
در اوج بحبوبه جنگ امریکا با عراق درسال 2003 و سقوط حکومت دیکتاتوری صدام، یکی از رسانهها اقدام به چاپ خاطرات یکی از افسران گارد ریاست جمهوری عراق از نوع رفتار و عملکرد دیکتاتور سقوط کرده این کشور نمود که بخشی از آن خاطرات بسیار تکان دهنده و برای شیوخ دیکتاتوری که امروز سایه سنگین حرکت انقلابی مردم علیه حکومتهای خود را احساس میکنند، درس آموز است.
آن افسرگارد که قاعدتاً باید محافظ صدام بوده باشد در خاطرات خود آورده بود، روزی شاهد صحنه برخورد زشت و غیر اخلاقی صدام با یکی از سران شیوخ کشوری از حوزه خلیج فارس بوده است. ظاهراً پس از طولانی شدن تجاوز نظامی رژیم بعث عراق به ایران اسلامی و نا امید شدن شیوخ عرب از اقدامات نظامی صدام علیه جمهوری اسلامی و خسته شدن آنها از کمکهای مالی و لجستیکی به صدام، یکی از این شیوخ کشورهای پونسی حوزه خلیج فارس در اظهار نظری گفته بود دیگر تمایلی برای کمک به صدام ندارد. صدام پس از شنیدن این سخنان از او برای سفر به عراق دعوت میکند که این افسرگارد شاهد صحنه برخورد زشت صدام با این به اصطلاح رئیس دولت عربی بوده است. او نقل کرده بود: دیدم که صدام این شیخ حاکم را وادار به کاری مینمود و مرتب این حاکم عرب التماس میکرد رفتار ناشایستی نسبت به او سر نزند.
از آن واقعه تا کنون تقریباً 25 سال میگذرد و بارها شاهد رفتار دون شأن دیپلماتیکی برخی از سران شیوخ عرب حوزه خلیج فارس بودهایم. نشست هر ساله شورای همکاری خلیج فارس و یاوه گویی آنها نسبت به جمهوری اسلامی در رابطه با جزایر سه گانه ایرانی و دخالت آشکار در امور داخلی ایران و. . . بدون توجه به اینکه در روزگاری نه چندان دور آنها در مقابل دیکتاتور بغداد تن به هر ذلتی میدادند و فراموش کرده بودند که با آنها چگونه رفتار میشده است، دیگر آزار دهنده شده است. امروز خویشتنداری و توجه به حسن همجواری مسئولان و ملت ایران موجب وقاحت و بیاخلاقیهای سیاسی برخی سران این کشورها شده است.
اقدام چند روز پیش دولت دیکتاتوری و موروثی کویت در اخراج چند کارمند سفارتخانه جمهوری اسلامی به بهانه دروغ بزرگ جاسوسی ایران در کویت، از جمله اقداماتی بود که صرفنظر از رفتار خارج از عرف دیپلماتیکی دو کشور همسایه، نوعی اهانت به ملتی محسوب میشود که تا کنون با وجود مشاهده رفتارهای خصمانه گذشته شیوخ عرب به ویژه دولت کویت نسبت به ملت ایران از جمله کمک به دیکتاتور بغداد در جنگ تحمیلی و در اختیار قرار دادن خاک این کشور برای حمله به ایران یا یاوهگویی نسبت به جزایر سه گانه ایرانی و. . . با بزرگ منشی و خویشتنداری از کنار آنها گذشته است.
بازی جدید کویت یا بهتر بگویم بازی امریکا و اتهام جاسوسی به ایران، نه اولین آنهاست و نه آخرین سناریوی غرب و حکام دست نشانده کشورهای حوزه خلیج فارس است، ولی چند نکته در این سناریو قابل تامل است:
1- تحولات منطقه و بیداری کشورهای عربی این ذهنیت غلط را در ذهن شیوخ کم حافظه عربی ایجاد کرده است که با اتهام زنی به جمهوری اسلامی به عنوان سلسله جنبان انقلابهای مردمی، از گسترش موج بیداری که اکنون فریادش به گوش آنها طنین انداز شده است، جلوگیری میکند، غافل از آنکه آتشی که افروخته شده، بسیار زودتر از آنکه تصورش را کند. دامن آنها را خواهد گرفت و حکومتهای خودکامه و موروثی عربی را ساقط خواهد کرد.
2- در نظام بینالملل ابراز دشمنی و تهدید از سوی کشورها امری طبیعی است و جمهوری اسلامی بیشتر از هر کشور دیگری با این مقوله آشنایی دارد، چراکه با پیروزی انقلاب اسلامی، کشورهایی که دارای حکومتهای تک قطبی و خودکامه بودند در کنار قدرتهای سلطهگر بیش از همیشه از گسترش تفکر انقلاب اسلامی که خوی آزاد اندیشی و سلطه گریزی را به همراه داشت، احساس خطر میکردند. از این رو این کشورها و قدرتها همواره بهدنبال ایجاد چالش برای نظام اسلامی ایران بودند، بنابراین رفتار اخیر دولت پونسی کویت نسبت به دیپلماتهای ایرانی با اتهام واهی جاسوسی را باید در همین راستا ارزیابی کرد. هر چند با توجه به موارد گفته شده این اقدام امر غیر قابل منتظرهای نبوده است اما بیان چنین نکتهای آن هم توسط دولتی که کشورش به تعبیر عراقیها در مقطعی به عنوان استان نوزدهم عراق محسوب میشد و امروز به تعبیر ملت بزرگ ایران از جمله کشورهای پونسی منطقه است که وسعت و جمعیت آن کمتر از یک استان کشور ایران است، جای تعجب دارد. کشوری با این ویژگی که حکمرانان آن در گذشته چنان رفتاری داشتهاند و روزگاری در کمتر از 24 ساعت به تصرف عراقی در آمد که 8 سال با ایران جنگید و سرانجام شکست خورد، امروز چگونه میتواند محلی از اعراب داشته باشد که جریان جاسوسی در آن صورت گرفته باشد و جمهوری اسلامی برای جاسوسی چنین کشوری را به عنوان کیس خود قرار داده باشد. این رفتار کویتیها غیر قابل بخشش است و شایسته است دستگاه دیپلماسی ایران پاسخ قاطع و روشنی به آن بدهد.
در نهایت باید گفت کویت و مقامات خودکامه و موروثی آن، از حروف والی هستند که نوشته میشوند ولی هیچگاه خوانده نمیشوند و برداشت مسئولان و ملت بزرگ ایران از کویت و کشورهای همسو با آن برداشتی از نوع حروف والی است.