
نفيسهابراهيمزاده انتظام- با اعلام آمار ضد و نقيض و بزرگنمايي مهاجرت نخبگان داخلي به خارج از كشور جنگ رسانهاي عليه جامعه علمي و دانشگاهي ايران وارد فاز جديدي شده است. اين بار ابزار استفاده شده در اين نبرد به جز تريبونهاي رسانهاي و گوش مجاني ميليونها مخاطب در اقصي نقاط دنيا، ايميلهايي است كه گاه گاه از نشاني نامعلومي براي كاربران ارسال و در آن آماري از نخبگان ايران گريز(!) و از سوي ديگر اخراج دانشجويان مشغول به تحصيل از كشورهاي غربي به بهانه سياستهاي دولت ايران فرستاده ميشود.
به گزارش «جوان»، اين تحركات از سويي و اقدام به حذف فيزيكي دانشمندان ايراني از سوي ديگر، تدوين سناريويي را رقم زده كه رهبري آن بر عهده كشورهايي است كه سوء ظن و رفتارشان در طول سالها بر ايران ثابت شده است.
اين پروژه در حالي پيگيري و تغذيه مالي و فكري ميشود كه سفر دانشمندان و دانشجويان براي تبادلات علمي و فرهنگي در جامعه علمي جهان، طبيعي است و جزو روال در ميان اين صنف محسوب ميشود. اگرچه وجود ضعفهايي در كشور به اذعان برخي از مسئولان دامنه فعاليت در چنين حوزههايي را در مورد كشوري مثل ايران گسترش ميدهد. از جمله اين ضعفها نبود آمار و بانك اطلاعاتي نخبگان ايراني در داخل و خارج از كشور است.
آمارهاي منتشر شده درباره مهاجرت نخبگان دروغ است
اين ضعف گريبانگير نهادهاي مختلف مرتبط با اين موضوع از سازمان سنجش گرفته تا بنياد ملي نخبگان است. البته نسرين سلطانخواه، معاون علمي و فناوري رياست جمهوري و رئيس بنياد ملي نخبگان نظري متفاوت با موسوي خوشدل معاون سابق خود دارد. سلطانخواه در اين باره به «جوان» گفت: اين بانك وجود دارد و مشغول فعاليت است. سلطانخواه آمارهاي منتشر شده درباره مهاجرت بيبازگشت نخبگان را ادعاهايي بياساس عنوان كرد و گفت: اين روند به شكلي كه اعلام ميشود نيست و ما براي ادعايمان اطلاعات و سند داريم، اما به دليل وجود برخي موانع قادر به انتشار جزئيات آن نيستيم.
رئيس بنياد ملي نخبگان در حالي اين سخنان را بيان كرد كه از جلسه معارفه معاون جذب و شناسايي نخبگان اين بنياد خارج شده بود. معاونتي كه تاسيس آن نشان دهنده تغيير رويه دولت در كاهش نرخ خروج نخبگان و ايجاد احساس تعهد و مسئوليت و داشتن دين نسبت به كشور و مردم در ميان مغزهاي گرانقدر داخلي و حفظ سرمايههاي انساني است كه از تأكيدات مقام معظم رهبري به شمار ميرود.
10 هزار نفر از اعضاي هيئت علمي دانشگاهها در خارج تحصيل كردهاند
همچنين براساس آخرين گزارش ارائه شده از سوي وزارت علوم پس از پيروزي انقلاب اسلامي به 12 هزار نفر بورس تحصيلي خارج از كشور اعطا شده است كه اين امر نشان از اهتمام جمهوري اسلامي ايران براي رايزني علمي و فرهنگي بيتعصب با ساير كشورهاي دنيا دارد. همين گزارش ميافزايد: علاوه بر 12 هزار نفر كه با هزينه جمهوري اسلامي ايران براي تحصيل به خارج اعزام شدهاند 10 هزار نفر از اعضاي هيئت علمي فعلي دانشگاهها هستند كه از محلي غير از بودجه دولت براي تحصيل به خارج رفته و پس از اتمام تحصيل به كشور بازگشتهاند و هم اكنون عضو هيئت علمي دانشگاههاي داخل كشور هستند.
اين در حالي است كه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بيشتر از 5 هزار عضو هيئتعلمي در كشو نداشتهايم، اما در حال حاضر بيش از 60 هزار عضو هيئتعلمي در داخل كشور فعال هستند كه 25 هزار نفر از آنها مربي و بقيه داراي حداقل مدرك دكترا هستند و در مرتبه استادياري، دانشياري و استادي قرار دارند.
به هر رو آنچه مسلم است اين كه اعزام دانشجوي بورسيه به خارج از كشور راهي براي تربيت عضو هيئت علمي در رشتههاي اولويتدار كشور و به عنوان يكي از اهرمهاي تبادلات فرهنگي بين ايران و ساير كشورها است.
در حال حاضر 16 هزار دانشجوي ايراني غيربورسيه با هزينه خود براي تحصيل به دانشگاههاي كشورهاي اروپايي غير از انگليس رفته و 249 دانشجوي ايراني با بورسيه بلندمدت در كشورهاي اروپايي غير از انگليس شاغل به تحصيل هستند.
همچنين 120 دانشجوي دكترا از ايران در حال حاضر در قالب دورههاي تحقيقاتي 6 ماهه در كشورهاي اروپايي غير از انگليس در حال تحصيل هستند.
از سوي ديگر همچنان و بر اساس اعلام برخي از مسئولان در حوزه آموزش عالي، ايران داراي بالاترين رده مهاجرت نخبگان در دنياست. گوياترين مسند قضاوت صحيح در اين مورد آمارهايي هستند كه از گوشه و كنار منتشر ميشوند و چون هيچ مقام رسمي اقدام به شفافسازي در اين ر ابطه نميكند همچنان يكهتاز بيرقيبي در عرصههاي رسانههاي به شمار ميروند.
مهاجرت نخبگان صرفاً سياسي نيست
بر روند اين مهاجرت عوامل مختلفي مؤثرند كه در دو گروه خارجي و داخلي قابل تفكيك هستند. توسعه فناورى، مهيا بودن ابزار تحقيق و پژوهش در كشورها، عدم تعادل نيروى انسانى، درخواست ساير كشورها شامل عوامل خارجي ميشوند و مسائل و مشكلات فرهنگى و آموزشى، مشكلات ادارى و سوءمديريت و فقدان توسعه اقتصادى و سياسي از جمله عوامل داخلي به شمار ميروند.
همچنين نيروي انساني نخبه ايراني در ايالات متحده بر اساس سرشماري سال 1990، 250 هزار نفر مهندس و پزشك و ساير مهاجران با تحصيلات عاليه 170 هزار نفر برآورده شده است. علاوه بر اين، دارندگان مدارك دانشگاهي 77 درصد از جمعيت ايرانيان مقيم امريكا را تشكيل ميدهند و عضو هيئت علمي تمام وقت و رسمي 1826 نفر و عضو هيئت علمي نيمه وقت بيش از 3000 نفر وتعداد دانشآموزان برنده المپيادهاي بينالمللي كه در دانشگاههاي امريكا مشغول به تحصيلند 90 نفر اعلام شده است.
به هر رو وظيفه تعامل با ايرانيان خارج از كشور بر عهده معاونت علمي رياست جمهوري و ستادهاي تابعه گذاشته شده تا از ايرانيان خارج از كشور براي تعامل مغزها دعوت به عمل آورند. به گفته صاحب نظران اگر بتوانيم متخصصان خارج از كشور را به داخل كشور بياوريم و از توانمندي آنان استفاده كنيم ميتوانيم نسل جوان را مطمئن كنيم كه امكان رشد در داخل كشور وجود دارد.
علاوه بر اين نادري منش نيز معتقد است: امروز مهمترين بحران كشورهاي پيشرفته نبود نيروهاي جوان متخصص است اما ما در ايران چنين مشكلي نداريم، زيرا 70 درصد جمعيت ما جوان هستند كه ميتوان از ظرفيتهاي آنان به نحو مطلوب استفاده كرد.
اما گويا از اين سرمايه و ظرفيت ساير كشورها استفاده و عليه كشور ما اطلاع رساني ميكنند و جنگ رسانهاي به راه مياندازند و هنوز اقدامات ما در جبهه مقابل به همايشي و همايشهايي محدود ميشود كه شوراي ايرانيان خارج از كشور برگزار ميكند، بدون اينكه فكري به حال نرخ خروج شود.