
مرد مدعی انرژیدرمانی که پروندهاش از سال 83 در جریان است، روز گذشته بدون حضور در جلسه دادگاه محاکمه شد.وکیل او به دادگاه گفت موفق به تماس با موکلش برای ابلاغ رای دادگاه به او نشده است.
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه رسیدگی به پرونده متهم- علی 54 ساله- که اتهامات بسیاری را در پرونده دارد در شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی میرعباسی برگزار شد.
در ابتدای جلسه نماینده دادستان کیفرخواست 77 صفحهای صادر شده را برای دادگاه قرائت کرد. قاضی فراهانی گفت: متهم که ادعا می کرد دارای مدرک پزشکی است, برابر آنچه به دادگاه ارایه داده دارای مدرک دیپلم با نمره 5/10 است که در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است.
نماینده دادستان گفت:وی متهم است با توسل به ادعاهای دروغین و ارائه مدرک جعلی از بیماران کلاهبرداری کرده است. همچنین برابر اوراق پرونده به کسب اموال نامشروع، حضور در مراسمهای مختلط، ارتباط نامشروع و نشر اکاذیب متهم است.
نماینده دادستان در ادامه قرائت کیفرخواست شکایت معاون حقوقی وزارت بهداشت درباره تشویش اذهان عمومی متهم را قرائت و نامه دکتر پزشکیان وزیر بهداشت وقت به آیت الله شاهرودی برای برخورد قضایی با متهم را خواند. براساس نظریه پزشکی که پنجم شهریورسال 76 ارائه شده است روش مدعی نمیتواند از نظر پزشکی مؤثر باشد و ادعایش خلاف است.
نماینده دادستان سپس نظر رئیس پزشکی قانونی وقت دکتر شهاب الدین صدر را برای دادگاه خواند که براساس آن پس از بررسی دقیق پرونده مشخص شد متهم بدون اطلاع از پزشکی سوءاستفاده میکند و سازمان نظام پزشکی از دستگاه قضایی درخواست کرده بود با متهم برخورد قانونی شود.
نماینده دادستان درباره ادعای متهم که بیان میدارد دارای مدرک پزشکی از دانشگاه کمبریج است، گفت:پس از استعلام پلیس بینالملل و دستگاههای مرتبط مشخص شد مدرک مورد ادعا جعلی بوده و هیچ اعتباری ندارد. نماینده دادستان در ادامه گفت: متهم ادعا کرده است نزد حضرت امام رفته و به ایشان انرژی داده است که پس از استعلام از مؤسسه تنظیم و نشد آثار امام به شدت تکذیب شد.
نماینده دادستان افزود: متهم تصویری را نیز به بیماران ارایه کرده که پس از بررسی مشخص شد ان شخص شبیه حضرت امام بوده که مدتی پیش در شهر مقس قم فوت نموه است.
نماینده دادستان سپس از شکات پرونده به دلیل طولانی شدن تحقیقات پرونده عذرخواهی کرد. وی از دادگاه درخواست کرد گذرنامههای متهم توقیف و 20 سال از کشور ممنوعالخروج شود.
نماینده دادستان در پایان متهم را گناهکار دانست و برایش درخواست اشد مجازات کرد.
شکات در جایگاه
در ادامه جلسه قاضی میرعباسی، نماینده حقوقی وزارت بهداشت را به عنوان یکی از شاکیان به جایگاه دعوت کرد.
وی به دادگاه گفت: کارشناسان وزارت بهداشت همواره آمادگی دارند برای شفاف شدن تحقیقات دادگاه را یاری کنند. وی گفت: متهم به زعم آنکه ادعا کرده است در رشته پزشکی و درخارج از کشور تحصیلکرده، برای فعالیت خود در ایران هیچ مدرکی ارائه نکرده است و هیئت کارشناسی این وزارتخانه ادعای ایشان را به رسمیت نمیشناسد.
از تربت حیدریه
مهران یکی از شاکیانی بود که خودش را از شهرستان تربت حیدریه به جلسه دادگاه رسانده بود. او با چشمان اشکبار به دادگاه گفت: من صاحب فرزندی هستم که به طور کامل معلول است تا اینکه از طریق رسانهها دریافتم پزشکی در تهران قادر است بیماران لاعلاج را مداوا کند، بنابراین پس از آنکه شماره منزلش را به دست آوردم راهی تهران شدم. متهم بیش از 10 میلیون از من پول گرفت تا با انرژی دختر معلولم را مداوا کند، اما در راه بازگشت به شهرستان تصادف کردم و دخترم از ماشین به بیرون پرتاب شد و مصیبت من بیشتر شد.
من همه زندگیام را خرج کرده و حیثیت اجتماعیام را نیز از دست داده و تاکنون خسارات زیادی دیدهام.
هر دقیقه 100 هزار تومان
شاکی بعدی که مقابل قاضی ایستاد برای معالجهاش از خوزستان به تهران آمده بود. پروانه دختر 20 سالهای است که بیماری لاعلاجی دارد. او به دادگاه گفت سال 82 از طریق رسانهها با متهم آشنا شدم و پس از تماس با دفتر کارش عازم هتل المپیک تهرام شدم. در آنجا بیش از هزار نفر برای ملاقات با متهم تجمع کرده بودند؛ انسانیهایی که همانند من از بیماریهای دشواری رنج میبردند و برای نجات از دشواریای که گریبان زندگیشان را گرفته بود دنبال راه نجاتی بودند تا اینکه متهم در سالن هتل به میان جمعیت آمد. او ابتدا لحظاتی آواز خواند و از بیماران درخواست کرد چشمهایشان را ببندند تا به آنها انرژی دهد، لحظاتی بعد به میان جمعیت آمد و در حالی که دستش را بالا گرفته بود و دو بادیگارد او را همراهی میکردند ادعا کرد به همه انرژی میدهد.
متهم از کسانی که میخواستند به صورت خصوصی معاینه شوند درخواست کرد با بادیگاردش در کوچه ملاقات کنند. من هم این کار را کردم و در کوچه بادیگارد از من تراول 100 هزار تومانی گرفت. شاکی گفت: در جلسه خصوصی متهم برای یک دقیقه دستش را بالای سرم گرفت و این روند تا 10 جلسه ادامه داشت اما هرگز بهبودی حاصل نشد. من اندک روحیهای که داشتم هم از دست دادم.
ادعای عجیب
در ادامه جلسه قاضی میرعباسی زن میانسالی را که از تبریز برای شکایت خودش را به جلسه دادگاه رسانده بود به جایگاه دعوت کرد. فرخنده به دادگاه گفت: من به شدت دچار تیک عصبی در ناحیه سر و گردن هستم و به دلیل شرایط روحی ناشی از آن قادر نیستم در مجالس و میهمانیهای عمومی شرکت کنم تا اینکه ششم دی ماه سال 84 با دیدن یک سیدی از تواناییهای متهم پس از تماس با دفتر متهم از تبریز راهی تهران شدم. وقتی وارد دفتر کارش شدم در سالنی بزرگ با بیش از 300 بیمار مواجه شدم که برخی از آنها را روی برانکارد با ویلچر به آنجا آورده بودند. او در سالن و در میان بیماران حاضر شد و با نوحهسرایی و آوازخوانی به گفته خودش به ما انرژی داد. شاکی در ادامه گفت: حقوق بازنشستگی شوهرم 150 هزار تومان بود که من آن را در جلسه خصوصی به متهم دادم و او برای یک لحظه دستش را بالای سرم نگه داشت، او به من گفت اگر درمان شدی اثر انرژی من است وگرنه روحت گناهکار است. متهم به من گفت به تبریز برو و شبها یه کاسه آب جلویت بگذار تا من از تهران برایت انرژی بفرستم. چند ماه که از ماجرا گذشت فهمیدم تنها هزینهای بر دوش خانوادهام گذاشتهام و روحیهام بیش از پیش از دست رفته است. من بیماران بسیاری را سراغ دارم که از تبریز برای درمان میآمدند ولی برای شکایت اقدام نکردند. وی گفت: من کسی را ملاقات نکردم که بگوید بر اثر انرژیدرمانی شفا گرفته باشد.
برایت از امریکا انرژی میفرستم
قاضی در ادامه جلسه سیروس را به جایگاه دعوت کرد. شاکی که خودش را از شهرستان فسا به جلسه دادگاه رسانده بود، گفت: من بر اثر یک سانحه عصبهای دست راستم از کار افتاد و دیگر قادر نبودم کاری انجام دهم تا اینکه از طریق رسانهها با توانایی متهم آشنا شدم. به دفتر کارش در تهران مراجعه کردم و او گفت باید به صورت خصوصی مرا معاینه کند و هزینه آن یک میلیون تومان است که بر سر 800 هزار تومان توافق کردیم.
بعد از پرداخت پول برای چند ثانیه دستش را بالای سرم گرفت و از من خواست به خانهام بازگردم. او گفت هر شب ساعت 21 مقابل تلویزیون بنشینم و ظرف آبی مقابلم بگذارم تا به من انرژی دهد او حتی ادعا کرد از امریکا هم میتواند به خانهام انرژی بفرستد.
به ملاقات فرماندار نمیروم
بهنام مرد جوانی بود که خودش را از مشهد به جلسه دادگاه رسانده بود.
او در طرح شکایت خود به دادگاه گفت: در سال 82 پس از آنکه فهمیدم متهم توانایی بسیاری در درمان بیماریهای سخت دارد، تصمیم گرفتم او را به مشهد دعوت کنم تا برای کسانی که در خانوادهام بیمار بودند، کاری کرده باشم. وقتی با متهم تماس گرفتم گفت فرماندار مشهد او را به خانهاش دعوت کرده و نپذیرفته اما بعد از گرفتن شماره تماسم گفت پس از تحقیق به من جواب میدهد.
شاکی در ادامه گفت: چند روز بعد متهم با من تماس گرفت تا زمینه حضورش را فراهم کنم. روزی که در خانه من حاضر شد، بیماران بسیاری با خودش به آنجا آورده بود و من هم 35 بیمار را برای درمان فراخوانده بودم.
شاکی در ادامه گفت: او از من پولی نگرفت اما از بقیه بیماران برای یک لحظه انرژی دادن 100 هزار تومان پول گرفت. او یکی از بیماران را که 20 هزار تومان کم داشت مجبور کرد به خانهاش برود و پول را بیاورد و او مجبور شد این کار را انجام دهد، اما پس از چند ماه همگی به در خانهمان آمدند و من مجبور شدم از جیبم پولهایشان را بدهم. قاضی میرعباسی پس از شنیدن اظهارات شاکیان برای لحظاتی تنفس اعلام کرد و در ادامه پس از شنیدن اظهارات وکیل متهم که در غیاب او در جلسه حاضر بود ختم جلسه را اعلام کرد تا پس از بررسی محتویات پرونده رأی نهایی را صادر کند.