضه شده در نمایشگاه 8) مسئله فقدان محل دائمی و ثابت برای نمایشگاه بزرگ کتاب تهران که در خاورمیانه و حتی در جهان جزو کم نظیرها به شمار میآید و. . . را از اصلی ترین آسیبهای همیشگی چند دوره اخیر نمایشگاه کتاب نام برد که مقرر شده بود طبق وعده مسئولان دیگر شاهد تکرار آنها نباشیم!
معاون فرهنگی در جایگاه منتقدامسال مسئولان به وعده خود مبنی بر تعجیل در زمان تحویل دادن غرفهها به صاحبان نشر جهت چیدن و آماده کردن غرفههای آنان پیش از افتتاحیه رسمی نمایشگاه عمل کرده بودند و جایی برای گله و گله گذاری هر ساله ناشران مبنی بر چرایی آماده نبودن غرفههایشان به سبب دیر تحویل داده شدن آنها از سوی مسئولان به انتشاراتیها، باقی نگذاشتند اما مشکل متراژ غرفهها کماکان باقی بود. این مشکل امسال رنگ و بوی متفاوتتری به خود گرفته بود چرا که از یک سو نمایشگاه بیستوچهارم با افزایش 20درصدی ناشران مواجه شده بود و از سوی دیگر در خلال این افزایش باید با کاهش 5هزارمترمربعی از فضای دراختیار داشته هر ساله آن دست و پنجه نرم میکرد. امسال به سبب ساختوساز در رواقهای اصلی شبستان، امکان بهرهبرداری از آنها برای چیدمان برخی از غرفههای نمایشگاه عملاً غیرممکن بود و همین امر باعث شد که اکثر ناشران از این گلهمند باشند که متراژ غرفههای تحویل داده شده به آنها در قیاس با متراژی که آنها از ارشاد تقاضا کرده بودند کمتر است. اینکه این مشکل هر ساله وجود داشته و متأسفانه در این دوره هم تکرار شد از یک سو مدلول این امر است که تأکید مسئولان بر شیوه اداره نمایشگاه با استناد بر اصل آزمون و خطا استوار بوده است، چرا که هنوز هم بعد از بیست و چندسال از برپایی این رویداد، ساز و کاری مناسب برای تعیین متراژ غرفهها وجو ندارد! به طوری که یک سال معیار غرفه دادن را میزان صفحههای کتابهای منتشر شده میدانند، سال دیگر به تعداد کتابهای چاپ اول و کارنامه نشر آن انتشاراتی نگاه میکنند و سال بعد به نکتهای دیگر و اینچنین است که این مشکل ادامه داشته و متأسفانه هنوز هم دارد! از سوی دیگر طبق گفتههای بهمن دری، معاون فرهنگی و رئیس نمایشگاه کتاب تهران و انتقاد او نسبت به عدم اختصاص یافتن مکانی دائم و ثابت برای برپایی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران میتوان نتیجه گرفت وقتی خود مسئولان فضای مصلی را مکانی مناسب برای این رویداد نمیدانند چطور میتوانند از ناشران و مردم انتظار رضایت از برپایی نمایشگاه کتاب تهران در این محیط را داشته باشند؟
لذت از کار کارشناسیالبته ناگفته نماند که مسئله چینش غرفهها بر اساس حروف الفبا و اعتراض ناشرانی که حرف اول نشرشان با حروف انتهایی الفبای فارسی آغاز میشد نیز دو سال است که به شکل کاملاً کارشناسی حل شده است! و اما این هنر کارشناسی اینگونه است که برای برطرف کردن اعتراض ناشران مذکور، نحوه چینش غرفهها به جای شروع حرف «الف» با حرف «ی» آغاز شده است و ناشران مذکور دیگر از بابت خستگی مخاطب و خالی شدن جیبشان تا رسیدن به غرفه آنها در انتهای سالن ناراضی نیستند، اما در این میان جای معترضان عوض شده و حال ناشرانی که سالها به دلیل اینکه نام نشرشان با حروف اول الفبا آغاز میشده و همواره در غرفههای ابتدایی جای داشتند و اکنون با تغییر چینش به انتهای سالن هدایت شدهاند، لب به اعتراض گشودهاند که سالها ناشران گروه پیشین به آن عادت کرده بودند! واقعاً باید اذعان کنیم که از این کار کارشناسی ما که لذت بردیم، شما را نمیدانیم!
آب پاکی ارشاد روی دست دانشجویانمسئله مناقشه برانگیز هرساله در ایام نمایشگاه نارضایتی دانشجویان از پرداخت یارانههای محدود به آنها جهت تأمین کتابهای مورد نیاز داخلی و خارجی رشته تحصیلی شان بود. امسال ارشاد با هماهنگی بانک صادرات و اختصاص 2 میلیارد تومان به یکصدهزار دانشجو ثبت نام را از ابتدای اردیبهشت ماه آغاز کرد تا شاهد اعتراض دانشجویان مبنی بر همزمانی ثبتنام در ایام نمایشگاه و معطلی صدور کارت و تمام شدن کتابهای خارجی نباشند اما روز اول نمایشگاه با انفجار خبر بسته شدن سایت ثبت نام و عدم پذیرش نام جدید دانشجویان همراه بود!در حالی که طی 10 روز ابتدایی اردیبهشت هیچ خبری از پرشدن ظرفیت سایت ثبت نام دانشجویان برای دریافت یارانه 20 هزار تومانی خرید کتب لاتین روی خروجی خبرگزاریها نرفته بود، اعلام پرشدن ظرفیت یکصدهزار نفری پذیرش دانشجو در این بخش حساسیتزا شد. این خبر با چاشنی شایعه، زمانی رنگ حقیقت به خود گرفت که هم مسئول بانک صادرات هم وزیر ارشاد و هم رئیس نمایشگاه کتاب با اعلام اتمام بودجه اختصاص یافته به این امر و عدم ثبت نام مجدد، عملاً هزاران هزار دانشجوی پشت خط مانده این سایت را در حسرت استفاده از چنین امکانی قرار دادند. در این زمینه فرهاد طاهرلو، مسئول اداره خدمات نوین بانک صادرات در گفتوگو با «جوان»، عدم ثبت نام از دانشجویان متقاضی را تکمیل شدن سقف پذیرش دانشجو توسط سایت مرکزی اعلام کرد و افزود: «به ما اجازه ثبتنام یکصدهزار دانشجو را داده بودند و ما 110 هزار دانشجو را ثبتنام کردیم و دیگر سایت به دلیل پر شدن سقف اعتبار 2 میلیارد تومانی جایی برای پذیرش متقاضی جدید ندارد. اگر به ما دستوری از سوی وزارت ارشاد مبنی بر بالا رفتن سقف اعتبارات داده شود بدون معطلی سایت را بار دیگر به روی دانشجویان باز میکنیم»، البته ناگفته نماند که وزیر ارشاد با اعلام پرشدن سقف اعتبارات ارشاد برای کمک به دانشجویان عملاً آب پاکی را روی دست چشم انتظاران ریخت.
نمایشگاه با مشکلاتش جذاب استمسئله بعدی در لیست آسیبها به نحوه اطلاعات دهی و خدمات رسانی به مخاطبان نمایشگاه بینالمللی باز میگردد و برای جلوگیری از تکرار مکررات و حدیث ادامهدار دامنه آسیبهای همواره موجود به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم و نتیجهگیری را به شما وا میگذاریم. 1) کافی است بدانید برای متوسط روزانه بازدیدکنندگان که چیزی حدود 500 الی 600 هزار نفر است، تنها 30 دستگاه «ون» برای نقل و انتقال آنها از ایستگاههای مترو به محل شبستان وجود دارد 2) غرفههایی که هر ساله در بخشهای مختلف نمایشگاه کتاب مصلی با عنوان «از من بپرس» برای هدایت مخاطبان به آدرس دقیق ناشران وجود داشت، امسال برای رفاه حال بیشتر مخاطبان به کل حذف شده و همچنین نمایشگاه بر خلاف سال پیش، از نقشه راهنما هم بیبهره بود! اما به جای این امکانات حذف شده مقرر شده بود که 15 خط تلفن و 200 راهنما وظیفه کمک به مخاطبان میلیونی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را برعهده داشته باشند تا مشکلات کمتر شود! 3) از تعداد 40سامانه پرداخت خودپرداز پول در سراسر مصلی، تنها 20 دستگاه فعال هستند و مابقی یا خاموشند یا پول ندارند و یا خارج از سرویس میباشند
4) قطع بودن، خراب بودن یا عدم برقراری ارتباط با بانکهای عامل سامانههای خرید الکترونیکی نصب شده در غرفهها مشکل دیگر روزهای نخست بود 5) قطع شدن برق در روز اول نمایشگاه و قطع مکرر اینترنت از دیگر مسائلی بود که طبق وعده مسئولان برای هر چه بهتر برگزار شدن این نمایشگاه مدنظر قرار گرفته بود! با این اوصاف آیا نیاز به توضیحی در زمینه عدم نظارت به محل فروش اغذیه به مخاطبان و فروشندگان سیگار بر لب آنها هنگام پختن غذا یا درست کردن ساندویچ هست یا. . . ؟تنها با کنار هم چیدن این مسائل و نگاهی به پیش شرط ابتدایی این گزارش و اعتماد به وعدههای مسئولان برای لذت بردن از نمایشگاه درست است که بخشی از آرزوهایمان نقش بر آب شد اما به قول سیدعلی کاشفی خوانساری، مدیر نشر حوا، «نمایشگاه کتاب بدون این مشکلات آن لذت و جذابیت خود را ندارد. حساب کنید یک سال نمایشگاه بدون این نقایص برگزار شود، باور کنید مردم صدای شان در میآید. لذت نمایشگاه فرهنگی به همین جذابیتها و نکات مثبت و منفی آمیخته به هم در درون آن است!» شاید هم اینگونه باشد!
شاید وقتی دیگرسال 1389، وزیر محترم مسکن در شهرک پرند، کلنگ احداث نمایشگاه دائمی بینالمللی کتاب را بر زمین زد تا بالاخره این نمایشگاه بیهمتا از بیسامانی نجات یابد و شهرداری هم طبق معمول برای عقب نماندن از قافله فرهنگ و کارهای دولتی ساخت شهرک آفتاب را تا سال 1392 به عنوان محل دائمی نمایشگاههای فرهنگی تهران و از جمله نمایشگاه کتاب در دستور کار قرار داد. اما اعتراض به دور بودن پرند و غیر تخصصی بودن نمایشگاه شهر آفتاب، انگیزهها را برای میزبانی از ضیافت کتاب سرد کرد! تپههای عباس آباد و مجتمع امام خمینی(ره) به عنوان گزینههای جدید ساخت نمایشگاه مطرح شدند، تا اینکه در مراسم افتتاحیه نمایشگاه از زبان رئیسجمهور یا با نقل قولی از ایشان شنیده شد که محل جدید نمایشگاه کتاب پارک چیتگر خواهد بود! اما به فاصله کمتر از 24 ساعت، سیدهادی ایازی، معاون فرهنگی هنری شهرداری تهران با اعلام مخالفت با این طرح به دلیل نبود فضا جهت ساخت و ساز نمایشگاه و لزوم بریدن درختان جهت این امر، نسخه باز نشده ساخت این نمایشگاه را هم پیچید و رفت! به هر حال به نظر میرسد که ماجرای پیدا کردن مکانی مناسب برای برپایی نمایشگاه کتاب خود سریالی است بلند مدت که هنوز تا رسیدن به فرجام، روزهای تلخ و شیرین بسیار دارد!همانطور که در این گشت و گذار با تمام امیدها و آرزوها همراه بودید متوجه شدید که مشکلات کماکان سر جای خود هستند و کور سوی امیدهای به وجود آمده نیز تنها ما را بر این وا میدارد تا برای برطرف شدن این آسیبها تا سال بعد یا شاید سالیان بعدتر تنها امیدوار و منتظر باشیم، همین و بس!