کد خبر: 436528
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۴
5- حسین بشیریه- او که خود از شاگردان کلاس درس غرب و امریکاست طی مقاله‌ای تنها راه موفقیت جمهوری اسلامی را تغییر ساختارهای حقوق و سیاسی برای رسیدن به دموکراسی واقعی می‌داند. او تا قبل از دوم خرداد 1376 حاکمیت ولی فقیه را در چارچوب نظام سیاسی توده‌ای و کاریزمای ماکس وبری و سپس اریستو کراسی می‌داند و می‌نویسد: جمهوری اسلامی با طی دو دوره، یکی دموکراسی انقلابی و دوران بسیج گرایانه پوپولیستی و کاریزماتیک تا سال 1368 و یک دموکراسی صوری و وجود برخی نهادها و رویه‌های دموکراتیک و عین حال تسلط اریستو کراسی قدرت تا 1376 اکنون (با به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان) با ایجاد بحران در قدرت سنتی به یک شبه دموکراسی گذر کرده است.
او پیروزی اصلاح‌طلبان و کسب دو قوه مجریه و مقننه (مجلس ششم) را شبه دموکراسی می‌داند و کسانی که رأی مردم را به خود جلب کرده‌اند، اپوزیسیون نام می‌گذارد و در ادامه می‌نویسد: با انتخاب آقای خاتمی مردم به دنبال این بوده‌اند که برخی تنگناها را که بر سر راه است، بردارند؛ چرا که کشور ما استعداد گسترش دموکراسی را دارد. دوم خرداد این پتانسیل را دارد که دیواره‌های نظام حقوقی را بشکند یا در چارچوب همین نظام با استفاده از ظرفیت‌هایی چون بیکاری و مقوله جوانان و تورم برای تغییر ساختارهای حقوقی و سیاسی و رسیدن به یک دموکراسی واقعی استفاده کند.
بشیریه که از رأی بالای رئیس جمهور وقت دچار توهم گردیده، با برداشت غلط از این حضور حماسی، مهم‌ترین ضعف را در تحلیل خود مرتکب شده است؛ چرا که رأی مردم به تغییر در روش‌ها و برنامه‌ها بوده است و با توجه به مشکلاتی که اجرای برنامه توسعه محور ایجاد کرد و نیز با توجه به گفتمان سیاسی جدید اصلاح طلبان که با شعارهای جدیدتری مطرح گردید، آرای مردم را به خود جلب کردند. با شناختی که از مردم است تا زمانی که آرمان دموکراسی با آرمان انقلاب اسلامی همراه باشد، مردم آن را حمایت می‌کنند و گرنه هر گونه آرمان ساختار‌شکنانه‌ای، در نظر مردم مردود می‌شود.
6- داریوش شایگان- او که در دهه 40 و 50 شمسی با دفاع از اندیشه شرقی به نقد بنیادین و مدرنیته می‌پرداخت، در دهه 60، تغییر موضع داده و فرهنگ مدرنیته را مورد پذیرش خویش قرار داد. گفتار او در ماهنامه آفتاب به چاپ رسیده است. او معتقد است که از جهانی شدن می‌توان به جهانی شدن فناوری و اقتصاد رسید و نیز از فرهنگ جهانی برخوردار شد که احیا کننده ارزش‌های خاصی مانند حقوق بشر، محترم شمردن آزادی‌های فردی، جامعه مدنی و جدایی قدرت‌هاست. این ارزش‌ها، احیا کننده مدرنیته‌اند و این جهانی شدن غیر قابل بازگشت است، خواه چینی باشد یا هندو یا مسلمان، ما با یک هویت مدرن روبه‌رو هستیم و در واقع مدرنیته قوانین بازی را تعیین می‌کند. سنت همیشه هسته نژادی دارد و ماهیت و منشأ آن اهمیت چندانی ندارد ولی مدرنیسم به دیگران اجازه می‌دهد که زندگی کنند. اگر این مدرنیته محو شود، جنگ بین نژادها بی‌وقفه ادامه می‌یابد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار