کد خبر: 439976
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۶
سوء استفاده فریبکارها به نام کلاس‌های مثبت‌اندیشی
زهرا سلیمانی - امروزه تأثیر انرژی درمانی، مثبت‌اندیشی، انرژی کائنات و تأثیر هزاران کلاس جور واجور دیگر درباره انرژی موجود در کائنات بر مجامع علمی شناخته شده و این در حالی است که این کلاس‌ها با اینکه قدمت چندانی ندارند ولی مشتری خود را پیدا کرده و می‌توان گفت اکثر مردم به نقش کلاس‌های انرژی درمانی واقفند. اما در این میان افرادی هستند که با آگاهی از رونق این کلاس‌ها و استقبال شهروندان از چنین محافلی، پا را از حد خود فراتر گذاشته و به رغم آنکه هیچ تحصیلات آکادمیکی دراین رشته ندارند و بدون کسب هیچ مجوزی دست به برپایی نشست‌های گوناگون موفقیت و مثبت‌اندیشی زده‌اند و می‌زنند. چندی پیش با شرکت در یکی از نشست‌های موفقیت فردی را دیدم که حتی با نداشتن دیپلم، بالای سن رفته بود و با هیجان هرچه تمام از مثبت‌اندیشی سخن می‌گفت و به حاضران وعده می‌داد که قدرتش در مثبت‌اندیش کردن آنها حرف ندارد!افراد زیادی را سراغ دارم و داریم که به نام چنین کلاس‌ها و محافلی، در پی اهداف خاص خود از جمله کسب ثروت، کسب محبوبیت و نفوذ اجتماعی یا اهداف پستی همچون سوء‌استفاده‌های روحی و جسمی هستند. برای دانستن کم و کیف این نشست‌های آزاد و رایج در جامعه، نظرات «زهرا مرتضوی» کارشناس مسئول سلامت روانی- اجتماعی و محمدباقر رحمتی- روانشناس- را جویا شده‌ایم‌.
مثبت‌اندیشی و راه‌های شاد زیستن از مباحثی است که قدمت زیادی دارد. به گفته مرتضوی ‌در اصل بعضی از اساتید این بحث، دوره‌های روانشناسی را گذرانده و با لحن ساده و قابل فهم همایش برگزار کرده و می‌کنند. آنها در این همایش‌ها نکاتی را بیان می‌کنند که در یکی از شاخه‌های روانشناسی به شکل آکادمیک در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود؛ آنها در مبحث محورهای شناختی بر روی انسان، بیشتر بر روی ویژگی تلقین پذیری افراد کار کرده‌اند. مرتضوی معتقد است:«مطالب بیان شده در این همایش‌ها غیر علمی نیست ولی اگر هر کسی بخواهد تنها با گذراندن یک دوره بیاید و تدریس کند یا بدون آن که خودش به مرتبه بالای مثبت‌اندیشی نرسیده باشد اما به تدریس بپردازد برای دیگران خطرناک است. فردی که این دوره‌ها را برگزار کرده، باید تحصیلات آکادمیک را در این رشته گذرانده باشد و با شناخت جامعه و تسلط بر روانشناسی افراد بداند که معضل روز جامعه چیست و درباره رفع آن در جامعه راه کارهایی را ارائه دهد. مدرس کلاس‌های مثبت‌اندیشی باید محورهای زیر بنایی را بشناسد و درباره آن موضوع صحبت کند.» کپی از روی اصل «برگزاری کلاس‌های مثبت‌اندیشی»، «کلید رهایی از افسردگی»، «ذهن تان را به ما بسپارید»، «از امروز زندگی شادی داشته باشید»، «10 جلسه برای مثبت‌اندیش شدن» و تبلیغ‌هایی از این دست، عناوین کلاس‌هایی هستند که پوستر آن بر در و دیوار شهرهای مختلف به ویژه کلانشهرها چسبانده شده است و روز به روز هم بر تعدد و تنوعشان افزوده می‌شود. مرتضوی درباره نقش این کلاس‌ها می‌گوید:«متأسفانه برگزاری این همایش‌ها زیاد شده و به نسبت برای افراد سود جو منبع در آمد خوبی را در پی دارد. به عنوان مثال اگر هر کس کتاب‌های وین دایر یا کاترین پانترو را بخواند متوجه خواهد شد مطالبی که در آن کتاب‌ها نوشته شده به راحتی قابل دسترس همگان است. افراد استاد نما هم به تبع همان مطالب خوانده شده را در همایش‌ها ارائه می‌دهند. مرتضوی اظهاراتش در اینباره را اینگونه ادامه می‌دهد: شاید هم بعضی از افرادی که این کلاس‌ها را برگزار کرده تحصیلاتی در این رشته نداشته باشند. به عنوان مثال اگر هر کس بخواهد مبحثی را درباره مثبت‌اندیشی بگوید ابتدا باید بداند که مسائل شناختی افراد چه قالب‌هایی دارد؟ چه مشکلات رفتاری در جامعه وجود دارد؟ و چه چیزهایی را بر اساس روش‌های علمی می‌توان برنامه‌ریزی کرد که باعث نشاط اجتماعی شود؟ فقط با اکتفا به یکسری حرف‌ها که از روی کتاب‌ها طوطی وار خوانده شده، نباید ادعای صاحب نظر بودن در علم مثبت‌اندیشی را داشت. این از نظر علمی قابل قبول نیست. شاگردانی مدعی استادی!به گفته این کارشناس، اکثر افراد بنام در رشته روانشناسی، جامعه‌شناسی و انواع مباحث مثبت‌اندیشی و موفقیت از سوی وزارت بهداشت، بهزیستی و مراکز ذیربط تأیید شده‌اند اما شاگردان این اساتید فقط زیر نظر استاد خود آموزش دیده‌اند و در هیچ یک از مراکز علوم پزشکی یا سازمان روانشناسی و انجمن‌های رواشناسی مورد تأیید قرار نگرفته‌اند. این عمل از لحاظ اخلاقی هم صحیح نیست، شخصی که هنوز در ابتدای راه است نباید برای افراد در جامعه نسخه غیر کارشناسی بپیچد. ‌مرتضوی می‌گوید: متأسفانه نظارت خاصی بر این موضوع وجود ندارد، این مراکز به شکل خودکار و قارچ گونه در جامعه رشد کرده اند؛ آن هم به این علت که بر گزاری این همایش‌ها و کلاس‌ها زیر نظر سازمان‌های دولتی نیست. نظارت ‌ روی این همایش‌ها و اشخاص تشکیل دهنده باید در تصمیم گیری‌های وزارت بهداشت اعمال شود تا همچون دیگر مسائل در بحث‌های علوم پزشکی با مجوز و اصولی فعالیت کنند.با 20 جلسه خوشبخت شوید!در بعضی از کلاس‌ها و همایش‌ها شعارهایی همچون «طی20 روز مثبت‌اندیش باشید»، «در 30 روز اعتماد به نفس خود را تقویت کنید» برگزار شده و می‌شود. مرتضوی درباره صحت و سقم این ادعاها اظهار می‌دارد:«اینکه یک فرد بتواند 20 روزه به ایده‌ال‌های اخلاقی برسد به هیچ عنوان امکان ندارد به عنوان مثال یک فرد 40 ساله که نسبت به جامعه دید منفی داشته باشد امکان ندارد طی 20 روز به یک فرد مثبت‌اندیش تبدیل شود. این شعارها دروغی بیش نیست». مرتضوی دلیل افزایش این شعارها و پیام‌های غیر علمی را وجود مشکلات اجتماعی در هم تنیده شده می‌داند و معتقد است بسیاری از رفتارهای روزمره هم،ناشی از ناسازگاری با همین مشکلات روزانه است؛ به عنوان مثال فردی که در محیط کارش نمی‌تواند خوب کار کند یا نمی‌تواند با همکارش ارتباط مناسبی داشته باشد با شرکت در همایش‌های مثبت‌اندیشی و شاد زیستن یا کنترل بر استرس، راهکارهایی را یاد می‌گیرد. البته این راهکارها ممکن است در بیشتر مواقع مناسب باشد ولی نمی‌توان گفت یک روش علمی است و در همه جا و هر شرایطی نتیجه بخش است!کدام طناب نجات؟ محکم یا پوسیده؟!طبق آمارهای ‌ اعلام شده، از هر پنج ایرانی یک نفر در شرایط افسردگی قرار دارد. مرتضوی دلیل استقبال شهروندان از این همایش‌ها را افزایش بیماری‌هایی نظیر افسردگی و اضطراب در جامعه می‌داند و می‌گوید: افراد این همایش را در جامعه همچون طناب نجات می‌دانند. چنین همایش‌ها و جلساتی تلاش می‌کند با استفاده از روش تلقین بر افراد تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال افراد استادنما در این همایش‌ها چند روش صحیح را که از اساتید خود یا کتاب‌ها یاد گرفته‌اند توضیح می‌دهند و به تبع آن این روش‌ها هم ‌ روی مردم تأثیرگذار است. افراد با شنیدن این حرف به خودشان تلقین می‌کنند که به عنوان مثال «اگر یک فکر منفی به ذهنتان آمد، به آن فکر نکن» یا «به افکار مثبت فکر کن». اما همین استادنماها در بیشتر موارد چون علم و تخصص این کار را ندارند نسخه‌هایی برای افراد شرکت‌کننده می‌پیچند که خسارات روحی و روانی جبران ناپذیری را بر آنها وارد می‌سازد. ‌برگزاری همایش‌های متفاوت با عنوان‌های NLP، انرژی درمانی، هیمیو پاتی بیشتر بر روی انرژی‌های ماورایی تمرکز کرده و به دلیل اینکه جامعه ما در این مورد پذیرای ایده‌های نو است این ویژگی باعث شده تا افراد جامعه به راحتی و با علاقه در این کلاس‌ها حضور یابند. این در حالی است که آیتم‌های کلیدی ارائه شده در این کلاس‌ها بسیار ابتدایی است اما افراد با استفاده از این تکنیک‌ها اغلب راضی هستند و حتی با آب و تاب افراد دیگر را برای شرکت در این نشست‌ها تشویق می‌کنند!نقش وزارت بهداشت در این باب کلیدی است در کنار این نشست‌ها و همایش‌ها که غالباً از سوی برگزار‌کنندگان برای دستیابی به اهداف شخصی و مادی برگزار می‌شود، برگزاری چنین کلاس‌هایی توسط وزارت بهداشت در مراکز بهداشت و درمان مناطق و محله‌ها می‌تواند نقش بارزی در حل مشکلات روحی و افزایش مهارت‌های زندگی شهروندان داشته باشد. به اعتقاد مرتضوی، مراکز درمانی وابسته به وزارت بهداشت با استفاده از اساتید به نام و تأیید شده- با توجه به رزومه کاری و تحصیلی استاد - در این حوزه همایش‌های متعددی برای پرسنل مرکز بهداشت برگزار کرده است. اما این کافی نیست بلکه باید این وزارتخانه چنین همایش‌هایی را وسعت دهد و به سطح محلات و مناطق و حتی مدارس بکشاند. خانواده‌ها از دوران نوزادی به فرزندان مثبت‌اندیشی را آموزش دهندطبیعی است که مثبت‌اندیشی را باید از دوران کودکی آغاز کرد. خانواده‌ها نقش مهمی در اینباره دارند و باید از همان ابتدا، فرزندان خود را به مثبت‌اندیشی و دوری از افکار منفی عادت دهند. پس از خانواده‌ها، این آموزش و پرورش است که باید مثبت‌اندیشی را در مدارس آموزش داده و تقویت کند. وزارت بهداشت هم در سطح کلان می‌تواند ادامه دهنده راه آموزش و پرورش در این مسیر باشد. مرتضوی درباره لزوم گسترش این همایش‌ها برای عموم مردم می‌گوید که سازمان‌ها و ارگان‌های ذیربط همچون شهرداری نیز که با عموم مردم در ارتباط هستند و مراکزی همچون خانه‌های سلامت رادر اختیار دارند می‌توانند برای برگزاری انواع کلاس‌های آموزشی از سازمان‌های مراکز بهداشت کمک بگیرند تا اساتید معتبر به آنها معرفی شود و برنامه‌هایی ازاین دست برای مردم به اجرا درآید. به این شکل می‌توان مردم را توانمند کرد تا بتوانند در مقابل استرس و اضطراب روزمره که در زندگی وجود دارد مقاومت کرده و شادی را همیشه همراه خود داشته باشند.دست مثبت‌اندیشی را در دستان پرمهر خدا بگذاریمشناخت درمانی، توجه زیادی به جزئیات و نقش تفکر در تغییرات رفتاری و عاطفی دارد.محمدباقر رحمتی، روانشناس در اینباره می‌گوید: شناخت درمانگرها در تعیین هدف‌ها به عقاید غلطی توجه می‌کنند که جلوی تحقق هدف‌های مراجعان را می‌گیرند. پس باید تفکرات اشتباه از ذهن مراجعه کنندگان پاک گردد‌ و نهایتاً واقعیت درمانی، به این اصل مهم توجه می‌کند که افراد خودشان مسئول رفتار خود هستند، آنها ‌ روی زندگی خویش، اعمال، احساسات و رفتارشان کنترل دارند. پس این خود مراجعه کننده است که می‌تواند در زندگی‌اش تغییراتی ایجاد کرده و به این تغییرات متعهد بماند.طبق اظهارات این روانشناس، واقعیت درمانی، نقش اعتیاد مثبت را یادآور می‌شود‌ که چندان هم آسان شکل نمی‌گیرد بلکه نیاز به تکرار تمرین دارد، در اعتیاد مثبت قرار نیست شما با کسی مقایسه شوید، قرار نیست مسابقه دهید، بلکه شما به تنهایی، بدون انتقاد از خود عادتی را در ذهن و رفتار خود شکل می‌دهید که ارزش ذهنی و معنوی داشته باشد. با رشد روان‌شناسی و شکل‌گیری مکتب‌های جدید در برابر کاستی‌های مکتب قبلی، هر روز نقش تفکرات انسان‌ها در شکل‌گیری رفتار و روحیات اشخاص نقش خود را بیش از پیش نشان داده‌اند. رحمتی اضافه می‌کند: امروزه یکی از مهمترین راه‌های درمان بیماری و یکی از بهترین راه‌های پیشگیری از درمان دور ریختن تفکرات منفی و جایگزینی آن با تفکرات مثبت است. ‌بخشش حتی اگر در ذهن انسان شکل گیرد پاداش خاص خود را دارد، شاید چون یک تفکر مثبت است. به بیان دیگر، زندگی ما حاصل تفکرات ماست، پس مثبت بیندیشیم. این روانشناس تصریح می‌کند: البته مثبت‌اندیشی چیزی فراتر از تکرار یکسری جملات مثبت بدون تعمق در آن است، در حقیقت مثبت‌اندیشی باید از تفکرات، حالات و باورهای درونی شما نشأت گرفته باشد. پس ترس‌ها، اضطراب‌ها، تفکرات منفی، سست ارادگی، بی‌علاقگی و بی‌انگیزگی، شکست‌های گذشته و ناراحتی‌ها را کنار بریزید و از دریچه‌ای نو به زندگی نگاه کنید. به این فکر کنید که خداوند اگر از سر حکمت، دری را ببندد، از سر رحمت دری دیگر را برای رسیدن به مقصودمان می‌گشاید. به گفته رحمتی، این گونه حتی به اتفاقات به ظاهر منفی نیز می‌توانید به دیدی تازه بنگرید، در حقیقت به جای آن که آنقدر غرق غم شوید که از درهای گشوده بی‌اطلاع بمانید می‌توانید خود به جست‌وجوی آن درها اقدام کنید. او توصیه می‌کند: ‌ مراقب باشید مثبت‌اندیشی را با اعتماد کورکورانه اشتباه نگیرید‌ یا از مثبت‌اندیشی انتظار نداشته باشید که بدون تلاش و تحرک به مقصود برسید. بلکه «از ما حرکت، از خدا برکت». یادمان باشد که لبخند بهانه نمی‌خواهد. خودپنداری و تصویری که ما از خود در ذهن مجسم می‌کنیم راهنمای اصلی عملکرد ما در زندگی است.اگر این تصویر را تغییر دهیم شخصیت و طرز رفتار ما تغییر خواهد کرد. دکتر ماکسول مالتز جراح پلاستیک معروف و نویسنده کتاب روان‌شناسی تصویر ذهنی می‌گوید:«مهمترین کشف روانشناسی در قرن اخیر، کشف خودپنداری و اهمیت آن است.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار