کد خبر: 443042
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲
فرهنگ، ماهواره، اختلافات دولت و مجلس و انتخابات نهم مجلس در گفت‌و‌گوی «جوان» با جواد آرین‌منش
جواد آرین‌منش، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی است که از دوره هفتم به خانه ملت راه یافته است. وی متولد 1332 از شهر مشهد و فوق لیسانس برنامه‌ریزی آموزشی است. وی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس است که پیش از دوره نمایندگی مجلس، به عنوان معاون فرهنگی آستان قدس رضوی و مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان بزرگ به خدمت مشغول بوده است. وی معتقد است که اصولگرایان با شور وحدت و با کارنامه موفقی که در این مدت در کشور داشته‌اند، پیروز انتخابات آینده خواهند بود. آقای آرین‌منش! به نظر شما در حال حاضر رابطه میان مجلس و دولت در چه شرایطی است؟ یکی از بندهای بیانیه راهپیمایی تهران در 22 بهمن عدم اختلاف بین قوای کشور و رسانه‌ای نشدن این اختلافات بود. مسئله‌ای که جای انکار ندارد، اختلافات بین قواست که از حالت ابتدایی خودش درآمده و بسیاری وقت‌ها شاید اگر رؤسای آنها در جلسه‌ای می‌نشستند و این مسائل را مطرح می‌کردند بسیار راحت‌تر از اینکه مردم آن را متوجه شوند، می‌توانستند مسئله را حل کنند. نظرشما چیست؟جایگاه قوای سه‌گانه، وظایف آنها و مأموریت‌شان در قانون اساسی جمهوری اسلامی به درستی مشخص شده که هرنهادی باید چه کارهایی انجام دهند. راهکارهای حل موارد اختلافات بین قوا نیز درصورتی که وجود داشته باشد، بازهم در قانون اساسی به درستی مشخص شده است. مسئولیت تنظیم بین قوای سه گانه جزو اختیارات رهبری است و اگر در زمینه‌ای برداشت‌های متفاوتی از قانون به وجود بیاید به صورت مشخص راهکار آن مورد توجه قرار گرفته است. مثلاً در مورد اخیری که رئیس جمهور محترم نامه‌ای به نمایندگان نوشتند و برداشت متفاوتی از اختیارات مجلس داشتند و این مسئله هم رسانه‌ای شد، جزو همین است. این در حالی است که مفسر قانون اساسی شورای محترم نگهبان است و اختیارات قوه مقننه و قوه مجریه در ارتباط با مواردی که در قانون اساسی آمده، مشخص است و نیازمند رسانه‌ای شدن نیست. اگر مصوبه‌ای از نظر مجلس بگذرد و آن مصوبه مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگیرد و دوباره به مجلس برگردد و مجلس دوباره بر نظر خود اصرار داشته باشد، در این صورت آن مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع می‌شود. مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز هویت و موجودیت خود را از رهبری معظم انقلاب گرفته است؛ چرا که تمامی اعضای تشخیص مصلحت نظام توسط رهبری منصوب شده‌اند و اگر بنابر مصالح نظام مصوبه‌ای از تصویب مجلس گذشته و با ایراد شورای نگهبان مواجه شود، مجمع تشخیص با نظر رهبری می‌تواند یکی از دو نظرمجلس یا شورای نگهبان را تأیید کند. مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش شورای مشورتی و بازوی مشورتی رهبری معظم انقلاب را دارا هستند و نهایتاً این رهبری معظم انقلاب هستند که می‌توانند مصوبه‌ای از مجمع را تأیید کنند یا تأیید نکنند. بنابر این همه تفسیر و راهکار قانونی، چه ضرورتی بر رسانه‌ای شدن برخی از مسائل میان قوا وجود دارد؟من فکر نمی کنم ضرورتی در این میان وجود داشته باشد که اختلافات بین قوای سه‌گانه یا رؤسای این قوا به رسانه‌ها و مطبوعات کشانده شده و باعث دغدغه در مردم شود. اگر یادتان باشد 5 ماه پیش یکسری اختلافات بین دولت و مجلس ایجاد شد و رئیس جمهور در پی آن گفت که مجلس دیگر در رأس امور قرار ندارد و همین مسئله منجر به موضع‌گیری نمایند گان شد. این مشکل حل شده یا مسکوت مانده است؟اینکه مجلس در رأس امور نیست، نوعی موضع گیری آشکار نسبت به سخن امام و رهبری است. مجلس هویت خود را از مردم می‌گیرد یعنی توده‌های عظیم مردم در پای صندوق‌های رأی حاضر می‌شوند و 290 نفر نماینده، از اقلیت‌های دینی گرفته تا خرده فرهنگ‌های گوناگون ترک و کرد، لر، بلوچ، فارس وغیره را به عنوان نمایندگان خودشان به مجلس شورای اسلامی می‌فرستند. بنابراین مجلس عصاره ملت است و یک ملت کوچک شده در یک خانه‌ای که خانه ملت، است جمع می‌شوند تا حرفی که حرف مردم است، بیان کنند و خواسته‌های مردم را در شکل قانون و براساس قانون اساسی و شرع مقدس اسلام تصویب نمایند. بنابراین این رأس امور بودن مجلس مسئله‌ای نیست که کسی بخواهد آن را تشخیص دهد یا تفسیر نماید که مجلس در رأس امور می‌باشد یا خیر. مجلس فی نفسه به دلیل اینکه نماینده آحاد مردم است در رأس همه امور بوده و در نظام‌هایی که مانند نظام ما مردمسالاری دینی به مفهوم واقعی پیاده می‌شود نیز این در رأس امور بودن کاملاً صادق است. پس بنابراین مشکل حل نشد، موضوع تفسیر شد و مسکوت ماند. به هرحال اختلاف سلیقه وجود دارد وکشورما نیزکشوری آزاد است و افراد نیز حرف خودشان را بیان و برداشت‌های خودشان را مطرح می‌کنند. در اینگونه امور فصل الخطاب رهبر معظم انقلاب است که ما باید سخن ایشان را سخن پایانی برای اینگونه بحث‌ها تلقی کنیم. از یک سو رئیس جمهور مدت زیادی است در جلسات مجمع حاضر نمی شود و از سوی دیگر یکسری از مصوباتی که مجلس به مجمع می‌فرستد به دلیل این است که مثلاً شورای نگهبان نظر دولت را تأیید کرده و برای اینکه مجلس بر تصمیم خود پافشاری کند، آن را می‌فرستد تا مجمع با توجه به فضای کلی‌اش که چندان موافق دولتی‌ها نیست، بیاید مصوبه را به نفع مجلس تمام کند. نظرتان در این زمینه چیست؟ما معتقد نیستیم که ترکیب مجمع ممکن است نزدیک به مجلس، دولت یا شورای نگهبان باشد. برخلاف این، حق و حقیقت و مصلحت نظام نادیده گرفته می‌شود. این طبیعی است که اگر دولت در آنجا حضور پیدا نکند بخشی از حقایق و واقعیات و دیدگاه‌ها در مجمع نماینده‌ای ندارد تا سخن دولت بیان شود. اگر رئیس‌جمهور به نمایندگی از دولت در مجمع حضور پیدا کرده و استدلال‌های خود را بیان کند، حتماً آنچه حق است به تصویب خواهد رسید. اینکه گفته می‌شود ترکیب مجمع با دولت نیست را قبول ندارم زیرا اکثر افراد مجمع همراه دولت هستند و از آقای احمدی نژاد با قاطعیت در محافل مختلف حمایت می‌کنند. این برچسب خوبی نیست که بگوییم مجمع تشخیص مصلحت نظام و اعضای آن با دولت همراه نیستند. وحدت واقعی بین دولت و مجلس به چه صورتی می‌تواند شکل بگیرد؟ در حالی که یک مثلی می‌گوید افرادی که در پاستور می‌نشینند نظرکارشناسی شان با وقتی همین افراد می‌آیند و روی صندلی سبز پارلمان می‌نشینند، کاملاً تفاوت پیدا می‌کند.‌.‌. این تفاوت دیدگاه‌ها درست است. اینکه کسی درجایگاه دولت قرار می‌گیرد با کسی که در جایگاه مجلس قرار می‌گیرد، ممکن است بر اساس این تفاوت درجایگاه‌ها دو جور متفاوت صحبت کنند چندان دور از واقعیت نیست، چرا که یک سری وظایف و اختیارات اجرایی را که قانون به دولت داده، باعث می‌شود که دولت با دشواری و مشکلات مردم مواجه شده و سعی کند تا در اجرا به نحوی عمل کند که مشکلات برطرف شوند. از طرف دیگر مجلس هم برخاسته از میان مردم است و دیدگاه‌های مختلف و مشکلات مردم را می‌بیند. پس ماهیتاً نمی‌توانند با هم وحدت کارشناسی داشته باشند؟بله، مجریان معمولاً دوست دارند که دستشان در اجرا باز باشد و قانونگذاران نیز دوست دارند که قانونی وضع کنند تا نظارت لازم را بر اجرا داشته باشند. بنابراین چون یکی در موضع قانونگذاری و نظارت و دیگری در موضع اجراست، یک سری اختلاف برداشت و نظرها به طور طبیعی وجود دارد، ولی این اتفاقات نباید به اختلافات بین دولت و مجلس مبدل شود زیرا تنها دستاورد آن تضییع حقوق مردم و فرصت سوزی است. اینکه ما بخواهیم دولت و مجلس هر دو یک شکل فکر کنند، شاید قدری دور از واقعیت باشد. اما اینکه هردو به مصالح ملی فکر کنند، یک ضرورت است. آیا واقعاً این مصلحت‌اندیشی بزرگ انجام می‌شود؟تا حدود زیادی بین مجلس و دولت هماهنگی وجود دارد. برخی از ناهماهنگی‌ها به علت مسائلی است که به بیرون کشانده می‌شود. موارد وفاق بین دولت و مجلس به مراتب بیشتر از موارد اختلافات است، ولی موارد اختلاف، رسانه‌ای می‌شود و روزنامه‌ها و مطبوعات بیشتر به آن می‌پردازند، زیرا جاذبه آن موضوعات بیشتر است . این مسئله باعث می‌شود که دولت و مجلس ناهماهنگ باهم به نظر بیایند، در صورتی که ما بزرگ‌ترین قانون کشور را که قانون پنجم توسعه است، اخیراً به تصویب رسانده‌ایم. ولی بعد از آن رئیس جمهور نامه‌ای به مجلس نوشتند که به قول نماینده‌ها خستگی آنها را در تنشان بابت برنامه پنجم باقی گذاشت. این طور نیست. رئیس جمهوری تشکر هم کردند. در عین حال دو ماده اختلاف نظر از میان 300 ماده برنامه پنجم توسعه، رقم بالایی نیست. یکی از این دو مورد مربوط به رئیس کل بانک مرکزی و دیگری در مورد صندوق توسعه ملی بود ولی از 298 مورد دیگراتفاق نظر وجود داشت که آن را نیز باید مد نظر قرار داد. به انتخابات نهم مجلس مدت زمان زیادی باقی نمانده است. آینده سیاسی کشور را با توجه به تحولات منطقه و تحولات داخلی کشور چطور پیش بینی می کنید. باتوجه به اینکه درحال حاضر اصلاح‌طلب‌ها چینش مناسبی در سطح سیاسی کشور ندارند، آینده این گروه از نظر شما چگونه است؟من به طور کلی روند توسعه و چشم‌انداز کشور را بسیار مثبت ارزیابی می‌کنم. با توجه به کاستی‌ها، عقب ماندگی‌ها و چالش‌ها، کارهای مفید و مثبتی ناشی از برنامه ریزی و هماهنگی میان قوای سه گانه و تلاش دولت خدمتگزار انجام شده است. صرفه جویی درمنابع به خصوص منابع انرژی آثار بسیار مثبتی را دراقتصاد کشور به جا خواهد گذاشت. بنابراین جریان اصولگرا که ابتکار عمل را در دست دارد، کارنامه نسبتاً قابل قبولی به مردم ارائه خواهد کرد. مشکل اشتغال به عنوان بزرگترین مشکل جوانان و نرخ بیکاری بالای 13یا 14 درصد به امید خدا درسال آینده با سرعتی مناسب رو به کاهش خواهد رفت و فرصت‌های شغلی زیادی در کشور ایجاد می شود. بنابراین تا سال آینده فصلی از کارنامه کاری خوب از مجلس شورای اسلامی در معرض دید مردم قرار خواهدگرفت. و در مورد جریان اصلاح طلب؟جریان اصلاحات یا جریان‌های رقیب غیر اصولگرایان هم بیکار نبوده و تلاش می‌کنند که عملکرد مجلس را مورد نقادی قرار دهند. این دسته از افراد مایل هستند در عرصه سیاسی حضوری فعالانه داشته باشند و ما نباید تصور کنیم که جریان اصلاحات به طور کلی از صحنه سیاسی کشور حذف شده است. به نظر شما شورای نگهبان برخی از افراد این جریان را حذف خواهد کرد؟ شورای نگهبان افرادی را که مشکل داشته یا خلاقیت‌های آنها از بین رفته باشد را تأیید نخواهد کرد. ما افرادی را داریم که واجد صلاحیت هستند و درعرصه‌های سیاسی نیز سالم عمل کرده‌اند. به هر حال ما جریان‌های بی نام و نشان سیاسی داریم که به میدان انتخابات ورود می کنند بنابراین صحنه سیاسی انتخابات آینده را صحنه پرشور و رقابتی می بینم. رقابت بین چه کسانی؟رقابت ممکن است هم بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و هم بین اصولگرایان و نیروهای مستقل باشد و حتی ممکن است نیروهای مستقلی به میدان بیایند و رقبای آینده جریان اصولگرا باشند. به نظر می‌رسد که میان خود اصولگرایان نیز یکسری رقابت‌هایی ایجاد می شود. از سوی دیگر میزان پایبندی گروه‌های فعال در این جریان به منشور اصولگرایی نیز مطرح است. درست است. قبل از مجلس هشتم بین جریان اصولگرا این بحث‌ها وجود داشت اما نهایتاً جریان اصولگرا همه مصالح ملی را بر مصالح گروهی و حزبی خودش ترجیح داد. در حال حاضر با این منشور، طلیعه همین اتفاق آغاز شده و نشست سران اصولگرا با رئیس جمهور و بعد انتخاب یک گروه سه نفره و بعد از آن نشست‌های مشترک با جامعتین یعنی جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در همین راستاست. زمینه‌های ایجاد وحدت و همگرایی ایجاد شده که نهایتاً اگر این وحدت و همگرایی به طور کامل انجام نشود به صورت مقطعی با انجام توافقاتی مجددا حاصل خواهد شد. من بعید می دانم که جریان اصولگرا با وجودی که متوجه رقبای سیاسی است با دست خودش با ایجاد تفرقه در اردوگاه اصولگرایان باعث شود که نیروهایی که شناخته شده نیستند یا در جریان اصلاحات قرار دارند بیایند و رقابت را از آن خودشان کنند. درحال حاضر تعریف‌های مختلفی را از اصولگرایی می بینیم. فکر می کنید تعریف درست از اصولگرایی چیست و چقدر از این گروه‌های مدعی این جریان را واقعا اصولگرا می‌د‌انید؟ اقدامی که توسط جامعتین در تدوین منشور اصولگرایی صورت گرفت اگرچه هنوز کلی است اما می‌تواند مبنای گفت‌وگو و عامل وحدت بخشی این جریان قرار بگیرد و همین مسئله تعریفی را از اصولگرایی ارائه دهد. از این عوامل وحدت بخش در انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم هم بود ولی ما دیدیم یکسری از گروه‌ها به این منشورها در نهایت ماجرا چندان پایبند نماندند. اختلاف سلیقه اصولگرایان در آینده احتمال قرار گرفتن آنها مقابل هم را دارد، اما جریان‌هایی مانند رایحه خوش خدمت و حامیان دولت و پیروان خط امام و رهبری و در رأس آنها افراد خردمند و آگاهی هستند که می‌دانند اگر به این سلایق دامن زده شود و اختلاف سلایق بین جریان اصولگرا پررنگ‌تراز اختلافات اصولی و مبنایی میان اصولگرایان و جریان‌های اصلاح طلب با شد، قاعدتاً ممکن است اصل انتخابات به نفع جریان‌های رقیب تمام شود. در ماه‌های اخیر آقای خاتمی تلاش می‌کند که به عرصه سیاسی برگردد. یکسری از نمایندگان عضو فراکسیون اقلیت و برخی از نمایندگان عضو فراکسیون اکثریت مجلس هم موافق این بحث بودند. یکی ازچهره‌های اصولگرای مجلس نیز گفت که اصولگرایان مجلس نیز باید به دیدار آقای خاتمی بروند. پیش‌بینی می‌کنید چه اتفاقی بیفتد؟فکر می‌کنم جریان اصلاحات برای بازگشت به صحنه سیاسی باید نسبت و رابطه خود را با عوامل و سران فتنه روشن و شفاف کند و برای بازگشت به عرصه سیاسی نیازمند یک پالایش در درون این جریان است. اینکه آیا بازگشت این جریان به صحنه سیاسی در صورتی که ایرادات و اشکالات خود را برطرف کند، مفید است یا نه نیاز به بررسی بیشتر دارد. در مجموع طبق قانون اساسی نمی توان برای فعالیت‌های سیاسی افرادی که در چارچوب معیارهای نظام و رهبری و ولایت فقیه و قانون اساسی حرکت می‌کنند، محدودیت ایجاد کرد. در مورد جریان اصلاحات نیز این موضوع صادق است؟در مسائل فتنه آسیبی بسیار جدی به جریان اصلاحات وارد شد که هنوز هم نتوانسته‌اند ازچنین شوکی که به ایشان وارد شده بیرون بیایند. ضربه مهلکی که ازسوی افرادی مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی با موضع گیری‌های ضد نظام به این جریان وارد شد باعث شد، این افراد به عنوان چهره‌های منفور در میان توده مردم مطرح شوند. جریان اصلاحات برای آنکه خودش را از این شوک بیرون کشیده و بتواند از این آسیب‌ها خارج شود، نیازمند یک کار جدی است. نقش محمد خاتمی برای این ترمیم چیست؟آن فردی که باید این جریان را از کمایی که برایش ایجاد شده خارج کند قطعاً آقای خاتمی نیست، چون آقای خاتمی به عنوان چهره‌ای که همه سلایق اصلاح طلب آن را قبول داشته باشند مطرح نمی‌باشد. این جریان باید بتواند فردی را که در ماجراهای فتنه، آلوده نشده و آسیب ندیده باشد را پیدا کند تا مقبولیت بیشتری داشته باشد و دور هم جمع شوند و با انجام یک پالایش و جدا کردن عناصری که فریب نخورده‌اند، دوباره و تدریجی به عرصه سیاسی کشور برگردند. در حال حاضر بعید است که در فاصله یک سالی که تا انتخابات مجلس وجود دارد، این اتفاق بیفتد. بعضی از افراد فراکسیون اقلیت مجلس که از چهره‌های اصلاح طلب مخالف فتنه هستند، از سران فتنه در دوران انتخابات حمایت کردند. آیا آنها می‌توانند به شرایط سیاسی کشور بازگشته و در آن به عنوان چهره‌های سیاسی فعال باشند؟البته برخی از چهره‌های اصولگرا نیز از ایشان حمایت کردند که این حمایت از آقای موسوی مربوط به زمانی است که وی هنوز مواضعش را روشن و شفاف بیان نکرده و مبادرت به صدور بیانیه‌های ضد انقلابی نکرده بود. بسیاری از این حامیان بعد از این ماجرا برائت خودشان را از این حمایت‌ها اعلام کردند. برخی از چهره‌های اصولگرا نیز درعین حال در این ماجرا آسیب‌هایی دیدند که نباید این آسیب‌ها را از چشم دور داشت. درمورد اصلاح‌طلب‌ها چطور؟سؤال من مربوط به این دسته بود؟بسیاری از اصلاح طلبان مجلس شورای اسلامی نیز تلاش کردند تا اطلاعات، بحث‌ها و مصاحبه‌های بیرونی کمتری داشته باشند اما آنهایی که مواضع تندی اتخاذ کرده بودند، اگر بعد از روشن شدن مسائل فتنه، باز هم بردیدگاه‌ها و نقطه نظرات خودشان اصرار ورزند، ممکن است شورای نگهبان صلاحیت‌های آنها را به دقت مورد بررسی و بازنگری قرار دهد. آقای‌هاشمی جدیداً گفته‌اند که بر مواضع خود در آخرین نماز جمعه شان پایبند هستند. نظر شما درباره مواضع ایشان درآخرین نمازجمعه ای که شرکت کردند، چیست؟آقای‌هاشمی به عنوان شخصیتی با سوابق درخشان در سال‌های پیروزی انقلاب و قبل از آن و درکنار امام، خدمات زیادی به انقلاب کرده است اما مردم ما محبوبیت این چهره‌ها را با میزان وفاداریشان به رهبری و ولایت فقیه ارزیابی می کنند. هرچه قدر این شخصیت‌ها اطاعت پذیری بیشتری نشان دهند از محبوبیت بیشتری برخوردار می‌شوند. اگر این دسته از افراد به صورت حاشیه‌ای و با عنوان‌های گوشه و کنایه دار بخواهند اظهار نظر کنند، میزان اعتماد توده‌های مردم به آنها کمتر خواهد بود. بنابراین ما امیدوار هستیم با اعلام حمایت قاطعانه ایشان از مواضع و دیدگاه‌های رهبری و ولایت فقیه شرایطی که به وجود آمده ختم به خیر شود. مسئله قطع رابطه با انگلیس که گویی نماینده‌ها با آن موافق هستند از مسائلی است که مورد سؤال مردم می‌باشد. آیا در این قطع رابطه، بحث‌های فرهنگی به خصوص دربخش‌هایی مانند دانشگاه‌ها و ارتباطات فرهنگی تأثیری می‌بینید؟ اصولاً قطع رابطه با انگلیس چقدر می‌تواند برای کشور مؤثر باشد و قطعش چه دستاوردی را دنبال می کند؟جمهوری اسلامی هیچگاه خواستار قطع ارتباط با کشورها نبوده است مگر در مواردی که ارتباط با کشورهای دیگر باعث دخالت آنها در امور داخلی ایران شده باشد. انگلیس کشوری است که متأسفانه در طول تاریخ صدساله گذشته همواره درمصالح ملی ایران دست‌اندازی و دخالت کرده و این دخالت‌ها باعث بروز مشکلاتی در کشور شده است. چند سالی است که جمهوری اسلامی این موضوع را تحمل کرده و با تذکرات و احضار سفیر و کاردار و غیره سعی می‌کند این دخالت‌ها را کاهش دهد، ولی تا به حال این مسئله برطرف نشده است و به جایی رسیده که امروز طرحی در مجلس مبنی بر قطع کل روابط در دست بررسی است. البته با توجه به اینکه کشور انگلیس و سایر کشورهای اروپایی پروتکل‌ها وموافقت نامه‌هایی با یکدیگر دارند که قطع رابطه با هر یک، رابطه با سایر کشور‌ها را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد، باید تمام جوانب آن به دقت مورد توجه قرار گرفته و ابعادش بررسی گردد. شما با قطع رابطه با انگلیس موافق هستید؟من معتقدم که قبل از قطع کامل رابطه، اطراف و ابعاد این موضوع را به دقت باید بررسی کنیم. در حال حاضر این اقدام مجلس آخرین هشدار و جدی‌ترین تذکر به دولت انگلیس است تا از شیطنت‌ها و دخالت‌های خودش دست بردارد. دانشگاه‌های انگلیس از سطح بالایی برای درس خواندن برخوردار هستند. می خواهیم بدانیم که درس خواندن در انگلیس خوب است یا بد؟اگر خوب است که اتفاق خوبی دارد برای محصلانی که این کشور را هدف تحصیل قرار داده‌اند، می افتد و تکلیفشان مشخص می شود. اگر هم بد است چرا نزدیک به 3 هزار نفر از فرزندان مسئولان در انگلیس تحصیل می کنند، با وجود اینکه بحث دخالت‌های انگلیس در امور داخلی ایران به گفته خود شما سال‌هاست که وجود دارد و مربوط به حالا نیست. در آموزه‌های دینی خودمان این سخن ارزشمند از پیامبر(ص) را داریم که می فرمایند برای کسب دانش به دورترین نقاط جهان نیز اگر سفر کنید، ضررنکرده اید. وقتی رشته‌های خاص تحصیلی در کشور خاصی وجود دارد که ما برای رسیدن به قله‌های علمی و دانش ناگزیر به اعزام دانشجو به آن کشور از جمله به انگلیس هستیم، ارزش دارد و این با توجه به همه مسائل و مشکلات است. ما به طورمطلق نمی‌توانیم بگوییم که آیا این کار خوب است یا نیست . ممکن است در چند رشته کشور انگلستان دانشگاه‌هایی داشته باشد که از سطح بالاتری برخوردارند و ما برای کسب دانش و تربیت استاد دانشگاه ناگزیر باشیم به آنجا برویم ولی در شرایط عادی که رشته‌های دیگر را سایر دانشگاه‌های جهان دارند، ضرورتی برای کسب علم در این کشور وجود ندارد. پس این تعداد فرزندان مسئولان که هدف تحصیلی‌شان را از همان ابتدا در انگلیس انتخاب کرده‌اند همه در همین رشته‌های خاص تحصیل می کنند؟!من که اطلاع خاصی از اینکه چه تعداد هستند یا این که چه کسانی هستند، ندارم. آماری که داده شده نزدیک به 3 هزار نفرند. معمولاً این موارد با وزارت علوم هماهنگ می شوند و باید دید که این فرزندان مسئولان چه کسانی هستند؟آیا مربوط به مسئولان اجرایی فعالند که کمی سؤال برانگیز است. آیا مسئولان قبلی هستند که برای درس خواندن رفته‌اند و هنوز برنگشته‌اند؟ اینها موضوعاتی قابل بررسی است. اگر وزارت علوم این آمار را ارائه کرده، بهتر است برای شفاف شدن موضوع، اطلاعات دقیقتری به مردم ارائه دهند.برخلاف قوانین کشور استفاده از ماهواره 30 درصد رشد داشته است. به نظر شما دلیل این موضوع، بی توجهی مسئولان به مسائل فرهنگی برای ایجاد جاذبه‌های مورد نیاز مردم است؟ مجلس یا مسئولان کشور چه کاری می‌توانند انجام دهند که این میزان اقبال به ماهواره در کشور تغییر نماید. به نظر من مجالس گذشته در این زمینه کار لازم را انجام داده و استفاده از گیرنده‌های ماهواره‌ای را به جز درموارد خاصی که ضرورت ایجاد می‌کند، ممنوع اعلام کرده‌اند. قانون مصوب مجلس ازسال‌های گذشته، نیروی انتظامی را موظف به جمع آوری گیرنده‌های ماهواره ای کرده، اما متأسفانه این وظیفه که نیروی انتظامی و قوه قضائیه باید با همکاری یکدیگر به مورد اجرا می‌گذاشتند تا کنون تحقق پیدا نکرده است. دلیلش چیست؟دلایل متعددی دارد. بعضی افراد به خاطر سرگرمی و استفاده از برنامه‌های متنوعی که گاهی ضد اخلاقی است به سراغ ماهواره می روند. ممکن است برخی از استفاده کنندگان جزو افراد علمی و دانشگاهی ومراکز پژوهشی باشند که به خاطر اهداف علمی و به صورت مجاز از ماهواره استفاده کنند. بنابراین استفاده کنندگان متعدد هستند ولی افرادی که غیر مجاز و ناسالم از ماهواره استفاده می کنند، تعدادشان بسیار بیشتر از افرادی است که با اهداف مقدس و متعالی به سراغ ماهواره می روند. برخی معتقدند که نگرش‌ها نسبت به ماهواره تا حدی منفی است. ماهواره استفاده‌های خاص دیگری هم دارد ولی به این صورت در موردش صحبت می شود. آن موارد مفید استفاده از ماهواره جزو وظایف صدا و سیما است که با استفاده از گیرنده‌های ماهواره‌ای برنامه‌های مفید شبکه‌های دیگر را دریافت کند و به صورت سالم در اختیار مردم قرار دهد زیرا بخشی از برنامه‌های رادیو و تلویزیون، برنامه‌هایی است که از ماهواره‌ها استفاده می کند که می‌تواند گسترش بیشتری یابد. صدا و سیما با متنوع کردن برنامه‌ها و تعداد شبکه‌های خودش که نیازمند تغییر سیستم‌های صدا و سیما ازحالت آنالوگ به دیجیتال است می تواند ظرفیت خود را افزایش داده و با تولید برنامه‌های ماهواره‌ای مناسب و سالم نیاز جامعه را از شبکه‌های خارجی برطرف نماید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار