کد خبر: 447342
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۹:۱۱
«اریک بریل» حقوقدان امریکایی در گفتوگو با «جوان»
اشاره :رویدادهای خاورمیانه درحالی درد سه ماهگی خود را پشت سر میگذارد که ایران و امریکا در ورای نامهایی مانند ریاض و تلآویو خود را به عنوان بازیگران اصلی بحران در کشورهای عربی دیکته میکنند. جدا از این سؤال که روند تحولات خاورمیانه به کجا خواهد رفت و در چه نقطهای آرام خواهد گرفت از همین حالا این پرسش مطرح است که برآیند تحولات به سوی کدام طرف و به زیان کدام سو تمام میشود؟ در گفتوگو با اریک بریل، حقوقدان امریکایی که مسائل ایران و به خصوص سیاست خارجی واشنگتن در قبال تهران را از نزدیک دنبال میکند، سعی کردهایم سیاست اوباما در قبال ایران و تأثیر تحولات جدید منطقه بر سیاست ایرانی کاخ سفید را بررسی کنیم. بریل تاکنون چند مقاله تفصیلی درباره انتخابات و مسئله هستهای ایران نوشته است.



*به نظر میرسد، مشکل بزرگی که سیاست امریکا در قبال قیامهای مردمی و همچنین همزمان با مشکلات داخلی با آن روبهرو است، شرایطی ایجاد کرده که نمیتوان از سیاست خارجی امریکا در قبال ایران صحبت کرد. آیا میتوان گفت که سیاست خارجی اوباما در قبال ایران در حالت نامعلوم و بلاتکلیفی قرار گرفته است؟

**من فکر میکنم که رویکرد نسبت به سالهای قبل تغییری نکرده است.

* ولی به نظر میرسد سیاست دولت اوباما در قبال چالش دنیای عرب باعث شده است که ما شاهد یک سیاست قابل منسجم در مورد ایران نباشیم. آیا با این موضوع موافق هستید؟

من فکر میکنم که سیاست خارجی اوباما در قبال ایران همان سیاست بوش است که در واقع سعی در توقف برنامه هستهای ایران دارد و در کل میتوان گفت که تغییری نکرده است.

فکر نمیکنید که شرایط در کشورهای عربی و خاورمیانه، به خصوص قیامهای مردمی، سیاستهای امریکا (دولت اوباما) را در قبال ایران تحت تأثیر قرار داده است؟

بله، من موافق هستم. معتقدم که دولت اوباما و سیاستمداران امریکا، شرایط لیبی را خیلی شبیه ایران در نظر میگیرند در حالی که فکر میکنم شرایط دو کشور بسیار متفاوت است. رهبران و سیاستمداران امریکایی تصور میکنند که قیام مردم لیبی موفق نخواهد شد و به نظر من در نهایت شرایط برای کشورهای غربی به شدت پیچیده خواهد شد. من معتقدم سیاستمداران دولت و اوباما تصور میکنند شرایط ایران شبیه شرایط لیبی است و آنها با غیر از کمک امریکا نمیتوانند موفق شوند. من فکر میکنم که خیلی از ایدهپردازان در امریکا امیدوارند که اتفاقی شبیه لیبی در ایران رخ دهد.

زمانی که کشورهای عربی در حال قیامهای مردمی بودند، به ویژه فاز اول اعتراضهای مردمی در مصر و تونس، سیاستمداران امریکایی سعی میکردند این اعتراضات کشورهای عربی به داخل ایران نیز سرایت کند ولی چنین اتفاقی نیفتاد، به عنوان یک ناظر خارجی فکر میکنید چه تفاوتی بین اتفاقات کشورهای عربی و روند تحولات در ایران وجود دارد و چه عاملی باعث این تفاوت شده است؟

من معتقدم تفاوت این است که اکثریت مردم در ایران طرفدار حکومت هستند و خواستار سرنگونی نظام نمیباشند ولی چنین حمایتی از جنبش سبز در ایران وجود ندارد. در ایران اکثریت مخالف سرنگونی نظام هستند، ولی حرکتهای مردمی در مصر و تونس با حمایت همه جانبه سایر مردم روبهرو است و همین عامل باعث پیوستن سایر مردم به آنها شده است. جنبش سبز در ایران موفق نشد چون فقط تعداد کمی از مردم از آن حمایت کردند. من مطمئن نیستم که آنها (سبزها) از حمایت دولت امریکا برخوردار بودند یا نه، ولی اگر چنین چیزی را هم بشنوم، شگفتزده نخواهم شد.

شما در صحبتهایتان گفتید که سیاست اوباما شبیه سیاست بوش است. چه فاکتورهایی در سیاست اوباما وجود دارد که آن را شبیه سیاست بوش میکند؟ اوباما میگفت که با ایران وارد تعامل خواهد شد. در حالی که بوش ایران را تهدید میکرد. چرا شما میگوییدکه سیاست اوباما همان سیاست بوش است؟

خیلی از امریکاییها میدانند که ایران در حال گسترش فعالیتهای هستهای است. در این شرایط بررسی برقراری رابطه دوستانه با ایران برای اوباما بسیار سخت خواهد بود، به این دلیل که آنها خواستار توقف فعالیتهای هستهای ایران هستند. اوباما برای قدرتمند نشان دادن خودش در بین مردم، سیاست خود را در قبال ایران تغییر داد و خیلی سفت و سخت در مقابل ایران ایستاد، زیرا بسیاری از دولتمردان امریکا اعتقاد داشتند که ایران در حال ساخت بمبهای هستهای است و اوباما نمیخواست با اتخاذ سیاست دوستی با ایران خودش را ضعیف نشان بدهد. در واقع مخالفت با فعالیتهای هستهای ایران یک سیاست دائمی در امریکاست.

چه چیزهای دیگری در سیاست اوباما و بوش شبیه یکدیگر است؟

هر دوی آنها میخواهند که فشارها را علیه ایران افزایش بدهند. هر دو آنها میخواهند که به ایران حمله نظامی کنند. هر چه زمان میگذرد اوباما به حرفهای خودش در مورد حمله نظامی به ایران بیشتر پافشاری میکند چون میداند که مردم امریکا این را میخواهند و به رئیسجمهوری با تفکر حمله به ایران امتیاز (برتری) میدهند.

در طول این 30 سال گذشته نوعی معیارهای دوگانه بر سیاست امریکا در قبال ایران و کشورهای عربی حاکم بوده است. درست در زمانی که ایران در حالی که از سطح قابل قبولی از دموکراسی مثل انتخابات بهره میبرد، جهت اصلی تفکر رهبران امریکا به سمت کشورهای عربی بود که دارای دموکراسی کاملی نیستند. الان که شرایط تغییر کرده، به نظر شما سیاست امریکا چطور باید باشد، آیا زمان آن نرسیده که اوباما و دولت امریکا جایگاه ایران در منطقه را قبول کنند؟

من اعتقاد دارم که امریکا باید جایگاه ایران در منطقه را قبول و باور کند. اما این اتفاق هنوز نیفتاده است. اوباما مطمئناً در مقابل جایگاه ایران در منطقه مقاومت نشان خواهد داد. از نظر امریکا ایران یک تهدید در منطقه محسوب میشود و احتمالاً این اعتقاد ادامه نیز خواهد یافت. سیاستمداران امریکا فهمیدهاند که منزوی کردن ایران ساده نیست چون ایران همانند سایر کشورها نیست که بسته عمل کند. برای بستن فعالیتهای هستهای ایران، سیاستمداران امریکا این اجازه را دارند که مردم خود را نسبت به این موضوع متقاعد کنند که ایران در حال گسترش فعالیتهای خود برای ساخت سلاح هستهای است. من اعتقاد دارم فعالیتهای ایران در این جهت نیست ولی باور این موضوع برای سیاستمداران امریکا امری ساده نیست.

چرا سیاستمداران امریکا سعی در گسترش این باور در بین مردمشان دارند که ایران در حال گسترش و ساخت سلاحهای هستهای جدید است. سیاستمداران و دولتمردان امریکا چه نیازی به این کار دارند؟

به این علت که آنها مخالف ایران هستند، ایران از امریکا در خاورمیانه حمایت نمیکند و با سیاستهای امریکا به شدت مخالفت میکند به این دلیل که ایران اجازه تسلط امریکا را نمیدهد و اینها دلایل خوبی برای مخالفت امریکا با ایران است و این دلایل است که باعث میشود امریکا این عقیده را در بین مردمش گسترش دهد. برای مثال همانند کاری که با صدام حسین شد و امریکا به عراق حمله کرد. مردم هم فکر میکنند که ایران دارای یک چنین شرایطی است و با این توصیف، دولتمردان امریکا امید دارند تا یک روزی مردم خود را برای حمله به ایران متقاعد کنند.

شما آینده تحولات در منطقه خاورمیانه را چگونه میبینید؟ آیا این تحولات جایگاه امریکا را در منطقه تحت تأثیر قرار خواهد داد؟ جایگاه امریکا مستحکمتر میشود یا ضعیفتر؟

سؤال سختی است اما فکر میکنم که جایگاه امریکا تضعیف خواهد شد. در تونس من فکر نمیکنم که شرایط راه دیگری پیش گیرد ولی در مصر خیلی واضح است که از طرف امریکا حمایت میشود. در مصر مردم دولت را برای گوش دادن به حرفهایشان که مهمترین آن عدم دخالت امریکاست، تحت فشار قرار دادهاند. من فکر میکنم که در مصر دولتمردان به طور جدی عوض نخواهند شد ولی آنها نیاز دارند تا رابطه خود را با امریکا کمتر و ملایمتر کنند.

جایگاه ایران چطور؟ ضعیفتر خواهد شد یا قویتر؟

بله، این شرایط جایگاه ایران را تقویت خواهد کرد و باعث تنفر بیشتر دولتمردان امریکا از ایران خواهد شد. از این به بعد آنها ایران را تهدید جدیتری در نظر خواهند گرفت. این شرایط باعث خواهد شد که ایران را بیشتر منزوی کنند. بنابراین به نظر من دیدگاه امریکا در قبال ایران طی چند سال آینده تغییر خواهد کرد.

پس شما میگوییدکه شرایط به سمت محدود کردن بیشتر ایران پیش خواهد رفت؟

من فکر میکنم فشار بیشتری از سوی امریکا بر ایران وارد شود، ایران از طرف امریکا بیشتر تحت فشار قرار میگیرد و تهدید به جنگ میشود و امریکا پدافند خود علیه ایران را نیز گسترش خواهد داد. امریکا جنگ در افغانستان را کمتر و کمرنگتر کرده و حضور خود در عراق را نیز کمرنگ خواهد کرد ولی بودجه جنگی خود را کمتر نکرده است. ترس من از شروع جنگ دیگری توسط نیروی نظامی امریکاست. مردم امریکا خیلی مخالف شروع دوباره یک جنگ جدید هستند، به دلیل اینکه از جنگ عراق و افغانستان ضرر زیادی دیدهاند اما کاهش حضور امریکا در این جنگها باعث میشود که مردم با عقاید دولتمردان امریکا موافق شوند و برای جنگ با ایران حرف دولتمردان را راحتتر قبول کنند.
پس در کل معتقدید که شرایط موجود، رابطه بین ایران و امریکا را بدتر خواهد کرد؟
بله، به نظر من بدتر خواهد کرد. در یک بازه زمانی، ایران خیلی قدرتمند خواهد شد به این علت که دولتمردان ایران همانند سایر کشورهای منطقه تهدید اعتراضهای مردمی را متوجه خود نمیدانند و در حالی که ایران قویتر میشود، سایر کشورهای منطقه ضعیفتر میشوند و این خود دلیلی برای حمله به ایران است تا سیاستمداران امریکا بتوانند راحتتر به مردم بقبولانند که به ایران حمله نظامی کنند. همانطور که میدانید سال آینده در امریکا یک انتخابات پیش رو است. هر کسی که نامزد باشد، سعی در ضعیف نشان دادن سیاست اوباما در ایران خواهد کرد. اوباما نیز با مخالفت جدی با برنامه هستهای ایران سعی در قدرتمند نشان دادن خود دارد. فشار زیادی روی او یا هر کس که انتخاب شود، وجود خواهد داشت (برای تهدید نظامی علیه ایران). من فکر میکنم که این اتفاق خواهد افتاد و امریکا احتمالاً به ایران حمله خواهد کرد، ولی ریسک این حمله بسیار زیاد خواهد بود.
به عنوان سؤال آخر، پیشبینی شما از این سناریوی حمله امریکا به ایران چیست و این قضیه چه نتیجهای برای ایران، امریکا و منطقه خواهد داشت؟
این مسئله برای همه بد خواهد بود، برای مردم منطقه و به خصوص برای مردم ایران این مسئله بدتر و وحشتناکتر خواهد بود. هزینه این حمله برای امریکا و اقتصادش نیز سنگین خواهد بود. دلایل زیاد و خوبی برای عدم حمله امریکا به ایران وجود دارد، اما این دلایل در زمان جنگ با عراق نیز وجود داشت ولی متأسفانه امریکا به عراق حمله کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار