به گزارش خبرنگار «جوان»، رسیدگی به جریان این پرونده شامگاه 24 تیرماه سال 84 پس از تماس تلفنی مرد جوانی با مأموران کلانتری 161 ابوذر در دستور کار پلیس قرار گرفت.
وقتی مأموران به محل جنایت در یکی از خانههای محل ابوذر رسیدند مرد جوانی به آنها گفت: پس از آنکه وارد خانه شدم با جسد غرق در خون مادرم مواجه شدم.
پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات کارآگاهان پلیس برای رمزگشایی از جنایت با بازجویی از پسر (مجید) و عروس خانواده (فاطمه) دنبال شد. مأموران پلیس در جریان بازجویی متوجه اختلاف فاطمه با مادرشوهرش شدند. تناقضهای او در مراحل تحقیقات سرانجام با اعتراف او به جنایت دنبال شد. فاطمه 42 روز بعد از قتل گفت: مادر شوهرم دختر و پسرش را بیشتر از من دوست داشت و همین امر باعث حسادت من شده بود. از بیتوجهیهای مدامش به ستوه آمده بودم و دنبال راهی میگشتم تا از او انتقام بگیرم.
روز حادثه به خانهاش رفتم. او در حالی که خوشحال بود از من استقبال کرد، رفت و برایم صبحانه آورد. من به آشپزخانه رفتم و چاقو را برداشتم. لحظاتی بعد از پشت سر به او حمله کردم و او را با چاقو زدم. از پشت به زمین افتاد. با چاقو به سینهاش زدم و برای اطمینان او را با سیم آنتن خفه کردم.
لحظاتی بعد به سراغ طلاهایش رفتم و همه را سرقت کردم. ترس سراسر وجودم را فرا گرفته بود. لحظاتی را به شدت گریه کردم. تصمیم به پیاده روی گرفتم، بنابراین از خانه خارج شدم و مسافت زیادی را پیادهروی کردم. طلاها را در میدان امام حسین فروختم و راهی خانه شدم.
متهم در ادامه اعترافات خود گفت: مدتی بود به صاحبخانه بدهکار بودیم، به خاطر همین مقداری از پول را بابت کرایه به او دادم و بقیه را به شوهرم محسن دادم. پس از آن با هم برای خرید به فروشگاه رفتیم و پس از خرید برای تفریح عازم پارک چیتگر شدیم. آنجا داشتیم دوچرخه سواری میکردیم که یکی ازدوستان محسن با او تماس گرفت و کشف جسد مادرش را به او خبر داد.
پس از اعتراف فاطمه به قتل مادر شوهرش پرونده او با صدور قرار مجرمیت به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
آخرین جلسه محاکمه متهم روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی ولیالله حسینی و مستشاران دادگاه برگزار شد.
نماینده دادستان تهران براساس کیفرخواست صادر شده فاطمه را گناهکار دانست و برایش درخواست مجازات کرد. اولیای دم نیز درخواست خود را قصاص عنوان کردند. قاضی حسینی در ادامه فاطمه را به جایگاه فراخواند و تفهیم اتهام کرد. او ارتکاب جنایت را انکار و ادعا کرد محسن مادرش را به قتل رسانده است.
او درباره روز حادثه گفت مدتی بود که من با مادر شوهرم قهر بودم و آن روز قرار بود محسن ما را با هم آشتی دهد. مدتی بود که کرایه صاحبخانه را نداده بودیم و پولی هم برای پرداخت نداشتیم و راهی هم جز قرض گرفتن پول از مادر محسن برایمان نمانده بود.
وقتی که صبح روز حادثه وارد خانه مادر شوهرم شدیم او به گرمی از ماه استقبال کرد.
او برایمان صبحانه آورد اما پیش از خوردن با محسن دعوایش شد. وقتی مشاجره آنها بالا گرفت محسن عصبانی شد و با چاقویی که همیشه همراهش بود یک ضربه به پشت مادرش زد. پیر زن نقش برزمین شد و محسن ضربه دیگری به سینه مادرش زد. من گوشهای ایستاده بودم و فقط نظارهگر بودم. مادرش در حال جان دادن بود. محسن سیم آنتن را برداشت و مادرش را خفه کرد. بعد از آن با سرقت طلاهای مادرش فرار کردیم.
قاضی حسینی پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم ختم جلسه رسیدگی را اعلام کرد تا پس از مشاوره بااعضای دادگاه رأی نهایی را صادر کند.