
علي رضائي - الگوبرداري و تأثيرپذيري روزافزون مردم منطقه از جمهوري اسلامي و راهبردهاي انتخابي انقلاب اسلامي ايران براي مقابله با نظام سلطه باعث شده است تا غرب پس از نوروز ايرانيان، برنامههايي را در پيش گيرد تا الگو بودن و جنبه نمادي ايران در افكار عمومي منطقه خنثي شود.
تنزل ايران از جايگاه يك الگو
تلاش غرب به سردكردگي امريكا براي تنزل جايگاه ايران از الگو به پيرو يا نهايتاً يك همراه با سياستهاي غربي و ليبرالدموكراسي در گردونهاي دنبال ميشود تا اهداف خاصي در جامعه جهاني محقق شود. راهاندازي موج تغيير در ايران يكي از راهكارهايي است كه نظام سلطه با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و صدور آن به منطقه، از خطوط متفاوت بينالمللي، منطقهاي و داخلي به راه انداخت زيرا انقلاب اسلامي ايران به قدري ايدئولوژيك پايهريزي شده بود كه مردم تمام كشورهاي استعمارزده را تحت تأثير قرار داد و بنابراين در خيال استعمارگران يك تغيير در ايدئولوژي ايران اسلامي برابر بود با يك تغيير در مسير آينده و سرنوشت مديريت جهاني. از همين رو در اواخر سال 89 شمسي، كنگره امريكا به كرات شاهد برگزاري جلسههاي استماع و پرسش و پاسخ از مقامات درباره تحولات موجود در خاورميانه و افزايش نفوذ ايران در منطقه بود و پارلمان اروپا نيز نتوانست نگراني خود درباره الگو شدن انقلاب ايران در منطقه خاورميانه را پنهان كند و «جرارد باتن» از اعضاي پارلمان اروپا طي اظهارنظري به صراحت نگراني خود و ديگر مقامات اروپايي را از الگو شدن انقلاب ايران در كشورهاي عربي فاش كرد.
فريبكاري مضاعف غرب در سال 90
برنامهريزي غرب در سال 1390 هجري شمسي براي ايجاد تغيير در مسير جمهوري اسلامي ايران در چند محور ويژه دنبال ميشود و گرچه اين محورها پيشتر نيز دنبال ميشدند، اما با تحويل سال نو در ايران، گويا اين برنامهها نيز متحول شدهاند و با فريبكاري مضاعفي در دستور كار قرار دارد تا نتايج تحليلهاي سال 89 با طرحهاي ضربتي و عمليات ايذايي به كار گرفته شود و سرانجام بيداري اسلامي در منطقه به خاموشي گرايد.
استفاده از تمام ظرفيتهاي بالقوه: اين ظرفيتها به طور معمول در زمين جنجالها و غوغاسالاريهاي سياسي و غيرسياسي ميرويد و زماني كه بتواند جامعه را به سمت دو قطبي شدن هل دهد، به فعليت ميرسد؛ در اين فرآيند اگر اختلافات ميان قواي سه گانه علني شود، تبديل ظرفيتهاي بالقوه تغيير منفي به بالفعل تسريع مييابد. «استفاده از ابزارهايي كه جامعه را از فضاي صميميت به سمت خشونت سوق دهد» و «تعاريف غربي از آزادي را در ذهن تودههاي مردم مجسم كند»، «پشيمان كردن ملت از پيمودن مسير گذشته و القاي نااميدي نسبت به آينده كشور» و «گسترش نارضايتي و شكايتهاي اجتماعي» از جمله اهدافي است كه نظام سلطه در اين زمين به دنبال آن ميگردد و از ظرفيتهايي مانند هدفمندي يارانهها يا اختلافات ميان قوا كه بالقوه قابليت هدايت شرايط اجتماعي به سوي هيجان كاذب را دارد و حتي از كمترين استعدادها براي مقابله با نظام جمهوري اسلامي استفاده ميكند.
تخريب از زاويه حقوق بشر: از ديگر برنامههاي غرب در سال جديد براي ضربه زدن به ايران، موج آفريني عليه كشورمان با ابزار حقوق بشر است. چنانكه در روزهاي آغازين سال جاري، شوراي حقوق بشر سازمان ملل عليه ايران، يك قطعنامه سياسي با مضمون نقض حقوق بشر در ايران صادر كرد كه البته از كمترين ارزشي برخوردار نبود. اين رويه از دروغ پراكني توسط سازمانهاي بينالمللي كه با آغاز موج فتنه 88 قوت خاصي گرفت و اينك پس از الگوبرداري منطقه از ايران اسلامي و حامي حقوق بشر، همچنان دنبال ميشود، اهداف خاصي را دنبال ميكند كه به طور خلاصه ميتوان به 1- انحراف افكار عمومي 2- جلوگيري از تأثيرگذاري و ايفاي نقش ايران در عرصه منطقهاي و بينالمللي 3- مخدوش نمودن چهره ايران در سطح منطقه و جامعه جهاني و 4- فشار به ايران براي آزادي فتنهگران، اشاره كرد.
ابراز دشمني از در دوستي: پيام نوروزي اوباما به ملت ايران در آغاز سال 90 كه بيسابقه هم نبود، به گونهاي تنظيم شده بود كه ميتوان از آن يكي ديگر از ابعاد سياست خارجي امريكا عليه ايران در سال جاري را واكاوي كرد؛ ابعادي كه ميكوشد افكار عمومي در كشور پهناور ايران را از واقعيات منحرف كند و يك مدل از شكاف اجتماعي و دولتي در خاستگاههاي سياست خارجي ايجاد كند. پيام نوروزي اوباما در واقع با هدفي منتشر شد تا نوعي همدلي ميان مردم ايران با دولت و ملت امريكا برقرار شود و اين دستاويزي باشد 1- براي آنكه فتنه گراني كه خاستگاه امريكايي داشتند از چتر امنيتي خارج شوند 2- با همدلي مردم ايران با امريكا به مردم منطقه القا شود كه الگوي انتخابي شما نيز خواستار دوستي با امريكاست. اين اهداف اگر محقق ميشد در نهايت نوعي فشار به ايران از داخل و نيز فشار روحي و رواني به مردم منطقه را در بر داشت.
پيشبيني آينده با توجه به تكرار تاريخ
اين موارد البته گوشهاي از فريبكاري و نقشههاي حيلهگرانه نظام سلطه به سركردگي امريكا در سال 90 عليه ايران بود. اما آشنايي ملت ايران با اين برنامههاي قديمي كه مشابه آن بيش از 30 سال است تكرار ميشود، اين پيشبيني را آسان ميكند كه در سال 90 نيز تلاشهاي غرب در ابعاد مزبور به شكست انجامد و ايران اسلامي تا زماني كه منطقه در رسيدن به اهداف اسلامي به پيروزي كامل دست يابد، الگو و نماد باقي بماند.