کد خبر: 446995
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۷
سهم ايران از درآمدهاي گردشگري جهاني تناسبي با ذخاير تمدني و اقليمي آن ندارد
چندي پيش خبرگزاري ميراث فرهنگي با ارائه گزارشي از ميزان مسافر‌ت‌‌‌هاي صورت گرفته در ايام نوروز به آمار خروج از كشور گردشگران ايراني پرداخت و اعلام كرد 4 ميليون نفر ايراني ترجيح داده‌اند تعطيلات نوروز امسال را در خارج از كشور سپري كنند. بعد هم مطابق معمول رسانه‌ها به قياس رو آورده بودند و براي nامين بار رتبه پايين ايران در گردشگري جهاني را گوشزد كرده بودند؛ اينكه «ما سال 88 از ميان 183 كشور، رتبه 137 را به دست آورده‌ايم.» گردشگري ايران، چالش‌ها و صورت مسئله آن از موضوعات ملال‌آوري است كه معمولاً پرده تازه‌اي در آن وجود ندارد، البته مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هرازگاهي مناسبتي را بهانه مي‌كنند و با ايده‌اي تازه بر سر صورت مسئله كهنه كه همان جلب توريست به كشور باشد، حاضر مي‌شوند و شوكي به كالبد آن وارد مي‌كنند و اميد دارند كه از اين شوك راهكار عاجلي جرقه بزند اما واقعيت آن است كه باز شدن اين گره بيشتر از آنكه نيازمند شوك و ايده‌هاي عجيب و غريب باشد محتاج نگاه جامع و كلان به صورت مسئله و سياستگذاري‌هاي منطبق بر توانمندي‌هاي تاريخي،‌اقليمي و فرهنگي است، نكته‌اي كه علي الظاهر همه‌مان از حفظ بلديم اما در عمل راه به جايي نمي‌برد. مطابق با آمارها در نيمه اول سال 88 همزمان با ورود يك گردشگر به كشور، هفت گردشگر از كشور خارج شده‌اند - گرچه آمارهاي گردشگري و تفاوت تعريف‌ها از گردشگر اعتماد به اين آمارها را دشوار كرده است- گفته مي‌شود اگر بخواهيم به اين تراز منفي از زاويه اقتصادي و ميزان درآمدزايي نگاه كنيم، ارزي كه گردشگران ايراني از كشور خارج مي‌كنند 14 برابر ارز ورودي گردشگران خارجي است. يك كارشناس برنامه‌ريزي فرهنگي و گردشگري به ايسنا گفته است كل مسافران خارجي ورودي به كشور تا پايان شهريور سال 88 از سوي سازمان گمرك كشور بالغ بر 917 هزار و 313 نفر اعلام شده كه نسبت به مدت مشابه آن در سال قبل، از رشد منفي 7/8 درصدي برخوردار است. حال اگر ضريب تبديل مسافر به گردشگر را اعمال كنيم اين رقم به 458 هزار گردشگر خارجي در نيمه اول سال 88 خواهد رسيد،‌اين در حالي است كه كل مسافران ايراني خارج شده از كشور تا پايان شهريور همان سال از سوي سازمان گمرك كشور 3 ميليون و 571 هزار نفر اعلام شده كه نسبت به سال پيش از آن از رشد 8/6 درصدي برخوردار است و اگر ضريب تبديل مسافر به گردشگر را در نظر بگيريم در پايان نيمه دوم سال 88 حدود 3 ميليون و 200 هزار نفر گردشگر ايراني از كشور خارج شده‌اند. از اين نقطه نظر تراز منفي گردشگري كشور در پايان نيمه نخست سال 88 بالغ بر 2 ميليون و 755 هزار نفر است، به عبارت ديگر گردشگر ايراني خارج شده از كشور هفت برابر گردشگر خارجي وارد شده به كشور است. اما اين آمارها در حالي وضعيت هشدار را يادآور مي‌شود كه مطابق با اهداف و جهت‌گيري سند چشم‌انداز 20 ساله گردشگري تعداد گردشگران خارجي در سال 1404 بايد به 20 ميليون نفر برسد،‌نقطه‌اي كه اگر چه دريچه‌‌‌هاي اميدبخشي را به سمت گردشگري و به تبع آن رونق اقتصادي كشور مي‌گشايد اما هر اندازه كه اين دريچه بزرگ باشد در صورتي مي‌تواند مثمر ثمر باشد كه در عالم واقعيت و نه در متن كاغذ و در قالب واژه مطرح شود. مطابق با سند چشم‌انداز، سهم ايران از درآمد گردشگري جهاني بايد از چند دهم درصد كنوني به دو درصد (25 ميليارد دلار درآمد از محل گردشگري) در سال 1404 برسد. توجه كنيد كه تركيه سال گذشته ميلادي اعلام كرد درآمدهاي گردشگري اين كشور به 22 ميليارد دلار رسيده است،‌يعني تقريباً همان نقطه‌اي كه قرار است ما 15 سال ديگر به آنجا برسيم. قراردادهاي دو طرفه روي كاغذ، يك طرفه در عمل وقتي خبر خروج گردشگران ايراني از كشور در رسانه‌ها مطرح مي‌شود اولين كاري كه به طور معمول رسانه‌‌هاي ما انجام مي‌دهند، حاضر كردن چرتكه و ماشين‌حساب‌هاست تا به ارزهايي برسند كه از كشور خارج مي‌شود. آنها حتي ابعاد جيب گردشگران ايراني را هم به طور ميانگين و تقريبي حدس مي‌زنند. چندي پيش يكي از سايت‌هاي خبري در اين باره محاسباتي كرده و نوشته بود اگر هر گردشگر ايراني به طور ميانگين يك ميليون تومان در سفر خارجي‌اش هزينه كند، به اين ترتيب 4 هزار ميليارد تومان در نوروز از كشور خارج شده است. البته به نظر مي‌رسد مبنا و ضريب محاسبه اين سايت بيش از حد كارمندي بود، چرا كه مزه سفر براي ايراني‌ها با هزينه‌هاي مازاد بر تور از جمله سوغات تعريف شده است. روزنامه استار چاپ تركيه اخيراً در گزارشي اعلام كرد ايراني‌ها در ماه مارس (فروردين) امسال بيشترين جهانگرد را به تركيه روانه كرده‌اند. در همين ماه 264 هزار آلماني،‌تركيه را به عنوان مقصد گردشگري خود انتخاب كرده بودند با اين حال آنها با اين تعداد گردشگر در رتبه دوم ايستادند. آماري كه از سوي اين روزنامه اعلام شده نشان مي‌دهد در سه ماهه نخست سال 2011 ميلادي،‌3 ميليون و 673 هزار جهانگرد به تركيه سفر كرده‌اند كه از اين تعداد آلماني‌ها با 537 هزار نفر در جايگاه اول و ايراني‌ها با 478 هزار نفر در رتبه دوم ايستاده‌اند. همچنين مطابق با آمار رسمي اداره كل حمل و نقل و پايانه‌هاي استان آذربايجان شرقي، نوروز امسال 19 هزار نفر ايراني از مرز «نوروز» به ارمنستان سفر كردند كه در مقايسه با سال گذشته 20 درصد افزايش نشان مي‌دهد. اما اين آمارها در حالي اعلام مي‌شود كه احتمالاً همه ما لابه‌لاي خبرهاي رسمي از امضاي قراردادهاي مشترك فيمابين باخبر مي‌شويم كه في‌المثل قرار است در آن تبادلات گردشگري صورت گيرد اما در عمل اين قراردادها يك طرفه از آب در مي‌آيد. در خبرها مي‌خوانيم، مي‌بينيم و مي‌شنويم كه مثلاً در سفر رئيس جمهور و هيئت همراه تركيه به ايران، قرارداد مشترك گردشگري بسته شده است اما عملاً اين ايران است كه به مسافربر تركيه بدل مي‌شود و طرف ترك هم ممكن است به ازاي هر صد مسافر ايراني،‌يك مسافر به سمت ايران روانه كند. مطابق با آمار نسبت مسافرت ايراني‌ها به تركيه در قبال مسافرت ترك‌ها به ايران صد به يك است، يعني به ازاي يك ميليون گردشگر ايراني،‌10 هزار ترك به ايران سفر مي‌كنند. البته ممكن است گفته شود گردشگري امري شخصي و فراتر از اراده دولت‌هاست و مثلاً تركيه نمي‌تواند شهروندانش را با اجبار به سمت ايران روانه كند. ظاهر قضيه هم همين است اما وقتي امروز مقامات رسمي كشورها صراحتاً از گردشگري به عنوان يكي از مهم‌ترين منابع درآمدي خود ياد مي‌كنند چگونه مي‌توان باور كرد كه سياست‌هاي دولتي در اين زمينه مدخليتي ندارد. البته ريشه‌هاي اين چالش بيشتر از آنكه در بيرون باشد بايد در مرزهاي داخلي كشور و نوع سياستگذاري‌ها جست‌وجو شود. ام‌القراي جهان اسلام، ناموفق در جذب گردشگران زيارتياما نگاهي به آمار تفكيكي گردشگران ايراني كه به نوعي بخشي از هدفگيري يك سفر را نيز تعيين مي‌كند حقايق قابل توجهي را پيش‌روي ما مي‌گذارد.مطابق با آنچه از زبان كارشناسان ميراث فرهنگي و گردشگري در رسانه‌ها بازتاب دارد، هم‌اكنون از شش ميليون مسافر سالانه خروجي از ايران حدود دو ميليون و 300 هزار نفر از آنان گردشگران زيارتي هستند. جالب اينجاست كه علاقه و ارادت ايراني‌ها به ائمه اطهار و معصومين(ع) باعث شده است كه با وجود ناامني‌ها و انفجارهاي موجود در عراق، اين كشور به عنوان مقصد اول گردشگري زيارتي از سوي ايراني‌ها انتخاب شود.هر سال يك ميليون نفر ايراني به عراق روانه مي‌شوند تا از نزديك مرقد مطهر امامان معصوم(ع) را زيارت كنند.عربستان با 700 هزار زائر (100 هزار نفر در حج تمتع و 600 هزار نفر در حج عمره) در جايگاه دوم قرار دارد و بالاخره سوريه پذيراي 600 هزار ايراني در سال است.اين آمارها نشان مي‌دهد كه 43 درصد گردشگران ايراني كه به خارج از مرزهاي ايران سفر مي‌كنند، گردشگران زيارتي هستند، اما سؤال اينجاست كه اگر ايران لقب «ام‌القراي جهان اسلام» را يدك مي‌كشد و علاوه بر آن مدفن و مرقد دو تن از امامان و اولياي بزرگ شيعه (حضرت امام رضا(ع) و حضرت فاطمه معصومه(س)) در كشور ما قرار دارد چقدر توانسته است از اين ظرفيت براي جذب زائران و گردشگران ساير كشورها به ويژه شيعيان استفاده كند.به نظر مي‌رسد رخنه كردن فضاي يك طرفه موجود در گردشگري كشور، سازمان‌هاي مرتبط نظير ميراث فرهنگي و گردشگري و حج و زيارت را به وضعيت موجود انس و عادت داده است. سازمان‌هاي متولي ما تفكر هدفمند و دامنه‌داري براي تغيير وضعيت موجود و تصحيح روند فعلي ندارند.به خاطر همين است كه دايره تصميم‌ها در شعاع محدود ايده‌ها كه بيشتر مصرف محدود رسانه‌اي دارند، متوقف مي‌ماند، هر مديري كه در جايگاه رياست يا معاونت مرتبط با گردشگري قرار مي‌گيرد در ابتداي مسئوليت خود ايده‌اي را در اين‌باره مطرح مي‌كند، اما در عمل اتفاق خاصي رخ نمي‌دهد. همچنان كه چندي پيش شهباز يزداني، معاون سازمان ميراث فرهنگي از ايده جديدش با عنوان «گردشگري حلال» سخن به ميان آورد.اين مقام مسئول در حالي با شور و شوق از رونق دادن به گردشگري حلال به عنوان اولويت خود در سازمان متبوعش ياد مي‌كند كه انگار پيش از او نقطه مقابل گردشگري حلال اولويت ميراث فرهنگي و گردشگري بوده است. ضمن اينكه واژه حلال كه امروزه به عنوان يك برند در ارائه محصولات غذايي استفاده مي‌شود در واقع پاسخي به دغدغه مسلمانان در ذبح شرعي و رعايت دستورات فقهي و اعتقادي است و ارتباطي با غيرمسلمان‌ها ندارد. در واقع گردشگري حلال زيرمجموعه يا نام ديگري از همان گردشگري زيارتي است، پس آنچه مي‌ماند بازي با كلمات و واژه‌هاست كه نخواهد توانست ما را به اهدافمان نزديك كند.گردشگري و طعم گس آژانس‌هاي مسافرتياما از جمله‌ حلقه‌هاي مهمي كه در رونق گردشگري يك كشور نبايد از نقش آن مغفول ماند، آژانس‌هاي مسافرتي هستند كه در نقل وانتقال مسافران و تبليغ و ايجاد جذابيت براي ترغيب گردشگر براي سفر به كشور مقصد سهم بسزايي دارند. اگرچه يك سر پاره‌خط آژانس‌هاي مسافرتي، مباحث مالي و سودآوري است، اما سويه مهم ديگر معطوف به حوزه فرهنگ است. آژانس‌هاي مسافرتي ملموس‌ترين ارتباط رودررو و چهره‌به‌چهره را با گردشگران دارند و چه بسا حتي تبليغ شفاهي بتواند يك گردشگر را به يك سفير تبليغي براي ترغيب دوستان و بستگانش براي مسافرت به يك كشور وا دارد.آيا به اين ظرفيت از سوي آژانس‌هاي مسافرتي فعال در كشور توجه شده است؟آيا آژانس‌هاي مسافرتي در كشور نقش سفير فرهنگي را بازي مي‌كنند يا نه، آنها صرفاً به سود مالي خود فكر مي‌كنند و مباحث فرهنگي را به اهالي نه چندان مشتاق آن سپرده‌اند؟آيا اخباري كه معمولاً از نارضايتي گردشگران ايراني از خدمات ارائه شده تورهاي ايراني در خارج از كشور ارائه مي‌شود به گونه‌اي كه وقتي پاي گردشگر ايراني به خارج از كشور مي‌رسد، از همان فرودگاه ستاره‌هاي هتل وعده داده شده آژانس يا تور مسافرتي يكي يكي خاموش مي‌شود، نشان‌دهنده اين است كه ديد برخي از اين تورها به موضوع سياحت و جهانگردي صرفاً كاسبكارانه است، آن هم از نوع افراطي‌اش؟چرا تعرفه تورهاي ايراني در مقايسه با تعرفه كشورهاي همسايه بسيار بالاتر است؟آيا تورها و آژانس‌هاي مسافرتي كشورهاي ديگر هم به صورت يك طرفه فقط گردشگر كشور خود را به كشورهاي ديگر مي‌برند و هيچ تعهد و مسئوليتي در سرمايه‌گذاري براي ورود گردشگر خارجي به كشور خود نمي‌پذيرند؟آيا ايراني بودن صرفاً زماني به درد مي‌خورد كه حقي از ما تضييع شده باشد، آن وقت است كه مي‌توانيم صدايمان را بلند كنيم؟ اين ايراني بودن در دفاع از منافع ملي نبايد هيچ گونه نمودي داشته باشد؟براساس آمارهاي موجود در حال حاضر حدود دو هزار و 500 آژانس مسافرتي در كشور فعاليت مي‌كند كه بيشتر آنها يك ريل يك طرفه به سمت كشورهاي خارجي هستند، واگن‌هايي كه فقط قرار است گردشگر ايراني را به كشورهاي خارجي ببرد، اما وقتي صحبت از ورود گردشگر خارجي به ايران مي‌شود، واگن‌ها خالي برمي‌گردند. معلوم است كه نمي‌توان اين چالش را با اقدامات تنبيهي و نظاير آن حل كرد، همچنانكه سال گذشته مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اعلام كردند كه اگر آژانس‌هاي مسافرتي به ازاي خروج هر 100 گردشگر ايراني، 30 گردشگر خارجي به ايران وارد نكنند چنين و چنان مي‌شود و اقدامات تنبيهي در دستور كار قرار مي‌گيرد، تصميمي كه از همان ابتدا معلوم بود نه به نتيجه مي‌رسد و نه آژانس‌هاي مسافرتي از آن استقبال مي‌كنند.مطابق معمول آژانس‌هاي مسافرتي هم اين موضعگيري را غيركارشناسي خواندند، شايد به يك معنا هم حق با آنها باشد، اين روزها هركسي را كه مي‌بينيد يك آتش خاموش‌كن بزرگ دست گرفته و منتظر است كه اگر بر فرض محال وجدانش جرقه‌اي زد و خواست به حركت بيفتد سريع دادگاه دروني‌اش را خاموش كند، خوشبختانه دستگاه توجيه‌تراشي هم اغلب خوب جواب مي‌دهد.تعبير رؤياي اقتصاد بدون نفتيكي از جهت‌گيري‌هاي مهم برنامه‌هاي توسعه در ايران به ويژه تجسم آن در چشم‌انداز و افق 1404 اين است كه سال به سال از اتكاي اقتصاد ايران به درآمدهاي نفتي كاسته شود.اين كاسته شدن از اتكا به درآمدهاي نفتي دليل روشني دارد، اول از همه اينكه منابع نفتي جاودانه و هميشگي نيستند و سرانجام به پايان خواهند رسيد و اگر تحركي در جداسازي اقتصاد از درآمدهاي معطوف به اين منابع به وجود نيايد، نسل‌هاي آتي قطعاً انگشت اتهام را به سمت ما خواهند گرفت كه آنها توازن ضرب‌المثل معروف «ديگران كاشتند و ما خورديم» را به هم زدند و صرفاً بخش خوردن اين ضرب‌المثل را به صورت يك طرفه برجسته كردند.چالش بعدي هم بر سر نوسان‌هاي قيمت نفت است كه عملاً درآمد ناخالص ملي، بودجه‌بندي و بسياري از مؤلفه‌هاي اقتصادي را تحت تأثير قرار مي‌دهد و طبيعي است دولت را در برنامه‌ريزي‌هاي كلان خود دچار مشكل مي‌كند.اما با توجه به جايگاه بالقوه ايران در گردشگري جهاني يكي از نقاطي كه مي‌تواند در جداسازي اقتصاد ايران از درآمدهاي نفتي تأثيرگذار باشد، رونق جذب گردشگران خارجي است.در اين ميان به نظر مي‌رسد يكي از تدابيري كه بايد انديشيده شود مقابله با هجمه‌هاي تبليغاتي وسيعي است كه رسانه‌هاي غرب و توليدات جهت‌دار سينمايي آنها براي ايجاد تصويري تحريف شده و به شدت مغشوش از ايران در افكار عمومي جهان ترسيم مي‌كنند. آنها به گونه‌اي پيشينه تاريخي- تمدني ايران و فضاي موجود فرهنگي، اجتماعي و امنيتي كشور را تحريف مي‌كنند كه حتي وقتي كسي به ناگزير از كريدور هوايي ايران براي مسافرت استفاده مي‌كند هر لحظه بيمناك و در هراس است.البته منظور از اتخاذ تدابير لازم در اين زمينه بسنده كردن به يكسري مواضع و ديدگاه‌هاي رسمي و ديپلماتيك نيست كه اگرچه اين مواضع در جاي خود ضروري و ارزشمند است، اما صرفاً بعد سياسي و ديپلماتيك دارد اينجاست كه بايد اتاق فكرهايي با تأكيد بر راهكارهاي عملي در رسانه‌ها و نهادهاي غيردولتي براي خروج از حالت انفعال در برابر تبليغ‌هاي مسموم و جهت‌دار دستگاه تبليغاتي رسانه‌اي غرب تدارك ديده شود.اما امروز در خلأ چنين اقداماتي تنها سفيران ما همان جهانگرداني هستند كه پس از حضور در ايران و بازديد از اماكن تاريخي و مشاهده رخدادهاي اجتماعي- فرهنگي با حضور در زندگي روزمره مردم از اين همه شكاف موجود در دو تصوير ذهني آنها از ايران- تصويري كه رسانه‌ها آن را ساخته بودند و تصويري كه با حضور در ايران ساخته شده است- ابراز شگفتي مي‌كنند و ما هم كه عموماً عادت به ساده‌ترين و در دسترس‌ترين راهكارها داريم نه براي خنثي‌سازي اقدامات غرب بلكه براي خوشايند افكار عمومي كشورمان براي nامين بار خوراكي از اين اظهارات را براي مصرف داخلي تهيه مي‌كنيم، غافل از اينكه اين اظهارات بايد به گوش كساني برسد كه تحت تأثير بمباران تبليغاتي از واقعيت‌هاي موجود در ايران بي‌خبرند و با اندكي تساهل IRAN را همان IRAG مي‌دانند يا يكي از كشورهاي امريكاي جنوبي، شايد هم بخشي از قاره افريقا كه حتماً بعد از غروب آفتاب بايد با جليقه ضدگلوله براي خريد به سوپر ماركت سركوچه رفت، و گرنه شنيدن حرف‌هايي كه ما هر روز در زندگي‌مان با گوشت و پوست لمس مي‌كنيم چه لطفي مي‌تواند داشته باشد.گردشگري به توسعه اقتصادي منجر مي‌شود يا بالعكس؟پژوهشي كه در شماره 26 نشريه پژوهشنامه علوم انساني و اجتماعي منتشر شده نشان مي‌دهد كه در 60 سال گذشته گردشگري از رشد پيوسته‌اي در جهان برخوردار بوده به طوري كه به مرور به يكي از بخش‌هاي اقتصادي با سرعت رشد بالا در جهان تبديل شده است.طي سال‌هاي 1950 تا 2005، گردشگري بين‌المللي با نرخ رشد سالانه 5/6 درصد از 25 ميليون گردشگر در سال 1950 به 806 ميليون نفر در سال 2005 رسيده است.بر اساس پيش‌بيني‌هاي رسمي سازمان جهاني جهانگردي، تعداد گردشگران در سال 2020 به 5/1 ميليارد نفر خواهد رسيد.اما سؤال مهمي كه در همين پژوهش به آن پرداخته شده اين است كه آيا رشد اقتصادي باعث رونق گردشگري مي‌شود يا بالعكس، اين گردشگري است كه مي‌تواند چرخ دنده‌هاي اقتصاد را با روغن كاري به تحرك بيشتر وادارد.پژوهش مذكور نشان مي‌دهد كه اين سؤال بسته به شرايط اقتصادي و اجتماعي كشورها، پاسخ‌هاي متفاوتي خواهد داشت.به عنوان نمونه اسپانيا و كره جنوبي نمادهايي از تأثيرگردشگري بر اقتصاد و بالعكس هستند.مطالعه‌اي كه براي ارزيابي نقش گردشگري در رشد بلند مدت اقتصاد اسپانيا صورت گرفته نشان مي‌دهد رشد اقتصادي در اين كشور حداقل در سه دهه اخير به طور ملموس به توسعه پايدار گردشگري منجر شده و اين كشور را به يكي از برترين كشورها در كسب درآمد از گردشگري رسانده است. با اين حال تجربه كره جنوبي بالعكس بوده، به طوري كه اين كشور از رشد اقتصادي به توسعه گردشگري رسيده است.وقتي يك گام از ديگران عقب مي‌افتيموقتي با كلمات بازي مي‌‌كنيماگر چه گردشگري از آن دست حوزه‌هايي است كه كاملاً با تصميم‌هاي شخصي گره خورده است اما اين تصميم‌ها خود زير مجموعه‌اي از جاذبه‌هايي است كه به چشم و گوش گردشگران در سراسر دنيا سرازير مي‌شود. ايران كشور كم جاذبه‌اي نيست و چه بسا اگر جاذبه‌هاي اقليمي و تاريخي ايران به درستي شناسانده شود حداقل ايراني‌ها ترجيح مي‌دهند كه اول از همه ايران را خوب بگردند و بعد به نقاط ديگر دنيا يا كشورهاي همسايه سر بزنند.البته نقصان جدي ديگري هم نقش آفريني مي‌كند، آنجا كه به هزينه‌هاي سفر در داخل كشور توجه مي‌كنيم، استانداردهاي گردشگري فراتر از آن است كه از گردشگران بخواهيم از مبدأ سفر تا مقصد و بالعكس از خانه‌هايشان خوراك بردارند تا مجبور به پرداخت هزينه غذا نشوند. اين استاندارد توصيه نمي‌كند كه سقف بالاي سر گردشگران همواره يك چادر مسافرتي باشد. كسي كه عزم سفر مي‌كند مهم ترين هدفش تمدد اعصاب و دور شدن از روزمرگي‌هاي رايج است، بنابر اين تحمل سختي‌هاي مضاعف بر روال زندگي معمول شايد براي بسياري خوشايند نباشد.اين يك واقعيت است كه هزينه‌‌هاي سفر در داخل كشور با توجه به ميزان درآمد قشر متوسط جامعه بالاست و با وجود آنكه در سال‌هاي گذشته اقداماتي چون سفركارت و سفرهاي ارزانقيمت براي كاستن از اين بار طراحي شده اما عملاً به نتيجه‌ مورد نظر نرسيده است.مسئله مهم ديگر اين است كه متأسفانه مسئولان ما در حوزه گردشگري همواره يك گام از ديگران عقب‌تر هستند و برخوردها عكس‌العملي و تدافعي است. امروز بيشتر كشورهاي جهان روي منابع گردشگري‌‌شان حساب ويژه‌اي باز كرده‌اند، بنابر اين بهترين نيروهاي نخبه آنها در حوزه تبليغات، تأمين زير ساخت، اقامت و نظاير آن به كار گرفته مي‌شود. كافي است به رفتار كشورهاي همسايه‌مان نگاهي بيندازيم، آن‌ها با چشماني باز متوجه ارزهاي گردشگران ايراني هستند و هر كدام سعي مي‌كنند به سهم بيشتري از حضور گردشگران ايراني برسند اما در مقابل ما بيشتر با كلمات بازي و ايده پردازي مي‌‌كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار