کد خبر: 446008
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۲
بررسي نقش رسانه در مقابله با شبكه‌هاي منحرف در گفت‌وگو با دكتر ضيايي پرور
علي البرزي | رسانه به دليل نقش كليدي و اساسي كه در تغيير فرايند تقويت ارزش‌ها، باورها، سنت‌ها و معيارهاي رفتاري افراد جامعه دارد مي‌تواند براي آگاه‌سازي افكار عمومي در مقاطع مختلف و در برابر هجمه‌هاي وارده نقش بسزايي داشته باشد. رسانه‌ها مي‌توانند خاكريز مطمئني براي دفاع از ارزش‌هاي افراد و جوامع باشند. براي بررسي نقش رسانه‌ها در مقابله با عرفان‌هاي دروغين و چگونگي وارد شدن رسانه‌ها به اين موضوع با دكتر «حميد ضيايي پرور» استاد دانشگاه و كارشناس رسانه به گفت‌وگو نشسته‌ايم. اين كارشناس رسانه، ديدگاهي متفاوت درباره نحوه برخورد و مقابله با شبكه‌هاي منحرف عقيدتي دارد و بر اين باور است كه با نپرداختن به اخبار فعاليت اين شبكه‌ها بايد آنها را بايكوت كرد! ضيايي پرور بر اين اعتقاد است كه بهترين شيوه اين است كه اين شبكه‌ها در رسانه‌هاي سايبر و اينترنتي محدود شوند و پاي آنها به رسانه‌هاي مكتوب، شنيداري و تصويري كشيده نشود. ماحصل اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد.آقاي دكتر! در چند وقت گذشته هشدارهاي مختلفي در رابطه با گسترش فرقه‌هاي دروغين و نوظهور و خطرات اين فرقه‌ها براي امنيت اعتقادي و اخلاقي جامعه داده و شنيده مي‌شود. فكر مي‌كنيد كه رسانه‌هاي مكتوب و ديداري و شنيداري چگونه مي‌توانند در راستاي آگاه‌سازي جامعه در اين رابطه فعاليت كنند؟ من تصورمي كنم كه بحث عرفان‌هاي كاذب يا به نوعي فرقه‌ها و مذاهب دروغين و جعلي كه از سال‌هاي گذشته در نقاط مختلف جهان و ايران وجود داشته است، در حال حاضر با مطرح شدن و گسترش رسانه‌هاي سايبري امكان بازانتشار و تبليغ فراگيرتر براي خود پيدا كرده‌اند و از اين جهت به گونه‌اي احساس تهديد مي‌شود.در چند وقت اخير اخبار و اطلاعات در رابطه با اين فرقه‌ها در كشور بيشتر شنيده مي‌شود. در عصر رسانه‌هاي مكتوب و ديداري و شنيداري تا يك دهه قبل اين فرقه‌ها امكان تبليغ فراگير براي خود و انتشار عمومي ديدگاه‌هاي‌شان را نداشتند و به همين علت در بين افكار عمومي آنچنان شناخته شده نبودند.به طور مثال اگر10 سال پيش مباحثي پيرامون شيطان‌پرستي در جامعه منتشر مي‌شد، به علت اطلاعات كم و فراگير نبودن رسانه‌هاي سايبر، كمتر كسي به اين موضوع واكنش نشان مي‌داد. اما امروزه فقط كافي است كه دو كلمه عرفان‌هاي كاذب را در سايت‌هاي اينترنتي جست‌وجو كنيم، اينجاست كه با انبوهي از مقالات،مطالب و گزارش‌هايي در رابطه با فعاليت اين فرقه‌هاي مواجه خواهيم شد. رسانه‌هاي جديدي كه در دسترس اين گروه‌ها قرار گرفته اند، به علت فراگيري رسانه‌هاي سايبر و حذف بعد زمان و جغرافيا در اين محيط رسانه‌اي امكان تبليغ گسترده‌اي براي اين فرقه‌ها فراهم كرده است. اين گروه‌هاي منحرف در ابتداي شكل‌گيري از نظر اعضا و فعاليت در اقليت بودند، اما درچند سال گذشته با كمك فضاي سايبر توانسته‌اند در اين زمينه رشد قابل توجهي داشته باشند. بهترين راه مقابله با اين مرام‌ها، به كارگيري رسانه به شكلي كاملاً حرفه است.يعني مي‌توان نتيجه گرفت كه با گسترش رسانه‌هاي سايبر، فرصت فعاليت براي اين فرقه‌ها به وجود آمده است؟بله، از نظر اين فرقه‌ها اين وضعيت يك فرصت‌ ايده‌‌آل براي ترويج باورها و اعتقاداتشان است، اما براي ما يك تهديد جدي و خطرناك به حساب مي‌آيد؛ تهديدي كه به راحتي هم قابل كنترل نيست؛ چرا كه در رسانه‌هاي مكتوب با ابلاغيه و قانون مي‌توان مانع انتشار اخبار و گزارش‌هايي با موضوع فرقه‌هاي انحرافي شد، اما در فضاي سايبر، سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مختلف با صدها صفحه اطلاعات، فيلم و عكس در تمام نقاط دنيا در دسترس است و به سختي مي‌توان از اين موضوع جلوگيري كرد. به نظر من مباحثي كه در شرايط كنوني در رابطه با عرفان‌هاي كاذب مطرح مي‌شود، اينگونه نبايد تصور شود كه تنها در فضاي سايبر و محيط‌هاي مجازي توانسته‌اند فعاليت داشته باشند. از طرفي، به هيچ وجه نمي‌توان گفت كه اين فرقه‌ها در سال‌هاي اخير به وجود آمده‌اند‌ يا يك رخداد جديد هستند.البته تعداد زيادي از افراد هم از طريق ارسال ايميل‌هاي ناخواسته و خبرنامه‌هاي اينترنتي و حس كنجكاوي جذب اين گروه‌ها مي‌شوند. براي خود من هم چندين بار از اينگونه ايميل‌ها كه حاوي مطالب مختلف در رابطه با عرفان‌هاي دروغين است از طرف يكي از گروه‌هاي منحرف ارسال شد و در حال حاضر هم ماهانه 500 خبرنامه براي من ارسال مي‌شود.به نظر شما اين فرقه‌ها براي جذب مخاطب در فضاي سايبر از چه روش‌ها و تكنيك‌هايي استفاده مي‌كنند؟به طورقطع اين فرقه‌ها از روش‌ها و تكنيك‌هاي روانشناسي استفاده كرده و با كمك فضاي سايبر ذهن‌ها و افكار مخاطبانشان را به سمت خود منحرف مي‌كنند. جالب است كه بدانيد در حال حاضر گروه‌هاي شيطان پرست براي جذب اعضا در فضاي سايبر از موضوعاتي نظير رابطه شيطان با خدا و فرشتگان استفاده مي‌كنند كه اين موضوع براي اشخاص عادي و مردم به نوعي ناشناخته و جذاب است.به طور طبيعي در اين شرايط، رسانه‌هاي ايران چه در بخش مكتوب و چه ديداري و شنيداري هم بايد براي مقابله و آگاه‌سازي افكار عمومي دست به كار شوند. به نظر شما بهترين راهكار رسانه‌اي براي آگاه‌سازي افكارعمومي چيست؟من برخلاف نظر شما معتقدم كه رسانه‌هاي جريان اصلي همانند مطبوعات،سينما، فيلم و كتاب نبايد به اين عرصه وارد شوند، بلكه براي مقابله با اين فرقه‌ها در فضاي سايبر بايد از رسانه‌هايي همجنس و برابر با رسانه‌هاي مد نظر اين گروه‌ها استفاده شود، چرا كه در فضاي رسمي به نوعي به اين گروه‌ها رسميت بخشيده مي‌شود.اما بر خلاف باور شما شاهد هستيم كه فعاليت گروه‌ها تنها به فضاي سايبر خلاصه نمي‌شود و مرحله دوم كه جذب و ساماندهي اعضا است از طريق جلسات و همايش‌هاي مختلف و در حقيقت در فضاي واقعي اجرايي مي‌شود.اين افراد احتمال دارد در همه جا و در بين اقشار مختلف مردم و حتي مسئولان هم نفوذ پيدا كنند. بحث من در رابطه با راهكار مقابله رسانه‌اي است. اين فرقه‌ها به علت اينكه از طريق سرنخ‌هاي ارتباطي فضاي سايبر، آدم‌هاي خود را جذب مي‌كنند بايد در همين فضاي سايبر هم با آنها مقابله كرد.چندي پيش گزارشي در رابطه با نفوذ سرشاخه‌هاي وابسته به شبكه مدعي عرفان كيهاني در رسانه‌ها منتشر شد. به نظر شما براي جلوگيري از نفوذ اين افراد در رسانه‌ها بايد چه تدابيري انديشيده شود؟البته چنانچه سايت‌هاي اينترنتي به مقابله با اين شبكه‌ها بپردازند و مطالبي را در قالب گزارش منتشر كنند، قابل قبول است؛ چرا كه بهترين شيوه مقابله، استفاده از سايت‌هاي اينترنتي است.بايد توجه داشت كه رسانه‌هاي سايبر مخاطب فرهيخته دارد و چنانچه ما بتوانيم ميدان بازي مقابله را تغيير دهيم، گرايش مخاطبان تغيير مي‌كند. تعدادي از اين فرقه‌ها را هم با بايكوت كردن و عدم استقبال خبري از آنها مي‌توان از چرخه فعاليت حذفشان كرد. اما يك ديدگاه ديگر از طرف كارشناسان مطرح مي‌شود كه اطلاع رساني نكردن در رابطه با اين نوع از آسيب‌هاي عقيدتي و اجتماعي را باعث رشد و گسترش آنها مي‌دانند. اين ديدگاه براي من مشخص نشده است. البته در برخي از جرايم همانند دزدي و فرار دختران، اطلاع رساني به جامعه از طريق رسانه‌ها بسيار مؤثر است، اما دراين نوع از آسيب‌ها چنانچه اطلاع رساني درست و اصولي با شناخت دقيق از جامعه مخاطب انجام نشود، ناخواسته به عنصرتبليغاتي فرقه‌ها تبديل خواهيم شد. در حال حاضر به نظر من رسانه‌اي كه به صورت هدفمند مي‌تواند در راستاي آگاه‌سازي افكار عمومي اقدام كند، فضاي سايبر و سايت‌ها هستند.آقاي دكتر! در شرايط كنوني زير ساخت‌هاي رشد و اثرگذاري سايت‌ها در فضاي سايبر فراهم شده است؟ اين زيرساخت‌ها تا حدي محقق شده است. اما بايد توجه داشت كه مقابله با اين فرقه‌ها در فضاي سايبر نبايد مختص شبكه‌هاي سايبري دولتي و وابسته به نظام باشد، بلكه اين مقابله بايد در رسانه‌هاي اجتماعي و شبكه‌هاي مجازي گفت‌وگو انجام شود؛ چرا كه وارد شدن دستگاه‌ها و سازمان‌هاي رسمي سياسي، امنيتي و مذهبي به اين موضوع يك اشتباه است. به طور مثال به جاي اينكه حوزه علميه قم در سايت رسمي خود مطلب يا جوابيه‌اي در رابطه با اين فرقه‌ها منتشر كند،بايد در هزاران وبلاگ و وب‌سايت ديگر، طلبه‌ها با قلم خودشان در رابطه با فرقه‌هاي انحرافي مطالبي را منتشر كنند. در اين صورت يك شبكه اجتماعي منسجم با جنبش وبلاگي براي نشر و انتقال مطالب مختلف و افشاگري در رابطه با خطرات و انحرافات عرفان‌هاي دروغين شكل خواهد گرفت.البته در مواردي هم كه نياز به برخورد امنيتي و قضائي است بايد با قاطعيت برخورد شود، اما در وهله اول كه نياز است از طريق فضاي سايبر با اينگونه فرقه‌ها مقابله شود بايد با كمك فرهيختگان، گروه‌هاي صاحب فكر و محفل‌هاي تبادل انديشه به مقابله بپردازيم.اينجا بحث ديگري مطرح مي‌شود و آن هم استفاده از ماهواره است. شبكه‌ها و فرقه‌هاي مروج معنويت‌هاي دروغين نفوذ قابل توجهي در ماهواره‌ها دارند و افكار خود را از طريق شبكه‌هاي ماهواره‌اي ترويج و تبليغ مي‌كنند. آيا اينجا هم باز معتقديد كه مقابله با اين فرقه‌ها بايد به فضاي اينترنت محدود بماند؟ من مخاطب ماهواره هستم و از سال‌ها پيش از برنامه‌هاي ماهواره‌اي استفاده كرده‌ام، اما هيچ وقت با شبكه‌هايي با محتواي فرقه‌هاي دروغين مواجه نشده‌ام. جالب است! اما اين گروه‌ها در قالب سريال‌ها و در دل فيلم‌ها و برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي به دنبال ترويج محسوس و نامحسوس عقايد خود هستند. به طور مثال، چندي قبل نشان X كه يكي از نماد شيطان پرستي است توسط هنرپيشگان در شبكه‌هاي ماهواره‌اي مورد استفاده قرار مي‌گرفت. ببينيد، اينگونه روش‌ها در مباحث عمليات رواني تعريف مي‌شود و به نظر من زماني كه ما در يك مقطعي دچارخلأ رسانه‌اي هستيم، بايد شاهد اين نوع از آسيب‌هاي رسانه‌اي هم باشيم.به طور مثال در شرايط كنوني در صدا و سيما اين خلأ رسانه‌اي كمبود برنامه‌هاي كارشناسي به شدت احساس مي‌شود و به طور طبيعي در نقطه مقابل، افرادي كه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي متولي ساخت برنامه‌هاي سرگرم‌كننده هستند در لابه‌لاي برنامه‌ها موضوعاتي را كه با اهداف آنها همخواني دارد قرارمي دهند. من معتقد هستم كه راه اساسي براي مقابله با اين نوع از جنگ رواني دشمن، پركردن نيازهاي سرگرمي و رسانه‌اي مردم در كشور است. براساس مطالعات انجام شده خانواده‌هاي ايراني نياز دارند كه در هر روز پنج سريال تلويزيوني را دنبال كنند. آيا صدا و سيما توانسته است اين نياز را برطرف كند؟ اين درحالي است كه شبكه فارسي وان روزانه 28 سريال پخش مي‌كند.چنانچه برنامه‌ريزي صحيح و اصولي براي پركردن وقت خانواده‌ها نداشته باشيم، شبكه‌هاي ماهواره‌اي به ويژه شبكه‌هاي فارسي زبان از اين فرصت براي ترويج اهداف پيدا و پنهان خود استفاده مي‌كنند. بازهم تأكيد مي‌كنم كه راه مقابله با اين نوع از هجمه و جنگ رواني بستن‌ يا توقيف و فيلتر و پارازيت نيست؛ چرا كه اين روش‌ها در اصل رسانه به عنوان روش‌هاي مقابله انفعالي تعريف شده است. روش تهاجمي، صحيح و تأثير گذار اين است كه ما خود بتوانيم محتواي كافي و با كيفيت را توليد كنيم و از طرف ديگر، رسانه‌هاي متنوع در كشور ايجاد شوند تا نيازهاي اوقات فراغت خانواده‌ها برطرف شود.اگر اين موضوع تحقق پيدا كند، خانواده‌ها جذب رسانه‌هاي داخلي مي‌شوند و آنگاه مي‌توان سياست‌ها و اهداف متناسب با كشور را در قالب سريال و فيلم و برنامه‌هاي ديگر به عموم جامعه القا كرد. متأسفانه در شرايطي كه ادعا داريم بايد براي تمام جهان الگو باشيم ‌ يا در منطقه يك كشور پويا و فعال و پيشرفته داشته باشيم، به مصرف‌كننده‌اي براي رسانه‌هاي خارجي تبديل شده‌ايم. در حالي كه بايد توليد‌كننده پيام از طريق رسانه هايمان براي جهان باشيم. البته اين موضوع تنها مختص به فرقه‌هاي دروغين نيست، اگر برنامه‌ريزي درست و هدفمند در صدا و سيما انجام نشود،آسيب‌هاي مختلف اجتماعي،فرهنگي و سياسي از طريق شبكه‌هاي ماهواره‌اي امنيت اخلاقي جامعه را تهديد مي‌كند. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه صدا و سيما براي آغاز حركت جدي در جامعه براي مقابله با فعاليت عرفان‌هاي پوشالي و آگاه‌سازي مردم نقش اساسي را دارد؟بله همين طور است، صدا و سيما بايد به صورت غير مستقيم با اين فرقه‌ها مقابله كند. تجربه چند سال گذشته نشان داده است كه در مقابله با پخش برنامه‌هايي نظير«شوك» صدا و سيما توانسته تا حد زيادي تأثير گذار باشد. در كشور ما حداقل بايد 40 كانال تلويزيوني وجود داشته باشد كه متأسفانه با ساختار فشل و گسترده و غير كار آمد صدا و سيما امكانپذير نيست. من تنها راه موجود را ايجاد كانال‌هاي خصوصي زير نظر بخش خصوصي و سياست‌گذاري صدا و سيما مي‌دانم.آقاي ضيايي پرور! شما سال‌ها در دانشگاه‌هاي مختلف تدريس و با دانشجويان در ارتباط بوده‌ايد. به نظر شما در شرايط كنوني براي آگاه‌سازي اين قشر از جامعه نسبت به خطرات فرقه‌هاي دروغين چه راهكاري بايد در دستور كار مسئولان دانشگاهي قرار گيرد؟محيط دانشگاهي به دليل اينكه از جنس محيط‌هاي سايبر است و افراد فرهيخته،صاحب فكر،تحصيلكرده و هوشمند در آن حضور دارند، مي‌تواند نقش بسزايي نه تنها براي اطلاع رساني به دانشجويان بلكه براي آگاه‌سازي اقشار مختلف جامعه ايفا كند. در اين اماكن هر چقدر هم كه فعاليت‌هاي اطلاع رساني صورت بگيرد، اثر گذار خواهد بود و اين فعاليت‌ها مي‌تواند در قالب همايش‌ها و سمينار‌هاي مختلف با موضوع فرقه‌هاي انحرافي و تدريس دروس فوق برنامه مختلف انجام شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار