کد خبر: 436784
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۸
اگر کسی نیم نگاهی هم به عملکرد غرب و امریکا‌‌ ‌در قبال خیزش مردمی در تونس و مصر با انقلاب‌های مخملی در خارج نزدیک روسیه بیندازد به روشنی می‌تواند به تفاوت رفتاری آنها در این زمینه پی ببرد. زیرا در حالی که در انقلاب‌های مخملی، غرب تمام توان رسانه‌ای و دیپلماسی خود را برای حمایت از مخالفان و به قدرت رساندن آنها بسیج کرده بود اما در خصوص خیزش‌های مردمی در مصر و تونس نه تنها چنین حمایتی دیده نمی‌شود بلکه بر عکس برخی خبرهای حاکی از اعمال سانسورامریکا‌‌ علیه رسانه‌هایی چون شبکه الجزیره بود که به انعکاس تظاهرات مردم تونس می‌پرداختند. ضمن آنکه مواضع غرب در قبال انقلاب‌های مخملی با افت و خیز همراه نبوده است و از یک روند مستمر برخوردار بوده است، حال آنکه در قبال مصر هم مواضع امریکا‌‌ ‌و هم اتحادیه اروپا با چرخش 180 درجه‌ای همراه بوده به گونه‌ای که هر دو طرف ضمن تأیید ابقای حسنی مبارک در قدرت تا زمان برگزاری انتخابات بر روند تدریجی انتقال قدرت تأکید‌ کرده‌اند. حال سؤال این است که علت این برخوردهای دوگانه چیست ؟یکی از این دلایل تفاوت ماهوی موجود میان خیزش‌ها و انقلاب‌های مردمی در تونس و به خصوص مصر با انقلاب‌های مخملی در خارج نزدیک روسیه است. در قیام‌های مخملی، اهداف کسانی که پشت پرده هستند اجرا می‌شود و مثلاً حکومتی بر سر کار می‌آید که هوادار غرب باشد اما در قیام‌های مردمی، مانند قیام مردم تونس و مردم مصر نتیجه کاملاً برعکس است، یعنی حکومت‌هایی سرنگون می‌شوند که عامل امپریالیسم به‌شمار می‌روند و معترضان خواستار استقلال و آزادی هستند. اگر ویژگی‌های اصلی انقلاب‌های مخملی را مرور کنیم به سختی می‌توان نقطه مشترکی را بین این انقلاب‌ها و انقلاب‌های جاری در مصر و پیش از آن در تونس پیدا کرد. مهمترین ویژگی‌های انقلاب‌های مخملی عبارتند از:
1-امریکا‌‌ ‌در طراحی و راه‌اندازی این‌گونه انقلاب‌ها در پشت صحنه نقش اصلی را دارد.
2- همواره در این کشورها مقاصد سیاسی و اقتصادی واقعی در لفافه «دفاع از دمکراسی و حقوق بشر» و «لزوم توسعه اقتصادی» پوشانده می‌شود و زمان مناسب ایام انتخابات است.
3- وجود یک متحد سیاسی یا لااقل یک گرایش لیبرال یا نئولیبرال مستعد به نزدیکی و همکاری باامریکا‌‌ ‌در داخل (که از قابلیت پرچمداری مبارزه به اصطلاح «علیه دیکتاتوری و برای حقوق بشر» برخوردار باشد) مشهود است.
4- در این‌گونه انقلاب‌ها برای تغییر حکومت، از توده‌های مردم هیچ حرکت مستقل و کنترل نشده‌ای سر نمی‌زند و آنان نارضایتی خود را تحت فرمان لیدر مخالفان به نمایش می‌گذارند.
5- فشار خارجی برای کمک به مخالفان جدی و مؤثر است.
6- انقلاب مخملی یا صورتی با هدف ایجاد تزلزل یا فروپاشی نظام‌های سیاسی مورد نظر طراحی و اجراء می‌شود.
از این رو در یک بررسی تطبیقی مشخص می‌شود که هیچ از این ویژگی‌ها با قیام‌های اخیر مصر و تونس سازگار نیست. علاوه بر این، در حالی که در انقلاب‌های مخملی خارج نزدیک روسیه محافل صهیونیستی و چهره‌های چون جورج سوروس از طریق انستیتوی جامعه باز در شکل‌گیری و هدایت انقلاب مخملین نقش‌آفرین بودند، اما درست برعکس در مصر رژیم صهیونیستی و محافل یهودی تمام تلاش خود را برای به شکست کشاندن انقلاب مردم مصر، به کار بسته‌اند و با اعمال فشار برامریکا‌‌ ‌و اروپا آنها را به تجدید نظر در مواضع قبلی خود مبنی بر کناره‌گیری سریع مبارک از قدرت وادار کرده‌اند. با این حال نباید از این واقعیت غافل شد که علت برخورد دوگانه غرب تنها به تفاوت‌های ماهوی موجود در خصوص انقلاب‌های مصر و تونس با انقلاب‌های مخملی درخارج نزدیک روسیه محدود نمی‌شود، بلکه در اصل از دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز نهادینه شده در غرب علیه مسلمانان و کشورهای اسلامی ناشی می‌شود و درست به همین علت است که کشورهای غربی به رغم اینکه در همه جا از دموکراسی دم می‌زنند اما از ترس اینکه مبادا دموکراسی واقعی در کشورهای عربی به روی کار آمدن حکومت‌های ضد غرب و ضد صهیونیست منجر شود به حمایت از حکومت‌های دیکتاتور همچون حکومت مبارک دست زده‌اند و در حال حاضر نیز به جای اینکه به خواسته‌های مردم مصر پاسخ دهند در فکر آبروی مبارک و نجات وی از بحران کنونی هستند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار