
رضا علوي | «ري تاكيه» عضو شوراي روابط خارجي امريكا كه يكي از حاميان فتنه سبز در حوادث سال گذشته به شمار ميرفت، مدتي پيش ضمن تحليلي كه نيويورك تايمز منتشر كرد، تصريح ميكند:«امروز جمهوري اسلامي توجه خود را به مبارزه طلبي هستهاي معطوف كرده و اين در حالي است كه مذاكرات برگزار شده با ايران زير تابش خيرهكننده نشست ها، بينتيجه بوده است. »
وي اذعان ميكند:«از ديد بسياري در واشنگتن، جنبش سبز اپوزيسيون، خاطرهاي پژمرده است كه اگر نگوييم جمهوري اسلامي آن را نابود كرد، دست كم به خستگي و بيرمقي كشاند. » نويسنده نيويورك تايمز در ادامه ميافزايد:«هيچ دورنما و تضميني براي موفقيت اپوزيسيون سبز و شكست مذهبي وجود ندارد. »
تاكيه در عين حال از امريكا و غرب خواست ضمن مذاكره با ايران براي مهار برنامه هستهاي، به مبادله اورانيوم غني شده راضي نشوند و همچنان براي اثرگذاري در تحولات داخلي ايران برنامهريزي كنند، زيرا امريكا ميتواند با حمايت از اپوزيسيوني كه فردايي متفاوت را آرزو دارند، سرگردان نشود.
عبارت اخير ري تاكيه اذعان به سرگرداني در سياستگذاري امريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران دارد. اين تحليل نيويورك تايمز كه نوعي خودافشاگري را در دل نهفته دارد در حالي مطرح ميشود كه بنياد «كارنگي» به عنوان يكي از مهمترين كانونهاي فكري برانداز نرم امريكا نيز در گزارش خود در آستانه سال 2011 با اقرار به شكست در خصوص ايران، بازهم به حمايت از جريان فتنه 88 ايران پرداخته است. بر اساس اين گزارش «جسيكا تاچمن ماتئوس» در ابتداي سال 2011 اينچنين نوشت:«جريان فتنه 18 ماه پيش در ايران شكل گرفت. اين جريان توانست كمي به ايران آسيب وارد كند ولي در حد انتظارات عمل نكرد، بهطوري كه ميتوان گفت استراتژيهاي ما در قبال ايران چيزي جز شكست عايد ما نكرد. »
اين در حالي است كه بنياد كارنگي كه از قديميترين اتاقهاي فكر براندازي نرم امريكا محسوب ميشود، در رخدادهاي پس از انتخابات سال 1388 با برگزاري نشستهاي مختلف از فتنهگران حمايت كرد.
اين حمايت در حالي دنبال شد كه طبق اطلاعات متقن، سفارت انگليس نيز در فتنه 88 نقش قابل توجهي در حمايت از جريان فتنه ايفا كرد تا جايي كه «حسين رسام» مسئول بخش سياسي و امنيتي ـ جاسوس ارشد ـ سفارت انگليس در ايران كه پيش از اين در جريان پرونده هستهاي ايران با ارائه تحليلهاي جهت دار به ديپلماتهاي انگليسي از اوضاع ايران عملا به رفتارهاي ضدايراني آنان دامنزده بود، در اعترافات خود پس از انتخابات ميگويد:«دولت انگلستان براي اعمال سياستهاي خود در قبال ايران، نيازمند درك و شناخت درست از تحولات كشورمان بود و وظيفه من در سفارت انگليس اين بود كه اطلاعات و اخبار را از طريق ارتباط با شخصيتهاي مرتبط جمعآوري و تحليل كنم و آنها را در اختيار انگليسيها قرار دهم. » اين كارمند محلي سفارت انگليس با اشاره به ارتباطش با «ماهر» مشاور ميرحسين موسوي، گفته بود كه هرگاه سؤالي داشته به صورت تلفني از او ميپرسيده و در مورد آخرين تحولات با هم بحث ميكردند.
حال با توجه به اين واقعيات چند نتيجه به دست ميآيد كه به طور گذرا آن موارد را مرور ميكنيم:
1 ـ اولين نتيجه از حقايق فوق آن است كه غرب و به ويژه امريكا از مقابله با جمهوري اسلامي خصوصاً برنامه هستهاي ايران و بازداشتن ايران از ادامه آن برنامهها دلسرد شده است. اين نتيجه البته مفهوم گستردهتري در دل دارد و آنكه ايران تا به امروز در برنامه هستهاي خود و نشستهاي مذاكراتي به درستي و دقت رفتار كرده است و اجازه نداده تا در روند مذاكرات، امتيازي عايد نظام سلطه شود.
2 ـ دومين نتيجهگيري آن است كه امريكا پس از شكستهاي پي در پي در برابر موفقيتهاي پيدرپي ايران به ويژه در برنامه هستهاي، چارهاي را به مثابه راهاندازي يك فتنه جستوجو كرد و پس از راهاندازي فتنه 88، مدام از آن و سران و حاميان داخلي آن حمايت كرد تا فتنهگران با دلگرمي به پشتيباني امريكا راهشان را ادامه دهند و خواسته يا ناخواسته جمهوري اسلامي را از درون مهار كنند. اين هدف به گونهاي در تيررس قرار گرفت كه در ادامه راه، آشوب اسرائيلي فتنهگران در 25 بهمن 89 را رقم زد و اسرائيل را بيش از هر زمان، دوستدار و دستيار فتنهگران كرد.
3 ـ با شكست نظام سلطه در برابر برنامههاي هستهاي ايران و نيز مرگ تدريجي رؤياي امريكايي ـ انگليسي ـ اسرائيلي در راهاندازي فتنه 88، قدرت جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي به ساير نقاط دنيا صادر شد و با بيداري اسلامي مسلمانان تونس، مصر، الجزاير، يمن، ليبي و بحرين، آنان به اين واقعيت آگاه شدند كه اگر در برابر امريكا بايستند، امريكا هيچ غلطي نميتواند بكند؛ نكتهاي كه 30 سال پيش بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بيان كرد و اينك نيز رهبر انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي آن را در ديدار جمعي از مهمانان و متفكران اسلامي شركتكننده در بيستوچهارمين كنفرانس وحدت اسلامي چنين مطرح ميكند:« امريكا، مشكل اصلي دنياي اسلام است؛ بايد اين مشكل را از دنياي اسلام برطرف و امريكا را تضعيف كرد و تنها راه هم، اميد به خداوند و داشتن حسن ظن به وعده الهي است.» و نيز ايشان در خجسته ميلاد پيامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق(ع) در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام، سفيران كشورهاي اسلامي و قشرهاي مختلف مردم تأكيد ميكنند:«دردهاي ملتهاي منطقه، تنها با كوتاه كردن دست شيطان بزرگ امريكا از سرنوشت ملتها و كشورها، علاج خواهد شد. »
4 ـ اما نتيجه چهارمي كه به دست ميآيد حاكي از پيروزي قاطع ايران در ادوار مذاكرات با 5+1 خصوصا مذاكرات اخير در استانبول است. برخلاف تصور عدهاي كه مدعي هستند عاقبت آخرين دور از مذاكرات هستهاي ايران با 5+1 در استانبول، شكست ايران بود و علت آن را نيز چنين ميانگارند كه دكتر جليلي دبير شوراي امنيت ملي ايران از گفتوگو با نماينده امريكا كه خواستار مذاكره اختصاصي بود، امتناع ورزيد، مذاكرات استانبول يكي ديگر از پيروزيهاي ايران در برابر نظام سلطه محسوب ميشود. بيشك يكي از ابعاد آن پيروزي همان ايستادگي ايران در برابر زياده خواهي امريكا و شكست حيلهاي است كه نماينده شيطان بزرگ در سر داشت.
از سوي ديگر نوع مواضع فعلي امريكا در برابر برنامه هستهاي ايران و ادامه حمايتهاي امريكا و اسرائيل و انگليس از فتنهگران نشان از آن دارد كه آنان حتي براي لحظهاي طعم پيروزي و غلبه بر ايران را نچشيدهاند و همچنان به آشوبهاي خياباني دلخوش كردهاند؛ چنانكه دولت امريكا يك روز قبل از آشوب اسرائيلي در تهران در روز دوشنبه 25 بهمن، سعي كرده بود فتنهگران را از طريق توئيتر سازماندهي كند. اما با شكست اين پروژه، هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا به صراحت اعلام كرد كه كشورش به طور مستقيم از كساني كه روز 25 بهمن به خيابان آمدند، حمايت ميكند.
حال با اين وصف اين تلنگر را بايد به آن عدهاي كه خواب امريكا را ميبينند زد كه مراقب باشيد؛ ايران همچنان پيروز است و پيروز خواهد ماند؛ مراقب باشيد تا با اظهارنظرات نادرست به دايره فتنهگران وارد نشويد كه در اين صورت همانطور كه اخيراً نيز در جلسات خود خواستار تندتر شدن فضاي جامعه شدهايد، بعيد نيست كه شما نيز در آينده، ضلع تازهاي از سران فتنه را تشكيل دهيد.