امین ارشادی
«اگر در اروپا زندگی کنی و تحولات مصر را ببینی نگران میشوی اما اگر در اسرائیل باشی مسئله فراتر از نگرانی است، زیرا حیاتت در شرف دگرگونی است. ما 30 سال با صلح در کنار مصر زندگی کردیم اما اکنون ... نمیدانم!»
این تفسیری است که شلومو آونیری استاد صهیونیست دانشگاه علوم سیاسی تلآویو و از مقامات سابق وزارت خارجه این رژیم درباره اوضاع و تحولات اخیر مصر میگوید.
توبیاس باک نویسنده روزنامه فایننشال تایمز انگلستان در مقالهای با عنوان «بهار عربی سرد و گزنده برای اسرائیلیها» از نگرانی شدید صهیونیستها درباره تحولات در کشورهای عربی مینویسد و تأکید میکند: «اکثریت اسرائیلیها در انفجار اعتراضات مردمی خاورمیانه زمستانی سرد و تاریک میبینند و هیچ جایی در دنیا مانند اسرائیل نیست که درآن کفه ترازوی بیم و امید به نحو شایان تأملی به سوی بیم و هراس از تحولات اخیر متمایل شده باشد.»
این نگرانی به هیچ وجه بیراه نیست. نه از بعدی که همواره اتاق فکرهای صهیونیستی نسبت به آن هشدار میدادند، یعنی «اسلامگرایی» و روی کارآمدن گروههای اسلامی و نه از بعدی دیگر که به تازگی تلاش میکند مصر تاریخی را احیا کند یعنی «اسرائیلستیزی». گفتمانی که حالا دیگر چپ و راست و محافظهکار و لیبرال نمیشناسد و در فضای جدید مصر آنقدر کارکرد پیدا کرده است که حتی کاندیداهای انتخاباتی هم بخواهند آن را ملاک مشروعیت و محبوبیت عمومی قرار دهند و از آن برای آینده سیاسی خود طرفی ببندند. کار به جایی میرسد که حتی چهرههای لیبرالی مانند محمد البرادعی از تقابل نظامی با اسرائیل و احیای توافقنامه دفاع مشترک اعراب در برابر تلآویو در صورت حمله به غزه سخن میگوید و بیمحابا از اصطلاح «رژیم صهیونیستی» استفاده میکند.
شاهد دیگر بر تغییر رویکرد در سیاست خارجی مصر، توقف ساخت دیوار فولادی در مرز این کشور با غزه و دیدارهای مکرر سران حماس از این کشور و دیدار با مقامات و مسئولان شورای عالی نظامی است. حتی ژنرال محمد حسین طنطاوی، رئیس شورای عالی نظامی و وزیر دفاع که مصریها تمایلی به ماندن او ندارند از دستور صریح خود به نیروهایش خبر میدهد و روی صفحه فیسبوک خود مینویسد که به نیروهایش ابلاغ کرده است در صورت شکستن حریم هوایی مصر از سوی صهیونیستها، هواپیماهای اسرائیلی را ساقط کنند و نبیلالعربی وزیر خارجه این کشور میگوید مصر در برابر حمله به غزه ساکت نمینشیند.
آن سوتر عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب که او هم برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده مصر حاضر میشود یکباره به بازخوانی خاطرات گذشته خود در دوران مبارک میپردازد و در کنفرانس سالانه توسعه مصر که بیشتر به جلسه استیضاحش شباهت داشت تا سخنرانی انتخاباتی، میگوید: «از وزارت خارجه مصر در دوران مبارک اخراج شدم، زیرا مواضع ضداسرائیلی داشتم!»
یکی از شرکتکنندگان از عمرو موسی درباره موضع وی در اجلاس دافوس پس از پرخاش اردوغان به شیمون پرز میپرسد و او جواب میدهد: «دیگر زمانی به پایان اجلاس نمانده بود. اردوغان میخواست حاشیهای به سخنان پرز بزند اما به او زمان کافی ندادند، این شد که با عصبانیت از اجلاس خارج شد و من از جایم برخاستم که به او تبریک بگویم زیرا مرد بزرگی است. دو دقیقه بعد نشست به پایان رسید.»
عمرو موسی در بیانیه پایانی اجلاس وزرای خارجه عرب نیز موضعی دور از انتظار میگیرد و از طرح محدوده پرواز ممنوع و درخواست از شورای امنیت برای اعمال آن در آسمان غزه سخن به میان میآورد و سیاست متناقض ،دوگانه و تبعیض آمیز غرب را به انتقاد میکشد.
اما این موضعگیریها تنها به این افراد ختم نمیشود و حمدین صباحی چهره ملیگرای چپ مصر از حزب الکرامه نیز از توقف صدور گاز به اسرائیل در صورت رئیس جمهور شدن میگوید و آشکارا تصریح میکند: «از کمپ دیوید متنفرم، زیرا ارزش خون شهدا را نداشت و در صورت انتخاب برای ریاست جمهوری در معاهده کمپ دیوید با رفراندومی مردمی تجدیدنظر خواهم کرد.»
حتی اگر تمام این سخنان تنها موضعگیریهایی برای افزایش محبوبیت مردمی و نه تحولی حقیقی در رویکرد گویندگان آن باشد، یک نکته مسجل و انکارناپذیر است.
عطش مردمی به بازیابی نقش تاریخی مصر در مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل و زخم 30 ساله سازش در فضای چندگانگی بینالمللی این همه را باعث شده است و سیاستمداران مصری از این پس ناچار خواهند بود به مطالبات انقلابی گردن نهند یا دست کم آنها را نادیده نگیرند.
مصر بعد از مبارک هر چه باشد حداقلی از مطالبات طرفداران مقاومت را برآورده می کند و در آن سو سرایت شرارههای انقلاب به سایر اضلاع اردوگاه سازش عربی، دغدغههای امنیتی اسرائیل را روزافزون خواهد کرد.