
رئیس ائتلاف اصلاحطلبان جوان گفت: حلقه محدودی متشکل از حزبهای منحله "مشارکت، مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون " و برخی حلقههای دیگر خودساخته از خارج کشور تغذیه میشدند و تصمیمات جریان دوم خرداد را میگرفتند.
محمد زارع فومنی رئیس ائتلاف اصلاحطلبان جوان در گفتوگوی تفصیلی با فارس به تبیین ابعاد گوناگون جریان اصلاحات و دوم خرداد پرداخت و ناگفتههای جالبی از مسائل پشت پرده این جریان را فاش کرد.
آنچه در ادامه میخوانید، بخش اول گفتوگوی فومنی با فارس است که بخش دوم آن نیز متعاقباً منتشر میشود.
- زارع فومنی: من خبرگزاری فارس را بهعنوان یک خبرگزاری که تمام شاخصههای حرفهای خبری را رعایت میکند، بسیار موفق و خوب دیدهام و تا امروز با انجام مصاحبههای شفاف، با صداقتترین مواضع را همراه با رعایت اصول اخلاقی کار رسانهای و خبرنگاری در آن دیدم که با روشنگری، نسل جوان و مردم کشور را آگاه میکنند و در این مسیر موفق هم بوده است.
* فارس: آقای زارع فومنی! شما در متن جریان دوم خرداد و اصلاحات بودید این جریان را چگونه دیدید؟
- زارع فومنی: من از همان اول که جریان اصلاحات در حال شکلگیری بود، در جریان رویدادها و مسائل جریان دوم خرداد بوده و هستم. در آن اوایل مسبب آوردن آقای خاتمی عدهای خاص بودیم، مثلاً حتی چند اتوبوس روحانی را از شهر قم به دیدار خاتمی آوردیم و کارهای زیادی برای تبلیغات انجام دادیم که در نهایت مردم به خاتمی رأی دادند.
** مدعیان دروغین، توسط هزار فامیل خود صاحبان اصلی اصلاحات را پیاده کردند
در ابتدا اصلاحطلبان واقعی پیروان خط امامی امثال ماها و دوستان ما بودند که خط امامیهای واقعیاند و بعد از رحلت امام(ره) تحت فرمان رهبر معظم انقلاب بودند؛ ولی بعداً عدهای از مدعیان دروغین اصلاحات آمدند و سوار قطار اصلاحات شدند و خود را مدعی و همهکاره اصلاحات معرفی کردند، در حالی که بسیاری از این افراد در شکلگیری جریان اصلاحات اصلا حضور نداشتند و در نهایت اصلاح طلبان واقعی و خط امامی را از قطار اصلاحات پیاده کرده و خودشان به اریکه قدرت توسط هزار فامیل خودشان چنگ زدند.
* فارس: تعریف جنابعالی از جریان اصلاحات چیست؟ مدعیان دوم خرداد هر کدام تعریفی از آن ارائه دادهاند؟
- زارع فومنی: این نکته را باید توجه کرد که از اول چیزی به نام جریان اصلاحات نداشتیم؛ یک جریانی به نام نیروهای خط امام(ره) بود که متشکل از گروههایی در حوزه و دانشگاه بود و دور هم جمع شده بودند و با هم همخوانی داشتند و این حرکت را با نام جریان خط امام(ره) معرفی کردند که تئوریسینهای مدعی دوم خردادی که بعداً وارد شدند، مسیر این جریان را منحرف کردند و حلقههایی را شکل دادند که اساس کار را از بین بردند؛ لذا اعتقاد من این است که دستان پشتپرده غرب این نام را به عمد روی این جریان گذاشتند و این یک تزی بود که در آن اهداف زیادی نهفته بود.
تئوری پردازان، طراحان و سیاست سازان در کشورهای غرب با طراحی دقیق این نام را بر روی این جریان گذاشتند آنها میدانستند اگر اسم جریان همان پیروان خط امام(ره) باشد، دیگر آقایانی که امام خمینی(ره) آنها را طرد کرده بود، نمیتوانستند وارد جریان شوند.
طیف افرادی مثل "موسوی خوئینیها، کروبی، مجمع روحانیون " آن طیف فکری جریان اصلاحات واقعی نبودند و شخصی مثل خاتمی اصلا رهبر جریان خط امامیها نبود؛ پیروان خط امام افرادی بودند که بعد از رحلت امام(ره) از بدنه حکومت کنار رفته بودند و تا حدودی خود را ذی حق میدانستند، لذا غربیها طوری دیکته کرده بودند که واژه اصلاحات به این جریان عنوان شود؛ آنها با مطالعه دقیق بر جریان، گشته بودند فردی را که مطابق با بحث اصلاحات یا به قول خودشان رفورم باشد و بتواند آن را رهبری کند را پیدا کردند و آن شخصی مثل خاتمی بود.
خط امام(ره) با انتخاب شدن و رای آورن خاتمی از مسیر خودش منحرف شد و وارد مسیر اصلاحات یا رفورمی که غربیها دیکته کرده بودند، شد و اولین انحراف از زمانی شکل گرفت که فردی از قم نامهای را به خاتمی نوشت، لذا گروهی در قم بودند که در ظاهر با امام خوب بودند، ولی در اصل با اندیشههای ناب امام خمینی(قدس سره)) مخالف بودند.
در این جریان اصلاحات طیف مختلفی باید جا میگرفتند، چراکه گروههایی بودند که امام(ره) را قبول نداشتند، بنابراین نمیتوانستند در ذیل نام پیروان خط امام (ره) وارد شوند؛ همانهایی که امروز در کاخ زعفرانیه و خانههای کاخ مانند زندگی میکنند و به زر و زور رسیدهاند، افراد و جریانهای مخالف یکدیگر تحت نام اصلاحات جمع شدند و به ظاهر جریان یک شکل را درست کردند.
* فارس: بیشتر توضیح میدهید؟
- زارع فومنی : در جریان اصلاحات دعواها شخص به شخص نبود، بلکه جریان با جریان بود؛ اینکه کارگزاران هم به جریان اصلاحات نزدیک و به آن میپیوندند، از این منظر است.
چرا برخی افراد اصلاحات به هاشمی رفسنجانی عالیجناب سرخپوش میگفتند؟ چون هاشمی را طیف سنتی مدافع جریان بازار و سرمایهدار و در کل راست سنتی و در نهایت مدرن میدانستند.
* فارس: جریان نامه نوشته شده از قم چه بود؟
- زارع فومنی : در آن نامه و حتی نامههای افراد دیگر هم که آن فرد از قم به خاتمی فرستاد، به او گفته بود که "تکلیف خودت را با ولی فقیه روشن کن " حتی جالب است برخی از وزرای آقای خاتمی را آنها تعیین و انتخاب کردند که میدانم، ولی نام آنها را نمیبرم.
این جریان در ادامه خاتمی را دور زدند و سه حلقه کیان، آئین، مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و حزب خودساخته مشارکت که اکثراً صاحبان زر و زور بودند و منافع زیادشان در وابستگی به دولت تأمین میشد؛ این افراد نیروهای اصیل خط امامی را طرد کردند و از آنجا که خاتمی انسان بسیار نفوذپذیری است، مسائل را به او دیکته میکردند و او باید اجرا میکرد که مسائل زیادی در دوره اصلاحات پیش آورند.
نکته مهم این است که حلقه محدودی درون اصلاحات شکل گرفت که مجموعا از حزبهای منحله "جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون " و برخی حلقههای دیگر خودساخته بودند؛ برخی از این افراد از بیرون از کشور تغذیه میشدند و عدهای به ثروتهای زیادی رسیدند و تصمیمات جریان دوم خرداد یا اصلاحات را میگرفتند و این در حالی بود که در ابتدا نیروی اصلی اصلاحات یعنی پیروان خط امام خود را تابع ولایت فقیه میدانستند.
بعد تئوریسینهای این جریان مثل سروش و بعد کدیور که منبعث از جریان فکری منتظری بود و بعد هم افرادی مثل بهزاد نبوی با هم عجین شدند و جریان اصلاحات را به سمت رفورم یا تغییر غربی بردند و با شعار فریبنده مثل دموکراسی و.. اهداف خود را پیش بردند.
* فارس: چه حلقههایی کارها را طراحی میکردند؟
- زارع فومنی : یک مرکزی که شاید تاکنون مورد توجه واقع نشده است، مرکز پژوهشهای مجلس ششم بود که دست محمدرضا خاتمی بود؛ این مرکز در کنار حلقههای دیگری مثل حلقه کیان حلقه آیین، مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری که متشکل از افرادی که از وزارت اطلاعات و سپاه به دلیل تخلفات بیرون انداخته شده بودند، به تئوری سازی و توطئه چینی اقدام میکردند.
** مرکز پژوهشهای مجلس ششم از حلقههایی بود که کمتر به آن پرداخته شده است
مرکز پژوهشهای مجلس مواردی را به یکسری از افراد دیکته میکردند و در قالب کارهای ظاهرا تحقیقاتی و نظرسنجی و.. به دنبال اهداف خاصی بود که از جمله آنها این بود که چگونه باید ولایت فقیه را تخریب کرد؟ بودند
در ادامه همین مرکز پژوهشهای مجلس ششم گروهی را مأمور کرد به قم بروند که یکی از آنها من بودم، که برخی مسائل را به برخی روحانیون دیکته کنیم و ارتباط بگیریم و مسائل مختلف را باید انجام میدادیم.
** مرکز پژوهشهای مجلس ششم چگونگی برداشتن چادر از سر زنان را بررسی میکرد
یکی دیگر از مسائلی که در مرکز پژوهشهای مجلس ششم پیگیری میشد، این بود که چگونه باید حجاب چادر را از سر خانمها برداشت؛ حتی صحبت از این بود که زنان نماینده مجلس چگونه بدون چادر به مجلس بیایند و در مرکز پژوهشهای مجلس این موضوع مطرح بود.
نکته دیگری هم که در این مرکز کار میشد، چگونگی ارتباط «دختر و پسر» در قالبهای خاصی بود. این مرکز همچنین با کار روی بحث امام زمان (عج) کارهای خاصی میکرد مثلا از خبرنگاران خارجی میخواست که بروید به مسجد جمکران و با تهیه گزارش و... در بحثهای امام زمان وارد شوید و در آن شبهه وارد کنید.
** مرکز پژوهشهای مجلس ششم شبهه افکنی در موضوع مهدویت را در دستور کار داشت
سعی میکردند برای ظهور حضرت شبههپراکنی کنند. این طرحها از این مرکز طراحی و شکل میگرفت و به اجرا درمیآمد لذا نتایج آن کارها را امروز به شکل آسیبهایی است که درجامعه در موضوع مهدویت شاهد هستیم لذا من اکثر این آسیبهایی که امروز با بحث مهدویت مواجه شدهایم، از مجلس ششم میبینیم.
همان موقع گروههایی با جریاناتی در خارج از کشور مخصوصا با عربستان سعودی ارتباط داشتند و بعدا هم ثابت شد که مبالغ هنگفتی از مراکز مختلف خارج دریافت و هزینه شده بود که از مهمترین آنها همین بحث شبههافکنی در مهدویت و امام زمان بود و یا توسط تئوریسازهایشان مانند سروش قرآن کریم را زیر سؤال میبردند و آن را به انسان و شخص پیامبر منتسب میکردند.
بنابراین من معتقدم آن واژه اصلاحطلبی که برخواسته از اندیشههای اسلامی ما است، اصلا مدنظر این جریان نبود بلکه غربیها با طراحی و اینکه تحت این نام همان بحث رفورم و تغییرات رادر جمهوری اسلامی دنبال میکردند و اساس و اصول اسلام را به اسلام اصلاحات زیرپا گذاشتند.
* فارس: در قم چه کارهایی میکردند؟
- زارع فومنی: اینها به برخی از مراجع خودخوانده و برخی از آیتاللههای قم نامه مینوشتند و با نفوذ به اطرافشان، آنها را منحرف ذهنی و طوری القا میکردند که باید آنها درباره برخی مسائل اظهارنظر کنند که مباحث زیادی در این زمینه وجود دارد که الان به آن اشاره نمیکنم.
این جریان شبهههای مختلفی را از درون مجلس ششم و حلقه بیرون مجلس و با دیکته از خارج به ویژه در انگلیس، فرانسه، سازمانهای یهودی در آمریکا از طریق رابطهای خود شبهات را در جامعه و دانشگاهها مطرح میکردند.
این جریان با پول و بسیاری از وعده وعیدها و دادن کرسیهای دانشگاهی و... افراد را فریب میدادند و از لحاظ مالی آنها را تغذیه میکرد و منابع آن از بیرون کشور تأمین میشد و پول هنگفتی به این جریان داده میشد.
** شخص خاتمی اختیار چندانی نداشت و فقط اجراکننده مسائل و طرحها بود
* فارس: آقای خاتمی از جریانها با خبر بود؟
- زارع فومنی: نیروهای واقعی پیرو خط امام به خاتمی تذکر دادند که این افرادی که اطراف شما جمع شدهاند شما را تحت تأثیر قرار دادهاند و شما تبدیل به عامل دست اینها شدهاید که او خندید و گفت من تصمیمات را خودم میگیرم و اینها من را کمک میکنند؛ در کل شخص خاتمی اختیار چندانی نداشت و فقط اجراکننده مسائل و طرحها بود.
یکی دیگر از کارهایی را که این جریان منحرف از ما میخواستند که میگفتند بروید در حوزههای علمیه طلبههای جوان را جذب کنید و پولهای خوبی را میدادند و حتی به برخی از روحانیون پولهای خوبی داده شد.
بعد از مجلس ششم هم طیفی را در قم شکل دادند که سعی کردند مبحث شورای رهبری را در مجامع مطرح کنند و علنا وارد این فاز شد و جلسهای را در مجمع محقق حوزه علمیه گذاشتند و افراد مختلفی از جمله خود من بودم که در آن جلسه 50-40 نفر از جمله آقای کرباسچی و عدهای دیگر از آقایان حتی نزدیکترین افراد نیز در آن جلسه حضور داشتند.
در کل به دنبال این بودند که ولایت فقیه را ضربه بزنند و اکثریت کسانی بودند که با محافل بیرون از کشور در ارتباط بودند که همین آقایان در جریان فتنه 88 نقشههای اساسی داشتند.
در جریان کوی دانشگاه 78 من با تاج زاده دیداری داشتم به او گفتم میشود اوضاع را کنترل کرد، پس کنترل کنید؛ جواب دادند که بگذار مسائل ادامه پیدا کند و حکومت تنبیه شود و بفهمد مملکت دست کیست؟
یا همین آقایان بهزاد نبوی، حجاریان و ابطحی در جلسهای جر و بحثمان شد که در آن جلسه نبوی به مباحث ولایت فقیه تشکیک میکرد و به او میگفتم چگونه شما بحث ولایت فقیه را قبول ندارید؛ اما در ساختار نظام فعالیت میکنید و مباحث زیادی آنجا رخ داد.
واقعیت این است که در کارهایی که انجام میدادیم پولهای زیادی دریافت میشد، لذا جریان اصلاحات به شدت منحرف شد تا اینکه به انتخابات نهم ریاست جمهوری رسید.