
ايزد مهرآفرين | احمد عرباني، متولد 1326 در تهران است. او از همان دوران كودكي و دبستان به نقاشي علاقه داشت. پس از پايان تحصيلات متوسطه در سال 1347، به دعوت مجله توفيق به آنجا ميرود و پس از يك دوره آموزشي دو ماهه به صورت حرفهاي در آن نشريه مشغول به كار ميشود و اين همكاري تا زمان توقيف«توفيق» ادامه داشت. در سال 1352 وارد كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ميشود و در زمينه انيميشن در واحد سينمايي آن سازمان به فراگيري و كار در فيلمهاي انيميشن مشغول ميشود و در ساخت چندين فيلم انيميشن همكاري ميكند.
بعد از انقلاب اسلامي همكاري مطبوعاتي را با نشريات مختلف ادامه ميدهد ولي بيشتر به انيميشن ميپردازد. طي سالهاي(1363) تا(1369) با مجله«فكاهيون» همكاري ميكند و از همين سال همكاري خود را با نشريات هفتگي، ماهنامه، سالنامه«گل آقا» شروع ميكند. عرباني تاكنون چهار فيلم به نامهاي«تبر» (1359)،«گنج» ( 1367)، «نقلي و گلهاي آفتابگردان» (1372) و طرحهاي كوتاه 1374 را براي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ساخته است. او در سال 1971 از نمايشگاه كاريكاتور اسكوپيه موفق به دريافت مدال طلا و ديپلم افتخار شده است.
وي هماكنون عضو هيئت مديره آسفياست و در حال حاضر مشغول ساخت انيميشن«كدو قلقله زن» از سري مجموعههاي«افسانههاي كهن» است. با اين هنرمند پيشكسوت گپ و گفتي داشتيم كه در ادامه ميخوانيد:با توجه به اينكه شما از پيشكسوتان عرصه كاريكاتور هستيد ميخواستم بپرسم تاريخچه كاريكاتور در ايران دقيقاً به چه زماني برميگردد و اولين كاريكاتورها چه زماني در نشريات ايراني به چاپ رسيد؟تاريخچه كاريكاتور ما تقريباً به سال 1304 كه روزنامه «ملانصر الدين» به زبان تركي چاپ ميشد، برميگردد. البته اين روزنامه در قفقاز چاپ ميشد ولي براي ايران هم ميفرستادند. اولين كاريكاتوري كه در ايران وارد شد در همين روزنامه چاپ شده بود كه كار دو كاريكاتوريست آلماني، اتريشي به اسم«روتر» و«شلينگ» بودند. كاريكاتورها خيلي قوي بودند و هنوز كه هنوز است بعد از اين همه سال اگر ببينيد طراوت و تازگي دارد. از آن به بعد همين كارها الگوي 99 درصد كاريكاتوريستهاي ايراني بوده و هست. البته در زمان ناصرالدين شاه در روزنامه «شرف شرافت» يك طرحهاي مضحكي چاپ ميشد ولي فقط براي صفحه پر كردن بود و نميشود اسم كاريكاتور بر آنها نهاد.
كاريكاتوريستهاي ايراني از چه زماني شروع به كشيدن كاريكاتور كردند؟تقريباً در بين دهه 20 تا 30. در آن زمان وضع مملكت به لحاظ سياسي به خاطر رفتن رضا شاه و آمدن شاه جديد كمي باز شده بود. به همين خاطر روزنامههاي انتقادي زيادي هم منتشر ميشد. نشرياتي مثل روزنامه«ناهيد»،«مردم امروز» و«چلنگر» بودند كه هر كدام با عقايد خودشان اعم از چپ، راست يك چيزهايي تحت عنوان كاريكاتورهم در بين صفحاتشان چاپ ميكردند كه در اين بين حسين داوودي و بنايي پيشگام اين كار بودند.
خب رنسانس چه زماني اتفاق افتاد؟ منظورم زماني است كه كاريكاتور ديگر پاي ثابت نشريات و مجلات شده بود.از دوره انتشار مجدد مجله«توفيق». در سال 1300«حسن توفيق» اين مجله را راه انداخت و تا 28 مرداد انتشار پيدا كرد ولي در آن زمان توقيف شد. انتشار مجدد از سال 1337 يعني پنج سال بعد از كودتاي 28 مرداد بود. در اين دوره خود حسن توفيق طرحها و كاريكاتورهاي روي جلد را كار ميكرد و بعد غلامعلي لطيفي آمد و بعدها هم بهمن رضابيگ و از اين دوره به بعد تقريباً كاريكاتور به صورت جدي و رسمي وارد كارمطبوعات به عنوان يك عنصر لازم و اثرگذار شد. البته قبل از آن كاريكاتورهاي خارجي چاپ ميكردند تا صفحه را پر كنند ولي از اين سال به بعد كاريكاتور ايراني رسميت يافت. در ابتدا هم تعداد كاريكاتوريستها كم بود ولي از سال 42 هنرمندان زيادي وارد اين عرصه شدند. خود من هم از سال 47 وارد مجله توفيق شدم. در همين سال مجله كاريكاتور هم منتشر شد كه در اين بين رويكرد مجله توفيق مردميتر بود. توفيق سال 50 توقيف شد. ولي مجله كاريكاتور منتشر ميشد كه همه كاريكاتوريستها آنجا جمع شده بودند. مجله كاريكاتور هم در سال 57 توقيف شد.
از آن سالها تا به امروز زمان زيادي گذشته، وضعيت كاريكاتور امروز را چطور ميبينيد؟كاريكاتور امروز خيلي متفاوت با زمان ماست. زمان ما مثل فيلم انيميشن كه الان به اين شكل سهبعدي در آمده است، كاريكاتور هم خيلي فرق داشت. زمان ما امكانات و تكنولوژي امروزي نبود و واقعاً بايد شما طراحي بلد بودي تا وارد اين وادي بشوي. در انيميشن هم حتماً بايد سينما و طراحي را ميشناختي. چون انيميشن نقاشي متحرك بود. كاريكاتور امروز مخلوطي از تكنولوژي و ابزار شده با چاشني كمي ازهنر. متأسفانه در اين بين فضاي كار هم مغشوش شده و سره از ناسره را نميتوان تشخيص داد. چون استفاده از نرمافزارخيلي زياد شده است. بعد هم در زمان ما اصلاً مجله خارجي وجود نداشت و ما الگويي نداشتيم. امروزه شما با فشار يك دكمه تمام استوديوهاي دنيا و كارهاي كارتونيستهاي جهان را ميبينيد. كاريكاتوريستهاي ما از روي همين كارها الگوبرداري و متأسفانه كپي ميكنند. بازار كپي خيلي زياد شده و به تناسب خلاقيت هم كم شده است. در زمان ما سوژهها را ميدادند و ما يكي دو ساعت وقت داشتيم تا فكر كنيم و طرحي بكشيم. همين كار ما را تشويق ميكرد به فكر كردن. ما بيشتر كار ژورناليستي ميكرديم و با اخبار روز پيش ميرفتيم. الان كاريكاتوريستهاي خيلي خوبي كه كارشان هم خيلي قوي باشد داريم. كسان ديگري هم هستند كه مثلاً چهره ميكشند و تمام هم و غمشان را ميگذارند براي شبيهسازي و چون از ابزار استفاده ميكنند خيلي قوي است. ولي كارشان روح ندارد. درست مثل فرق فرش ماشيني با فرش دستباف. يا كوزه سفالي ماشيني با كوزههاي دستي. شايد كمي كج و كوله و به دقت ماشيني نباشند ولي با طراوت و جاندار است. به همين دليل كارها از نظر طراحي خيلي قوي هستند ولي آن نمكي كه بايد داشته باشند را ندارند. متأسفانه به دليل نرم افزار ذهن كاريكاتوريستهاي ما تنبل شده است.
به عنوان كسي كه از دنياي كاريكاتور وارد دنياي انيميشن شده رابطه بين كاريكاتور و انيميشن را چطور ميبينيد؟همانطور كه گفتم در زمان ما شما بايد حتماً نقاشي بلد بودي تا اينكه بتواني وارد فاز انيميشنسازي بشوي. بنابراين كساني وارد اين حرفه ميشدند كه طراحي را خوب ميدانستند. در انيميشن بايد طراحي فانتزي ميبود. الگوي ما هم در آن زمان استوديوي«ديزني» بود و هنوز«پيكسار» و«وارنر» نبودند. براي طراحي ازكارهاي آن تبعيت ميكرديم. البته اين را هم بايد بگويم كه هر كاريكاتوريست و نقاشي هم نميتوانست انيميشن كار شود چون بايد يك قريحه و ذوقي هم داشته باشد. جدا از آن سينما را هم بشناسند. خيلي از انيماتورهاي امروز ما اول كاريكاتوريست بودند و بعد انيماتور شدند. ولي خيليها هم سمت انيميشن نيامدند. اما متأسفانه امروز خيلي از انيميشن كارها نه طراحي بلد هستند و نه سينما را ميشناسند و اين به واسطه همان فناوري است كه گفتم. به همين خاطر است كه خيلي از كارهاي انيميشن ما خوب از آب در نميآيد چون كارگردانها طراحي را نميشناسند.
ظهور و انقلاب سهبعدي را در دنياي كاريكاتور و انيميشن چگونه ارزيابي ميكنيد؟ فكر نميكنيد با آمدن سهبعدي بازار كاريكاتورها و انيميشنهاي دستي از رونق افتاده است؟ دنيا به خاطر اين سمت سهبعدي رفته چون زمان و نيروي كمتري صرف ساخت انيميشن ميشود وكارها بيشترتوسط رايانه انجام ميشود. ولي در دو بعدي نه. سختترين بخش انيميشن دوبعدي است. تكنيك«كات اوت» هم كه الان زياد باب شده از سهبعدي هم راحتتراست. متأسفانه يك كاري هم كه خوب از آب در ميآيد، مثل مجموعه«شكرستان» همه ميآيند سراغ اين تكنيك. من الان چون عضو شوراي گرافيك صبا هستم ميبينم كه تمام فيلمها دارند سبك شكرستان ميشوند. منتها آن ظرافت را ندارند. آنها كه دفتر انيميشن دارند كمتر سراغ سهبعدي ميروند چون دوبعدي فضاي قشنگ تري دارد. من خودم دوبعدي را ترجيح ميدهم. سهبعدي كاملاً دارد رئال ميشود خب اين ديگر چه ساختني دارد. همان فيلم زنده ساختن بهتر است. انيميشن اساسش فانتزي است. دنيايي كه«شير شاه» و«رابين هود» و «علاالدين» دارد. من يك فريم دو بعدي را به يك دنيا سهبعدي نميدهم.
چه زماني با انيميشن آشنا شديد و اولين كارتان چه بود؟من به دعوت يكي از دوستانم كه كاريكاتوريست بود و دوستي در كانون پرورش فكري داشت در سال 52 دعوت به كار شدم. در فيلمهاي مختلف همكاري ميكردم. با«زرين كلك»، «مرجان رياحي» و «علياكبر صادقي» كار كردم. بعد از انقلاب جمع انيماتورهاي كانون از هم پاشيده شد. بعد از انقلاب هم با«وجيه اله فرد مقدم» و «عبدالله عليمراد» كه تازه وارد بودند فيلم ميساختيم. اولين فيلمم انيميشن«تبر» بود كه در سال 59 با همكاري عليمراد ساختم و همان سال از تلويزيون پخش شد و نظر خيليها را به خودش جلب كرد.
در حال حاضر مشغول ساخت مجموعه انيميشن«افسانههاي كهن ايراني» هستيد. چه شد كه به اين فكر رسيديد كه به سراغ افسانهها و داستانها فولكور ايراني برويد؟قصه، متل و افسانههاي ايراني را از بچگي دوست داشتم. به نظرم انيميشن بهترين هنري است كه ميتوان با كمك آن، اين داستانها را براي همه بيان كرد است. خوشبختانه ادبيات ما سرشار از اين دستمايههاست. «كليله و دمنه» داستانهاي«سعدي» و كلي داستان و افسانه فولكور محلي. من هم براي همين كار رفتم سراغ ساخت اين مجموعه. اولين قسمت از اين مجموعه را به اسم«قصههاي نخودي» ساختم و«كدو قلقلهزن» هم در ادامه همين كار ساختم كه آماده پخش است. چندين داستان ديگر هم آماده كردم براي ساخت.
از آنجا كه شما در كاريكاتور ورزشي تخصص داريد چرا تا به امروز از ظرفيتها و حاشيههاي فراوان ورزش براي ساخت انيميشن استفاده نكرديد؟قبل از انيميشن تبر، چند انيميشن كوتاه ورزشي با عليمراد ساختيم و برديم تلويزيون براي پخش. گفتند بودجه نداريم اگر كارتان را رايگان ميدهيد، آن را پخش ميكنيم. سرخورده و ناراحت برگشتيم و كارمان هم ماند روي دستمان. آلبومي دارم پر از سوژه و كاريكاتورهاي ورزشي و براي ساخت انيميشن خيلي مناسب است و خودم هم مشتاقم اين كار را انجام بدهم. شايد براي پروژه بعدي سراغ همين كار بروم.
براي آخرين سؤال وضعيت انيميشن ايران را چطور ميبينيد؟وضعيت انيميشن نسبت به قبل خوشبختانه اميدواركننده است. قبلاً بيشتر بودجه حرام ميشد تا اينكه كاري صورت بگيرد. چون روابط حاكم بود. امروزه ديگر موج آزمون و خطا خوابيده مخصوصاً وقتي سهبعدي آمد يك تبي همه را گرفت كه به سمت انيميشن آمدند ولي بعد از مدتي اين كار را كنار گذاشتند. الان ديد، شايسته سالاري شده و واقعاً كساني كه كار را بلد هستند باقي ماندهاند.