
واژههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هر کدام به فراخور شرایط و زمینههای پیدایش آنها بار معنایی خاص خود را دارند. افرادی که از این واژهها در ادبیات گفتمانی خود استفاده میکنند، متأثر از دو رویکرد هستند. برخی به این جهت از این واژهها استفاده میکنند که نماینده یک جریان فکری، اندیشه یا مکتبی هستند و به درستی میدانند در صورت تکرار این واژهها توسط آنها، چه بسا در اندکزمانی یک واژه تبدیل به یک گفتمان در جامعه گردد و از این طریق بستر تحقق یک مکتب یا اندیشهای در جامعه فراهم شود. آن چیزی که از گذشته دور تاکنون در اندیشههای سیاسی اعم از اندیشههای لیبرالیستی، مارکسیستی، ماکیاولیستی و حتی اندیشههای مترقی دینی و نشأتگرفته از مبانی ارزشمند اسلامی در جوامع شکل گرفته است، با توجه به همین رویکرد از کاربرد واژهها توسط افراد صاحباندیشه اعم از مثبت یا منفی بوده است. اما در کنار این عده چه خوب یا بد، هستند افرادی که صرفاً نشخوارکننده واژهها هستند بدون آنکه معنا و مفهوم واقعی آنها را درک کنند و یا تحت تأثیر مکتب فکری خاص، اقدام به تکرار و انتشار چنین واژههایی کرده باشند.
روز گذشته از سوی مدیرعامل محترم خبرگزاری جمهوری اسلامی و سرپرست جدید روزنامه ایران، مطلبی منتشر شد که صرف نظر از درست یا نادرست بودن آن و یا اینکه آیا این سخنان توسط شخص ایشان بیان گردیده در حالی که برخی اخبار حکایت از عدم حضور او در کشور دارد و یا توسط یک تیم خاص روی خروجی خبرگزاری دولت و برخی سایتها قرار گرفته است، انتقاد به محتوای آن است.
در این نوشتار صرفاً طرف سخن جناب آقای جوانفکر نیستند، بلکه نوع گفتمانی است که توسط برخی افراد درون جبهه اصولگرایی چندی است مطرح و تکرار میشود، بیآنکه توجهی به سوابق این نوع گفتمان در گذشته داشته باشند. تفاوتی ندارد در یک مقطع دیده میشود یک عنصر شاخص فلان تشکل منتسب به جریان اصولگرایی برای اینکه مثلاً حرف جدید زده باشد متوسل به برخی واژههای وارداتی و خلاف اندیشه اصولگرایی میشود و در مقطع دیگر برخی عناصر صاحبنام در مجموعه دولت برای اینکه هم حریف را از صحنه خارج کنند و هم حرف جدیدی زده باشند، متوسل به این واژهها میشوند غافل از آنکه از پیشینه چنین ادبیاتی اطلاع داشته یا حداقل به مفهوم و بار معنایی و عواقب آن وقوف داشته باشند.
در اظهارات منتسب به جناب آقای جوانفکر برخی واژهها به کار رفته بود که نگارنده را وادار به نگارش این مطلب نمود که بیش از همه واژههای «رسانههای دروغپرداز و اقتدارگرا» و «حاکمیت دوگانه» آزاردهنده بود. برای بررسی پیشینه استفاده از این واژهها لازم است توجه مخاطبین و این برادر منتسب به جریان اصولگرا را به نکاتی جلب کرد:
1 ـ در سالهای حاکمیت دوم خرداد شاید بیشترین واژههای «حاکمیت دوگانه،اقتدارگرایان، تمامیتخواهان، انحصارطلبان و ...» توسط جریان اصلاحطلب برای از صحنه خارج کردن جریان ارزشی جامعه به کار میرفت. با پیروزی جریان منتسب به خاتمی در سال 76 اینگونه واژهها وارد ادبیات سیاسی کشور شد و روزی نبود که جریان منحرف اصلاحطلب که هر روز این واژهها را از مکاتب غربی به عاریت گرفته بود، به بخشهای مختلف اعم از بخش رسانهای و فرهنگی کشور تزریق نمیکرد. روزنامههای دوم خردادی صبح امروز، نشاط، توس و ... مملو بود از این واژههای نامأنوس و عاریتی که برای اولین بار به طور روزانه در ستون تحلیلی و گفتوگوهای خبری این رسانهها رخ مینمایاند تا با تکرار در استفاده از آنها، این واژهها تبدیل به گفتمان شده و جریان دینی و ارزشی کشور را از صحنه سیاست کشور حذف نماید.
یک روز، روزنامه زنجیرهای صبح امروز در تقسیمبندی جناحهای سیاسی کشور برای بدبین کردن مردم نسبت به احزاب و گروههای ارزشی جامعه، از واژه محافظهکار و «جریان سنتی متحجر» استفاده میکرد و دیگر روز، روزنامه نشاط برای تکمیل حلقه گفتمانی خود با قلم تقیرحمانی ملی ـ مذهبی، همین جریان ارزشی را به تمامیتخواه و اقتدارگرا تقسیمبندی میکرد و جالب آنکه با انتخاب تیتر «کدام نام مناسب است؛ اقتدارگرا یا تمامیتخواه»، نگاه و ذهن مخاطب را برای به کارگیری از واژههای دیگر در آینده نزدیک آماده میکرد.
آیا کسانی که تولیدکننده این واژههای غلط و غیراخلاقی برای جریان ارزشی بودند و نیروهای حزبالله با دیدن این واژهها در آن مقطع رنج میبردند، امروز خرسند از آن نیستند که همین واژهها تبدیل به گفتمانی شده است که بخشی از جریان اصولگرا برای حذف رقبای خود در میان اصولگرایان متوسل به آنها میشود!؟
2 ـ کدام جریان و در کدام مقطع زمانی و با کدام اهداف راهبردی به دنبال القای حاکمیت دوگانه در کشور بوده است. جز آنکه کدیور در خدمت موساد و امثال او در دوران خفقان دوم خرداد همواره در محیطهای دانشگاهی بر طبل حاکمیت دوگانه میکوبیدند و روزی نبود که مقاله و اراجیفی درباره وجود حاکمیت دوگانه در کشور مطرح نگردد.
چه اتفاقی افتاده است که امروز مشاور رئیس جمهور اصولگرا و مدیرعامل بزرگترین خبرگزاری رسمی کشور، از حاکمیت دوگانه سخن میگوید و گوشزد میکند که بخشی از جریان رقیب رئیسجمهور در درون اصولگرایی به دنبال القای حاکمیت دوگانه در کشور است. حزبالله یک حاکمیت بیشتر نمیشناسد و آن حاکمیت ولایت مطلقه فقیه در جامعه ایران اسلامی است و قوای سهگانه و دستگاههای کشور اعم از اجرایی، تقنینی و قضایی نیز تحت همین حاکمیت قرار دارند و هیچ حاکمیتی جز این برای ملت ما شناخته شده نیست.
بنابراین شایسته است مسئولان و مدیران این کشور پیش از آنکه تکرار کننده واژگان نامأنوسی همچون اقتدارگرایی و حاکمیت دوگانه باشند و جریان رسانهای منتسب به اصولگرا را متهم به جریان دروغپرداز و اقتدارگرا کنند، بر گفتههای خویش تأمل بیشتر کرده و موجبات شادی جریان معاند و منحرفی که هشت سال انرژی و توان این کشور را در جهت طرح مباحث چالشبرانگیز برای همسویی با دشمنان بیرونی قرار داد، فراهم نکنند که این عین صواب است.