سجاد عسگری | سید باقر پیشنمازی از فرهنگیان صاحبنظر و نخستین معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش، پس از احیای این معاونت بود که برای حیات مجدد آن با نگاهی تحول آفرین تلاش کرد و اینک مدیریت شبکه قرآن سیما را بر عهده دارد. در سالروز تأسیس امور تربیتی، گفت و گویی با وی درباره مسائل فراروی حوزه پرورشی انجام داده ایم.اصولاً مبانی اعتقادی تشکیل امور تربیتی چه بود؟ ریشه این موضوع دقیقاً بر میگردد به نگرش اسلام به انسان، ما نمیتوانیم تعلیم را فقط به عنوان انباشتهسازی حافظه دانش آموزانمان از یک سلسله معلومات تلقی کنیم، این ناشی از نگرش ناقص نسبت به شناخت انسان است، بهترین تعریف از انسان را قرآن ارائه داده است( خداوند، انسان را آفریده تا در اثر فعالیت و انتخاب و تصمیم خودش در بسیاری از دو راهیها، راه صحیح را انتخاب کرده و پله به پله اوج گیرد تا به کمال برسد...) امورتربیتی عاملی است برای زمینهسازی رشد استعدادهای انسان، با این وجود متوجه خواهیم شد آموزش منهای پرورش و منهای تربیت نه تنها مطلوب نیست بلکه ما را از مسیرمان دورتر میکند، بنابراین کسانی که برای شناخت انسان به منبعی غیر از قرآن مراجعه میکنند باید در تدبیر، تجربه و انصافشان تردید کرد.چه عواملی باعث تضعیف تدریجی امور تربیتی و نهایتاً انحلال آن شد؟ اگر کارکرد امور تربیتی بعد از انقلاب را در نظر بگیریم به نگرشی ناقص دربرنامه ریزی امور تربیتی نسبت به زمینهسازی برای شکوفایی استعدادهای دانش آموزان برخورد خواهیم کرد، گرچه هدف خدمت به اسلام و انسان بود، این نوع نگرش با توجه به آنچه خواسته قرآن نسبت به تربیت انسان و انسانسازی است منطبق نیست، به مواردی از این کاستی در برنامه ریزی اشاره میکنیم:اولاً 90 درصد دستورالعملها با این هدف طراحی و اجرا شده است که فقط اطلاعات دینی به دانش آموزان منتقل شود (مسابقاتی که برای دانش آموزان از کتابهای نهج البلاغه، شهید مطهری و...، برگزار میشود در پایان با دادن جوایزی ختم میشود )برنامه ریزان ما فکر میکنند در همین قسمت به سر منزل مقصود خواهند رسید؛ پس عملکرد چه میشود؟! در دعای ماه رمضان به این مطلب نیز اشاره شده، خداوندا آنچه را که به ما از حق آموزش دادی و شناساندی هم اکنون توفیق عملش را نیز به ما بده!ثانیاً به جای اینکه به دگرگونسازی روشها برای دست یابی به راهی صحیح تر پرداخته شود به پاک کردن صورت مسئله میپردازند، اکثر کارشناسان ما فارغ التحصیلان رشتههای علوم انسانی هستند، کتابها و برنامه ریزیها ی درسیشان همه منبعث از انسانشناسی غربی و لیبرالیستی میباشد. تفکری که غرب راجع به انسان دارد؛بشر را انسان زمینی میبیند که به میل خودش عمل کرده و در فضای عمومی به سر میبرد، جایگاه وحی در آسمانهاست و طبیعی بودن و سالم بودن انسان را، در مسیر حق بودن، نمیداند.در دوران مسئولیت شما چه فعالیتهایی برای احیای معاونت پرورشی انجام گرفت و با چه مشکلاتی مواجه بودید؟ روی کار آمدن من با دوباره احیا شدن معاونت پرورشی همراه شد، در اولین برنامه کاریام که با مقاومت این افراد در برابر تحول تربیت دینی و قرآنی مواجه شدم – من خلأیی را تحویل گرفتم که باید تا طی یک سال اول، به تنهایی، معاونت پرورشی را اداره و احیا میکردم به صورتی که این قطار از حرکت نایستد و در مسیر حرکت تعمیر و آن تحول لازم اتفاق بیفتد؛ البته قبل از شروع کار، آئیننامه قانون احیا به عنوان زیرساخت بنای جدیدی که قرار است ساخته شود و اوج گیرد، باید مشخص میشد و برای تصویبش توسط دولت مقدماتی پیش رو بود - کارشناسانی آئیننامه را مورد مطالعه قرا رمی دادند که بعضاً همان نگرشهای ویژه را نسبت به انسان داشتند؛ تصمیم گرفته شد اول نگرش این افراد را نسبت به انسان شناسی قرآنی و اسلامی، اصلاح کنیم، بعد از به سرانجام رساندن این امر، آئیننامه از حوزه کارشناسی به دولت راه پیدا کرد، باید از دولت آقای احمدی نژاد که یک نگرش انقلابی برای تصویب این آئیننامه اعمال کرد هم تشکر کرد، اگر این آئیننامه بار دیگر روی میز و در متن مسئولان عالی وزارت آموزش و پرورش قرارگیرد روند احیای معاونت پرورشی و تربیت بدنی و همینطور همسویی و هماهنگی سایر بخشهای وزارت آموزش و پرورش را در حوزه انتظاراتی که مقام معظم رهبری در بخش تحول دارند، مقدار زیادی تسهیل خواهد بخشید - مرحله بعد سعی در تغییر نگرش کارشناسان در حوزه ستاد را داشتیم؛ متأسفانه با توجه به تصمیماتی که برای کوچکسازی گرفته شده بود به ما اجازه داده نمیشد نیروهای جدیدی را بیاوریم و باید با همان نیروها یی کار میکردیم که به واحدهای دیگر رفته و بعضاً شاید موافق احیای معاونت پرورشی و تربیت بدنی نبودند افرادی که حتی دیدگاههای دولت جدید را قبول نداشتند - برای معاونت پرورشی و تربیت بدنی بعد از احیا شدن، اعتباری در نظر گرفته نشده بود و باید با همان اعتباراتی که در دولت منحل کننده معاونت پرورشی برای بقایای این واحدها در حوزههای دیگر پیش بینی شده بود کار ادامه مییافت- به وجود آوردن نگرشی جدید در حوزه تربیت قرآنی، آبادسازی و تسخیر دل دانش آموز به تأسی از روشی که در مثلث( قرآن، عترت و شیعه) داریم، آموزههای تئوریک قرآن در رفتار عملی ائمه اطهار (علیهم السلام) که به یک پیام رفتاری تبدیل شود تا راه و روش آنها برایمان الگو باشد ، با این وجود معلم در قدم اول باید بتواند براساس آیه مودت برای محبوبیت و مقبولیتش بر اساس احکام دینی، بین دانش آموزان چارهاندیشی کند. من در ظرف شش ماه به همه استانها سفر کردم با 0 8– 70 درصد مربیان در یک دیدار چهره به چهره سر فصل نگرش جدید درحوزه مسائل تربیتی و آموزش و پرورشی را مطرح کردم که توانسته باشم در جهت تغییر نگرش قدم بردارم؛ هنوز هم معتقدم مشکلی که به عنوان مانع در حوزه احیای تربیت دینی و قرآنی در دانش آموزان وجود دارد مشکل نگرش به تعلیم و تربیت است. مقام معظم رهبری بارها توصیه تجدید نظر در این حوزه را داشتهاند از حوزههای علمیه نیز خواستند که به دانشگاهها و وزارت آموزش و پرورش کمک برسانند. یکی دیگر از اقداماتی که در رأس فعالیتها قرار داشت مربوط به تحول در حوزه آموزشها برای عبور از وضع قبلی به سر فصلی جدید بود، به عنوان مثال تربیت دینی با تعلیمات دینی اشتباه گرفته شده بود؛ کارشناسانمان در استانهای مختلف و همچنین نیروهای خط مقدممان را فراخواندیم و سرخط آموزشی را برایشان تعریف کردیم که تعلیمات دینی یک قطعه از صدقطعه جدول تربیت دینی است، تعلیمات دینی اگر با کیفیت مطلوب ارائه شود اثرش را انکار نمیکنیم – باید اول ظرفش ساخته و آماده باشد در غیر این صورت تعلیمات دینی نه تنها اثر مثبت ندارد، بلکه اثر منفی را در پی خواهد داشت وقتی دانش آموزی را در حیاط سر صف به اسم اسلام و انقلاب برای یک سخنرانی یک ساعته... زیر آفتاب یا هوای سرد نگه داشته و وادارش میکنیم که سرپا بایستد روی زمین بنشیند و معلمها روی صندلی مینشینند، منتظر نتیجه مثبتی نباید باشیم.آموزههایی که سر صف به دانش آموزان میدهیم از کلام خداوند که بالاتر نیست، کلام خدا نیز اگر برای اهلش گفته نشود گاهی اوقات اثر معکوس دارد – قرآنی که برای عالمین و جهانیان شفا و رحمت است، برای ستمکاران جز بر خسارتشان اضافه نمیکند. باران که در لطافت طبعش خلاف نیست / در باغ لاله روید و در شوره زار خس.مورد بعدی کارهایی است که در حوزه تحول در آموزش و پرورش و پرورش و آموزش صورت میگیرد هر دو یک مقوله هستند و باید آمیخته باهم حرکت بکنند. نوعاً کارایی مناسب این دو در دراز مدت جواب میدهد، دستگاههای نظارتی و ارزیابی کننده تحمل این زمان را ندارند و به هر صورت تقاضا و تلاششان این است که مسئولان ذی ربط بتوانند به طور مثال ظرف یک هفته، یک ماه تحولی را ایجاد کنند این انتظار، ناخواسته بعضی از مسئولان را به سمت برنامههای ویترینی سوق داده وانگیزه ای برای انجام کارهایی که در دراز مدت صورت میگیرد، ندارند. تحول عظیمی که قرار است بعد ازیک قرن تبعیت از روشهای غربی برای تعلیم و تربیت اسلامی صورت گیرد نمیتواند با کار شتاب زده ویترینی اتفاق بیفتد و باید همه دستاندرکاران به کمک آموزش و پرورش آمده و با نگاهی استراتژیک به این زمینه بنگرند تا این مسائل ریشهیابی و حل شوند. مخالفان معاونت پرورشی میگویند چون تربیت و آموزش یا پرورش و آموزش از یکدیگر جدا نیستند، لزومی ندارد در وزارتخانه معاونت پرورشی داشته باشیم، نظر شما چیست؟ من هم مخالف بخش اول این صحبت نیستم.اما اگر آموزش ما میخواهد روح پرورشی داشته باشد یک متولی متخصص میخواهد نمیتوان تمام این مسئولیت را به معاونت آموزشی سپرد، معاونت آموزشی در این زمینه میتواند مجری سیاست گذاریهای معاونت پرورشی باشد این مطلب تنها در حوزه معاونت آموزشی نمیگنجد معماری نیز در آموزش و پرورش، جنبههای پرورشی دارد، سازمان توسعه و نو سازی و تجهیز مدارس وقتی میخواهد در زمینه معماری فعالیت داشته باشد باید زیرنظر حوزه پرورشی قرارگیرد بنابراین در بند آئین نامه معاونت پرورشی و تربیت بدنی گفته شده است:همه بخشهای آموزش و پرورش باید با معاونت پرورشی هماهنگ باشند؛ باید یک قبله واحدی رصد شود تا به سمت دیگری جهت گیری نشود ! ما در حوزه مسائل تربیتی یکسری شئون داریم، یک موردش اوقات فراغت است که اصلاً در نظام برنامهریزی درسی ما نمیگنجد زیرا هر معلمی در حوزه درسی خودش مسئولیت دارد و برای فوق برنامه قبول مسئولیت نمیکند معلم یک قسمت ازجدولی را به عهده میگیرد به نام درس ریاضی، جغرافیا. در همین جدول، به او گفته میشود اگر شخصیت و رفتارت دوست داشتنی باشد منش و اخلاقت نیز اثر تربیتی دارد البته این مورد بدین معنا نیست که کل تربیت این موضوع باشد، اگر بنا باشد آموزش نیز از ملاحظات تربیتی برخوردار باشد باید یک نهاد مرجع و متخصص، تولیت نرمافزاری این کار را به عهده بگیرد و آن معاونت پرورشی و تربیتی بدنی در وزارت آموزش و پرورش است. پس از تصویب قانون احیای معاونت پرورشی در سال 1385 عملکرد آن را چگونه ارزیابی میکنید و به نظر شما علت عدم موفقیتهای احتمالی چه بوده است؟ علت عدم این موفقیتها نبود وحدت نظر در راهبرد و نظر و عدم حمایت از معاونت پرورشی بوده است که فقط به دلیل تصویب قانون یا تکالیفی که از مقامات بالاتر صورت گرفت، منصوب شد. در بدنه آموزش و پرورش جز بخشهای محدودی نه تنها همکاری نمیکردند بلکه سکون داشتند. بعضاً موانعی ایجاد میشد که این اتفاق نیفتد زیرا افرادی که زمینه انحلال معاونت را به وجود آورده بودند دراین بدنه وجود داشتند و سنگاندازی نیز میکردند، قدری رفع تکلیف در حد انتصاب معاونت پرورشی صورت گرفت . آئین نامه مصوب هیئت دولت (دهم) درمورد معاونت پرورشی هنوز اجرا نشده اگر آئیننامهای که دولت محترم تصویب کرد در متن بیاید و حمایت شود بخش عمده ای از بسترتحول فراهم خواهد شد. گرچه بحث احیای معاونت پرورشی باید فراتر از این باشد که ما بخواهیم پاسخگوی مقامات مافوق باشیم.آینده امور تربیتی را چگونه میبینید و برای کارآمد سازی امور تربیتی چه اقداماتی را پیشنهاد میکنید؟ در شرایط فعلی چندان قرائن امید بخشی دیده نمیشود، بعضی از مسائل فوریتی باعث شده مسائلی که زمان بر هستند و کار استراتژیک میطلبند در اولویت قرار نگیرند. افرادی که دراین نهاد مسئولیت به عهده میگیرند ممکن است بخشی ازکار مهارت و اطلاعات لازم را داشته باشند، ولی بخش دیگرش باید از کسانی که از تجربه کافی برخوردار هستند، کمک بخواهند و نباید به بضاعت مجموعه خودشان بسنده کنند، بضاعتهای زیادی نیز در متن وزارت آموزش و پرورش وجود دارد، از خط مقدم که دارای فهم بالاتری در حوزه تربیت هستند و با دانشآموزان ارتباط مستقیم دارند، گرفته تا سطوح دیگری که امروز در متن آموزش و پرورش هستند، معاونت پرورشی باید بتواند از بضاعتهای موجود در کشور در مورد زمینه کاریاش استفاده کند و قدم به قدم خودش را با اسلام و قرآن تطبیق دهد و از راهبردهای غربی در حوزه انسان شناسی فاصله بگیرد. گرچه در حوزه فناوری مخالف کسب تجارب دنیا نیستیم.