محمد اسماعیلی | آیتالله عباس كعبی، مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و از حقوقدانان مشهور كشور و عضو هیئت علمی و استاد نمونه مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) میباشد. وی در حال حاضر نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی است. آیتالله كعبی در سال 1341 در اهواز به دنیا آمده است. در پی صدور بیانیهای 8 مادهای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز و پس از فعالیتهایی كه در كمیته مشترك جامعتین با برگزاری 16 جلسه مشترك انجام شد و همچنین انجام كارهای كارشناسی دقیق و گرفتن نظرات نخبگان و افراد اصولگرا منشور اصولگرایی در هفتههای گذشته به جمعبندی رسید. اعضای جامعتین نیز در پی صدور منشور مذكور اهدافی از جمله ایجاد وحدت و انسجام بین گروهها و تشكلهای اصولگرایی را مورد تأكید قرار دادهاند. برگزاری نشست مجلس خبرگان رهبری نیز از جمله مباحث مطرح شده دیگر در گفتوگو با آیتالله كعبی است كه ایشان آن را با توجه به مواضع رئیس فعلی آن حائز اهمیت میداند. ایشان مواضع و عملكرد سال گذشته هاشمی رفسنجانی را باعث انتقاد و تذكرات سایر اعضای مجلس خبرگان رهبری خواندند و ادامه تأكید بر مواضع سال گذشته را موجب از دست رفتن فرصتها برای وی قلمداد كردند فرصتهایی كه شاید دیگر به دست نیاید. ایشان در ادامه یكی از مؤلفههای مهم و اساسی ریاست مجلس خبرگان را دفاع تمام قد از مقام عظمای ولایت مورد تأكید قرار دادند و آن را خواسته محكم تمام اعضای مجلس خبرگان رهبری عنوان كردند، خواستهای كه در جریان نشست سال گذشته این مجلس هم بارها به آقای هاشمی گوشزد شده است. عضو شورای نگهبان قانون اساسی نشست هفتههای آینده مجلس خبرگان را بسیار مهم و دارای ابعاد گوناگون دانستند. ایشان همچنین تلاشهای گاه و بیگاه جریان نفاق را بیثمر دانستند و عملكرد سالهای گذشته اصلاحات را عامل رویگردانی مردم از این جریان دانستند. آیتالله كعبی سعی در ایجاد انحراف در ارزشها و باورهای اعتقادی و انقلابی مردم را از جمله كاركردهای دولت اصلاحطلبان مورد اشاره قرار داد و هوشیاری رهبری و آگاهی مردم جامعه را عامل بینتیجه بودن تلاشهای این گروه خواند. در ذیل گفتوگوی «جوان» با عضو مجلس خبرگان رهبری آیتالله كعبی را میخوانیم.هدف جامعتین از تبیین منشور اصولگرایی كه در هفتههای گذشته انتشار یافت چه بود؟گفتمان اصولگرایی در قالب حزب و گروه و دسته و جناح نمیگنجد و در واقع گفتمان اصولگرایی همان گفتمان انقلاب اسلامی است. بعد از آنكه جریان دوم خرداد زاویهای و انحرافی در گفتمان انقلاب ایجاد كردند و در دل گفتمان اصیل انقلاب ادبیات روشنفكری و غربی به وجود آوردند، جریان اصولگرایی برای بازخوانی اندیشه امام راحل متولد و گفتمان اصولگرایی به عنوان شاخصههای فراجناحی و فراحزبی مطرح شد و این ادبیات اصولگرایی را رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان شاخصهای گفتمان انقلاب و امام (ره) بر پایه اصول نو مطرح كرد و در همین رابطه ما سعی كردیم این شاخصهها را مطرح و تبیین كنیم. نكته دیگر آنكه گفتمان بارز و مسلط امروز كشور گفتمان اصولگرایی است كه برآمده از تفكر شیعی و افكار ائمه معصومین (ع) و نظام مقدس جمهوری اسلامی و قانون اساسی است و چون در اثر اختلاف سلیقههای گوناگونی كه در این دو دوره ایجاد شد و این احتمال پیش میرفت كه گفتمان حزبی و جناحی و سلیقهای به عنوان گفتمان اصولگرایی مطرح شود بالاخره یك جایی باید به عنوان مرجعیت علمی و فرهنگی و دینی برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی وارد عمل میشد. هر چند كه رهبر معظم انقلاب تبیین كننده اصلی این گفتمان است و هرگاه عدهای از گفتمان اصولگرایی سوءبرداشتهایی صورت میدادند ایشان مولفههای اصلی این گفتمان را با صراحت تشریح میفرمودند و نمونه آن 14 خرداد 89 بود كه در خطبه رحلت حضرت امام (ره) مطرح فرمودند. مجموعههای اصولگرایان جامعتین متشكل از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز به عنوان دو نهاد عالی حوزوی و روحانی خواستند كه بیایند و این گفتمان را باز تعریف و تبیین كنند كه گفتمان اصولگرایی برپایه دیدگاه امام(ره) و رهبر معظم انقلاب چه چیزهایی را شامل میشود. در واقع این حركت جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز یك حركت تبیینی و روشنگرانه است و خواسته است گفتمان حضرت امام (ره) و انقلاب و رهبری را در قالب اصولگرایی باز تعریف كند. این یك حركت صرفاً علمی و تبیینی است و این را نمیتوان یك حركت انتخاباتی و... به شمار آورد. مهمترین شاخصهای كه میتوان برای این منشور در نظر گرفت چه شاخصهای است؟این نادرست است كه این حركت را حركتی سیاسی و یا انتخاباتی بنامیم و تأكید بنده این است كه برداشت مشترك از اصول و شاخصههای خط امام (ره)و رهبری یكی از مؤلفههای این حركت است و یكی دیگر از مهمترین معیارهای این اصولگرایی موضعگیری صحیح و شفاف افراد در مقابل دشمنان و فتنهگران و خصوصاً فتنه 88 است. به تعبیر دیگر به همان میزان كه افراد نسبت به فتنه سال گذشته موضعگیری صریح و شفاف نداشتهاند از گفتمان اصولگرایی نیز فاصله گرفتهاند و به همان اندازه كه علیه جریان و شخصیتهای جریان نفاق موضعگیری قاطعانه داشتهاند در جرگه اصولگرایی به شمار میآیند. به هر حال یكی از شاخصههای اصولگرایی موضع شفاف و صریح در مقابل دشمنان اسلام و نظام و فتنهگران است و به ویژه در مقابل كسانی كه ابتدا با شیب ملایم و بعد تند از اصول انقلاب و مظام منحرف شدند و در مقابل نظام و اسلام ایستادند. كسی كه با فتنهگران تعارف دارد در جریان اصیل اصولگرایی جایی ندارد یا حداقل از اصولگرایی فاصله زیادی دارد و قاطعیت لازم را ندارد، از این رو كاری كه شد در جهت تبیین گفتمان امام (ره) و انقلاب و رهبری در قالب اصولگرایی قابل بررسی است و هم در جهت دعوت طیفهای گوناگون اصولگرایی برای تفاهم مشترك و وحدت بر مدار این اصول قابل ارزیابی است. در دوران حاكمیت علیه آرمانها و اصول امام (ره) و انقلاب فعالیتهایی صورت گرفت كه در نهایت به فتنه 88 منتج و انحراف آنها در نهایت به مقابله همه جانبه با نظام اسلامی ختم شد و در دولت نهم و دهم تنوع دیدگاهها وجود داشت و طیفهای گوناگون اصولگرایان هم در همین راستا از مرجعیت اصولگرایی كه همان جا معتین است خواست این منشور را تبیین و گردآوری كند كه همانطور كه اشاره شد یكی از مهمترین شاخصههای آن موضعگیری شفاف و قاطعانه در مورد فتنه 88 است.عدهای معتقدند یكی از الزاماتی كه جامعتین را برای تبیین این منشورتحریك كرد، فعالیتها و موضعگیریهای گروهی معروف به «جریان انحرافی» است كه ماههای اخیر فعالیتهایشان موجبات تفرقه و شكاف بین اصولگرایان را فراهم آورده است، این ادعا تا چه اندازه درست است؟به هر جهت اصول انقلاب و نظام روشن است و افراد ممكن است برداشتهایشان از این اصول متفاوت و مختلف باشد و هر كس مسئول رفتار و عملكرد خودش است. ادعای اصولگرایی همیشه تلازم و همخوانی با اصول واقعی و حقیقی جریان مذكور ندارد و این باید در عمل و عملكرد افراد مشخص شود. به صورت كلی لازمه به حساب آوردن گروه و افرادی در جریان اصولگرایی را فرعی - اصلی كردن موضوعات میدانم؛ به این معنا كه نگاه كنیم افراد و گروهها به چه میزان به اصول پایبند هستند و به مبانی اسلام و انقلاب ملزم هستند و اگر اشتباهاتی افراد و گروهها داشتند كه از فروعات به شمار میآمد آن را آنقدر بزرگ نكنیم كه عمل به اصول و مبانی اصیل زیر سؤال برود. نباید ما به خاطر حضور یك شخص كل گروه یا شخصیتهای وابسته به وی را زیر سؤال ببریم بلكه باید افراد را بر حسب شرایط و ویژگیهای فردی و نه در قالب گروه بررسی و نگاه بكنیم. معتقدم الان به خاطر یك جریان خاص یا شخصیتی خاص كه انحرافاتشان مشخص است این را افرادی بهانه و ابزار قرار میدهند تا حركت و فعالیت سازنده و انقلابی دولت را تخطئه بكنند، در حالی كه در شرایط حاضر هرگونه اقدام كه منجر به تضعیف دولت بشود محكوم است و نباید آن را حركتی اصولگرایی به حساب آورد. وظیفه شرعی قانونی انقلابی همه در حال حاضر تقویت دولت دكتر احمدینژاد است و پرهیز از اینكه تضعیف در این باره انجام بگیرد. اگر انتقادی از دولت یا مجموعه آن مطرح است باید آن را فرعی اصلی كرد و نباید آن انتقاد را در فضای عموم مطرح كرد كه كلیت دولت ضربه ببیند و فتنهگران فرصت را برای پیگیری افكار و اهداف خود مساعد ببینند و از این زمینهها برای تضعیف انقلاب و نظام استفاده كنند. پس یكی دیگر از شاخصههای اصولگرایی فرعی- اصلی كردن است و مقام معظم رهبری نیز بارها در مكانهای مختلف روی این موضوع تأكید فرمودهاند.دلایل اینكه شما در ماههای گذشته مشایی را عامل شكاف بین اصولگرایان خوانده بودید چه بود؟در حال حاضر مسئله مشایی یك مسئله فرعی است و نباید زیاد به آن بها داد و آن را در هر رسانهای فریاد زد، نباید این موضوع فراگیر و به عنوان یك موضوع محوری قلمداد شود و به این وسیله كل دولت خدمتگزار و انقلابی مورد تخطئه و هجمه قرار بگیرد. مسئله مشایی باید در ارزش و اعتبار خودش به آن پرداخته بشود و ارتباطی بین تلاش شبانهروزی رئیس جمهور محترم و بدنه فعال دولت ایشان ندارد و موضوعی جدا از دولت و شخص احمدی نژاد به شمار میآید. جریان دولت یك جریان ولایی است و فراتر از یك عنصر و یك شخص محسوب میشود و مجموعه كاملی است كه در حال كاركردن و خدمت به مردم كشورمان است.شما هفتهها قبل در مصاحبهای پس از آنكه خاتمی شروطی را برای برگشتن به حاكمیت مطرح كرده بوداظهار كرده بودید كه راه برای بازگشت خاتمی به حاكمیت و عرصه سیاسی بسته است، علت موضعگیری شما در اینباره چه بوده است؟جریان خاتمی و جریان اصلاح طلبان در هشت سال دوران حاكمیت خود امتحان پس دادهاند و مردم آنها را به خوبی شناختهاند. اصلاً شكلگیری دولت نهم و دهم برپایه گفتمان انقلاب و اصولگرایی به معنای پایان حیات سیاسی جریان منحرف از اصول و آرمانهای انقلاب و نظام است كه پروژه اصلاحات امریكایی را در حال اجرا داشتند و با شكست مواجه شدند. هشت ساله حاكمیت اصلاحات همچنان در حافظه تاریخی مردم كشورمان پایدار است و جریان منحرف قطعاً فرصت ظهور و بروز میدانی پیدا نخواهند كرد بلكه در حد همین حلقههای روشنفكری غربی باقی خواهند ماند و فعالیت خواهند كرد و قطعاً با استقبال مردم ایران مواجه نخواهند شد، چرا كه مردم كشورمان مردمی متدین و وفادار به آرمانهای امام و رهبری هستند كه فداكاری و بصیرت خود را در عرصههای مختلف از جمله وقایع سال گذشته به خوبی نشان دادند.ایمان، بصیرت و وفاداری به امام، انقلاب و رهبری مردم كشورمان باعث میشود كه اصلاحطلبان دیگر فرصتی برای اداره كشور یا ایفای نقش در حاكمیت نداشته باشند. فتنه سال گذشته به عنوان پایان كار اصلاح طلبان در عرصه سیاسی كشور به شمار میآید.مواضع گهگاه برخی از سران فتنه در هفتههای اخیر كه در قالب پروژه برگشتن به حاكمیت قابل ارزیابی است را چگونه میبینید؟فعالیتهای تمام گروهها و جریانات سیاسی در چارچوب عمل به قانون قابل پذیرش است و نمیشود گروه یا شخصیتهایی قانون را قبول نكنند یا آن را زیر پا بگذارند و بگویند در انتخابات تقلب روی داده است و در خیابانها اردوكشی بكنند، بیانیه علیه آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بدهند، در قد و قامت یك اپوزیسیون ضد انقلاب و نظام فعالیت بكنند، بعد بگویند كه نظام و حاكمیت باید آنها را به رسمیت بشناسد. اینگونه موضعگیریها با فعالیتها و تحركات آنها كاملاً در تضاد و تناقض است. این تناقض هم به این شكل حل میشود كه اگر آنها میخواهند در چارچوب قانون حركت بكنند باید نسبت به خسارتهایی كه به نظام و كشور وارد كردند پاسخگو باشند و درصدد جبران آن برآیند و از ظلمی بزرگ كه به كشور و ملت روا داشتند اظهار ندامت و پشیمانی بكنند و رسماً بگویند كه در چارچوب قانون و التزام عملی به ولایت فقیه میخواهند حركت كنند و این را نشان بدهند. اگر آنها میخواهند در عرصه سیاسی فعالیت كنند باید تمام موارد فوق را رعایت كنند و از دشمنان خارجی نظام هم اعلام برائت و جدایی بكنند. نظام است كه باید برای برگشت این افراد كه در سال گذشته خسارتهای جبران ناپذیری را به كشور و ملت تحمیل كردند شرط بگذارد نه آنكه این افراد برای نظام و ملت شرط بگذارند. شروط نظام هم قانونی است و خلاف آن چیزی كه ملت میخواهد نخواهد بود.آقای هاشمی رفسنجانی هم در هفته گذشته موضع خود در برابر جریان فتنه را همانهایی دانست كه در نماز جمعه 26 تیرسال گذشته مطرح كرده بود ، نظر شما در این باره چیست؟اعضای خبرگان رهبری در مقاطع مختلف از آقای هاشمی خواستهاند كه نسبت خود را با جریان فتنه و حركت منافقانه آنها روشن كند و از جمله آن بیانیه 65 از اعضای مجلس خبرگان رهبری در سال گذشته است كه در آن عنوان شده بود پشتیبانی قاطعتر و روشنتری از ولایت فقیه داشته باشند. در این بیانیه همچنین بحث تولی و تبری عنوان شده بود به این معنا كه نسبت به اصول انقلاب تولی داشته باشند و در مورد فتنهگران و دشمنان تبری و دوری را مورد توجه قرار بدهد. ایشان در بعد تولی جلو آمده و بارها عنوان كرده است كه در چارچوب ولایت فقیه و عمل به منویات ایشان عمل میكند و قدمی از معظمله جلوتر و عقبتر نمیگذارد اما نسبت به تبری نسبت به فتنهگران متأسفانه تا امروز اصلاً موضعگیری در این باره نداشته است و از فتنهگران 88 تبری نجسته است. آقای هاشمی تا حالا قبول نكرده است كه غائله سال گذشته یك فتنه عمیق و پیچیده بوده است و از ادبیات فتنه هم استفاده نمیكند و بالاتر از این در بسیاری از مواقع سكوت اختیار میكند و بلكه طرفداران ولایت را مورد نقد و انتقاد قرار میدهد. متأسفانه آقای هاشمی رفسنجانی با اتخاذ این مواضع فرصت سوزی میكند و یكی پس از دیگری فرصتها را از دست میدهد در حالی كه با توجه به جایگاه ویژهای كه در حكومت اسلامی دارد میتواند نقش مهم و ویژهای را در تحكیم آرمانهای نظام و ایستادگی در مقابل دشمنان ولایت ایفا كند تا به مانند همیشه نظام جمهوری اسلامی ایران در مقابل توطئهها و كارشكنیهای داخلی و خارجی سربلند باشد. متأسفانه هاشمی رفسنجانی نقش تاریخی خود را ایفا نكرد بلكه در دوران فتنه و پس از آن با فرصت سوزی این نقش را عملی نكردهاست، هم اكنون مطالبات نخبگان، دانشگاهیان و دلسوزان انقلاب و ملت سربلند ایران روی زمین مانده است.مطالبات جامعه از آقای هاشمی این است كه این رویه را ادامه ندهد و اگر چه دیر هنگام است اما باز هم میتواند خود را در صف دلسوزان و رهروان حقیقی ولایت فقیه بگنجاند.نمونه تحركات هاشمی كه در حمایت از فتنهگران قابل ارزیابی است، نامهای است كه ایشان در سالروز بزرگداشت 19 دی منتشر و با انتشار آن سؤالهای بسیاری را در اذهان عموم مطرح كرد. آقای هاشمی به جای آنكه در سالروز بزرگداشت 9 دی بیانیهای را صادر كند اكتفا به بیانیه 19 دی كردند، در حالی كه روحانیت ستیزان اصلی فتنهگران سال گذشته هستند و ایشان باید فتنهگران را ملامت كند به خاطر آنكه هدفشان تحقق شعار «اسلام منهای روحانیت و اسلام منهای سیاست بود» نه اینكه تحت عنوان روحانیتستیزی و مرجعیتستیزی طرفداران ولایت را متهم بكند و این گلایه هم از ایشان در این باره هست.هدف هاشمی از صدور این بیانیه و به تبع آن تكرار اظهارات سال گذشتهشان چه میتواند باشد؟تا همین جا كفایت میكند.انتقادات اعضای مجلس خبرگان رهبری از آقای هاشمی چه نقشی میتواند در جایگاه ایشان در مجلس خبرگان داشته باشد؟مجموع اعضای مجلس خبرگان در بیانیهها و مواضع گوناگون خود ثابت كردهاند كه مجلس خبرگان در مسیر تقویت رهبری و ولایت و نظام حركت میكند و هرگونه حركتی كه باعث تضعیف نظام یا تضعیف رهبری و ولایت بشود یا حتی حضور انقلابی خبرگان را مورد خدشه قرار بدهد، اعضای مجلس خبرگان مقابل آن میایستد، مجلس خبرگان باید موجب تقویت جایگاه رفیع رهبری باشد و مجلس است كه متشكل از متنفذان ملت و مجتهدان با بصیرت كشور است كه در طول این سالها امتحان خوبی هم پس داده است. این مجلس در بیانیههای مختلف و مواضع گوناگون مطب فوق روشن است و طبعاً در همین مسیر انتظار این است كه مجلس خبرگان ظرفیت دفاع از ولایت انقلاب و نظام را با مواضع انقلابی بیشتر بكند.انتقادات اعضای مجلس خبرگان از شخص آقای هاشمی دستاوردی را هم به همراه داشت؟این انتقادات باعث شد كه آقای هاشمی مقداری جلو بیایند و در دفاع از ولایت و رهبری هم نكاتی را گوشزد كنند، اما انتظارات اعضای مجلس خبرگان بیشتر از این حرفهاست. در واقع تعدیل مواضع آقای هاشمی به ویژه موضعگیری در مورد فتنه به صورت شفاف و صریح مورد انتظار است كه البته تاكنون هم اتفاق نیفتاده است و همانطور كه گفتم دیر میشود و فرصتها یكی پس از دیگری برای آقای هاشمی از دست میرود در حالی كه ایشان میتواند نقش پررنگی را علیه دشمنان و فتنهگران داخلی و خارجی در كنار رهبری معظم ایفا بكنند.عدهای در تلاش هستند تا دولت كنونی را ضدروحانیت جلوه بدهند و از این طریق حمایتهای مراجع و روحانیون را از دولت بردارند، این فعالیتها را چگونه ارزیابی میكنید؟دولت كنونی و شخص احمدینژاد گفتمان امام، انقلاب و رهبری را زنده كرد و پروژه اصلاحات امریكا را به نابودی و فراموشی سپرد. اقدامات مثبتی كه این دولت در احیای گفتمان انقلاب اسلامی در حوزه خارجی و استكبار و دشمنان اسلام كرد و در داخل خدماتی را كه انجام داد خدمات بسیار گسترده و قابل ارزشی است. اگر انتقاداتی هم نسبت به دولت احمدینژاد وارد است و روحانیت آنها را مطرح میكند این تذاكرات از موضع امر به معروف و نهی از منكر و از باب نصیحت و خیرخواهی است و نه از روی مقابله و برخورد با دولت است. به هر جهت رابطه روحانیت و نظام پیوند ناگسستنی است و تلاشهای سوئی كه در این زمینه صورت میگیرد، به جایی نخواهد رسید. روحانیت یكپارچه در كنار رهبری ایستاده است و پشتیبان ایشان است و به این میبالد. این دولت اصولگرا در مبنا و اصول همراه با روحانیت است و انتقادات در این زمینه نباید به عنوان عدم حمایت از دولت تلقی بشود. روحانیت همچنان پشتیبان نظام و دولت اسلامی است و دلنگرانیهای روحانیت بیشتر تحكیم و تعمیق و باورهای اسلامی است. آنجایی كه در اجرای این مسائل نقطه ضعفی را ببینید روحانیت از موضع امر به معروف و نهی از منكر تذكر میدهد.در باب موضعگیری دولت باید چند نكته مورد توجه قرار بگیرد، یك موضعگیری رهبری و مطالعه معظمله این است كه دولت تضعیف نشود. دوم آنكه در مجموع دولت خدمات ارزندهای را به مردم و كشور ارائه داده است و اگر گوشهای هم انتقادی است نباید به كل حركت دولت تعمیم داد بلكه باید فرعی اصلی كرد و نكته سوم اینكه نباید از فتنهگران غافل شد و موضعگیری بایددر جهت فتنه ستیزی و استكبار ستیزی مورد توجه باشد. نكته بعد آن است كه باید انتقادات به شكلی مطرح شود كه باعث ایجاد یأس و ناامیدی در جامعه نشود، چراكه امروز دولت با شجاعت برنامههای مهمی رادر دستور كار قرار داده است.در هفتههای اخیر شاهد قیام مردمی بعضی از كشورهای عربی از جمله تونس و مصر علیه حكمرانان خود هستیم. رهبر معظم انقلاب هم در خطبههای چند روزگذشته محور فرمایشات خود را این تحركات قرار دادند، نظر شما در این رابطه چیست؟رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در خطبههای نماز جمعه ماهیت تحولات خاورمیانه را به صورت كارشناسی و دقیق بیان فرمودند. بحثی كه در این میان مهم مینماید بحث خصلت نظام سلطه و حكومتهای دستنشانده آنهاست كه خصلتی فرعونی است و آن هم تحقیر و به ذلت كشاندن ملتهای دنیاست. همانطور كه با بررسی عملكرد دولتهای مصر و تونس در طول سالیان اخیر به دست میآید آنها سعی كردهاند تا با تحقیر و به ذلت كشاندن مردم كشور خود منافع و خواستههای پلید سران استكبار از جمله امریكا، انگلیس و رژیم غاصب صهیونیستی را تأمین كنند. علت قیام و خروش ملتهای كشورهای عربی هم همانطور كه رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند عصبانیت از نوكری سران كشورهایشان به غرب و احساس تحقیر خود در میان سایر جوامع است. ملتهای دنیا امروز با الگو قرار دادن انقلاب شكوهمند انقلاب اسلامی ایران كه در طول 32 سال محكم بر سر مواضع انقلابی و اسلامی خود ایستاده دست به قیام و تظاهرات علیه حكومتداران فاسد و وابسته خود میزنند.به هر حال محور تحولات اخیر خاورمیانه، امریكا ستیزی و صهیونیست ستیزی است كه البته مردم كشورهای مصر و تونس و سایر ملتهای دنیا باید این روحیه استكبارستیزی را حفظ كنند و آن را در مسیر حركت انقلاب خود تداوم بخشند.از دیگر محورها و ویژگیهای انقلابهای خودجوش منطقه میتوان به وحدت انقلابیون و پیشتازی رهبریت در بین آنها اشاره كرد.نیروهای روشنفكر و علمای بلاد اسلامی باید هدایتگر مبارزات مردمی باشند تا بتوانند عزت و كرامت و شكوه مردمان خود را ببینند و به امید خدا در آینده شاهد تحقق خاورمیانه جدید بدون حضور رژیم صهیونیستی باشیم.