جواد ارشادی | با كنارهگیری حسنی مبارك، رئیسجمهور سابق مصر از قدرت، كماكان نگرانیهایی درباره آینده تحولات مصر و اصلاحات اساسی آن با وجود اداره امور به وسیله شورای عالی نظامی وجود دارد. در بعد داخلی همچنان این تردید حاكم است كه انقلاب به وسیله بازماندههای نظام فاسد مبارك مصادره یا تحریف شود. در بعد خارجی نیز گمانهزنیهایی درباره تأثیر تحولات مصر و دیگر كشورهای عربی بر فضای امنیتی منطقه و تغییر معادلات قدرت وجود دارد. از حساسترین مسائل قابل طرح در این خصوص آینده مذاكرات سازش، تعهدات بینالمللی مصر از قبیل معاهده صلح كمپ دیوید با رژیم صهیونیستی و ادامه روابط با دولت امریكاست. كمال الهلباوی، عضو ارشد اخوانالمسلمین و رئیسانجمن الوحده اسلامیه پاسخگوی پرسشهای «جوان» درباره انقلاب مصر است.مردم ایران شما را بیشتر پس از قیام مردم مصر شناختهاند و لازم است آشنایی بیشتری با شما داشته باشیم.من كمال الهلباوی، متولد 1939 مصر و اهل منطقه السداد در استان المنوفیه هستم كه حسنی مبارك نیز اصالتاً متعلق به آنجاست. در مصر و در دانشگاه امریكایی قاهره تحصیل كردم و رشته تخصصی من بررسیهای استراتژیك در علوم سیاسی بود. سپس به عنوان مدرس در تعدادی از دانشگاهها مشغول به كار شدم و مدیریت انجمن جهانی اسلامی (الشباب اسلامی) را بر عهده گرفتم. پس از آن به عنوان مشاور مركز پژوهشهای استراتژیك اسلامآباد پاكستان انجام وظیفه كردم. این مقطع مربوط به دوران جنگ افغانستان در مقابل اتحاد جماهیر شوروی سابق میشود. سپس به بریتانیا برای ادامه زندگی سفر كردم زیرا فضای دیكتاتوری حاكم بر مصر اجازه هیچ فعالیتی را به ما نمیداد. در لندن مجموعهای از اهل سنت و شیعیان را دور هم جمع و انجمن وحدت اسلامی را تأسیس كردیم و اكنون هم خوشحالیم كه فضا به سمت و سویی پیش میرود كه شیعیان و اهل سنت به ضرورت وحدت پی بردهاند و هر دو لااله الاالله را بر زبان میرانند.ما جداً خوشحالیم كه انقلابهای مردمی در كشورهای عربی و اسلامی به پیروزی رسید كه اولین آن انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در 1979 بود. اكنون هم شاهد پیروزی انقلابهای تونس و مصر هستیم و از خدای متعال میخواهیم كه انقلابهای لیبی و بحرین را هم به پیروزی برساند و انقلابهای مشابه را در سایر نقاط علیه فساد و دیكتاتوری و عقبماندگی شاهد باشیم. انقلاب یمن را هم از خدا میخواهیم به پیروزی برساند.
به نظر شما ریشههای قیامها و انقلابهای عربی اخیر چیست؟ آیا از بیداری اسلامی نشأت گرفته است یا ریشه دیگری دارند؟انقلابهایی كه در تونس و مصر شاهد بودیم و اكنون در لیبی، یمن، بحرین و سایر كشورها اتفاق میافتد، انقلابهایی مردمی است و ایدئولوژی اسلامی محكمی پشت آن است. كشورهای عرب همگی مسلمان هستند و در كشورهایی كه اقلیتی مسیحی نیز هستند باز ما شاهد اتحاد همه ادیان در مقابل استبداد و ظلم و فساد هستیم. آنگونه كه برخی میگویند دخالتهای خارجی در این انقلابها مؤثر است، از نظر من اصلاً چنین چیزی نیست. ممكن است برخی متغیرها و ابزارها از خارج به تكمیل انقلاب در یك فرآیند همكاری كمك كند و اگر كسانی به حقوق انسان و كرامت آن حرمت قائل باشند، چه از داخل و چه از خارج كشور بر مبدأ و مبنای همراهی با انقلابهای مردمی همكاری میكنند لذا چنین موضعی قابل احترام است.
آینده تحولات را در كشورهای عربی و اسلامی چگونه میبینید؟گمان من این است كه آینده از ابعاد مختلفی در جهان عرب و اسلام قابل بررسی است. اگر مثلاً مصر را در نظر بگیریم، میبینیم كه بزرگترین سازمان، اخوانالمسلمین است. در كنار اخوانالمسلمین، سوسیالیستها، ناصریها و گروههای قومی و چپها و لیبرالها كار میكنند. این گروهها در آینده مصر مؤثر هستند و فعالیت میكنند. این گروهها بر مبناهای مشخصی چون كرامت انسانی،حق زندگی و تعیین سرنوشت،آزادی و عدالت اجتماعی برای انسان متفقالقولند، البته در ایدئولوژی و نگاه به دین با هم متفاوتند. با توجه به اینكه اكثریت مردم مصر مسلمان هستند، من معتقدم كه آینده مصر یك آینده اسلامی است. در همین حال كرامت انسانی حقوق و آزادیهای هر كس كه مسلمان نیز نباشد، محترم است و در ترسیم آینده مشاركت خواهند داشت.امید آن میرود كه درهای پیشرفت و حركت رو به جلو در مقابل كشورهای عربی گشوده شود. میتوان ادعا كرد كه جمهوری اسلامی ایران یكی از الگوهای موفق پیشرفت انقلابی بوده است. دستاوردهای مختلفی كه در زمینههای علمی و تكنولوژیكی حاصل كرده است نشان از این پیشرفت دارد. میتوان گفت علت فشارها و تحریمها و محدودیتها علیه جمهوری اسلامی نیز همین موضوع است. فقط اینكه ایران یك كشور اسلامی است، علت فشار غرب و تنگناهای آن برای ایران نیست، بلكه غرب از این پیشرفتهای ایران اسلامی هراس دارد. غرب نمیخواهد كه سایر كشورها به ویژه كشورهای اسلامی به پیشرفتهای تكنولوژیك دست یابند. انقلابهای عربی نیز عقبماندگی را شكست خواهد داد و رو به جلو حركت خواهند كرد زیرا عزت و كرامتی بدون قدرت نیست و عدالتی بدون قدرت محقق نمیشود.
چه تهدیدهایی برای انقلابهای مردم عربی میتوان متصور شد؟ برخی منابع از انقلابهای معكوس برای سرقت دستاوردهای انقلاب مردم میگویند و از این قبیل. نظر شما چیست؟درباره انقلابهای معكوس باید بگویم چنین چیزی و ادعایی اصلاً صحت ندارد. هر روز خیابانهای مصر شاهد میلیونها نفر از مردم مصر است كه خواستار ادامه مطالبه خود هستند.از 25 ژانویه همین وضع حاكم است. در واقع نظام مبارك دیگر فرو پاشیده است و انقلاب معكوسی هم اساساً امكان فعالیت نمییابد. ارتش، عنصر اساسی در موج اصلاحات مردمی است. ارتش بود كه مبارك را ناچار كرد از قدرت كنارهگیری كند. عمر سلیمان را ناچار كرد خانهنشین شود و حتی در دفتر كار خود هم حق حضور ندارد. ارتش بود كه كمیته اصلاح قانون اساسی را تشكیل داد و دو پارلمان را منحل اعلام كرد. این پیروزیها با همیاری ارتش به دست آمد. تعداد زیادی از فاسدین و بازماندههای نظام حاكم هم اكنون در زندان به سر میبرند مانند احمد عز، المغربی و تعدادی از وزرای مبارك.البته هنوز این ترس وجود دارد كه ارتش به اصلاحات ادامه ندهد. برخی از مفسدین همچنان در پستهای مختلف به ویژه امنیتی هستند. در وزارت كشور، در مؤسسههای اطلاعرسانی و رسانهای مانند الاهرام و الاخبار و الجمهوریت و رادیو تلویزیون فعال هستند. این منافقین لهجههایشان تغییر كرده و خود را حامی انقلاب میخوانند اما دروغ میگویند. اینها بزرگترین خطر را متوجه حركات اصلاحی آینده مصر میكنند و لازم است از شر آنان خلاص شد و آنها را تحویل محاكم قضائی داد.
آیا این احتمال وجود دارد كه انقلاب مصر به وسیله همین عناصر یا به گونهای دیگر مصادره یا منحرف شود؟گمان نمیكنم الان كسی توانایی ایستادگی در برابر انقلاب را داشته باشد. تنها قدرت منظم موجود كه میتواند بر اوضاع مسلط باشد، ارتش است. شایسته است كه در مسیر اصلاحات از برخورد بین ارتش و مردم پرهیز شود.ما امیدواریم كه همكاری بین انقلابیون و ارتش ادامه پیدا كند و كشور از فساد به طور كامل پاكسازی شود و در غیر این صورت انقلاب ناقص خواهد ماند و مسیر واقعی خود را طی نخواهد كرد.من معتقدم كه ارتش اصلاحات را ادامه خواهد داد زیرا برای ارتش آبرو و اعتبارش بسیار مهم است. امنیت میهن اولویت ارتش است و این موضوع یعنی امنیت در دوران مبارك به بازی گرفته شد و به ورطه نابودی افتاد.اسرائیل در دوران مبارك بر سینا مسلط شد اما اكنون ارتش هشیار است و به بازگرداندن اعتبار، امنیت و آبروی مصریها میاندیشد. ملت مصر هم سازش با اسرائیل را نمیخواهد و روح حاكم بر ملت مصر عدم سازش با صهیونیستهاست. نظام فاسد سابق عرصه را بر اهالی غزه و فلسطین تنگ كرد اما مردم اكنون خواهان كمك هر چه بیشتر به اهالی غزه و فلسطینیان هستند. امیدوارم ارتش این موقعیتهای حساس را احیا كند و در مسیر تحقق خواستههای انقلاب و مردم مصر حركت كند.
اگر ارتش به مطالبات مردمی بیتوجه بود چه گزینههای دیگری وجود دارد؟ادامه انقلاب، هیچ جایگزینی جز ادامه انقلاب نخواهد بود. اعتراضات و اعتصابات ادامه پیدا خواهد كرد و ارتش توان آن را نخواهد داشت كه با قدرت نظامی بر كشور حكومت كند و دیكتاتوری مجدد را به وجود آورد.
همانطور كه میدانید مصر از گذشته التزاماتی بینالمللی و منطقهای داشته است. مثلاً روابط با ایالات متحده امریكا و رژیم صهیونیستی و به طور مشخص امضای معاهده كمپ دیوید یعنی سازش بین اسرائیل و اعراب. این روابط در آینده چه تكلیفی خواهند یافت؟روابط لازم است كه مبتنی بر احترام، كرامت و عزت و مساوات باشد و اگر بر این مبناها نباشد، اهمیت و ارزشی ندارند. روابطی كه سیطره امریكا را مسجل كنند از سوی ملت مصر مردود هستند. توافقات اگر عادلانه نباشد، لازم است كه بازنگری شوند و عدالت را برای همه محقق كنند نه برای یك طرف. اگر احترام متقابل نباشد این روابط معنا ندارد و از سوی مردم و انقلابیون رد میشود.
یعنی اگر احترام متقابل باشد این روابط حتی در برابر رژیم صهیونیستی هم مشكلی نخواهد داشت؟همه میدانیم كه رژیم صهیونیستی بر مبنای استبداد، سرقت، غصب و آوارهسازی مردم فلسطین استوار شده است. اگر تمام این اقدامات مورد تجدید نظر قرار گرفت و حقوق مردم به طور كامل پس داده شد، زندگی یهودیان با مسلمانان ضرری نخواهد داشت.اما رژیم صهیونیستی دائماً در حال سرقت و غصب و در به در كردن مردم است و بقای خود را در این میبیند. اسرائیل حتی یك روز هم برای توافقنامههای سازمان ملل و تعهدات بینالمللی خود احترام قائل نبوده. در عرصه سیاست جهانی هم دست از ظلم و تجاوز برنداشته است و تكلیف چنین وضعی روشن است.
آینده رژیم صهیونیستی را با توجه به تحولات منطقهای چگونه میبینید؟رژیم صهیونیستی آیندهای امن و با ثبات در جهان اسلام و عرب نخواهد داشت زیرا ظلم و فساد زیادی مرتكب شده است. حتی از دین وحدانی یهودیت هم اثری در رژیم صهیونیستی دیده نمیشود؛ دینی آسمانی كه بسیاری از پیروان آن مانند حركت ناتوری كارتا ضد صهیونیستها و ضد اسرائیل هستند زیرا معتقدند كه با ظلم و ستم اسرائیل هرگز آیندهای ندارد و دین آسمانی كشتار همنوعان را در زمین تأیید نمیكند. یعنی صهیونیستها نماینده تفكر یهودی و ایدئولوژی آن نیز نیستند. اسرائیل در واقع با دست خود موجودیتش را به نابودی میكشاند.