جرینگ و جرینگ پول خردها از جیبش به گوش میرسد. دست دختر 7 ساله و پسر ده سالهاش را که با شیطنت اطراف را نگاه میکنند محکم چسبیده. همسرش جلوتر راه میرود و با برقی که روی ورنی کفشها افتاده چشمهایش هم برق میزنند. سال نو در راه است و باید برای کودکانی که هم اکنون دستشان به گرمی در دستهایش آرام گرفته لباسی نو بخرد اما صدای خسته پول خردها به او اجازه نمیدهد تا این کار را بکند یا شاید به او فرصت نمیدهد تا یاد دوران کودکی خود بیفتد که در همین حال و هوای عیدانه، بیرحمانه از پدر و مادر لباس نو درخواست میکرد در حالی که نمیدانست شاید چند روز دیگر پولی در جیبهای پدر باقی نخواهد ماندو شرمنده مهمانهایی میشود که هنوز از راه نرسیدهاند. خودش به همین حال و روز افتاده و کودکانش با ذوق کودکی چشم انتظار کیف و کفشهای برق برقی و لباسهایی که بوی تازگی میدهند، هستند. بچهها نمیدانند که پدر پولی ندارد برای خریدهایی که برای رسیدنش روزها را میشمردند و شبها را به ذوق آن صبح میکردند. پدر همه این دل مستیهای کودکانه را میشناسد ولی بیپولی نمیگذارد تا آنها را راضی کند و غمی برای آجیل شب عید نداشته باشد. قصه خرید عید و بیپولی، فصل مشترک بسیاری از مردم جامعه به حساب میآید که برای جفت و جور کردن آن باید از قید حساب و کتابهای تهماندههای جیب نیز نگذرند و برای آن برنامهای مفصل داشته باشد.
شاه کلید اینجاست؟عیدی 300 هزار تومانی و حقوق نزدیک به خط فقر که برای کارگران و کارمندان در نظر گرفته شده یقیناً نمیتواند شاه کلیدی برای قفلنداریها به حساب آید تا بتوانند به راحتی و بدون هیچ قرض و قولهای سالی نو را شروع کنند و روزها را به آرامی پشت سر بگذارند، برخلاف آن دسته از خانوادههایی که بدون هیچ دغدغهای مایحتاج عیدانه خود را از جزیره کیش و دیگر مناطق آزاد تجاری و شاید هم سواحل خلیجفارس خریداری میکنند و بعد از یک سفر دلچسب منتظر تحویل سال نو میمانند.در حالی که تضاد در قدرت خرید را میتوان به راحتی در بازار نوروزی دید و تفاوت طبقاتی را لمس نمود، دولت با راهاندازی بازارهای خرید عید، ارائه سبدهای کالا، کارتهای هدیه، برپایی فروشگاههای عرضه مستقیم کالا و موارد دیگر به دنبال ایجاد فضایی مناسب برای خرید ارزانقیمت افرد جامعه بر آمده است در میان این راهکارها، یقیناً بازارهای بهاره که به مناسبت شب عید بر پا میشوند بیش از همه نمود داشته و میتوانند تأثیر شگرفی در حجم خریدها داشته باشند. اما آیا به واقع این بازارها میتوانند پاسخگوی نیازهای مردم از نظر کیفی و کمی باشند؟
اینجا یک بازار بهاره است!مریم محمدی که با فرزندش برای خرید عید به بازار نوروزی فرهنگسرای خاوران آمده به خبرنگار ما میگوید:«به علت وسعتی که بازار داره همه اجناس مورد نیاز رو میشه با قیمت مناسب اینجا پیدا کرد، اما متأسفانه نظارت مناسبی روی قیمت کالاهای عرضه شده وجود نداره. برای مثال در ردیف کفش فروشیها شما میتونید یک مدل کفش رو که از نظر جنس هیچ تفاوتی با هم ندارن با سه قیمت متفاوت پیدا کنید. اگه مسئولان نسبت به این موضوع توجه داشته باشن میتونن بازار خوبی رو دم عید برای مردم مهیا کنن.»وی در ادامه میافزاید:«یکی از کارهای خوبی که امسال نسبت به سالهای قبل انجام شده، اختصاص سالنهایی خاص به هر یک از محصولاته. با این کار، مردم راحتتر میتونن جنس مورد نظرشونو رو پیدا کنن و دیگه لازم نیست تموم سالنها رو بگردن و وقت زیادی رو برای خرید صرف کنن.»
عدم مطابقت قیمت با کیفیتبا وجود اینکه برخی از مردم این سبک عرضه کالا را بسیار میپسندند اما عدهای دیگر نبود کیفیت مناسب در اینگونه بازارها را به شدت مورد انتقاد قرار میدهند و از فقدان مطابقت قیمت فروش کالاها با کیفیت آنها گلایهمندند.خانم منصوری در این رابطه میگوید:« در نمایشگاههای عرضه مستقیم کالا بعضی از غرفه داران در لابهلای اجناسی که میفروشند اجناس بیکیفیت قدیمی را با قیمتگران عرضه میکنند که لازم است نظارت بیشتری در این مورد صورت بگیرد و از سوء استفاده فروشندگان متخلف جلوگیری شود.»آقای سجادی، کارمند یکی از ادارات دولتی هم درباره این نمایشگاهها چنین میگوید:«از جمله دلایلی که مردم را به این جور نمایشگاهها میکشاند، گرد آمدن اصناف مختلف در کنار یکدیگر و صرفهجویی در وقت است، اما خبری از کالاهای متنوع و پوشاک مرغوب و مناسب نیست و به نظر میرسد، بعضی فروشندگان، اجناس بنجل خود را آورده و در نمایشگاه به فروش میرسانند .»البته بعضی غرفهها اجناس و کالایهای با کیفیت و خوب عرضه کنند و رضایت مشتریان خود را تأمین میکنند. اما از سوی دیگر تعدادی از غرفه داران به خاطر شرایط حاکم بر نمایشگاهها در برخی موارد گلایه مند هستند و نسبت به این شرایط موجود و نوع برنامه ریزیها انتقاد دارند. آنها عموماً میگویند اگر اجناس را با قیمت کمتری به مشتری عرضه کنند، ضرر خواهند کرد. این فروشندگان هم چنین مدعی هستند که اگر در زمان عید قیمتها نوسان دارد و حقیقی نیستند مقصر تولیدکنندگان هستند که جنس و کالای خود را با قیمت گرانتری در اختیار فروشندگان قرار میدهند.
کرایه یک میلیونی تنها برای چند روزدر این رابط یکی از غرفهداران میگوید:«ما تو این نمایشگاه یک و نیم برابر غرفه معمولی فضا کرایه کردیم که برای آن 950 هزار تومن پول پرداخت شده. الان هم که چند روزی از شروع این بازار میگذره ما نتونستیم فروش مناسبی داشته باشیم و حداقل پول کرایهای رو که دادیم در بیاریم.»وی ادامه میدهد:«جمعیت زیادی میآیند ولی خیلی از آنها قصد خرید ندارند و فقط میآیند جنسها رو ورانداز میکنند. پول زیادی دست مردم نیست. با اینکه جنس هایمان را با سود پایین عرضه میکنیم، میبینیم که باز هم مردم نمیتوانند بخرند و اجناسی که روز اول با خودمان آوردیم هنوز کاملاً فروخته نشدهاند.»فیروزی، فروشنده پوشاک که سابقه حضور در نمایشگاههای عرضه مستقیم کالا و اجاره غرفه در سالهای قبل را نیز دارد، میگوید:«بیشتر ایام سال ما ناچار هستیم اجناس خود را حراج کنیم و گرنه روی دستمان میماند و در این صورت کسی نیست که به ما کمک و زیانمان را جبران کند.»وی خاطرنشان میکند:«ما در طول سال مالیات، عوارض، اجرت شاگرد و بسیاری مخارج دیگر را تقبل و تحمل میکنیم و اگر قرار باشد در نمایشگاه عرضه مستقیم کالا هم ضرر کنیم، عادلانه نیست.»همچنین یک خانم فروشنده که سال گذشته در نمایشگاه نوروزی غرفه داشته میگوید:«خیلی وحشتناک است؛ برای اجاره غرفه در طول نمایشگاه مبلغ هشتصد هزار تومان از ما پول گرفتهاند و این در حالی بود که ما به ندرت در روز سیصد هزار تومان فروش داشتیم.»این خانم فروشنده ادامه میدهد:«مسئولان نمایشگاه برای ما کلی شرط و قرار گذاشته بودند و ما باید به آنها عمل میکردیم و گرنه با ما برخورد میشه، حالا آنها کمتر به قرارها و تعهدات خودشان عمل میکنندو همین امر هم تنگناها و مضیقههایی را برای ما پیش میآورده که در نهایت به ضرر مصرفکننده و خریدار تمام میشود.»
فرار قیمتی نداریماگر چه بعضی از خریدارانی که به بازار عیدانه آمدهاند از وجود قیمتهای متفاوت برای یک جنس گلایهمندند اما یکی از غرفهداران با نصب قیمتها بر روی مانکن هایش هر گونه شائبه را از بین برده است. وی میگوید:«از طرف صنف، قیمتها برای ما تعریف شده و ما موظف هستیم جنس را بر اساس همان قیمت به مشتری بفروشیم. این نصب قیمتها نیز از طرف صنف انجام شده تا مشتری با خیال راحت اقدام به خرید کند و بداند که پول بیشتری پرداخت نمیکند.»یکی از بانوانی که برای خرید شلوار زنانه به این غرفه آمده در حال پرداخت پول میگوید:«این شلوار را به قیمت شش هزار و پانصد تومان عرضه میکنند که از نظر کیفیت خیلی راضیکننده است. اگر همین شلوار را بخواهیم از مغازه بخریم مغازه دار ده هزار تومان پول مالیات و عوارض و برق و آب و... مغازهاش را محاسبه و آخر سر جنس شش تومانی را هجده هزار به ما میفروشد.»اما کمی آن طرفتر جنس نامناسبی عرضه شده که صدای خریداران را در آورده است. اجناسی که کیفیت ندارند اما به قیمت جنس درجه یک به فروش میرسند. یکی از خریداران با اشاره به کمبود نقدینگی در دست مردم میگوید:«وقتی مردم پول دستشون نیست باید بیان همین بازارها و با جنسهایی سالشون رو نو کنن که دو ماه بعد زهوارشون در میره. از نظر قیمت کالاهای اینجا مناسبن ولی کیفیت چندانی ندارن که بشه گفت بازار از هر لحاظ عالیه. از طرف دیگه نمیشه توقع داشت با میزان عیدیای که دولت به مردم میده مردم بتونن جنس خوب تهیه کنن یا کار درست و درمونی انجام بدن. قراره امسال سیصد هزار تومن عیدی بدن خودتون کلاهتون رو قاضی کنید چطور میشه جنس با کیفیت اون هم برای همه اعضای خانواده خرید؟»این شهروند که به شدت تحت فشار بیپولی قرار گرفته، آهی میکشد و میگوید:«اگه من بخوام برای اعضای خونوادهام که شش نفر هستن لباس بخرم به هر نفر اونا پنجاه هزار تومن میرسه؛ فکر میکنید با این پول میشه کفش، شلوار و پیرهن خرید؟»وی اضافه میکند:«به دلیل شرایط مالی ما اغلب نمیتونیم تعطیلات عید جایی بریم پس مسافرت کردن برای ما تعطیله و باید تو خونه بمونیم بنابراین همیشه مهمون داریم حالا من موندم چطور باید از پس مخارج این دید و بازدیدها بر بیام. گاهی وقتها که گرونی و هزار چیز دیگه بهم فشار میاره با خودم میگمای کاش یا عید نبود یا من شرمنده نبودم!.»با اینکه برخی از کیفیت اجناس بازارهای نوروزی گلایه مند هستند و برخی دیگر این بازارها را راهی برای نجات از دست اجناس گرانقیمت کوچه و خیابان عنوان میکنند، اما این بازارچهها در ساعات میانی شب میزبان حجم وسیعی از متقاضیان خرید عید میباشد که دسته دسته برای خرید میآیند.نوع مراوده میان خریداران و فروشندگان در هیاهوی داغ داد و ستد نیز برای خود جای درنگ دارد. یکی از خریداران که برای گرفتن یک تخفیف هزار تومانی چانه را گرم کرده و از هر راهی برای رسیدن به آن استفاده میکند، خانم فروشنده تنها یک کلام به او میگوید:«سود ما همین هزار تومان است اگر شما نخرید یک نفر دیگر برای خرید میآید و ما نیازی به این همه چانه زدن با شما نداریم.»
و آخر...گرانی شب عید همیشه وجود داشته و دارد و هیچ مقام و مسئولی نمیتواند این موضوع را انکار نماید اما در این میان این نکته قابل تأمل است که مردم چگونه باید از پس هزینههای جاری این ایام بر آیند در حالی که کرایه خانه و اقساطی که با رسیدن به سر برج دوازده دو برابر میشوند و هزار چاله و گرفتاری دیگر سرجای خودشان هستند که مجموعا فشار سنگینی را بر پیکره سرپرست و نان آور خانواده وارد مینماید. شاید یکی از دلایل مهمی که در ایام عید باعث آب رفتن و کمرنگ شدن رسم زیبای صله ارحام میشود، همین گرانیها باشد. یقیناً توجه به این نکته ضروری است که قشر کم درآمد و محروم اجتماع به دلیل بالا بودن رقمهای اجناس مختلف با مخاطره جدی مواجه شدهاند.برای رفع این معضل در کوتاه مدت لازم است با نظارتهای پیاپی و مراقبتهای دایم و کنترلهای محسوس و نامحسوس، روند عرضه کالا را براساس تقاضای منطقی جامعه و مردم ساماندهی کرد و از طریق اهرمهای قانونی از سوء استفاده افراد فرصت طلب و سودجو جلوگیری به عمل آورد و قشر کم درآمد جامعه را تحت پوشش چتر حفاظتی دولت قرار داد.