
حامد قهرمانی
ایام تعطیلات نوروز عدهای میآیند که بیشتر کارشان به سرگرم کردن من و شما میماند تا اینکه با هم رقابت کنند و زورآزمایی، اسمشان مردان آهنین است و طی این سالها علاقهمندانی را هم برای خود دست و پا کردهاند اما...
وقتی چیزی، امری و موردی از حد عرفش خارج میشود و اسیر شعارزدگی و منیت، دیگر نمیتوان به دید کار مؤثر و نتیجهبخش به آن نگاه کرد. ظاهر رقابت مردان آهنین، مسابقهای است ورزشی و البته تماشاگرپسند اما فراموش نمیکنیم که انتهای این رقابت مثلاً ورزشی در سالهای پیش چگونه بوده و به کجاها انجامیده، امسال چطور و چگونه تمام شده بماند برای بعد اما آقایان غول پیکر امسال کاری کردند برای جاودانه شدن! در طول زندگی روزمره بارها دیده و شنیدهایم که فردی از مردم عادی با اهدای عضو به صورت ناشناس جان شخص دیگری را نجات داده. اگر موفق به شناسایی این قبیل انسانهای والامقام و پهلوانمنش شده باشید حتماً به این واقعیت اذعان دارید که نه عضلات در هم پیچیدهای دارند، نه قد و قامتی آنچنانی، نه میتوانند چند صد کیلو بار را جابهجا کنند و نه... آدمهایی هستند معمولی که بدون هوچیگری کارهایی بزرگ کردهاند بدون ثبت و ضبط در تاریخ و تلویزیون و ذهن مردم، کاری کردهاند که در دفتر حق تعالی ثبت شده که همان کافی است برایشان که با خدا معامله کردهاند.
اما پهلوان پنبههایی که طی این سالها با تلاش و پشتکار وصفناپذیر صدا و سیما و از صدقه سری قرص و کپسول و پودر و آمپول تبدیل شدهاند به مردان آهنین امسال جلوی چشمان حیرتزده بینندگان و مثلاً با خضوع و خشوع در برابر دوربین تلویزیون به همت مجری برنامه که خیلی سعی داشت برنامهاش را جذاب کند و کارشناس تنومند همراهش داوطلب اهدای عضو شدند و هر کدام پاکت مخصوص به خودشان را با فروتنی تمام! (شاید هم از از سر اجبار) تحویل گرفتند و ما ماندیم در این همه پهلوانمنشی و افتادگی و جوانمردی از این تنومندان!
تا جایی که ذهنمان یاری میکند از بزرگترها شنیدهایم که کار خیر باید در خفا انجام شود نه با داد و بیداد و منم، منم. از بزرگترها شنیدهایم که پهلوانان قدیم افتاده بودند و خاکی و این در رفتار و کردارشان آشکار بود، لازم هم نبود برنامهای داشته باشند، هر سال خود را در معرض دید عموم قرار دهند و کلیشهای دم از توکل به حضرت حق و اولیا و صلحا بزنند و دست آخر مثلاً اعضای خود را هم اهدا کنند.
راستی در این بین ماندهایم که اعضای یکی از این آهنین مردان! به کجای مثلاً همچون منی نهایتاً 70 کیلویی میخورد، یا اینکه اعضا و جوارحی که با هزار و یک هورمون تبدیل به تکهای از بدن آقای پهلوان شدهاند چگونه قرار است با تن رنجور بیماری رو به موت سازگار شود؟!
بگذریم، پهلوان و پهلوانی با دنیای قهرمان و قهرمانی فاصلهای بعید دارد، مردان آهنین هم به رغم تمامی ظاهرسازیهایی که دارند هنوز همان قهرمانهایی هستند که برای به دست آوردن سکههای پایانی مسابقه زیر خروارها بار میروند و خوب میدانند که نه پهلوان هستند و نه میتوانند فعل پهلوانی را صرف کنند پس چه بهتر که تنها به فکر اجرای «شوی» هر ساله خود باشند و جلوی چشم بینندگان قربان صدقه هم بروند و کار پهلوان و پهلوانی را به عهده اهلش بسپارند که از قدیم گفتهاند «کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن».
راستی حتماً منتظر شنیدن حاشیههای هر ساله پایان مسابقات مردان آهنین هستیم، هر چند که امسال نبودند حاشیهسازان سالهای قبل ولی ...