كمتر كسی است كه در ورزش ایران هادی ساعی را نشناسد؛ قهرمان تكواندوی ایران و آسیا و در حقیقت دنیا. شاید كمتر كسی گمان میكرد كه او به این زودیها میادین را ترك كرده و در شورای شهر مشغول به كار شود، اما هادی ساعی یا همان مرد روزهای سخت شورای شهر حضور در كنار مرم را به میادین ورزشی و ادامه افتخارات ترجیح داد. پیش از این مصاحبه برخوردی با این قهرمان تكواندو نداشتم او برخلاف تصورات با رویی باز و خوش از ما استقبال كرد هادی ساعی با حضورش در شورای شهر، اقدامات جالبی انجام میدهد كه شاید دوست نداشته باشد، علنی و نوشته شود. خانه پوشاك وی راهاندازی شده و قهرمان تكواندو از این طریق به ورزشكاران كمك میكند. گفتوگوی جوان را در خصوص زندگی ورزشی و علاقه هادی ساعی به فوتبال و مباحث دیگر بخوانید. هادی ساعی قرار بود در مسابقات جهانی اعضای تیم ملی را همراهی كند، اما مشغول رسیدگی به امور كاری خود است.بله، قرار بود همراه تیم بروم، اما این اتفاق رخ نداد و من در ایران ماندم. چرا؟ دعوت نشدید؟بحث دعوت نیست، قرار بود به خرج خودم و برای بودن كنار بچههای تیم آنها را همراهی كنم، اما نرفتم !دلیل خاصی دارد؟برای اینكه اینجا كارهای بسیاری دارم كه باید به آنها رسیدگی كنم. استیون لوپز حریف همیشگی و اصلی هادی ساعی نیز در این مسابقات حاضرنشد؟بله، من هم شنیدم. فكر كنم قصد دارد برای كسب سهمیه المپیك تلاش كند و خودش را خسته نكرده است. خیلیها معتقد بودند كه تیم خسته است؟بله، در مسابقات آسیایی گوانگژو نیز من این احساس را داشتم كه تیم خسته است، باورتان نمیشود اما فشار تمرینات بسیار زیاد است و بچهها ناچارند با خستگی بسیار راهی مسابقات شوند. در ایران آنها هم در لیگ حاضر بودند و هم اردوی بسیار سختی را برای بازیها پشت سر گذاشتند، البته من در جریان كامل تمرینات نیستم، اما میدانم كه اردوی بسیار سختی را پشت سر گذاشتند. گویا شما با حضور تیم اصلی در مسابقات جهانی خیلی موافق نبودید و اعتقاد داشتید كه تیم باید برای كسب سهمیه المپیك آماده شود؟خیلی لزومی نداشت كه اینقدر به آب و آتش بزنیم و به تیم فشار بیاوریم اما با فشار بسیار زیاد بازیكنان با آمادگی 70 درصد راهی مسابقات شدند. كره جنوبی میزبان بازیهای جهانی بود، كشوری كه حداقل ایرانیها دلخوشی از آنها ندارند.بله، كره جنوبی در هر كشوری كه مسابقات برگزار شود به نوعی میزبان است. آنها لابیهای خودشان را دارند و این مسئله بسیار آزار دهنده است، البته نسبت به قبل خیلی بهتر شده و قدرت لابی و اعمال ناداوری را از آنها گرفته است تا بازیكنان با خیالی آسوده وارد زمین مسابقه شوند. آنها پیش از این همه چیز را دست خودشان میگرفتند و نحوه امتیازدهی و داوری برای خودشان بود. آنها چند درصد تأثیرگذارند؟ در حال حاضر 5 تا 10 درصد اما در زمان ما بالای 70 درصد. اما این مشكلات برای بازیكنان تیم ملی حتی طی چند سال گذشته نیز اتفاق افتاد.بله، مثلاً در دیدار رضا نادریان اتفاق بدی افتاد، من جزو نفراتی بودم كه فیلم را بازبینی میكردم اما با آن دوربینی كه صحنهها بازبینی میشد چیزی مشخص نبود و یك دوربین وجود داشت اما حالا همه چیز متفاوت شده و دقیقاً صحنهها بازبینی میشود. البته یك مسئله دیگر هم اهمیت دارد. چه چیزی؟اینكه كسی كه فیلم را بازبینی میكند، آدم فنی تكواندو باشد اگر اینطور باشد، كوچكترین لحظه در فیلم دیده میشود و مورد بررسی قرار میگیرد تا امتیاز دریافت شود. شرایط برای بازبینی فیلم هم سخت است و ممكن است كه یك لحظه تصمیم نادرستی گرفته شود و به یك دوربین هم نمیتوان استناد كرد. زیرا در مسابقات فقط یك دوربین مورد تأیید است و اگر به دوربین اطراف و تماشاچیان توجه شود كه صحنهای مورد بازبینی قرار بگیرد مورد پذیرش داوران نیست. لوپز حریف اصلی هادی ساعی هنوز در میادین حضور دارد و برای كسب سهمیه تلاش میكند، اما ساعی در دفترش نشسته و خیلی زود میادین را ترك كرد، چرا؟من هم اگر میخواستم میتوانستم حداقل تا چهار سال دیگر ادامه دهم اما ترجیح دادم تمامش كنم. صلاح دیدم كه آن زمان بهترین زمان ممكن است و باید رفت!اما بعداز هادی ساعی كسی نتوانست جایش را پر كند.به هر حال بچههای دیگر هستند،اگر این شرایط در مورد لوپز هم در كشورش حاكم شود، مطمئناً او هم باید كنار برود تا بقیه بیایند و جای او را بگیرند، اما چنین شرایطی برای او ایجاد نشده است. هادی ساعی میخواست در اوج خداحافظی كند؟نمیدانم اما این اتفاق افتاد. من بهتر دیدم كه آن زمان بروم.گفتید كه مخالف حضور تمام قوای تیم ملی در مسابقات جهانی بودی شما عضو هیئت رئیسه هستی، یعنی با نظرت مخالفت شد؟بحث مخالفت نیست، من گفتم وزنی را كه مطمئن هستیم مدال میگیریم، به كره ببریم و باقی را نگه داریم برای المپیك، زیرا برخی آسیب دیده بودند، اما خب دلیل آوردند كه این بازیها خیلی مهم است و ما حتماً با تمام قوا اول میشویم،من هم پافشاری نكردم!در حال حاضر فرزاد عبدالهی رقیب لوپز است و دو سال پیش برخلاف شما از لوپز شكست خورد.عبدالهی بازیكن خوبی است و مدال هم گرفت. دو سال پیش هم به عقیده من بازی را برده بود.اما داوران حقش را خوردند البته شرایط آن دیدار طوری بود كه بازی از دست داور هم خارج شده بود و در بین بازی دعوا پیش آمد و لوپز امتیاز بیجهت دریافت كرد. اما او كلاً شرایطی دارد كه میتواند در آینده لوپز را شكست بدهد.به نظر میرسد كه تیم فعلی به هیچ عنوان نمیتواند نظر مردم را مثل زمان حضور شما، بیباك، بهزاد خداداد، كرمی و ... جلب كند؟به همین خاطر كه بحث حضور در مسابقات و صرف بازی كردن نیست،شخصیتها نیز خیلی مهم هستند، در حقیقت شخصیت و اخلاق خیلی مهمتر از عملكرد در زمین بازی است و مردم خیلی به آن توجه دارند. این بچهها خیلی شناخته شده نیستند و این مسئله هم اهمیت دارد كه در ورزش نام یكسری از ورزشكاران برای همیشه در اذهان باقی میماند و فراموش نمیشود. مثل هادی ساعی و رضازاده كه ماندگار شدند؟امیدوارم اینطور باشد. برخی رشتهها را فقط با نام یك بازیكن میشناسند و از آن نام میبرند. برخی چهرهها هیچگاه از ذهن مردم پاك نمیشوند.به نظر میرسد جوانترها بیشتر از فكر از شرایط دیگری در زمین برخوردار میشوند كه در نهایت به ضرر خودشان و نفع حریف است.تكواندو مثل شطرنج است و حتی سختتر از آن، اگر مهرهها را اشتباه بچینی تا آخرش راه را اشتباه میروی. باید با استراتژی و برنامهریزی كامل وارد زمین مسابقه شوی.خیلیها تصور میكنند ورزشهای رزمی مثل تكواندو یعنی دعوا.دقیقاً، اما اصلاً اینطور نیست، تكواندو یعنی فكر و تمركز. این رشته المپیكی است و باید با شرایط ایدهآل وارد زمین مسابقه شد. شاید در خاطرتان نباشد، اما در المپیك چین، یك حریف چینی داشتم كه خیلی نامدار نبود، اما بازی بسیار سختی بود و شاید همه فكر میكردند كه من از ابتدای بازی وارد دعوا و درگیری میشوم.اما كمتر كسی از هادی ساعی چنین رفتاری را در بازیها سراغ دارد.من میدانستم كه اگر پایم به او گره بخورد، این حریف است كه امتیاز میگیرد. میزبان بودند و نزدیك به هشت هزار نفر هم در سالن او را تشویق میكردند! من در آن بازی فقط فكرم را به كار گرفتم، خیلی آرام كار كردم و پیش رفتم. در دو راند اول و دوم هیچ امتیازی نگرفتم و در راند سوم یك امتیاز و بعد دو امتیاز و 3-1 حریف را بردم. بازیكن باید از همه چیز در زمین مسابقه استفاده كند، داور، هیجان حریف، فكر، تماشاگر، اخلاق حریف و...و بعد از اینكه بازی تمام شد اتفاق جالبتری رخ داد، توضیح میدهید؟بله، من دست حریف را به نشانه پیروزی بالا بردم و كل سالن مرا تشویق كردند و بلند شدند. تماشاگران چینی تا پایان مسابقات تماشاگر خاص من شدند و در تمام بازیها مرا حمایت كردند. روانشناسی و روحیه در ورزش مهمترین اصل است.اما به نظر میرسید در بیشتر دیدارها هادی ساعی خونسرد است و اطرافیان و مربیان عصبی.بله، در یكی از بازیها مربی تیم به خاطر عقب بودنم از حریف دائم سرم داد و فریاد میكرد، اما من خیلی آرام به او گفتم فقط آب را به من بده، من برندهام مطمئن باش!با این تفكر و حس مدیریت و آرامشی كه در هادی ساعی وجود دارد، چرا تا به حال سرمربی تیم ملی نشدید؟قبل از المپیك این پیشنهاد به من شد.اما چرا آن زمان كه هنوز شما عضو تیم بودید؟آن پیشنهاد ارائه شد و من گفتم كه میخواهم بازی كنم و قبول نكردم.دلیلش فقط بازی كردن بود یا مسئلهای دیگر؟من نمیخواستم مربی باشم، دلیلش این بود.اما شما و رضازاده در یك مقطعی بسیار به هم نزدیك بودید و افتخارآفرین شدید، او حالا رئیس فدراسیون وزنهبرداری است، اما هادی ساعی در فدراسیون سمتی ندارد؟من عضو هیئت رئیسه هستم و تیم نوجوانان را هدایت میكنم، اما به این مسائل فكر نمیكنم!گویا در كشورهای اروپایی كلاس آموزش تكواندو توسط شما برگزار میشود؟بله و كسی تصور نمیكرد كه 600، 500 نفر در هر جلسه از كلاسها شركت كنند. من در آلمان، دانمارك، مكزیك و ایتالیا كلاس برگزار میكنم و هر سال چهار الی پنج بار سفر اینچنینی دارم.یعنی تمام تجربیات هادی ساعی در اختیار آنها قرار میگیرد؟اتفاقاً ذوالقدر مربی سابق تیم ملی به من گفت كه تمام تجربیات و فن و فنون بازیات را آشكار نكن، اما من تمام رموز را میگویم تا همه در جریان باشند.دلیل خاصی دارد؟اگر كسی قرار است ظرف یك هفته تمام این رموز و تجربیات را بداند و آموزش ببیند، لیاقتش را دارد كه در جریان كامل باشد.به نظر میرسد به كارهای مدیریتی علاقه بیشتری دارید تا امور فنی تیمی؟دقیقاً همینطور است به آنها فكر میكنم، اما در مورد سرمربیگری اصلاً.چرا؟چون تجربه نشان داده كه در این نوع كارها فقط باید بیایی و ظرف مدت كوتاه جدا شوی و بروی. مثل علی دایی. دیدید كه چطور خرابش كردند، حسین رضازاده را، محمود میران، آرش میراسماعیلی و... اگر هم بخواهم این كار را انجام نمیدهم یعنی در حقیقت حالا حالاها وقتش نیست. برخی خیالشان راحت باشد، ما همچنان سرمان به كار خودمان است و به این مسائل فكر نمیكنیم.گفته میشد هادی ساعی با تمام مربیان در تیم ملی با یك شرایط برخورد میكرد. یعنی هیچ وقت به این فكر نكردید كه شما از بقیه برترید، كاپیتان هستید و باید شرایط خاصی در تیم ملی داشته باشید؟به خدا اصلاً، من همیشه در شرایط سخت حضور داشتم. 10 دقیقه زودتر از بقیه میآمدم و دیرتر از همه سالن را ترك میكردم تا این حرفها مطرح نشود. یك مسئلهای را عنوان كنم متعجب میشوید.چه مسئلهای؟مربی تیم اردوی شبانهروزی برگزار كرد و من هم باید به كارهای مربوط به شورای شهر و جلساتم رسیدگی میكردم، رانندهام را به منزل فرستادم تا كت و شلوار و وسایلم را به اردو بیاورد، اما اردو را ترك نكردم و حتی یك كلمه هم حرف نزدم. بعد از تمرینات و در مواقع استراحت تیمی با تغییر لباس به جلسات شورای شهر میرفتم و سریع برمیگشتم اردو. هیچ فرقی بین خودم و دیگران قائل نبودم.اما در فوتبال كاپیتانها و ستارهها در اردو شركت نمیكنند و با هماهنگی مربیان از بقیه جدا میشوند؟بله، اما من یكبار چنین شرایطی نداشتم، چون همه مسائل را رعایت میكردم.برای المپیك در چه وزنهایی شانس بیشتری برای مدال داریم؟در وزنهای منهای 68 و 80 كیلوگرم، به خاطر اینكه در این اوزان نفرات بیشتر و شرایط بهتری داریم.شایعات بسیاری در خصوص مشكلات و اختلافنظرات شما با پولادگر رئیس فدراسیون تكواندو وجود دارد.مدتی است كه دستكم از او ناراحت هستم، من با كسی مشكل ندارم، حتی برخی صحبت از مشكل من با سرمربی تیم كردند، اما صحت ندارد.نگفتید چرا ناراحتید؟مسائلی وجود دارد كه گفتنی نیست. بهتر است كه این مسائل بازگو نشود تا زمانی كه قرار است كتابم را منتشر كنم.پس قرار است كتاب زندگیتان را منتشر كنید؟بله، دو كتاب، اولی 16 سال اردونشینی و دیگری زندگینامهام در یكسال پایانی ورزشیام كه قطعاً جالب توجه خواهد بود.از چه نظر؟از خیلی جهات! دوست ندارم یك كلمه دروغ بنویسم، به همین دلیل باید همه چیز درست و واقعیت باشد، اما حالا زمانش نرسیده است. با منتشر شدن این كتاب خیلی اتفاقات رخ میدهد!پس به این زودیها نمیتوانیم منتظر كتاب هادی ساعی باشیم؟نه، شاید خیلی زود نباشد زیرا باید زمانش فرا برسد تا بتوانم این كار را انجام دهم. در حقیقت این كتاب باید درست و اصولی نوشته شود و منتشر گردد.كمی به شورای شهر و حضورتان در كنار مردم باز گردیم، خیلیها معتقدند هادی ساعی قصد ندارد همكاریاش را با شورای شهر ادامه دهد؟من فعلاً در شورا حضور دارم و به كارم ادامه میدهم و پیش میروم.اما گفته میشد كه تمایل دارید بیشتر به تكواندو نزدیك شوید و به همین دلیل قصد دارید از شورای شهر كنار بروید؟اینطور نیست، این چه حرفی است؟ من هیچ وقت از تكواندو دور نبودم كه بخواهم به آن نزدیك شوم. تكواندو برای من است و اگر برای من نباشد برای چه كسی میتواند باشد. هیچ كس هم نمیتواند آن را از من بگیرد. در ضمن تكواندو همیشه به دنبال من است و هرگز از من جدا نمیشود.به نظر ناراحت شدید كه بحث نزدیكی به تكواندو پیش آمد؟خیر، در شورای شهر مردم تشخیص دادند كه من میتوانم كمكرسان باشم و در كنار مردم و برای كمك به آنها حاضر باشم، تا زمانی هم كه آنها صلاح بدانند و تشخیص بدهند كه من میتوانم كمكرسان آنها باشم، در خدمت مردم هستم.رأیگیری مجدد برای حضور در شورای شهر چه زمانی است؟دو سال دیگر. و تا آن موقع زمان بسیار است كه هادی ساعی در این مورد تصمیمگیری كند؟دقیقاً. من تا دو سال دیگر در خدمت شورا هستم و پس از آن باید دید كه شرایط چطور پیش میرود.نظر شما در مورد تشكیل وزارتخانه ورزش چیست؟تشكیل وزارتخانه به نفع ماست و میتواند مثمرثمر باشد، البته وزارتخانه هم نیاز به ساختاری دارد كه از تشكیل آن استفاده لازم برده شود. اگر ساختارش مهیا باشد، عالی است.بالاخره ما متوجه نشدیم هادی ساعی دوست دارد كنار تكواندو در یك كار كاملاً مشخص و تعیین شده باشد یا نه؟معلوم است كه دوست دارم، اما سرمربی نمیشوم، ولی برای انجام كار اجرایی مشكلی ندارم، زیرا دوست دارم كارهای مدیریتی انجام دهم.شنیدیم كه هادی ساعی خیلی آدم فوتبالی است و به فوتبال علاقه بسیاری دارد، درست است؟كاملاً درست است، من حتی خیلی بهتر از برخی بازیكنان فوتبال بازی میكنم. (با خنده)گفته میشد برخی تكواندوكاران در اردوها فوتبال را هم امتحان میكنند؟شوتهای محكم بچهها سوژه میشد، به خاطر قدرتبدنی و تمرینات فشردهای كه انجام میدادند میتوانستند با قدرت بسیار زیادی شوتزنی كنند.هادی ساعی طرفدار چه تیمی است؟هیچ تیمی! باوركردنی نیست؟اما من طرفدار هیچ تیمی نیستم و فقط فوتبال زیبا را دوست دارم.البته در حال حاضر خیلی نمیتوانید به فوتبال زیبا امیدوار باشید.دقیقاً. شرایط فوتبال با گذشته خیلی متفاوت شده و اصلاً مثل قبل نیست.شما دوستان فوتبالی زیادی دارید، یعنی از لحاظ فنی مثل قبل نیست؟بله، با دوستانی مثل حمید استیلی، علی كریمی، مجیدی، دایی، وحید هاشمیان و ... رابطه بسیار خوبی دارم، اما میدانم كه از نظر شرایط فنی و همچنین خود بازیكنان با مشكل بسیاری روبهرو هستیم.یعنی بازیكنان فعلی فوتبال ما مثل قبل بزرگ نیستند؟دقیقاً. پیش از این حضور یك بازیكن خاص در زمین فوتبال باعث میشد كه كلی طرفدار به خاطر حضور آن بازیكن به ورزشگاهها كشیده شوند، اما در حال حاضر این اتفاق رخ نمیدهد و ما آدمهای بزرگ خیلی كم داریم. بحث دیگری هم كه قابل توجه است بحث اخلاق در فوتبال است.یعنی در گذشته فوتبالیستها اخلاقمدار بودند و حالا خیر؟دقیقاً. بازیكنان گذشته ما اخلاق را كاملاً رعایت میكردند و در مقابل بازیكنان و تیمهای دیگر شرایط متفاوتی داشتند، اما در حال حاضر مقولهای به نام اخلاقمداری وجود ندارد و ستارهها هیچ یك به این مقوله توجهی ندارند.دلیلش چیست؟فكر میكنم پول زیاد. وقتی پول زیاد در میان باشد، دیگر مقولهها كمرنگ میشود. وقتی اسم پول به میان آورده میشود، اخلاقیات كمرنگ میشود، اما در گذشته پول كمتر بود و اخلاقیات كاملاً حفظ میشد و ما ستارههای بااخلاق را بیشتر میدیدیم.در مورد حضور كارلوس كرش به عنوان نفر اول درتیم ملی بزرگسالان چه نظری دارید، او مناسب تیمملی ماست؟بحث شناخته شده یا نشده سرمربی تیمملی نیست. برخی مربیان خارجی در تیم حضور داشتند كه نتایج خوبی گرفتند، اما خیلی هم شناخته شده و بزرگ نبودند. به نظر من مربی هر كسی كه میخواهد باشد اما باید با شرایط روحی، اخلاقی و روانی بازیكنان و تماشاگران ایرانی آشنا باشد و برایناساس پیش برود و برنامههای تیم را اجرا كند.منظورتان شناخت فرهنگ ایران برای اعمال نتیجه است؟دقیقاً. او باید قبل از هر كاری فقط فرهنگ ایران و ایرانی را بشناسد و زمانی كه اخلاق و فرهنگ ما دستش آمد آن زمان كار خود را در تیمملی آغاز كند.مربی خارجی باید با فرهنگ كشور كه در آن مشغول به كار است عجین شود و همراه آن باشد. مشكل فوتبال ما این است كه چنین مسئلهای در تیمملی ایران رعایت نمیشود و ما پس از زمانی كوتاه به بنبست میرسیم و تنها راهش جدایی آن مربی از تیمملی است.پس در حقیقت مشكل فوتبال ما مربی خارجی یا ایرانی نیست؟بله، مشكل فوتبال ما 40 درصدش به مربی بر میگردد و باقیاش به سیستم فوتبالی ما بر میگردد، به نوعی جامعه فوتبالی ما مشكل دارد. جامعه فوتبالی یعنی چه؟یعنی بازیكنان، مربیان و مدیران. در حقیقت ما در فوتبالمان سیستم نداریم. نمیشود كه با یك مربی 10 میلیارد تومان قرارداد بست تا یك شبه تیمملی را قهرمان دنیا كند. ما از پایه مشكل داریم. باشگاه ها مشكل دارند و حرفهای نیستند. مثل اینكه هادی ساعی خیلی دلش از فوتبال پر است؟ما از لحاظ فنی، تیمملی خوبی نداریم، در جام باشگاههای آسیا هر سال اكثر تیمهای ما در مرحله اول حذف میشوند و بر میگردند ایران، در ضمن ما پشتوانه خوبی در فوتبال نداریم. برای رسیدن به فوتبال اصولی باید زحمت بیشتری كشید.در حال حاضر تیمهای اصفهانی در فوتبال ایران پیشتازی میكنند و در تلاشند تا استقلال و پرسپولیس را كاملاً از دور خارج كنند، این شرایط برای فوتبال ما مناسب است؟من سپاهان را خیلی قبول دارم، آنها مدیریت قوی دارند و امیر قلعهنویی كه دوست من است از نظر فنی عالی است.البته آنها پول خوبی هم دارند؟بله، پول هم مهم است، اما كافی نیست، مدیریت این باشگاه (ساكت) را میشناسم، او كارش را خیلی خوب بلد است و این مسئله به آنها كمك كرده كه ظرف چند سال این قدر پیشرفت داشته باشند. آنها علاوه بر پول، مربی خوب، بازیكنان خوب و مدیریت خوب دارند كه اگر نباشد، هیچ یك از این اتفاقات خوب رخ نمیداد.به عنوان آخرین سؤال، هادی ساعی یك پسركوچولو دارد، دوست داری كه تایماز ساعی آینده در ورزش باشد؟نمیدانم چه بگویم، هر چه كه خودش بخواهد.اما شما سختیهای بسیاری كشیدید تمایل دارید كه او را تشویق كنید؟باید خودش دوست داشته باشد كه در ورزش باشد، من اجبار نمیكنم و مانعش نیز نمیشوم.