سيد علي اصغر حسيني | شيوهها و جلوههاي گوناگون جهاد اقتصادي در تمامي ابعاد اجتماعي و خانوادگي قابل تشريح است؛ ابعادي كه بدون ترديد عدم توجه به آن، تعريفي ناقص و ابتر از جهاد اقتصادي ارائه خواهد داد. تشريح فعاليتهاي اقتصادي بانوي با عظمت حضرت زهراي اطهر(س) ميتواند نمونه و نمادي از ابعاد ديگر اين جهاد باشد، اين تلاشها اگر چه در ظاهر خود يك تلاش اقتصادي است اما اثرات اجتماعي، فرهنگي و خانوادگي اين تلاشها ميتواند ابعاد ديگر جهاد اقتصادي را روشن سازد، اين كوششهاي مالي در حالي انجام ميشد كه همسر اميرمؤمنان (ع) نقشي مستقيم در فعاليتهاي اقتصادي خانواده نداشتند و اين كوشش همانند همه خانوادههاي مسلمان برعهده«مرد خانواده» يعني امام علي(ع) بوده است. در اين ميان بايد به اين نكته مهم نيز توجه داشت كه بررسي تمامي ابعاد«جهاد اقتصادي» در اين مجال كوتاه قابل ارائه است و در اين نوشته تنها به برخي از ابعاد آن اشارهاي گذشته است، باشد كه مقبول حضرت زهرا(س) قرار گيرد.دنياخواهي و دنياجويي قبل از بيان جلوههاي گوناگون«جهاد اقتصادي» لازم است، دنيا و لزوم توجه مناسب به آن به عنوان بستري براي تلاشهاي اقتصادي مورد ارزيابي قرار گيرد. دنيا و توجه به آن از موضوعاتي است كه در مباني ديني ما داراي جلوههاي متفاوت و متضاد است. از يك سو هشدارهاي تند و دافعههاي بسيار در كنار طعنهها و لعنها از دنيا در اين مباني يافت ميشود به طوري كه دنيا«معدن بديها و آفات» و«محل غرورها و فريبها» معرفي شده كه صاحبان بينش و بصيرت دل بدان نميبندند و از خطرات آن ايمن نيستند، گاه كه از پيشوايان دين ارزش دنيا سؤال شده، آنان دنيا را پستتر از«عطسه بز»، بيارزشتر از«لنگه كفش فرسوده و بيبها» و حتي«بيمقدارتر از استخوان خوك در دست شخص جزامي» معرفي كردهاند اما از سوي ديگر، دنيا«خانه پرهيزكاران»،«برترين مددكار سراي جاودان»،«محل ذخيره اعمال صالحان» و«پلكان صعود به سوي آخرت» معرفي شده است. سرايي دانسته شده كه از لذتهاي شايسته نبايد خود را محروم كنيم و چونان«تجارتخانه»اي بدان بنگريم كه با لحظههاي آن ميتوان سودهاي سرآمد به دست آورد و تجارتهاي جاري بيشتري كرد. به راستي كدام يك از اين دو ديدگاه را بايد بپذيريم؟ و آيا ديدگاه سومي كه در آن بين اين دو نظر نوعي رابطه برقرار شود و فلسفه هر يك بيان شود، وجود دارد؟ با نگاهي فراتر از ظاهر الفاظ و واژهها و پژوهش بيشتر در مجموعه گفتهها به خوبي در مييابيم دنياي منفي، نكوهش شده و پر آفت كه در هر گوشه آن خط قرمز وجود دارد و ارزشي آنچنان آزاردهنده به خود گرفته است؛ دنيايي است كه«هدف اصلي» زندگي ما باشد و چنان در اعماق وجودمان رخنه كند كه نوعي«دلبستگي و وابستگي قلبي» به همراه داشته باشد. با چنين بينشي، چون به ديدگاههاي بانوي دو سراي حضرت، فاطمه زهرا(س) درباره دنيا نگاه ميكنيم، همه باورها، سخنان و تصميمهاي او را پاك، شفاف و قدسي مييابيم به گونهاي كه براي تمامي قشرهاي جامعه با تمامي ديدگاههاي متفاوت الگويي شايسته و معرفتآموز خواهد بود. بر اين اساس ايشان زماني دنيا را مذمت ميكنند و زماني ديگر او را ميستايند،ايشان بيش از هر چيز به دنيا به عنوان يك ابزار مينگرند و براين اساس دنيا نه تنها پست و مذموم نيست بلكه ابزاري گرانقدر براي فعاليتهاي مادي ومعنوي است، ايشان زماني ميفرمايند: اِنّي لا اُحِبُّ الدنّيا، من دنياي«دنياپرستان» را دوست ندارم.و از خداي خود تعجيل در عبور از دنيا را طلب ميكند«يا ربّ! اِنّي قد سَئمتُ الحياة و تَبَرَّمتُ باهل الدنيا فَاَلحقني بابي. الهي! عجِّلْ وفاتي سريعا، پروردگارا! از زندگي خسته و رويگردان شدهام و از دنيازدگان، بلاها و مصيبتهاي ناگوار ديدم، خدايا مرا به پدرم رسول خدا ملحق كن و مرگ مرا زود برسان» اما در همان حال جلوههاي زيبايي از دنيا را معرفي ميكند و خود را مشتاق آنان نشان ميدهد، آنجا كه ميفرمايند«حُبِّبَ الي من دنياكم ثلاث: تلاوة كتاب اللّه و النظر في وجه رسول اللّه و الانفاق في سبيل اللّه، از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا(ص) و انفاق در راه خدا.» براين اساس دنيايي كه در آن ارتباط با خداوند يعني تلاوت قرآن، محبت به اولياي او همانند زيارت رسول الله(ص) و خدمت به خلق انجام پذيرد نه تنها مذموم نيست، بلكه آنچنان زيباست كه محبوب خداوند زهراي اطهر(س)، آنان را دوست داشته باشد. آنچه در اين ميان قابل توجه است تأكيد بر«انفاق» به عنوان«نماد خدمترساني عمومي» است. روشن است كه آشكارترين نوع انفاق،«هداياي مالي» است، به طوري در نگاه ابتدايي و ظاهري«انفاق» با«اهداي مال» مترادف شده است، براين اساس كسي ميتواند انفاق نمايد كه خود«داراي اموال» بوده و اين داراييها را از مسيري مشروع كسب كرده باشد، به عبارت ديگر انفاق از كسي پذيرفته است كه با«جهاد اقتصادي» كسب مشروع را انجام داده باشد.انفاق و ايثار شايد در نگاه بسياري، انفاق بخشيدن از مقدار زائد از مال، پس از بهرهبرداري از آن است، برخي از ضربالمثلها مانند«چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است» نيز تأييد بر اين سخن قرار گرفته است كه در هنگام نياز نبايد بخشيد، بلكه انسان بعد از برطرف شدن تمامي نيازهاي خود، بايد به انفاق توجه كند، بر همين اساس نيز انفاق و ايثار دو معناي متفاوت مييابد اما در ديدگاه اسلامي، اين دو معنا نه تنها تفاوتي ندارند بلكه معنايي مترادف گونه دارند، بر همين اساس نيز در جهاد اقتصادي همسر اميرمؤمنان(ع)، انفاق جلوهاي ديگر دارد،«پيامبر(ص) براي فاطمه و شب عروسي او پيراهني تهيه فرمودند زيرا پيراهني كه بر تن داشت وصلهدار بود، در اين هنگام مستمندي به خانه آنان مراجعه كرد و لباس كهنهاي طلبيد، فاطمه(س) خواست پيراهن وصلهدار به فقير دهد، اما به ياد آورد كه خداي متعال ميفرمايد: لن تنالو البر حتي تنفقوا مما تحبون؛ به نيكي نميرسيد تا آنگاه كه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد.به همين جهت پيراهن نو را به فقير داد»، اين تلاش نه تنها يك كوشش فردي بود بلكه شرايط مناسبي براي تلاشهاي متعالي اقتصادي براي ديگر اعضاي خانواده را فراهم ميكرد، آن گونه كه ايشان ياريگر همسر خود در تلاشهاي اقتصادي با هدف تعالي بخشي ظاهري و باطني جامعه اسلامي قرار ميگيرد، در داستاني از زندگي ايشان ميخوانيم«چون امام علي(ع) باغ خود را به 12 هزار درهم فروخت و تمامي آن را بين فقيران و مستمندان تقسيم نمود و به منزل بازگشت، فاطمه پس از آگاهي نسبت به انفاق همسر خود تنها پرسشي كه مطرح ميكند آن است كه غذاي امروز ما كو؟ اين سادهترين درخواست يك بانوي خانه از شوهر خويش است اما اندكي بعد چون دخت رسول اللّه(ص) عمل شوي خود را افزون بر«سخاوت»، نوعي«ايثار» ميبيند، از گفته خويش پشيمان گشته و ميفرمايد: فَانّي اَسْتَغْفِرْ اللّه و لا اعودُ اَبَدا، من از خدا آمرزش ميطلبم و ديگر تكرار نخواهم كرد.» قناعت و سادگياسراف و تجملزدگي در يك زندگي، نه تنها مانعي براي رشد و تعالي معنوي است بلكه عاملي بر تلاشهاي فراوان دنيايي براي بيشتر مصرف كردن است، اين تلاشهاي اقتصادي نه تنها در دين يك امر مذموم به شمار ميآيد بلكه عاملي بر هدف رفتن عمر آدمي _ به عنوان مهمترين سرمايه انساني – است، در اين صورت است كه بسياري از اين گونه تلاشها، نه يك تلاش انساني بلكه عاملي بر سقوط آدمي در مسيرهاي هولناك نفساني است، اين گونه دنياخواهيها، اگر چه يك تلاش اقتصادي است، اما نميتوان آن را يك«جهاد» دانست و از اين كلمه مقدس براي اين حركت ناشايست استفاده كرد، اما اگر اين كوشش مالي و اقتصادي در كنار«سادگي و قناعت» قرار گيرد، ابزاري مؤثر و مفيد براي تعالي جامعه انساني خواهد بود، زيرا درآمدهاي مالي اين تلاش، نه براي خودخواهي مالي و اسراف و تجملگرايي بلكه صرف«خدمترساني» به جامعه انساني ميشود، در زندگي حضرت زهرا(س) نيز نمونههاي فراواني از سادگي و قناعت را ميتوان يافت.«سلمان فارسي ميگويد: روزي حضرت فاطمه(س) را ديدم كه چادري ساده بر سر داشت. با تعجب عرضه داشتم: عجبا! دختران پادشاهان ايران و قيصر روم بر كرسيهاي طلايي مينشينند و پارچههاي زربافت و اشرافي به تن ميكنند اما دختر رسول خدا(ص) كه عظمت و جلالتش از همه آنها بالاتر و بيشتر است، نه چادرهاي گرانقيمت بر سر دارد و نه لباسهاي فاخر و زيبا! حضرت فاطمه(س) آنگاه به محضر رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد:«يا رسول الله! سلمان از لباس ساده من تعجب كرد. قسم به خدايي كه تو را به رسالت در راه حق برانگيخت! من و همسرم علي(س) همواره زندگي ساده را پيشه خود كردهايم. فرش خانه ما پوست گوسفندي است كه روزها شترمان روي آن علف ميخورد و شبها روي آن ميخوابيم و بالش ما چرمي است كه از ليف خرما پر شده است.» همچنين روزي رسول خدا (ص) وارد منزل حضرت زهرا (س) شد و دخترش را مشاهده كرد كه روي زمين نشسته، با يك دست فرزندش را در آغوش گرفته، شير ميدهد و با دست ديگر با آسياب دستي گندمها را آرد ميكند. از ديدن زندگي ساده، اما گرم و پرعاطفه حضرت فاطمه (س) اشك در چشمان رسول خدا (ص) حلقه زد و فرمود: يا بِنْتَاهْ تَعَجَّلِي مَرَارَةَ الدنيا بِحَلاوَةِ الْآخِرَةِ؛ دخترم! مشكلات دنيا را به ياد شيريني [و حلاوت زندگي در] جهان آخرت بر خود هموار ساز و تحمل كن! حضرت فاطمه (س) نيز عرضه داشت:«يا رَسُولَ اللَّهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَي نَعْمَائِهِ وَ الشُّكرُ لِلَّهِ عَلَي آلَائِهِ؛اي رسول خدا! حمد و سپاس خداوند را در مقابل اين همه نعمتي كه به ما داده است.»كار و تلاشيك زن با ايمان همواره در راه احياي ارزشهاي الهي و پيشرفت جامعه و خانوادهاش تلاش ميكند و حضرت زهرا (س) نمونه بارزي از بانوان پرتلاش در طول تاريخ است. آن حضرت علاوه بر تلاشهاي معنوي در عرصههاي عبادت و تقوا، در مورد خانواده و فرزندانش نيز الگويي تمام عيار است. كار شبانهروزي براي تعالي و استحكام خانواده، تربيت و پرورش فرزندان شايسته، آموزش علم براي تشنگان دانش، ايراد خطابه و روشنگري مردم در صحنه اجتماع و در يك كلام حركت با تمام وجود به سوي رشد و كمال از ويژگيهاي بارز آن بانوي بانوان عالم است.حضرت زهرا (س) در گزارشي كه در مورد كوششهايش در خانه و خانوادهاش براي رسول خدا (ص) بيان ميكند، چنين ميفرمايد:«لَيلَتِي جَمِيعاً اُدِيرُ الرَّحَي حَتَّي اُصْبِحَ وَ اَبُو الْحَسَنِ يحْمِلُ حَسَناً وَ حُسَينا؛ شب تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم،ابوالحسن، [فرزندانم] حسن و حسين (ع) را نگهداري ميكرد.»