ترکیه و اتحادیه اروپا در سالهای گذشته روابط پر فراز و نشیبی را تجربه کردهاند. هرچند که طرفین منافع بسیاری را در قبال این روابط کسب میکنند، اما همواره در تقابل آشکار و پنهان بودهاند که بعضاً به صفبندی سیاسی و اقتصادی طرفین منجر شده است. در این حوزه مشاهده میشود که غربیها بار دیگر برای پذیرش عضویت ترکیه در اتحادیه ادعاهای جدیدی را مطرح کردهاند.
آنها ادعا دارند که در ترکیه آزادی رسانه وجود ندارد و به اصطلاح آزادی بیان باید گسترش یابد. این موضعگیری که با انتقاد شدید ترکیه همراه بود در حالی اتخاذ شده که در لوای آن چند اصل قابل توجه است.
اولاً نگاه اروپا: کشورهای اروپایی از یک سو مخالف پذیرش ترکیه هستند و از سوی دیگر همکاری با این کشور را الزامآور میدانند بنابراین برآنند تا با بهانهتراشی هر دو هدف را اجرایی سازند. آنها به رغم توافقات خود با ترکیه برآنند تا با بهانهتراشی نظیر آنچه در قبال آزادی مطبوعات در ترکیه روی داده این کشور را به پذیرش خواستههای خود متقاعد سازند.
ترکیه در عرصه سیاست خارجی به نوعی بازیگری چند جانبه را در حوزه اقتصادی و جهانی آغاز کرده که برخی روابط آن نظیر رویکرد به ایران و سوریه و فلسطین و دوری از رژیم صهیونیستی چندان خوشایند غرب نیست. آنها با اعمال فشار به ترکیه به دنبال دگرگونی در این روابط هستند. در همین حال غرب از قدرتیابی اسلامگرایان بیش از توان کنونی ابراز نارضایتی کرده و بر آن است تا حدودی سکولارها را نیز تقویت کند تا در سایه بند بازی میان طرفین منافع خویش را تأمین کند. غرب همچنین تلاش دارد تا ضمن جلوگیری از ترویج فرهنگ اسلامی ترکیه در اروپا، فرهنگ خویش را در این کشور ترویج کند. در این چارچوب، امور رسانهای به عنوان بخشی از جنگ نرم میتواند تحقق بخش اهداف غرب باشد. به عبارت دیگر آنها با محور قرار دادن رسانهها برآنند تا راهی برای ترویج افکار سکولارها و نیز تزریق فرهنگ غربی در جامعه مسلمان ترکیه بیابند تا در سایه آن اهداف خویش را محقق کنند.
ثانیاً نگاه ترکیه: دولتمردان ترکیه نیز دخالتهای غرب در امور داخلی کشورشان آن هم از دیدگاه حقوق بشری را امری خلاف واقع و کارکردی برای اعمال فشار بر خود میدانند. هرچند که ترکیه به دنبال پیوستن به اتحادیه اروپا است، اما پذیرنده زیادهطلبیهای اروپا نیست و آن را مغایر با اهداف ملی خویش میداند.
ترکها در چارچوب خواست اروپا اقدامات بسیاری در حوزه سیاسی و اقتصادی صورت دادهاند که بعضاً با نارضایتی مردمی همراه بود چراکه آن را رویکرد غیرمستقل و تحت تأثیر خواست غرب میدانند. آنها تأکید دارند که غرب به هیچ عنوان پذیرنده آنها نخواهد بود چنانکه سران بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله سارکوزی و مرکل رئیسجمهور فرانسه و صدر اعظم آلمان صراحتاً فرهنگ اسلامی ترکیه را چالشی برای اروپا عنوان و بر عدم پذیرش این کشور تأکید کردهاند.
نکته دیگر آنکه ترکیه جنجال رسانهای غرب را اقدامی علیه جایگاه خود در میان مردم آن هم در آستانه انتخابات پارلمانی میداند. انتخابات ترکیه در حالی در سال 1390 برگزار میشود که همچنان بسیاری اسلامگرایان را پیروز انتخابات میدانند. امری که چندان خوشایند غرب، صهیونیستها و سکولارها نیست.
هرچند که غرب خواستار بازگشت ترکیه به دوران گذشته نیست اما شرایط کنونی را نیز چندان مطلوب ندانسته و بر تغییر آن با بهبود شرایط سکولار تأکید دارد. دولت اسلامگرای ترکیه ادعاهای صورت گرفته غرب درباره آزادی رسانه را اقدامی برای به چالش کشاندن و عملکردهای خویش در اهدای آزادیهای مدنی و نیز ایجاد زمینه تبلیغاتی گسترده برای حامیان غرب میداند و حاضر به کوتاه آمدن در برابر زیادهخواهی غرب نیست. ترکها اصرار دارند که تأمینکننده اهداف غرب نخواهند بود و اروپا باید از دیدگاه سیاسی و بهانهتراشی برای پذیرش ترکیه دست بردارد.
به هر تقدیر میتوان گفت که ادعای اخیر غرب در زمینه آزادی مطبوعات در ترکیه ادامه بهانهتراشی برای عدم پذیرش ترکیه است که با واکنش تند ترکها مواجه شده است. البته تنشها میان طرفین چندان دوامی نخواهد داشت به ویژه اینکه غرب از نظر سیاسی و اقتصادی به ترکیه وابسته است و در نهایت نیز با چرخشی در حوزه دیپلماتیک برای کاهش تنشها گام برخواهد داشت.