کد خبر: 439076
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۳
از میدان ورزش تا عرصه قانونگذاری در گفت‌وگوی «جوان» با علیرضا دهقانی
علیرضا دهقانی متولد 1345 از شهرستان ایذه، بیش از نمایندگی مجلس، چهره‌ای آشنا برای مخاطبین برنامه‌های خبری - ورزشی است. وی از گویندگان قدیمی سازمان صدا و سیماست که در دوره هشتم مجلس از استان محل تولدش یعنی استان خوزستان برای نمایندگی مجلس اقدام کرد و مورد اعتماد همشهری‌هایش قرار گرفت. در این مدت گذشته از مجلس هشتم وی را که عضو کمیسیون فرهنگی مجلس است بیشتر در زمینه اظهار نظرهای ورزشی‌اش رسانه‌ای می‌کردند زیرا وی علاوه بر سازمان صدا و سیما فارغ التحصیل علوم ورزشی است. دهقانی معتقد است که باید انتخابات مجلس حزبی برگزار شود و اگر به این شکل در بیاید نیازی نیست که یک نماینده برای رأی‌آوری قول‌‌هایی بدهد که به اصل تفکیک قوا خدشه وارد می‌کند. قول‌‌هایی که به گفته خودش هرگز برای رأی‌آوری به مردم ایذه و باغملک نداده است. این نماینده مجلس از رسانه‌ها انتقاد می‌کند که چرا مسائل ورزشی را که دستاوردهای بزرگ سیاسی به ویژه بعد خارجی دارند را ‌از دیدگاهی عمیق و کارشناسانه مورد بررسی قرار نمی‌دهند و تنها به برخی منافع خود در بعد ورزش فکر می‌کنند. وی اظهار امیدواری می‌کند که ورزش از نگاه فعلی که نگاهی سیاسی است بیرون بیاید و متولی و مدیری ورزشی پیدا کند.
شما نماینده‌ دور اولی هستید که وارد مجلس شده است، آن تصوری که از مجلس داشتید برآورده شده است؟از قبل روی مجلس شناخت داشتم و تلاشم این بود، انتظاراتی را که از یک نماینده مجلس می‌رود، برآورده کنم. البته ممکن است در حوزه انتخابیه‌ام دیدگاه‌ها و نظرات دیگری وجود داشته باشد، اما با قاطعیت می‌گویم، در انتخابات تنها کسی بودم که هیچ وقت قولی را به موکلینم برای جمع‌آوری رأی ندادم و در واقع تفکیک اختیارات و وظایف خاص مجلس در مقایسه با قوای مجریه و قضائیه را برای گرفتن رأی از مردم لحاظ کردم. در دور اول به جرأت می‌توانم بگویم پیگیری‌‌هایی که از بعد نظارتی به عنوان یک نماینده مجلس داشتم در حوزه انتخابیه خودم مؤثر بوده است. منظور من از این سؤال کارکرد نماینده ایذه و باغملک در حوزه انتخابیه اش نبود. شما نه به عنوان نماینده‌ای حزبی بلکه به صورتی مستقل وارد مجلس شدید. بسیاری از نمایندگان شهرستان و نمایندگانی که با چهره مستقل وارد مجلس می‌شوند، نمود کافی در صحن علنی مجلس و در تهیه مصوبات و نظر دهی در مورد آنها ندارند. این موضوع مهمی است که چرا نماینده‌های شهرستان و چهره‌های مستقل کارشان در مجلس ملموس نیست و به قول معروف صدایی از آنها شنیده نمی‌شود. دلیل این موضوع را به عنوان یک نماینده دور اولی غیر سیاسی چه می‌دانید؟من به صورت جدی مصمم بودم که چنین اتفاقی در مورد شخص من نیفتد و سعی کردم در صحن و سایر بخش‌ها حضوری جدی داشته باشم. شما می‌دانید من قبل از اینکه وارد مجلس شوم فردی رسانه‌ای و به مدت 20 و اندی سال، نوک پیکان رسانه ملی بودم و در واقع شناخت کاملی نسبت به چنین فضایی در مجلس داشتم و واقعاً تلاشم این بود که این اتفاق رخ ندهد. اما اینکه چرا برخی از نمایندگان نمود بیرونی ندارند و بسیار آرام می‌آیند و می‌روند، ‌دلایل مختلفی دارد و نمی‌توان یک دلیل خاص را مطرح کرد. به نظر من احزاب باید در رقابت‌های انتخاباتی داخل کشور جان بگیرند و نمایندگان برای راهیابی به مجلس مجبور نشوند به جلسات و مجامعی بروند که در آینده برای حوزه انتخابیه آنها، فقط توقعاتی را از طرف کسانی که این تشکل‌ها و جمع‌ها را تشکیل می‌دهند به وجود می‌آورد. در این حالت نماینده و شخصی که خود را کاندیدا کرده به دنبال این است که از طریق رأی مردم به مجلس راه پیدا کند و ممکن است بعدها از عهده این توقعات برنیاید که این مسئله با حزبی شدن انتخابات پارلمانی کمرنگ و محو می‌شود. حرف من این است که من نماینده، وقتی می‌توانم در مجلس شورای اسلامی یک نماینده مقتدر باشم که موکلین، من را در بحث کلان کشور حمایت کنند و من هم از عهده انتظارات آنها برآیم و قول و وعده‌ای غیر قابل انجام به آنها نداده باشم. دلیل اینکه می‌گویید انتخابات حزبی باشد چیست؟ زیرا اگر انتخابات حزبی باشد، ‌این حزب است که به صورت مستقیم نماینده‌اش را حمایت می‌کند، ‌نه مردم و همین حزب است که تکالیف هر نماینده را به وی دیکته می‌کند. مطمئن باشید توقعاتی که حزب مطرح می‌کند همان توقعاتی است که خود مردم از حزب دارند و اگر احزاب موفق عمل نکنند، ‌مردم در دور آینده به آن احزاب رأی نخواهند داد. حزب اگر رأی آنها را بخواهد باید مواردی را مد نظر داشته باشد که با آینده و آبروی خودشان در ارتباط است. احزاب باید سعی در جلب اعتماد مردم داشته باشند. اعتماد گرفتن همان صداقت در کار و شفافیت است. با شیوه کامل حزبی شدن انتخابات پارلمانی به نظر من به سمت شکلی ایده آل برای حضور در مجلس قدم بر می‌داریم. البته به نظر من این یک دوره گذار در بحث احزاب است که به امید خدا به سمت آن حرکت کنیم. در مجلس شما را به عنوان یک چهره ورزشی می‌شناسند. برای من جالب است که علاقه نماینده‌ها به مسئله ورزش برخلاف آن چیزی که ادعا می‌کنند، چندان زیاد هم نیست. شما فکر می‌کنید دلیل این مسئله چیست؟ چرا ورزش درمجلس اولویت ندارد؟ورزش بخش فرهنگی مهمی است. ورزش هنوز در مجلس و حتی برای مردم جا نیفتاده است. این موضوع مانند این است که من درسم را ‌خوانده و کارم را انجام داده و زندگی خانوادگی خودم را داشته‌ام و در کنار همه این مسائل گاهی در کوچه و محله ورزش هم می‌کردم. خب با همین دیدگاه به مجلس، ‌دولت و قوه قضائیه وارد شده و می‌خواهم در خصوص ورزش نظر بدهم و این اشتباه است و باعث ضربه خوردن به ورزش می‌شود. ورزش را با نگاه تخصصی که در مورد بحث‌های عمرانی، پزشکی، اجتماعی و مواردی شبیه به این می‌شود، اداره نمی‌کنند. اگر ما نگاهی به کشورهای پیشرفته در زمینه ورزش داشته باشیم، ‌این موضوع را فقط برای برد و باخت نگاه نمی‌کنند، بلکه آن را یک پدیده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌دانند. در این کشورها ورزش یک پدیده بزرگ سلامت روانی در جامعه است و این طور نیست که دو تیم مقابل هم صف آرایی کرده و دو گروه از تماشاگران هم برای تخلیه انرژی خودشان به تماشا بیایند. این تنها قسمتی از ماجراست و سلامت، بهداشت، درمان و بعدروانی و اقتصادی مسئله نیز از اهمیت بسیاری برای آنها برخوردار است و اثرگذاری روی جوامع و بحث خارجی قضیه نیز بسیار مهم است. چرا مجلس به موضوع ورزش به صورت تخصصی اهمیت نمی‌دهد؟نه تنها مجلس، ‌بلکه دردولت هم وضعیت همینگونه است. این مربوط به دولت و مجلس خاصی نیست. من واقعاً از این موضوع گله‌مند هستم، این یک بحث کلان در دوره‌های مختلف است و با این شکل ورزش راه به جایی نخواهد برد. اگر بخواهیم آسیب شناسی کنیم دلیل این مسئله چیست؟همانگونه که به عزیزانمان در انرژی هسته‌‌ای، ‌علم پزشکی، ‌عمرانی، ‌نظامی و مهندسی و بالاخره متخصصین اعتماد کردیم و برای هر یک از این بخش‌ها متخصص مربوط به خود را خودشان برای مدیریت انتخاب کرده و یک غیرمتخصص را برای کار در این زمینه‌ها انتخاب نکردیم در مورد ورزش هم به همین روند عمل کنیم. من نمی‌دانم چرا در بحث ورزش به این شکل عمل نمی‌شود. حالا به دلیل اینکه این رشته در یک دوره خاص نشاط‌های خاصی به لحاظ روحی و روانی دارد بی انصافی است که یک فرد خودش ارضا شده و برای ورزش کشور تصمیم گیری کند ولی در این مورد تخصص کافی نداشته باشد. برخی می‌گویند در این حوزه برای مدیریت به اندازه کافی نیرو وجود ندارد، ‌هرچند من این موضوع را قبول ندارم اما اگر به این هم معتقد باشیم سؤال اینجاست که چرا پس از گذشت بیش از 30 سال از انقلاب نمی‌آییم روی مدیریت ورزش سرمایه‌گذاری کنیم. شما گفتید که این اعتقاد را ندارید بنابراین ما نیروهای خوب برای اداره کلان ورزش کشور داریم؟بله. من می‌گویم نیروهای خوب داریم. اما می‌گویم اگرهم اعتقاد بر عدم وجود نیروی مناسب در این عرصه است، ‌چرا همانگونه که در قسمت‌های مختلف نیرو‌سازی کردیم، ‌در این حوزه نیز نیرو‌سازی نمی‌کنیم. شاید به این دلیل است که دستاورد سیاسی خاصی از آن انتظار نمی‌رود. به نظر شما ورزش دستاورد سیاسی خاصی برای کشور دارد؟چطور برخی این طور فکر و تصور می‌کنند که دستاورد سیاسی ندارد. همه عزیزان قابل احترام هستند ولی آن مدال‌‌هایی که رضا زاده برای مملکت کسب می‌کرد با چه زمینه‌‌هایی قابل‌مقایسه بود؟ و احساسی که ورزشکاران ما در میادین المپیک و جهانی با به اهتزاز در آوردن پرچم جمهوری اسلامی و سرود مقدس ایران به یک ایرانی داده و به چشم و گوش جهانیان می‌رسانند را درکدام یک از میادین با این کیفیت پیدا می‌کنید؟ البته به امید خداوند در آینده نزدیک این صحنه‌ها در جایگاه‌های دیگر به وسیله سایر رشته‌ها برای ایران به ارمغان خواهد آمد. شما می‌دانید که یکی از این افتخارات رخ داده انرژی هسته‌ای است. ورزش دستاوردهای سیاسی زیادی دارد و کشور و استعدادهای آن را درکانون نگاه‌ها قرار می‌دهد. این بی انصافی به ورزش است که دستاوردهای سیاست خارجی ورزش را نادیده بگیریم. در میادین جهانی هر مدال طلایی که برای هر کشوری در مسابقاتی مانند المپیک کسب می‌شود به خودی خود شاخص‌‌هایی را در پی دارد که اجازه نمی‌دهد بتوانیم به راحتی از کنار مدال‌های جهانی بگذریم. چرا همیشه در همه دوره‌ها یک چهره سیاسی یا بهتر بگویم غیر ورزشی این حوزه را در دست می‌گیرد و بعد این چهره‌ها هم دست از سر ورزش بر نمی‌دارند. این بحث در کجا به جز خانه ملت قابل حل است؟ متولی ورزش کشور تا همین ماه گذشته در قالب یک معاونت و پیگیری مسائل مربوط به یک معاونت نیز یکی از اختیارات رئیس جمهور بود. اما در شرایط فعلی که قرار است با تصمیم مجلس این بخش به همراه سازمان ملی جوانان به یک وزارتخانه تبدیل شود، سهم نمایندگان برای پاسخ خواهی افزایش می‌یابد. البته شخص رئیس جمهور باید در این خصوص پیشنهاد بدهد و مجلس نمی‌تواند هیچ شخصی را تحمیل کند ولی برای رأی اعتماد مدیریت ورزش کشور می‌توانیم نظر بدهیم و مانند سایر وزرا از وی سؤال بپرسیم و منتظر پاسخ باشیم. طرح تحقیق و تفحص از سازمان ورزش در یک سال گذشته با این همه جنجال پیش رفت ولی حالا که زمان ارائه گزارش کار است در بحبوحه بودجه و مسائل پایان سال دیگر اولویتی در مجلس ندارد و البته به نظر نمی‌رسد نماینده‌ها چنین دغدغه‌ای نیز داشته باشند. بله، دغدغه‌ای نیست. من این را قبول دارم. بحث ورزش در مجلس و دولت سیاسی است. من نمی‌خواهم بگویم اشخاص و افرادی در قوای مختلف واقعاً هم و غم ورزش را داشته باشند و این مسئله در حاشیه قرار دارد. برخی می‌گویند یکی از دلایلی که نماینده‌ها در بحث ورزش کار نمی‌کنند، میزان بودجه کم مربوط به ورزش است که به استان‌ها تعلق می‌گیرد و این میزان بودجه نمی‌تواند موکلان را راضی کند، ‌در حالی که نهاد قانونگذاری بستر مناسبی را برای توسعه ورزش کشور به وجود می‌آورد. این طور نیست، زیرا درسالی که پشت سر می‌گذاریم بودجه ورزش در مجلس پنج برابر شده است. اما مهم این است که چقدر از این بودجه را به ورزش داده‌اند؟در این مورد در مجلس شورای اسلامی سؤال و تحقیق نمی‌شود؟این موضوع مرتب به وسیله نمایندگان به صورت انفرادی و گروهی مطرح می‌شود. از سازمان ورزش و فدراسیون‌ها بپرسید که چند درصد از بودجه‌ای که مصوب شده را به آنها داده‌اند. شما بحث خوبی را مطرح کردید. همین حالا روزنامه‌ها هرکدام براساس ارتباط خود بایک فرد برای وزیر پیشنهادی وزارت ورزش و جوانان، ‌عکس می‌زنند و می‌بینید تحصیلاتشان مربوط به این حوزه نیست و این فرد نیز در کنار کارهای اصلی خودش، نگاهی هم به ورزش داشته‌اند. در واقع رسانه‌ها نیز به خوبی به این موضوع ورزش نمی‌پردازند در حالی كه باید به صورت عمقی‌تری به این مسئله بپردازند. آقای دهقان انصافاً تشکیل وزارت ورزش سیاسی نبود؟ برخی می‌گویند نماینده‌ها از عدم پاسخگویی رؤسای سازمان‌های ورزشی مجلس گلایه داشتند و این تصمیم منتج از این مسئله بوده است؟نه، اصلاً این طور نیست. از خیلی وقت پیش موضوع وزارت ورزش مطرح بود و واقعاً نباید از حق گذشت که در دوران اخیر و در زمان تصدی آقای سعیدلو سازمان در زمینه اجرایی انصافاً موفق بود و خوب عمل کرد. در کسب مدال‌ها هم سازمان در این دوران خودش را به خوبی نشان داد. اما در فوتبال هر دفعه بدتر از قبل شدیم. فردی به نام آقای کفاشیان هم در رأس یکی از مهمترین فدراسیون‌های ورزشی گمارده شد که بر اساس اظهارات ایشان مردم تصور می‌کنند گویی سند مادام العمر فدراسیون فوتبال به نام ایشان سند خورده است و این به هر حال در دوران مسئولیت آقای سعید‌لو رقم خورده است؟پس از اینکه سازمان تربیت بدنی وزارت شود همه این بخش‌ها و مسئولیت‌ها تعریف پیدا کرده و برنامه محور می‌شوند. درکمیته تربیت بدنی کمیسیون فرهنگی در مورد این موضوعات صحبت شده است‌؟ به چه پشتوانه‌ای رئیس فدراسیون فوتبال با هر بار باخت تیم ملی قوی‌تر از قبل می‌گوید که من استعفا نمی‌دهم. خیر، صحبتی نشده است. یعنی این موضوع برای مجلس در درجه اهمیت قرار ندارد‌؟این اهمیت را قبول دارم. من همیشه به دوستان تأکید دارم که چرا باید فقط در برد و باخت‌های ورزش در صحنه باشیم و چرا نباید مجلس به صورتی اساسی‌تر و زیربنایی‌تر در این مسائل حضور یابد. من هم در مجلس یک نفر هستم. وقتی شما رسانه‌ای‌ها کمک نمی‌کنید و خودتان به سراغ آدم‌های سیاسی می‌روید و نظر آنها را می‌خواهید خب همین می‌شود. بعضی مسائل شاید محدودیت‌‌هایی داشته باشند ولی ما می‌توانیم این بحث را در مجلس مطرح کنیم. از همین یک نفر بودن شما می‌خواهم سؤال کنم. شما همیشه از فضای ورزشی مجلس گله‌مند بودید؟بله، همین طور است. در کلان موضوع نگاه خوبی به ورزش در مجلس وجود دارد ولی باید یک فعل خواستن هم به وجود بیاید. نماینده‌ها گرفتاری‌های خاص خود را دارند و شاید نتوانند پیشنهاد خاص تخصصی در این زمینه بیاورند ولی کسی که در بحث اجرایی در داخل و میان گود است باید از این پتانسیل و علاقه‌ای که درمجلس است به نحو احسن استفاده کند. من معتقدم که همه چیز باید بر اساس تخصص در مجلس پیش برود. هر شخص در هر سمت کاری باید براساس تخصص و کارشناسی پیش برود ولی من احساس می‌کنم این قضیه مقداری کمرنگ است. مثلاً منطقه‌ای فقط دارای پتانسیل گردشگری، سیاحتی و زیارتی است اما به بهانه‌های مختلف صنعت را به آنجا می‌برده و در این کار به بن بست خورده‌اند. اگرهمه چیز سر جای خودش باشد اتفاقات اینچنینی نمی‌افتد. نمی‌خواهم بگویم که دولت نهم یا دهم مقصر است خیر! دولت هفتم و ششم و پنجم و چهارم نیز به عقب تر نیز همین طور بودند. منظور من از این سؤال اختلافات کلان بین دولت و مجلس بود. به نظر شما این اختلافات کلان ریشه سیاسی دارد یا ریشه کارشناسی؟چون شما دارید از کارشناسی صحبت می‌کنید اما خیلی از مسائل را پیگیری می‌کنیم و می‌بینیم بیشتر به خاطر اعمال سلیقه این مسائل به وجود آمده است. شما در این زمینه چه فکری می‌کنید؟نمی توان منکر این مسئله شد ولی خود من همیشه نگاهم این نیست. اگر از بعد مجلس بخواهم بگویم بله با شما موافق هستم. اینگونه مسائل وجود دارد. البته این طور نیست که بگوییم صد در‌صد این اختلاف نظر به این شکل است. بحث اختصاص آن فرصت‌ها و موقعیت‌های خاص نیز هست. هر نماینده‌ای از یک جا به مجلس راه پیدا می‌کند و از منطقه خاص خود شناخت صد در‌صدی دارد که نسبت به شناختی که در دولت یا سایر نمایندگان مجلس از آن منطقه است، مسلماً بیشتر است. این مسائلی که شما از آنها نام بردید هم صد درصد سیاسی است و من به شخصه سعی کرده‌ام که آن بحث تخصصی و کارشناسی برایم ملاک باشد. شما عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هستید. به نظر شما چه اقدام برجسته فرهنگی توسط مجلس هشتم تا به حال انجام شده است؟چه مقایسه‌ای میان مجلس هشتم از نظر تصمیم‌گیری با مجلس قبل وجود دارد؟ مورد خاصی نبوده که بخواهیم روی آن دست بگذاریم اما به حق در بسیاری از زمینه‌ها کمیسیون فرهنگی وارد شده و نتایج خوبی هم در بحث فرهنگی گرفته‌اند. البته فرهنگ حساب دو دوتا چهار تا و بحث‌های فیزیکی نیست که بتوان نوع معماری خاصی برای آن به کار برد و بحث خاص خودش را دارد. در مجلس بعضی از نماینده‌های اصولگرا و گروهی اصلاح‌طلب و گروهی هم مستقل هستند این چینش در انتخابات آینده از نظر شما که نماینده‌ای مستقل هستید به چه صورت است؟چنین پیش بینی‌ای از حالا در شرایط فعلی بسیار سخت است. شما خودتان را در این دسته بندی‌های معمول جزو چه گروهی می‌دانید؟من به شخصه یک فرد ولایی و مستقلم و سعی می‌کنم که جنبه ولایتمداری خودم را در زمینه‌های مختلف حفظ کنم. به نظر من اولویت بخشی به مباحث تخصصی و کارشناسی به این شکل و سبک و سیاق به تفکرات حزبی و جناحی ارجحیت دارد. به نظر شما نماینده‌ها چقدر به این موضوع اولویت می‌دهند؟ خودشان باید پاسخگو باشند. شما به عنوان یک نماینده همکار فکر می‌کنید چه مقدار از نماینده‌ها با این شیوه کار وکالتی خودشان را انجام می‌دهند؟من با مجامع نمایندگان سراسر کشور ارتباط دارم و نمی‌شود از حق بگذریم که همه نمایندگان تلاششان رسیدگی به مسائل وکلا و حوزه انتخابیه و همچنین پیگیری مطالبات به حق مردم در بحث کلان است ولی در ریز قضایا بهتر است خودشان پاسخگو باشند. در این باره من یک گله از منتقدان مجلس دارم. 290 نماینده از سراسر کشور در مجلس حضور دارند و دوربین رسانه‌های صدا و سیما از اول شروع به کار صحن علنی تا پایان به صورت شفاف و زلال و مستقیماً از طریق رادیو به صورت مستقیم مذاکرات مجلس را پخش می‌کند آیا این موقعیت برای شما به عنوان رسانه‌ها یا ما نماینده‌ها در وزارتخانه‌ها مهیاست؟ یعنی شما می‌توانید از صبح تا پاسی از شب که وزرا در حال تلاش کردن هستند، در دفترش حضور داشته باشید و ببینید که چکار می‌کند؟ این در حالی است که نماینده و وزیر در یک رده کاریند. برخی اوقات در حق مجلس بی انصافی می‌شود. آقای دهقان! یکی از انتقادات متوجه مجلس در حال حاضر سؤال و استیضاحی است که از آن شرایط قانونی خود به عنوان ابزار مهمی در دست نماینده‌ها فاصله گرفته و در شرایطی می‌آیند با سر و صدا و و جنب و جوش‌های رسانه‌ای امضا جمع می‌کنند و رسانه ایش می‌کنند و به یکباره نزدیک به اعلام وصول رأی شان را پس می‌گیرند. مردم دقیقاً نمی‌دانند ماهیت سؤال و استیضاح در مجلس از چه قرار است. اینطور نیست. من نمی‌دانم که شما چرا این طور مطرح می‌کنید. اکثر این مسائل که مورد سؤال و یا استیضاح واقع می‌شود مربوط به بحث‌های کلان کشور است که اگر توسط وزیر حل شود نماینده چرا باید اصرار داشته باشد که بر سر امضایش باقی بماند؟ من اعتقاد دارم که وزیر باید بیاید و پاسخگو باشد و استیضاح هم همین هدف را دنبال می‌کند. این ابزار برای رسیدگی به مطالبات مردم از طریق نماینده خودشان است که در مجلس از وزیر خواسته می‌شود. وقتی موضوع رسیدگی شد دیگر دلیلی برای باقی ماندن بر آن موضع وجود ندارد. یعنی به این ترتیب تمامی امضاهایی که پس گرفته شده به خاطر این بوده که وزیر نماینده‌ها را قانع کرده است؟نه، من این را نگفتم اما در برخی از موارد مطالبات حوزه‌ای نمایندگان، اینطور است. در برخی از شرایط کلان نیز می‌دانید که نماینده تا آخر قضیه می‌ایستند و وزیر هم می‌آید یا رأی می‌آورد یا نمی‌آورد. به نظر می‌رسد که گاهی یک بازی یا موضوع سیاسی، پشت قضیه برخی از استیضاح‌هاست؟(خنده‌) نمی‌توانم بگویم که صد در صد با شما موافق یا مخالفم، ولی معمولاً موارد مختلفی در رسانه‌ها مطرح می‌شود که ممکن است سیاسی باشد. من به جرأت نمی‌توانم بگویم که همه آنها صد در‌صد سیاسی است ولی بی تأثیر از مسائل جناحی و سیاسی نیز نمی‌باشد. چه خوب است که نماینده‌های مجلس و وزرای دولت هم و غمشان تنها برطرف کردن مطالبات مردم باشد و همه در این مسیر گام بر دارند. امیدوارم که به امید خدا همه استیضاح‌ها و طرح سؤال‌ها و تحقیق و تفحص‌ها در خصوص عملکرد وزرا در دولت و دولت‌ها همه نگاه‌ها و قدم‌هایشان در این مسیر باشد نه اینکه حس و حال شعاری به خودش بگیرد زیرا مردم ما واقعاً از شعار خسته شده‌اند. اینها مرتبط با واقعیت است یا فقط به نوعی انتظار به حساب می‌آید؟باید فرصت داده شود. هر چند من مطمئن هستم که به امید خدا با واقعیت‌ها انطباق پیدا خواهد کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار