الهام حمیدی این روزها به یک پای ثابت سریالهای تاریخی تبدیل شده است. او چندی قبل در فیلم سینمایی پرفروش «ملک سلیمان» بازی قابل توجهی را از خود به نمایش گذاشت و این روزها در سریال «مختارنامه» نقش همسر کیان را بازی میکند. او به واسطه چهره شرقی بیشتر در نقشهای مثبت بازی میکند اما معتقد است نقشهایی که ایفا میکند شاید به لحاظ ظاهری شبیه هم باشند اما هر یک از کاراکترها در شیوه اجرایی با هم متفاوت هستند گفتوگوی ما را با او پیرامون آثارش در زیر میخوانید.
ظاهراً شما علاقه خاصی برای حضور در سریالهای تاریخی دارید، چرا که در طول سالهای اخیر اصرار زیادی برای بازی در این ژانر داشتید؟ حضورتان در این آثار اتفاقی بوده است یا آن را خودتان انتخاب کردید؟نه کاملاً انتخابی بود، من بازی در آثار تاریخی را به شدت دوست دارم چرا که شما را بر آن میدارد فرای زندگی روزمرهتان در اثری بازی کنید و نقش فردی را بازی کنید که از هر جهت زندگیتان با او تفاوت دارد نوع لباستان، زندگیتان، حرف زدنتان و همه این مسائل شما را بر آن میدارد که در روند بازیتان یک سری تغییراتی را به وجود آورید تا خودتان را به آن کاراکتر نزدیک کنید تا بازیتان باورپذیر از آب درآید. این ویژگیها باعث میشود که من نسبت به نقشهای تاریخی اقبال بیشتری از خودم نشان دهم.
اما تکرار حضور در این ژانر و ایفای نقشهای اینچنینی ناخودآگاه ممکن است شما را به سمت کلیشه شدن ببرد؟من چندان با این حرف موافق نیستم تکرار زمانی به وجود میآید که کاراکترهایی که ایفا میکنید به نوعی شبیه به هم باشد یا اینکه به نوعی قصه آثاری که در آن حضور دارم شبیه به هم باشد در حالی که هیچ کدام از این مسائل در مورد من صدق نمیکند شاید به لحاظ ژانر آثاری که من در آن بازی کردم شبیه هم باشد اما به لحاظ موضوعیتی همه با هم تفاوت دارد و هیچ کدام از نقشهایی که ایفا کردم شبیه به هم نیستند . شما میتوانید دو نقش من را با هم مقایسه کنید و بگویید شما مثلاً این قسمت را در هر دو مورد تکرار کردید.
اگر اشتباه نکنم اولین حضورتان در آثار تاریخی هم با سریال پر بیننده «حضرت یوسف» رقم خورد، اثری که رکورد پربینندهترین سریال را به نفع خودش تغییر داد اصلا چه شد که بازی در آن نقش را پذیرفتید؟من فکر میکنم قصه حضرت یوسف از آن قصههایی بود که اکثر مردم ایران آن را شنیده بودند راجع به آن تخیلپردازی کرده بودند اما واقعیت آن بود که همه ما یک شناخت کلی راجع به این داستان داشتیم و از جزئیات آن اطلاع چندانی در دستمان نبود طبیعی است که وقتی بازی در این سریال به من پیشنهاد شد میدانستم که در صورت پذیرفتن آن مسئولیت سنگینی را بر عهده میگیرم چرا که مردم نسبت به این قصه ذهنیتپردازی زیادی داشتند. اگر شما در ارائه کاراکترتان موفق عمل نکنید مخاطب آن را پس خواهد زد.
برای برقراری ارتباطتان با این نقش چه کاری انجام دادهبودید؟واقعیتش آن است که من نسبت به کلیت این ماجرا اطلاعاتی داشتم اما از جزئیاتش اطلاع چندانی نداشتم من وقتی فیلمنامه کار را خواندم حسابی تعجب کردم چرا که تا قبل از آن فکر میکردم که حضرت یوسف تنها یک زن داشت و آن زلیخا بود اما بعدها که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم ایشان همسری با ایمان، وفادار و مهربان به نام «آسنات»داشتند که به فرمان خداوند احترام گذاشته و وقتی ایشان فرمان ازدواج با «زلیخا» را دادند او به این فرمان حسادت نکرد و با همه وجودش احترام گذاشت به همین خاطر من باید روی تک تک خصوصیات اخلاقیام کار میکردم تا از هر جهت زن کاملی به نظر می رسیدم که جرقههایی از حسادت در من دیده نشود. روی خصوصیات «آسنات» با آقای سلحشور گفتوگوهای زیادی انجام دادم که به هر چه بهتر ارائه شدن این نقش به من کمک زیادی کرد.
نکته جالب برای من اینجاست که شما بعد از سریال یوسف پیامبر که بازیتان حسابی دیده شد تصمیم گرفتید کم کارتر شوید، علت این مسئله چیست؟من کمکار نشدهام بلکه ترجیح دادهام گزیدهکار شوم. همانطور که خودتان اشاره کردید بعد از سریال حضرت یوسف موجی از انتقادات به سوی من روانه شد اما با اینکه بازیگری شغل اول من است ترجیح دادم چشمم را به روی مسائل مالی ببندم و تنها در کارهایی بازی کنم که به لحاظ محتوایی در سطح خوبی قرار گرفته باشد. متأسفانه این روزها یکی از ضعفهای ما در بازیگری این است که بازیگران دائم در آثار مختلف حضور پیدا میکنند و چهرهشان به نوعی برای مخاطب تکراری میشود که این خودش زنگ خطری برای بازیگران است.
شاید بخشی از این تکرار به این خاطر باشد که تهیهکنندگان احساس میکنند این چهرهها برای مخاطب جذابتر است و در نتیجه مخاطب برای دیدن آنها به سینما میرود یا پای برنامههای تلویزیونی آنها مینشیند.من هم با این نظریه موافقم اما تصور میکنم این طرز فکر اشتباه است چرا که وقتی یک بازیگر همزمان چند فیلم را روی پرده دارد و در تلویزیون هم بازی میکند ناخودآگاه جذابیتش را برای مخاطب از دست میدهد. با اینکه من بعد از فیلم سینمایی «دلداده» پیشنهاد تکرار این نقش را در شرایط مشابه داشتم اما آن را نپذیرفتم چرا که معتقد بودم تجربه هر کار تنها یکبار برای مخاطب جذابیت دارد.
در فیلم سینمایی پرهزینه و پرفروش «ملک سلیمان» شما نقش همسر حضرت سلیمان را بازی کردید، این فیلم به لحاظ جلوههای ویژه در ایران بینظیر بود بازی در این فیلم برای شما چه تفاوتی با سایر کارها داشت؟«ملک سلیمان» همانطور که خودتان هم اشاره کردید جزو آثاری بود که تا قبل از آن بازیگران ایرانی کمتر آن را تجربه کرده بودند تمام بازیهای ما در مقابل پرده سبز آبی بود و من چون تا قبل از آن تجربه بازی در چنین شرایطی را نداشتم دائم استرس داشتم که مبادا بازیام آنقدرها که باید باورپذیر از کار در نیاید مثلاً از ما میخواستند طوری بازی کنیم که انگار داریم یک منظره بسیار زیبا را میبینیم و این در حالی بود که روبهروی من در واقع چیزی وجود نداشت به جز یک پرده اما من با تمام وجود سعی میکردم که این حس را منتقل کنم همان میزان هیجان زدگی و شادی را در چهرهام داشته باشم اما از نتیجه کار چندان مطمئن نبودم اما آقای بحرانی کارگردان این فیلم دائم به من اعتماد به نفس میداد که بازی من قابل قبول بوده است من کلاً دنبال تجربههای متفاوتی هستم «ملک سلیمان» یکی از همین بهترین تجربهها بوده است.
با این اوصاف بعد از اینکه این فیلم را دیدید چه عکسالعملی داشتید، از نتیجه کار راضی بودید و انتظاراتتان را برآورده کرد؟بله، وقتی فیلم را در اکران خصوصی دیدم از دیدن نتیجه کار حسابی خوشحال شدم چرا که حس میکردم در اولین قدمی که در این راه برداشتیم موفق بودیم چرا که این فیلم جزو اولین آثاری بود که با این حجم جلوههای ویژه تولید شد و اگر ما در این مسیر دچار اشتباه میشدیم قاعدتاً تأثیرات خوبی بر جای نمیگذاشت اما خوشبختانه این فیلم چیزی کمتر از آثار هم تراز خودش که در دنیا تولید میشد به لحاظ تکنیکی و جلوههای ویژه نداشت و نشان داد که اگر امکانات در اختیار سینمای ایران هم قرار بگیرد یک اثر قابل دفاع و پرفروش تولید میشود.
شما در سریال حضرت یوسف نقش همسر پیامبر را بازی کردید در این فیلم هم همینطور، بهتر نبود که دوباره سراغ تکرار چنین نقشی نروید؟من هم ابتدا مانند شما فکر میکردم وقتی آقای بحرانی پیشنهاد بازی در این کار را دادند به ایشان گفتم که من در سریال یوسف پیامبر هم نقش همسر آن پیامبر بزرگوار را بازی میکردم تکرار بازی نقش همسر یک پیامبر شاید من را ناخواسته به سمت کلیشه شدن ببرد اما ایشان معتقد بودند که چهره من به دلیل شرقی بودنش و معصومیتی که در نگاهم وجود دارد مناسب این نقش است من با اینکه این ترس را داشتم که نقشم لوث شود اما سرانجام پذیرفتم و خوشبختانه تا به امروز هم انتقادی از سوی مخاطبان در اینباره نشنیدم.
نکته جالب در مورد «ملک سلیمان» این بود که بازیگران آن گریم خاصی نداشتند و حتی طراحی لباس ویژهای هم در کار نبود، در این مسئله عمدی در کار بود؟بله، چرا که در آن زمان مردم چهره بدوی داشتند و از پوشش بسیار سادهای برخوردار بودند، لباسها دوخت و برشهای بسیار سادهای داشت به همین خاطر افراط در گریم و لباس موجب میشد که ما از واقعیت آن زمان دور شویم در نتیجه طراحان به این اتفاق نظر رسیدند لباسهایی را برای بازیگران در نظر بگیرند که فاقد دوختهای آنچنانی است. به لحاظ گریم هم تنها چهره ما را کمی آفتاب سوخته و کک و مکی کردند، که به باورپذیری کاراکتری که ایفا میکردیم از سوی مخاطبان کمک شایانی کرد.
شما در سریال مختارنامه ایفاگر نقش همسر کیان بودید، نقش شما به گونهای بودکه به لحاظ ظاهری چه گریم و چه لباس با سایر بازیگران زن مجموعه تفاوت داشتید چرا که شما ایرانی بودید و آنها عرب، این تفاوت چه تأثیری در ارائه بازی شما نسبت به سایرین داشت؟من چون در این سریال بر خلاف سایر بازیگرها نقش یک ایرانی را مانند کیان بازی میکردم گریم و طراحی لباسم کاملاً متفاوت بود که همین حس برای من بسیار جالب بود و باعث میشد که من تلاش کنم که نسبت به سایرین هم منش و رفتارم تفاوت داشته باشد که این مسئله در نوع خودش برای من بسیار جالب بود.
کار کردن با داوود میر باقری چطور بود؟تجربه فوقالعادهای بود که دوست دارم آن را باز هم تکرار کنم، ایشان علم و اشراف کاملی نسبت به کاری که انجام میدهند دارند و دقیقاً میدانند که چه میخواهند همین مسئله برای من حس بسیار زیبایی را به همراه داشت چرا که میدانستم فردی که رهبری این گروه را به همراه دارد با حضورش به اعتماد به نفس همه عوامل در ارائه یک کار مطلوب کمک میکند. از طرفی در این سریال برعکس سایر آثار تلویزیونی که داشتم خبری از عجله و شتابزدگیهای مرسوم نبود همه چیز طبق برنامه پیش میرفت. گاهی برای ارائه یک سکانس مطلوب بارها بارها برداشت میشد و این دقت نظر برای من بسیار محترم بود.
نقش شما با وجود پتانسیلی که داشت برای نشان دادن سطح زنان ایرانی و عرب بهتر نبود که کمی پررنگتر می بود؟چرا، اتفاقاً خود آقای میرباقری هم چنین نظری را داشتند اما در آن زمان با وجود علاقه بسیاری که خود من هم داشتم ، سرکار سریال «زیر تیغ» بودم و برای من این امکان نداشت که بخواهم در سکانسهای اضافی که برایم در نظر گرفته بودند بازی کنم به همین خاطر متأسفانه این نقش آنچنان که باید طولانی نشد اما نکته خوبش اینجاست که دقت نظر آقای میرباقری روی همان سکانسها در بازی من به گونهای بود که حس میکنم یکی از بهترین بازیهایم را در آن سریال ارائه دادم.
یکی از ویژگیهای سریال مختار فرای داستان زیبایش که ریشه در اعتقادات مذهبی و تاریخی مردم دارد، دیالوگهای بسیار خوبش است که حتی توجه مخاطب عام را هم به خود جلب میکند.همینطور است، به نظر من آقای میرباقری یک نویسنده تمام عیار محسوب میشوند ،دیالوگها آنقدر زیبا بودند که حالت شعرگونه داشتند و به راحتی بازیگرها با وجود طولانی بودن آنها را حفظ میکردند یادم است در بعضی از سکانسها دیالوگها سر صحنه به ما میرسید اما ایشان به دلیل اشرافی که به کار داشتند با توضیحاتی که میدادند، ما به راحتی دیالوگ را حفظ میکردیم و به دلیلی که پلان اضافه نمیگرفتند بازیگر اصلاً در حین کار خسته نمیشد.
نکته جالبی که در مورد شما وجود داشته و همواره برای من جالب بود این است که شما با وجود تواناییهایی که در بازیگری دارید اما چرا اصرار دارید که همچنان در نقشهای مثبت به ایفای نقش بپردازید؟بخش عمده این مسئله به چهره من برمیگردد، از نظر بسیاری چهره من به درد نقشهای مثبت میخورد به همین جهت تنها در این نقشها از من دعوت به کار میشود چرا که معتقدند حضور من در نقش منفی یا خاکستری باورپذیر از کار در نمیآید. من به عنوان بازیگر دوست دارم که فضاهای مختلف را تجربه کنم اما در نهایت انتخاب من به نقشهایی که به من پیشنهاد میشود بازمیگردد اما در کل باید بگویم من علاقه چندانی به نقشهای منفی ندارم چرا که به نظر من هیچ انسانی صرفاً سیاه نیست به همین خاطر ترجیحم این است است که در نقشهای خاکستری بازی کنم که هنوز پیشنهاد جدی در این زمینه نداشتم که بخواهم آن را بپذیرم.
با این اوصاف فکر نمیکنید ناخواسته قدم در راه کلیشه شدن برداشتید و صرفاً برچسب نقش مثبت روی شما زده میشود؟این اتفاق زمانی برای شما میافتد که نقشهایی را که بازی میکنید به لحاظ محتوایی هم به هم شباهت داشته باشند شاید نقشهای من ظاهراً شبیه هم باشند اما هر کدام خصوصیات و شرایط زندگی مختص به خودشان را دارد که همین مسئله باعث تمییز در بازی من هم میشود.
بدون شک یکی از متفاوت ترین نقشهایی که شما تاکنون ایفا کردهاید نقشتان در فیلم «محیا» بوده است اما این نقشتان از دید داوران جشنواره آن مقطع دور ماند و با کم مهری مواجه شد؟همینطور است، من برای بازی در آن نقش زحمت زیادی کشیدم خودم را حسابی وقف آن کردم. ساعتها میرفتم در غسالخانه با آدمهایی که در آنجا کار میکردند صحبت میکردم. دوست داشتم بدانم آنها چه شخصیتی دارند ،نظر مردم چقدر در کار برایشان مهم است .در ادامه این همنشینیها متوجه شدم که همه آنها از یک چیز مشترک زخم خوردهاند و آن نگاه مردم جامعه نسبت به آنهاست، نگاهی که آنها را آنچنان که باید باور ندارد .سعی کردم با ارائه یک بازی مطلوب دینم را به آن عده ادا کنم و بگویم که همه مردم جامعه نسبت به آنها اینچنین فکر نمیکنند،یا اگر هم فکر میکنند شاید با این فیلم نگاهشان تغییر کند اما با وجود همه این تلاشها و انتظاراتی که داشتم حاصل دسترنجم آنطور که باید دیده نشد.
یکی از ویژگی بازیهای شما این است که سعی دارید نقشی را که ایفا میکنید باورپذیر باشد و به اصطلاح بازیتان رئال است. برای این باورپذیری چه میکنید؟سعی میکنم خودم را به نقش برسانم یعنی خودم را دقیقاً جای آن نقش بگذارم و ببینم اگر من به جای او بودم در مواجهه با این صحنه چه کار میکردم شاید همین مسئله هم باعث میشود که بازیام باورپذیر از کار درآید.
معمولاً بازیگرانی که بازیهای رئالی را از خود به جا میگذارند در پاسخ به رسیدن نقشهایشان میگویند که آنها به دنبال مصداق عینی برای آن نقشی که ایفا کردند میگردند؟راستش را بخواهید من جزو آن دسته نیستم و خیلی هم این کار را برای خودم نمیپسندم مثلاً نمیتوانم بگویم که برای ایفای نقش یک زن معتاد باید بروم و او را پیدا کنم که ببینم او دارد چه کار میکند یا یک زن قاتل چرا که قرار است نقشی که به من محول شده است را بازی کنم نه آن فردی که میبینم به همین جهت ترجیحم آن است که از فیلمنامه، کارگردان و تخیلم برای رسیدن به نقشم بهره بگیرم.
شما جزو معدود بازیگرانی محسوب میشوید که هم در آثار سینمایی بازی کردید و هم تلویزیونی، اما ظاهراً گرایش شخصی خودتان به سمت آثار تلویزیونی است؟من کلاً جزو بازیگرانی هستم که رسانهای که از آن کارم پخش میشود چندان برایم مهم نیست بیشتر ترجیح میدهم اثری را که بازی میکنم به لحاظ محتوایی در سطح قابل قبولی باشد و قابلیت ماندگاری داشته باشد و شاید به همین خاطر است که حضورم در تلویزیون به نوعی پررنگتر از سینماست چرا که پیشنهادهایی که برای بازی در یک سریال میشود اگر از درجه کیفی الف برخوردار باشد به مراتب بهتر از یک اثر سینمایی درجه 2 است و هیچوقت صرفاً به عشق دوربین 35 اثری را نمیپذیرم.
با این همه اصرارتان برای حضور در کارهای ماندگار و فاخر اما در کارنامه شما هم آثار تجاری کمدی دیده میشود مانند فیلم سینمایی «دلداده» که شاید در اندازه کارهای قبلیتان نباشد؟من دوست نداشتم و ندارم که صرفاً در آثار تجاری بازی کنم اما نمیتوانیم این مسئله را انکار کنم که دوست داشتم یک نقش متفاوت را در ژانر طنز تجربه کنم که این امر هم با فیلم سینمایی «دلداده» مهیا شد این فیلم شاید به مذاق منتقدان خوش نیامد اما در میان مخاطبان عام به اقبال و فروش خوبی دست پیدا کرد. بالاخره نقش من در این فیلم یک تجربه جالب بود که در کارنامه هنری من ثبت شده است و به نظر من به چالش کشیدن آن کار چندان منصفانهای نیست.
به تازگی در سریال «شوق پرواز»بازیتان به اتمام رسیده است اگر اشتباه نکنم شما در آن اثر نقش همسر شهید بابایی را بازی میکنید چه شد که برای آن نقش انتخاب شدید؟نکته جالب توجه برای من اینجا بود که من به انتخاب همسر خود شهید بابایی برای این نقش انتخاب شدم در حالی که من با ایشان به لحاظ ظاهری هیچ شباهتی ندارم اما ظاهراً ایشان بازی من را در آثار دیگر دیده بودند و خوششان آمده به همین خاطر از من خواستند که این نقش را بازی کنم و من با کمال میل این لطفی را که ایشان به من داشتند با وجود استرسی که داشتم پذیرفتم و خوشحالم که این نقش را بازی کردم.
در بخشی از حرفهایتان گفتید برای بازی در این نقش استرس داشتید ،دلیل این استرس چه بود؟معمولاً بازی نقش کسی که هنوز در قید حیات است کار راحتی نیست، دائم میترسیدم که نتوانم به لحاظ کلام، نگاه، راه رفتن و اخلاق حق مطلب را درباره ایشان ادا کنم اما همسر شهید بابایی سر صحنه کار میآمد و در فاصلهای که بین پلانها میافتاد با من صحبت و در ارائه بازی بهتر نقششان به من کمک میکرد.
نظر همسر شهید بابایی راجع به بازی شهاب حسینی چطور بود؟ایشان وقتی که شهاب حسینی را در لباس خلبانی میدیدند واقعاً خوشحال میشدند اعتقاد داشتند بازی حسینی به همسرشان نزدیک است .
این روزها تب بازی کردن در سریالهای روتین حسابی مد شده است نظرتان راجع به این دست سریالها چیست؟به نظر من روی سریالهای مناسبتی به لحاظ ساختاری چندان تمرکز نشده است، از این حیث من سطح این کارها را به دلیل شتاب زدگی که در آنها وجود دارد چندان نمیپسندم و در این مدت هم پیشنهادهای زیادی از سوی این آثار داشتم اما همگی را رد کردم چرا که معتقدم مخاطبان ما در سطحی قرار دارند که باید از هر جهت به آنها احترام بگذاریم و در آثار سرسری بازی هر سریالی را نپذیریم، ولی با این اوصاف نمیتوان انکار کرد که بعضی از آثار تولیدی هم در سطح خوبی قرار دارند.
شما با بازی در فیلم سینمایی «خیلی دور خیلی نزدیک» نشان دادید که به فیلمهایی با تم هنری علاقهمند هستید، کمی راجع به فضای آن فیلمها صحبت کنید. این فیلم یکی از محبوبترین فیلمهایی بود که من در آن حضور داشتم با اینکه نقشم در آن اثر چندان طولانی نبود اما آنقدر شخصیت پردازی قوی داشت که مخاطب به راحتی با آن ارتباط برقرار میکرد. متأسفانه یکی از ضعفهای این روزهای سینمای ما این است که آثار تجاری با مضمون کمدی فروششان با اختلاف زیادی از فیلمهای هنری بالاتر است و همین مسئله باعث میشود سرمایهگذاران ترغیب شوند تنها روی فیلمهای تجاری سرمایهگذاری کنند و این مسئله باعث افت سلیقه مخاطب و گرایش آنها به سمت آن دست از فیلمها میشود و باعث مهجور شدن فیلمهای هنری میشود. امیدوارم در سال جدید سینمایی سالم و فاخر در انتظار مخاطبان و هنرمندان باشد.